145 روز جنگ میان آتش و خون و همنشینی با مرد عشق و حماسه ، مصطفی چمران، نوجوان سختی کشیدة گلستانی را مردتر از قبل ساخته و بینش او را نسبت به اهداف والای انقلاب و جنگ روشن ساخت
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

روحانی شهید رمضان عامری
4g'/*

 

145 روز جنگ میان آتش و خون و همنشینی با مرد عشق و حماسه ، مصطفی چمران، نوجوان سختی کشیدة گلستانی را مردتر از قبل ساخته و بینش او را نسبت به اهداف والای انقلاب و جنگ روشن ساخت

 

وقتی صبر و استقامت کویر با لطافت و ترنّم سبزهزارهای شمال عجین شود، مولود این دو ، کوهِ سبز استقامتی است که نه هجوم خمپاره و ترکش توان ستیزش دارد و نه وسوسه های زرق و برق دنیا، ذرّهای از استواریاش کم میکند . کوههای استواری که سد راه دشمن گشتند تا رقص زشت یزیدیان بعثی را در پاکی زمین ستمدیده ایران نبینند و شهید رمضان عامری کوهی از کوهستان عزم و ارادة ایران بود که در روز دهم شهریور 1346 در یکی از روستاهای شهرستان زابل به نام «ده منصوری بخش پشت آب» دیده بر جهان خاکی گشود. خانوادة عامری به علت کم آبی بسیاری که در منطقه پدید آمده بود، مجبور به ترک دیار خود شدند و به خطة سرسبز شمال و نزدیکیهای علی آباد کتول مهاجرت کردند. دوران تحصیلات ابتدائی را در روستای «بدراق» و «حاجی کلاته» و تحصیلات راهنمایی را در مدرسة هفده شهریور در مزرعة کتول سپری کرد. ایشان در ضمن تحصیل از تقید به مسائل مذهبی و انجام واجبات و ترک محرّمات باز نماند. سال اول دبیرستان در علی آباد را میگذراندکه زمزمه های رزم و شوق نبرد در جبهه های حق علیه باطل در درون این نوجوان پرشور طنین انداز گشت و مبارزات او با عمال رژیم محنوس پهلوی در این جبهه نیز ادامه یافت.

جنگ

 این بار زبونان بعثی بودند که حریم اسلام را در چشم انداز پلید خود نظاره کردند و به خاک پاک ایران زمین طمع ورزیدند. و رمضان عامری نیز ندای «هل من ناصر» حسین زمان را با جان و دل خرید و تمنّای وصال خویش را با اطاعت از مراد دل درآمیخته و عازم جبهه های غرب شد و در آنجا به گروه شهید چمران پیوست.

145 روز جنگ میان آتش و خون و همنشینی با مرد عشق و حماسه ، مصطفی چمران، نوجوان سختی کشیدة گلستانی را مردتر از قبل ساخته و بینش او را نسبت به اهداف والای انقلاب و جنگ روشن ساخت. او میدانست که سرچشمة این همه مبارزه و عزّت کجاست و خود به آن چشمة ناب ملحق گشت. آری، پس از بازگشت از جبهه، پای در حوزة علمیه نهاد و هدفی بس عظیم که ارشاد مردم و تبلیغ فقه آل محمد(ص) بود را با جان و دل دنبال کرد.تشکیل بسیج در پایگاه حضرت ابوالفضل(ع) «اسلام آباد» و برپایی مراسم عزاداری و & .از جمله یادگاریهای شهید عزیز در محل زندگی است که هیچگاه از یاد نخواهد رفت. دوران تحصیل، هیچگاه وی را از وظایف دیگر غافل نکرد و باردیگر شور و شوقشهادت و جهاد در راه دوست، اورا شهر به شهر و کوی به کوی به جبهههای غرب کشاند. کوههای آن دیار دست افشان و پای کوبان او را در راه دوست نظاره کردند و سرانجام این عزیز، این رزمندة جبهة نفس و جهاد، پس از چهار بار اعزام به کوچه های عاشقی، در سال 67 درمنطقة شلمچه ندای یار را لبیک گفته و با چرخش ترکشی، رقص مستانة خویش را به پایان رسانید. « مبارک باد وصال یار بر عاشقان آستان دلدار

منبع سایت جلوه ایثار

تنظیم برای تبیان مولادوست