سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
تحلیل و بررسی اولین جریان مخالف حکومت امام علی (ع) بسیار عبرت آموز است . در مقاله گذشته بخشی از این عبرت ها آمد و گفتیم از دیدگاه امام (ع) عمده ترین عامل مخالفت پیمان شکنان، دنیاطلبی است .
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

شیوخ تشنه قدرت

طلحه و زبیر

اشاره

تحلیل و بررسی اولین جریان مخالف حکومت امام علی (ع) بسیار عبرت آموز است . در مقاله گذشته بخشی از این عبرت ها آمد و گفتیم از دیدگاه امام (ع) عمده ترین عامل مخالفت پیمان شکنان، دنیاطلبی است .

دو جلوه، از جلوه های دنیاطلبی در اینان برجسته بود:

1 - مال پرستی؛

2 - جاه پرستی و ریاست طلبی .

پیشاپیش بر این نکته تاکید دارم که پی گیری این بحث از آن رواست که می تواند ما را در تحلیل درست حوادثی که بر انقلاب بزرگ اسلامی ما می گذرد و نیز در افشای چهره های بریده از آرمان های امام راحل (ره) و انقلاب کمک کند .

 

ریاست طلبی

امام علی (ع) در سخنی، طلحه و زبیر را مصداق این جمله نورانی دانسته اند که: «رب عالم قد قتله جهله و علمه معه لاینفعه;1 بسا دانشمندی که نادانی وی او را از پا درآورد و دانش او با او بود و او را سودی نکرد .»

به گفته ابو مخنف و شیخ مفید (ره) این سخن را امام (ع) در تحلیل رفتار طلحه و زبیر فرموده است. 2 مراد سخن مولا این است که علم به تنهایی نجات بخش نیست، بلکه این علم آن گاه انسان را به قله سعادت می رساند که با «عقل » همراه باشد . «عقل » با تفسیر الهی آن; یعنی نوری که انسان را به بندگی حضرت حق رهنمون گردد . آن گونه که امام موسی بن جعفر (ع) فرمود: «العقل ما عبد به الرحمن واکتسب به الجنان;3 عقل آن است که با آن خداوند بندگی شده و با آن بهشت به دست می آید» .

نقطه مقابل آن «جهل » است . جهل در فرهنگ قرآن و روایات به معنای کار نابخردانه است .

حضرت در آخرین لحظات خروج آن ها از مدینه نیز برایشان پیغام فرستاد: «ایها الشیخان احذرا من سطوة الله و نقمته و لاتبغیا للمسلمین غائلة وکیدا و قد سمعتما قول الله تعالی تلک الدار الآخرة نجعلها للذین لایریدون علوا فی الارض و لافسادا و العاقبة للمتقین; ای دو پیرمرد، از خشم و قهر خدای بپرهیزید و علیه مسلمین توطئه نکنید و البته گفتار خدای را شنیده اید که فرمود سرای آخرت را بر کسانی برگزیده ایم که خواهان فساد در روی زمین و سرکشی نباشند و عاقبت نیک از آن تقوا پیشه گان است .»

براین اساس، فراوانند عالمانی که بهره آن ها از علم فقط اصطلاحات است و بس . نور علم که همان عقل است به همراه ندارند و در نتیجه جهلشان آنان را به نابودی می کشاند:

 

دانش ارنیست همدم تقوی             تیغ بران به دست مستان است 4

 

طلحه و زبیر، مصداق عالمانی این چنین بودند، که جهلشان آنان را به ستیز با امام حق علی (ع) کشانید .

«جهل آنان ریاست طلبی و جاه پرستی بود .» جاه و ریاست آن گاه که معبود و معشوق شد، مسلخ ارزش های الهی می گردد . امام علی (ع) فرمود: «حب الرئاسة شاغل عن حب الله سبحانه .5 دوست داشتن ریاست آدمی را از محبت خدای سبحان باز می دارد» .

کسی که در وادی «ریاست طلبی » افتاد، دیگر برای او اخلاق، معنویت، ارزش ها بی معنی خواهند شد .

محمد بن مسلم گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود:

«ان من شرارکم من احب ان یوطا فی عقبه انه لابد من کذاب او عاجز الرای; 6 همانا بدترین شما آن کس است که دوست دارد سروری یافته و مردم را به دنبال خویش بکشاند، چنین کسی یا باید دروغ گو باشد و یا ضعیف النفس .»

بنابراین، آن کس که ریاست طلب است می خواهد در هر وضعیتی ریاستش حفظ شود، چنین ریاستی جز با دروغ یا معامله سیاسی با مردم حفظ نخواهد شد . چنین کسی ناچار است برای به دست آوردن یا نگاه داری حکومت چند روزه خویش پشت پا به تمام ارزش های الهی بزند .

 

بیماری شورشگران

شورشگران

بیماری طلحه و زبیر، و بسیاری از دیگر بریده ها از انقلاب اسلامی ما همین است . آنان این انتظار را داشتند که امام علی (ع) آن ها را بر پست های حساس حکومت بگمارد و آن ها را شریک در حکومت سازد . حضرت به آنان فرمود: از آن جا که شما به مقام و یاست بیش از حد علاقه نشان می دهید، شایستگی ریاست بر مسلمین و زمام داری بر آن ها را ندارید.7

در سخنی دیگر خطاب به آنان فرمود:

«و اعلما انی لا اشرک فی امانتی الا من ارضی بدینه و امانته من اصحابی و من قد عرفت دخیلته;8 و بدانید که من در این امانتی که خدای به من سپرده جز انسان هایی که از دینشان راضی ام و از امانت داری شان خرسندم (یعنی مکتبی ها) و لیاقت آن ها را احراز کرده باشم، فردی را شریک نمی سازم .»

در این سخن، امام راز واگذار نکردن مسئولیت را به آنان این می داند که اینان به سبب حرصی که بر ریاست دارند، امانت دار شایسته حکومت نیستند و اصولا آنان که این خصلت را دارند، حکومت را «لقمه چرب » می دانند، نه «امانت » و صاحبان بینش این چنین سنخیتی با حکومت مولا ندارند . حضرت در آخرین لحظات خروج آن ها از مدینه نیز برایشان پیغام فرستاد: «ایها الشیخان احذرا من سطوة الله و نقمته و لاتبغیا للمسلمین غائلة وکیدا و قد سمعتما قول الله تعالی تلک الدار الآخرة نجعلها للذین لایریدون علوا فی الارض و لافسادا و العاقبة للمتقین;9 ای دو پیرمرد، از خشم و قهر خدای بپرهیزید و علیه مسلمین توطئه نکنید و البته گفتار خدای را شنیده اید که فرمود سرای آخرت را بر کسانی برگزیده ایم که خواهان فساد در روی زمین و سرکشی نباشند و عاقبت نیک از آن تقوا پیشه گان است .»

«ریاست طلبی » مصداق جهل اینان بود که سبب قتلشان شد .

 

انحصار طلبی شورش گران

جالب این جا است که امام علی (ع) می فرماید: اینان آن قدر جاه طلبند که حتی همدیگر را نیز به هنگام قدرت تحمل نخواهند کرد و می خواهند تنها خود ریاست داشته باشند و انحصار طلبی در منش و روش آن ها موج می زند: «کل واحد منهما یرجوا لامر له و یعطفه علیه دون صاحبه لایمتان الی الله بحبل و لایمدان الیه بسبب کل واحد منهما حامل ضب لصاحبه و عما قلیل یکشف قناعه به والله لئن اصابوا الذی یریدون لینتزعن هذا نفس هذا و لیاتین هذا علی هذا;10 هر کدام از آن دو امید دارند که زمام داری و حکومت به دست او افتد آن را به سوی خود می کشد نه رفیقش، آن ها به رشته ای از رشته های محکم الهی چنگ نزده اند و نه به وسیله ای به او نزدیک شده اند، هر کدام بار کینه رفیق خویش را به دوش می کشد و به زودی پرده از روی آن برداشته می شود به خدا سوگند اگر به آن چه می خواهند برسند این یکی جان دیگری را می گیرد و آن یکی این را از بین می برد .

در این سخن حضرت مولا علی (ع) بر چند نکته عبرت آموز تاکید دارند . این نکات عبارت اند از:

 

وحدت حقیقی و صوری

1 - از آن جا که هدف این شورش گران، دنیا و رسیدن به حکومت است، گرچه به صورت مقطعی هدف مشترک آنان، را به هم پیوند داده است، لیکن این وحدت صوری است و در باطن خود دشمنی در پی دارد .

2 - وحدت واقعی در سایه ایمان و اعتقاد به خداوند به دست می آید همان که آنان نداشتند: «لایمتان الی الله بحبل و لایمدان الیه بسبب .»

قرآن کریم در باب وحدت، عمیقا بر محور ایمان تاکید دارد: «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا . . . ; 11 به ریسمان الهی چنگ زنید و متفرق نشوید» . برای «حبل الله » معانی گوناگونی شده است: اسلام، ایمان، قرآن، ولایت 12 و . . . ولی جامع همه این ها ایمان و اعتقاد به خدا است و سخن قرآن دعوت مطلق به وحدت نیست، بلکه وحدت حول محور الهی است .

«انما المؤمنون اخوة » 13 این است و جز این نیست که مؤمنان با هم برادرند; یعنی اخوت واقعی در سایه ایمان است و بس .

پیشاپیش بر این نکته تاکید دارم که پی گیری این بحث از آن رواست که می تواند ما را در تحلیل درست حوادثی که بر انقلاب بزرگ اسلامی ما می گذرد و نیز در افشای چهره های بریده از آرمان های امام راحل (ره) و انقلاب کمک کند

کینه توزان جاه طلب

3 - در وحدت های تاکتیکی و مقطعی، از آن جا که ریشه دار نیست، با پیش آمدن مختصر حادثه ای پرده ها کنار می رود و کینه های دنیاطلبانه و جاه پرستانه خود را نشان می دهد همان که امام علی (ع) در مورد طلحه و زبیر پیش بینی کرد: «و عما قلیل یکشف قناعه به .»

و این واقعیت، در مورد این دو به سرعت تحقق یافت: شورشیان جمل، پس از آن که بصره را به تصرف درآوردند بر سر امامت جماعت، اختلاف و کشمکش شدیدی بین طلحه و زبیر در گرفت و چنان این درگیری به طول انجامید که نزدیک بود نماز قضا بشود! ! به طوری که صدای مسلمانان از هر سو بلند شد: «الصلوة، الصلوة یا اصحاب محمد; ای یاران رسول خدا! نماز را دریابید .» ولی کشمکش پایان نپذیرفت تا آن که خود عائشه پا درمیانی کرده و دستور داد که طلحه و زبیر هر دو خود را از محراب به کنار کشند . یک روز محمد فرزند طلحه پیشنمازی را به عهده گیرد و روز دیگر نیز عبدالله پسر زبیر.14

واقدی گوید: با این طرح و پیشنهاد عائشه نیز اختلاف پایان نپذیرفت، زیرا در این که اولین نماز به پیشوایی کدام یک انجام بگیرد، دوباره اختلاف به وجود آمد، به طوری که هر یک از آنان در محراب قرار می گرفت دومی او را عقب می زد سرانجام کار به قرعه کشیده شد! ! ! و محمد بن طلحه در این قرعه برنده شد و اولین نماز با پیشنمازی وی انجام گرفت و در همان نماز بود که محمد بن طلحه سوره «سال سائل بعذاب واقع » را تلاوت نمود و هدفش این بود که با آیه کوبنده به عبدالله تعریض داشته باشد و غرور او را درهم شکسته، پیروزی خود را به رخ وی بکشد. 15

صاحب اغانی گوید: شاعری در مورد اختلاف بر سر پیش نمازی که در میان طلحه و زبیر و فرزندانشان به وجود آمده بود، اشعاری سرود:

تباری الغلامان اذا صلیا           و شح علی الملک شیخاهما

 

آن دو جوان بر سر پیش نمازی می جنگند و این نشانه ریاست طلبی آنان است . پدرانشان طلحه و زبیر نیز بیش از حد ریاست طلب هستند .

و مالی و طلحة و ابن الزبیر           و هذا بذی الجذع مولاهما

 

مرا با طلحه و زبیر چه کار؟ زیرا پیشوای آنان علی اینک در دسترس من است .

فامها الیوم غرتهما       و یعلی ابن امیة دلاهما

این طلحه و زبیر را مادرشان فریب داده و یعلی بن امیه به ورطه هلاکت و بدبختی رهنمونشان ساخته است. 16

نیز نوشته اند طلحه و زبیر در فرماندهی کل قوا اختلاف نمودند عائشه برای حل اختلاف گفت به هر دو به عنوان امیری سلام کنند. 17

آری این است تفسیر کلام مولا که به زودی پرده ها کنار رفته کینه های درونی خود را نشان می دهد .

 

ریاست طلبان قاتل

4 - چهارمین نکته این سخن نورانی آن است که تشنگان قدرت در صورت پیروزی اول، سراغ متحدان دیروز خود رفته آن ها را سر به نیست می کنند:

«والله لئن اصابوا الذی یریدون لینتزعن عن هذا نفس هذا ولیاتین هذا علی هذا .»

و این هشدار ارزشمند و عبرت آموز مولا است . گرچه در این جنگ اینان پیروز نشدند تا این پیش گویی مولا صورت عینی یابد، ولی حقایق و واقعیت دیگر تاریخی . این حقیقت را به اثبات رسانیده است .

هارون به فرزندش مامون گفت: «ملک نازاست، اگر تو هم روزی با من در تعارض شوی، چشمت را درمی آورم!» 18

عبدالملک بن مروان، وقتی به قدرت رسید متحد دیروز خود «عمرو بن سعید اشدق » را کشت. 19

منصور دوانیقی آن گاه که بر خر مراد سوار شد، متحد دیرین خود و آن کس که جاده را برای حکومت بنی العباس هموار کرد; یعنی ابومسلم خراسانی را کشت . 20

مامون برادر خود امین را کشت و . . . 21

نمونه ها فراوان است آن چه گفتنی و عبرت آموز است این است که دوستی و محبت و مهر واقعی، تنها در سایه ایمان است و بس و در غیر این صورت در بطن و متن خود دشمنی دارد و این حقیقت را قرآن چنین بیان می کند که: «الاخلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقین; 22 دوستان در آن روز «قیامت » دشمن یکدیگرند، مگر انسان های باتقوا .

قیامت روز کنار رفتن پرده ها و بروز باطن ها است دوستی های براساس غیر خدا در دنیا هم دشمنی بود گرچه منافع مشترک جلو ظهور آن را می گرفت و این واقعیت با کنار رفتن پرده ها در قیامت خود را نشان می دهد .

امام صادق (ع) می فرماید: «الاکل خلة کانت فی الدنیا فی غیر الله عزوجل فانها تصیر عداوة یوم القیامة; 23 بدانید هر دوستی که در دنیا برای غیر خدا باشد، در قیامت تبدیل به عداوت و دشمنی می شود .»

در سخنی زیبا و عمیق امام صادق (ع) در حقیقت آیه فوق را چنین تفسیر می کند که:

«ان ائتلاف قلوب الابرار اذا التقوا و ان لم یظهروا التودد بالسنتهم کسرعة اختلاط قطر السماء علی میاه الانهار و ان بعد ائتلاف قلوب الفجار اذا التقوا و ان اظهروا التودد بالسنتهم کبعد البهائم من التعاطف و ان طال اعتلافها علی مذود واحد;24 همانا نزدیکی دل های خوبان و ابرار به هنگامی که با یکدیگر دیدار می کنند، گرچه با زبان ابراز محبت نکنند، همانند سرعت مخلوط شدن قطره های باران با آب نهرهاست (چون سنخیت دارند به سرعت با هم انس می یابند).

و از طرفی فاصله دوری قلب های گناهکاران، به هنگامی که با یکدیگر دیدار می کنند، گرچه ابراز دوستی کنند همانند فاصله چهارپایان در محبت است، اینان گرچه مدت طولانی بر سر یک آخور هم باشند، ولی هیچ گاه انس واقعی نمی یابند .»

یعنی آخور دنیا دنیاپرستان را به وحدت تاکتیکی می رساند ولی این وحدت عمیق و ماندگار نیست .

و تفسیر این همه را در منش و رفتار طلحه و زبیر می توان دید و امیر سخن مولا علی (ع) دقیقا ویژگی روحی و روانی تشنگان قدرت را در سخن فوق ترسیم کرده است . آنان پس از بیعت با امام علی (ع) به انتظار رسیدن به مقام و مزایا چهار ماه در مدینه توقف نمودند . در این مدت تغییری در روش مولا ندیدند و از حضرت هیچ گونه انعطاف و نرمشی در اصول مشاهده نکردند که این سیرت قرآنی است سرانجام از رسیدن به دنیای مطلوب خویش مایوس شدند، از طرف دیگر مطلع شدند که عائشه پرچم مخالفت با امام را در مکه برافراشته است، تصمیم گرفتند برای استمداد از عائشه به سوی مکه حرکت کنند و با همین تصیمم نزد امیرمؤمنان علی (ع) آمده و به بهانه زیارت خانه خدا از وی اجازه مسافرت خواستند، امام نیز به ظاهر اجازت فرمود . سپس به یاران خود فرمود: به خدا سوگند هدف آنان از این مسافرت زیارت خانه خدا نیست، بلکه زیارت بهانه است و هدفی جز پیمان شکنی ندارند! 25

هنگامی که امام به آنان اجازه مسافرت داد برای بار دوم با حضرت بیعت نمودند و از مدینه به سوی مکه رهسپار گشتند و در مکه به لشگر عائشه حزب مخالف علی (ع) پیوستند، و اولین شورش، علیه مولا را سامان دادند و سرانجام خود در آتش فتنه ای که افروخته بودند سوختند و این است سرنوشت تشنگان قدرت در طول قرون و اعصار! ! : «فاعتبروا یا اولی الابصار» !

اینک پرونده بحث از انگیزه های پیمان شکنی را می بندیم و به یاری خداوند در مقاله آینده از روش ها و شیطنت های ناکثین سخن می گوییم: ان شاءالله .

 

نویسنده: حجة الاسلام والمسلمین سید احمد خاتمی

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان


1) نهج البلاغه، حکمت 107 .

2) ارشاد، ج 1، ص 246 و 247 . بحارالانوار ج 32، ص 112 و ص 113 . بهج الصباغه، ج 10، ص 12 .

3) اصول کافی ، ج 1، ص 11، چاپ دارالکتب الاسلامیه، آخوندی .

4) مثنوی معنوی ، دفتر چهارم، ص 238 .

5) شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 20، ص 207 .

6) سفینة البحار، ج 1، ص 492 .

7) صحیح بخاری، ج 4، ص 156 . صحیح مسلم، ج 5، ص 6 .

8) شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 10، ص 231 .

9) شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 11، ص 16 .

10) نهج البلاغه، خطبه 148 .

11) آل عمران، آیه 103 .

12) تفسیر مجمع البیان، ذیل آیه .

13) حجرات، آیه 10 .

14) مروج الذهب، ج 2، ص 367 و الجمل شیخ مفید، ص 281 و ص 282 و تاریخ یعقوبی ج 2، ص 181 و تاریخ طبری، ج 4، ص 468 (حوادث سال 36 هجری) و بهج الصباغه، ج 10، ص 17 .

15) طبقات ابن سعد، ج 5، ص 39 .

16) الاغانی، ج 11، ص 120 .

17) شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 9، ص 110 .

18) عوالم امام موسی بن جعفر (ع)، ص 247; عیون اخبارالرضا، ج 1، ص 188 ح 11; بحارالانوار، ج 48، ص 129، ح 4 و حلیة الابرار، ج 2، ص 269 .

19) و 20) و 21) بهج الصباغة، ج 10، ص 19 .

22) زخرف، آیه 67 .

23) تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 612 .

24) الامالی شیخ طوسی، ج 2، ص 25 و ص 26; بحارالانوار، ج 74، ص 281 و بهج الصباغه، ج 10، ص 19 .

25) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 127، تاریخ ابن اعثم، ص 166 - 167 و نقش عائشه در تاریخ اسلام، ج 2، ص 41 .

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین