وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
فقط ماییم که از درون خودمان خبر داریم گفته اند اگر میخواهی خودت را بشناسی یکی از راه هایش این است که خواسته ها و آرزوهایت را بررسی کنی ببینی دنبال چه هستی و هدفت از کارهایی که انجام میدهی چیست ؟ که قبل از هر نقد ی باید با خود روراست باشیم و جرأت این را دا
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

از خودت فرار نکن!

از خودت فرار نکن

مى گویند در هزاران سال پیش در یکى از مناطق یونان ، معبدى بود که به « معبد دلف » معروف بود . بر سر آن معبد سنگى در برابر دیدگان نهاده بودند که روى آن سنگ با خط درشت زیبا نوشته بود : « خود را بشناس » .

اى خسته درون تو نهالى است                                        کز هستى آن ترا کمالى است

اى سـایـه نـشیـن هـر درختـى                                        بنشیـن بـه کنـار خویـش لختى

 

و به فرموده حضرت على (علیه السلام) 1 :

 

اَتَـزْعَمُ اَنـَّک جِــرْمٌ صَغْیِرٌ                         وَفیْک انْطَوىَ الْعالَمُ الاَْکبَرُ

وَاَنْتَ الْکتابُ الْمُبِیْنُ الَّذِى                         بِاَحْـرُفِـهِ یَظـْهَـرُ الْمـضْـمَـرُ

 گمان برده اى که موجود ناچیز هستى ، نه این گمان غلط است ، تو کسى هستى که عالم بزرگ و جهان آفرینش در تو خلاصه شده ، تو آن کتاب آشکارى هستى که به آراسته شدن به حقایق تمام استعدادها و هنرهایت شکوفا مى گردد .

خودشناس ، در راه آراستن خویش به حسنات و زدودن رذایل از صفحه الهى نفس است . اگر انسان خود را نشناسد ، از کجا خواهد دانست در دنیاى عقل و روحش چه مى گذرد و چه خطوط آلوده در تاریکى ، بر صفحه جهان و ورق نفس ، نقش بسته است ؟

قال على (علیه السلام) :

اَفْضَلُ الْعَقْلِ مَعْرِفَةُ الاِْنْسانِ نَفْسَهُ فَمَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ عَقَلَ وَمَنْ جَهِلَها ضَلَّ2؛  برترین خرد ، خودشناسى انسان است پس هر کس خود را شناخت خردمند و هر کس خود را نشناخت گمراه شد .

 

ترس از خود

یکى از مهمترین علل و عوامل خودفراموشى و فرار از خودشناسى این است که : انسان با چهره حقیقى خود روبرو مى شود و از ترس دیدن ملکوت خویش که داراى پلیدى و زشتى باطن است تن به آن نمى دهد .

به عبارت دیگر انسان هنگام تولد موجودى پاک و به دور از هرگونه زشتى و پلیدى است . هرقدر که از عمرش مى گذرد به تناسب خلقیات زشت و یا نیکوى او ، روح و روانش شکل مى گیرد . این نکته شاهد قرآنى نیز دارد  آنجا که مى فرماید : روز قیامت هر کسى به شکلى محشور مى شود 3  و آیه دیگر اینکه قرآن مى فرماید : برخى از انسان ها از حیوان نیز پست ترند. پستى انسان نه از نظر اوضاع و احوال ظاهرى است  چرا که بسیارى از مصادیقى که مورد نظر قرآن است از نظر ظاهرى داراى قیافه هاى زیبا و از نظر جسمى از ممتازترین انسان هایند  بنابراین منظور از قرآن کریم پستى روحى و روانى است که مربوط به « ملکوت » انسان است نه « مُلک » او .

با توجه به نکته فوق اگر معیار ، میزان و وسیله اى باشد که قدرت نمایش چهره هاى حقیقى و ملکوتى آدمى را داشته باشد ، کدام شخص حاضر است خود را در معرض آن قرار دهد ؟ کسى که اضافه بر « غفلت » به بیمارى « ترس » نیز مبتلا است و از واقع گریزان ، هرگز موفق به خودشناسى نمى شود  بنابراین مى توان گفت : اولین راه و عامل خودشناسى « ذکر » و « شجاعت » است . انسان ذاکر و کسى که شجاعت روبرو شدن با واقعیت را دارد ، کلید درب بسته شده خودشناسى را در دست دارد .

برترین خرد ، خودشناسى انسان است پس هر کس خود را شناخت خردمند و هر کس خود را نشناخت گمراه شد .

انسان هایی که بدون شناخت از خود میخواهند وارد عرصه خدا شناسی شوند هرگز موفق نخواهندشد.

کوتاه سخن اینکه : برخى از انسان ها چنان در رذایل نفسانى و زشتى هاى اخلاقى گرفتار شده اند که چهره اى هولناک پیدا کرده اند و از ترس اینکه مبادا چهره واقعى خود را ببینند حاضر بر کلاس خودشناسى نمى شوند . اینان فراموش کرده اند که خود را بیشتر از دیگران دوست دارند و این خود فراموشى آنان را به رکود و انحطاط کشیده است ، امیر بیان، مولاى عارفان على (علیه السلام) مى فرماید:

« اى انسان ! چه چیز تو را بر گناهت جرأت داده است ؟ . . . تو که هرگاه کسى را در دل آفتاب سوزان بیابى بر او سایه مى افکنى و هرگاه بیمارى را ببینى که سخت ناتوان است از روى رحم بر او مى گریى ، پس چه چیز تو را بر این بیماریت شکیبا کرده و بر این بلاها صبور نموده و چه چیز تو را از گریه بر خود تسلى داده است ; در حالى که هیچ چیز براى تو عزیزتر از خودت نیست . . . 4

گناه یا بیماری

مى گویند : فیلى را براى سیراب کردن به کنار چشمه اى که آب زلال داشت آوردند . فیل چون عکس خود را در میان چشمه مى دید به شدت مى ترسید و از نوشیدن آب امتناع مى ورزید ، باز او را کنار چشمه آوردند و با عصا به سرش مى کوفتند ولى وقتى خود را مى دید باز پس مى زد .

این قطعه شرح حال انسانى است که با کمک قرآن و روایات به شناخت خویش اقدام کرده و چون بر احوالات غلط و خلأها و عیب هاى نفس خود آگاه شد در مقام پس زدن خویش از آن آلودگى ها خواهد بود .

آرى ! انسان ، اول باید خود را بشناسد و به آنچه براى شخصیتش حلال و حرام است آگاه گردد ، سپس به حلال و حرام چیزهاى دیگر بپردازد .

به راستى که زیباترین و گرانبهاترین کلمات ، کلمات اخلاق است ، اخلاقى که داروى شفابخش نفس از آلودگى ها است ، دارویى که طبیب تمام دردها یعنى خداى بزرگ در اختیار انسان قرار داده است .

کسى که آراسته به حسنات اخلاقى گردد ، و از رذایل و صفات ناپسند دور بماند ، به مقام احسن تقویمى و خلیفة الهى نایل آمده ، و مصداق آیه شریفه «وَلَقَدْ کرَّمْنَا بَنِى آدَمَ»5 شده است . خلیفه و نایب خدا ، آن انسانى است که در خور استعدادش ، آثار کسى که نایب او شده است را در خود ظهور داده باشد و در حقیقت ، تجلى گاه صفات حق تعالی گردیده است .

اگر انسان از فروغ پر بهاى حسنات اخلاقى محروم بماند ، نه اینکه خلیفه خدا نیست  بلکه از میدان آدمیت دور مانده و جز حیوان شرور و جنبنده اى پلید چیز دیگر نیست .

 

حسنات اخلاقى و رذایل نفسانى

به حق باید گفت : حسنات اخلاقى زیبایى هاى باطن ، و رذایل اخلاقى زشتى درون است .

شما در برابر زیبایى هاى طبیعت و زشتى ها چه موضعى دارید؟ غیر از این است که همیشه در صدد جلب زیبایى ها و دفع زشتى ها هستید ؟ شما سعى نمى کنید زیباترین گل را در باغچه خانه بکارید؟ زیباترین تابلو را براى نصب در خانه فراهم آورید؟ سعى نمى کنید از زشتى ها و پلیدى ها فرار کرده و تنفر خود را نسبت به آنها اعلام دارید؟

بیایید به تماشاى زیبایى هاى درون ، که در قرآن تحت عنوان توکل، صبر،استقامت، خضوع، خشوع، ادب، شوق به حق و ... آمده برخیزیم تا با این تماشا کردن ، عاشق زیبایى ها شده و خطوط آن را بر صفحه نفس نقش بزنیم .

بیایید از زشتى ها آگاه شویم ، تا نسبت به آن تنفر پیدا کرده و در نتیجه از خود دفع کنیم و یا نگذاریم نقش پلید آن بر صفحه روان قرار بگیرد .

اولین راه و عامل خودشناسى « ذکر » و « شجاعت » است . انسان ذاکر و کسى که شجاعت روبرو شدن با واقعیت را دارد ، کلید درب بسته شده خودشناسى را در دست دارد

به زیبایى هاى ظاهر دلباخته نشویم و از زیبایى هاى باطن غافل نمانیم ، موجودى نباشیم که از زشتى ها و پلیدى هاى ظاهر بگریزیم  اما خود آلوده به انواع پلیدى ها و زشتى ها باشیم .

از نجاسات ظاهر فرار کنیم  ولى درون ما مصون از نجاسات نباشد . آه که چه معامله زیانبارى است ، معامله با بدى ها و دور ماندن از خوبى ها .

 

چگونه آگاه شویم
شهوت

فقط ماییم که از درون خودمان خبر داریم گفته اند اگر میخواهی خودت را بشناسی یکی از راه هایش این است که خواسته ها و آرزوهایت را بررسی کنی ببینی دنبال چه هستی و هدفت از کارهایی که انجام میدهی چیست ؟ که قبل از هر نقد ی باید با خود روراست باشیم و جرأت این را داشته باشیم که بتوانیم با هیولای درونمان رو به رو شویم بتوانیم بر علیه نفس گستاخ که ما را به مهلکه ها تهدید میکند رأی بدهیم .

به گونه ای که اعتراف کنیم به این که چقدر به فکر شهوت رانی هستیم و در مقابل چقدر به فکر عبادت و یا چقدر میتوانیم از سر رضایت ببخشش کنیم و چقدر خودخواهانه ذخیره یا خرج هوسمان میکنیم و همینطور در تمام زمینه ها مثلا با چه کسی می خواهیم ازدواج کنیم چقدر اعتقاد و ایمان طرف برایش ارزش دارد و چقدر تیپ و قیافه و مال و منالش و یا حتی در نحوه بر خورد با افراد مستمند و ثروتمند چگونه است ببینیم به شخصیت طرف ارزش میگذاریم تکریمش میکنیم یا به ثروتش خلاصه در همه امور اینگونه برآورد کنیم و به خود نمره دهیم در نتیجه خواهیم دید که چه اوضاع اسف باری داریم وقتی همه اینها را دریافتیم میتوانیم در صدد ریشه کن کردنشان بر آییم و این دیوها را از جان بیرون کنیم تا فرشته فرصت ورود به اقلیم وجودمان را بیابد . اینجاست که ارزش خود شناسی را خواهیم فهمید که چگونه از لجنزار حیوانیّت به سمت نورانیّت انسانیّت و کمال میتوان حرکت کرد.

آنقدر که در اسلام به بخش اخلاق و آراستگى روان ، به خوبى ها و پیراستگى اش از رذایل اهمیت داده شده است ، به عبادات اهمیت داده نشده است . 

چون ریشه عبادت در شناخت است عبادت بی علم چه ارزشی دارد مگر زحمت بی فایده و همراه رنجی عظیم برای عاملان به آن اگر عبادت از روی شناخت باشد انسان میفهمد که چه موهبتی در اختیار دارد  دیگر برایش رنج نیست بلکه شهدیست که هر چه بنوشد سیراب نمیشود.

از خدواند منان عاجزانه میخواهیم که جرأت رویارویی با خودمان را بما بدهد باشد که در زمره نیکان وارد شویم.

 

فرآوری: فاطمه محمدی_گروه دین و اندیشه تبیان

منبع : بر بال اندیشه (جستاری در در مسئله خودشناسى) استاد حسین انصاریان


1- غرر الحکم : 233 ، حدیث 4664ـ دیوان ( امیر مؤمنان ) على (علیه السلام) : 175 .

2 ـ غررالحکم : 52 ، حدیث 373 .

4-  نهج البلاغه : خطبه 223  .

5 ـ سوره  اسراء آیه 70 .

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین