سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
یکی از مهمترین مصائب و بیماری های مهمی که از ابتدای خلقت بشر گریبانگیر او بوده و پس از این هم به وفور می توان شاهد آن بود، معضل مهم و نابود کننده دروغ است. برای فهم میزان اثر آن در زندگی اگر صرفا به همین روایت امام محمد باقر علیه السلام بسنده کنیم برای نش
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

دروغ بدتر از شراب!

دور زدن دروغ

یکی از مهمترین مصائب و بیماری های مهمی که از ابتدای خلقت بشر گریبانگیر او بوده و پس از این هم به وفور می توان شاهد آن بود، معضل مهم و نابود کننده دروغ است. برای فهم میزان اثر آن در زندگی اگر صرفا به همین روایت امام محمد باقر علیه السلام بسنده کنیم برای نشان دادن عمق فاجعه ای که دروغ در زندگی ها پدید می آورد می تواند کافی باشد. ایشان می فرمایند:

همانا خداوند که نام او با شکوه و جلال باد برای بدی ها قفلهایی قرار و کلید بازگشایی آنها را شراب مقرر فرمود و دروغ بدتر از شراب است (اصول کافی، ج 2، ص 338.)

از آنجا که دروغ با تمام ابعاد و جوانب زندگی افراد نسبت پیدا می کند می توان از جنبه های مختلف و متعدد آن را مورد بررسی و مطالعه قرار داد.

دروغ را باید گفته یا نوشته و یا به طور کلی هر خبر خلاف واقعی بدانیم که اظهار می شود و دروغگو کسی است که با گفتار یا رفتار خود دروغ را اظهار می کند. نکته مهمی که در اینجا می بایست مورد توجه قرار گیرد این است دروغ و اظهار مطلب خلاف واقع صرفا با زبان انجام نمی شود و اینطور نیست که بگوییم دروغ تنها با گفتن و استفاده از زبان محقق می شود بلکه در آثار فقها و علمای اخلاق انواع مختلفی برای آن برشمرده شده که به همگی آنها اطلاق دروغ می توان کرد. انواع شش گانه دروغ عبارتند از:

1- دروغ در گفتار؛

2- دروغ در نیت؛

3- دروغ در عزم؛

4- دروغ در وفا به عزم؛

5- دروغ در اعمال؛

6- دروغ در مقامات دین (اخلاق الهی، ج 4، ص 83)

از لحاظ فقهی هم این انواع را می توان برای دروغ برشمرد:

1- دروغ در گفتار؛

2- دروغ در نوشتار؛

3- دروغ با استفاده از اشاره دست و سر و...

امام باقر (علیه السلام)می فرمایند: همانا خداوند که نام او با شکوه و جلال باد برای بدی ها قفلهایی قرار و کلید بازگشایی آنها را شراب مقرر فرمود و دروغ بدتر از شراب است

که هر کدام از موارد فوق نیز بسته به قالب های مورد استفاده می توانند دسته بندی شوند به عنوان نمونه دروغ های گفتاری را در قالب های سخنرانی، کنفرانس های علمی، محاورات روزمره و ... یا نوشتاری را در قالب های یادداشت های شخصی، مقالات، کتب و ... بررسی کرد که پرداختن به همه اینها از حوصله این مطلب خارج است.

شخص دروغگو گاه به طور موردی و در اوقات اندکی دروغ می گوید و گاه آنقدر دروغ گفتن وی زیاد می شود که خصیصه روحی او می شود و اصلا غیر از دروغ از او شنیدن عجیب می شود و همانند چوپان دروغگو اگر حرف راستی هم بزند دیگران از او باور نمی کنند. چنین شخصیتی طبیعی است در هر فرصت و فضا و عرصه ای که قرار گیرد دروغ می گوید و دروغ می نویسد و به دروغ رفتار می کند.

یکی از مسائل مهم و قابل توجهی که همه ما باید مد نظر داشته باشیم این است که اسلام به هیچ وجه من الوجوه نسبتی با دروغ ندارد و یک مسلمان بسته به میزان ایمان و اسلامش از دروغ گریزان و بیزار است و اینکه متاسفانه رسم شده هر که به سفر خارجی می رود بعد از بازگشت با آب و تاب از تقید نامسلمانان به دروغ نگفتن سخن می گوید در طول همین صحبت ها و در پس و پیش آن باز با این حال چند دروغ چاشنی صحبتهایش می کند گویی که قسم خورده اند در این آب و خاک راست بر زبان نرانند.

حضرت علی علیه السلام فرمودند:

هیچ عادت و خلقی زشت تر از دروغ نیست (غرر الحکم، ص 220)

باز از آن حضرت نقل شده که فرمودند:

شرالاخلاق الکذب و شرالشیم الکذب و اقبح الخلائق الکذب.

بدترین اخلاق ها و خوی ها و خلق ها دروغ است.

و بالاخره:

لیس الکذب من خلائق الاسلام.

دروغ از خلق و خوهای اسلامی نیست.

دروغ ممنوع

در واقع ما وقتی در جامعه خود و در اطرافمان گاه اثر و خبری از صدق و صداقت نمی بینیم بنابراین آب و خاک عزیز و یا اسلام شریف را خدای ناکرده متهم کنیم بلکه هر عیبی هست از مسلمانی ماست و قطعا اسلام در ذات خود هیچ عیبی ندارد و نمی توان از عمل نکردن ما به احکام متعالی اسلام چنین برداشت کنیم که اسلام و احکام اسلامی دچار نقصان هستند و نعوذ بالله دیگر ادیان از اسلام راهنمای بهتری برای زندگی هستند؛ این نتیجه گیری همانند آن است که بگوییم آقای الف که گواهینامه نداشت و برای اولین بار پشت فرمان ماشینی نشست و با یک دیوار تصادف کرد در نتیجه قوانین راهنمایی رانندگی جمهوری اسلامی به درد نمی خورد.

در فرهنگ اصیل اسلامی اصلا دروغ و ایمان دو دشمن اند و مطلقا نمی توانند با هم جمع شوند. حضرت امیر علیه السلام در این رابطه فرمودند:الکذب مجانب الایمان دروغ ایمان را دور می کند.

یعنی هرچقدر که شخص از دروغ بیشتر فاصله بگیرد به طور طبیعی فاصله اش با مراتب عالی ایمان کمتر می شود و هرچقدر در طول شبانه روز و هفته و ماه و سالش دروغ های بیشتری بگوید در هر کدام از قالب ها و از هر کدام از انواعی که پیش از این برشمردیم به همان اندازه از ایمان دور نشده و بهره اش کم می گردد. تعبیر بسیار والایی از مولای متقیان و امیر مومنان حضرت علی علیه السلام نقل شده که موضوع را به مراتب جدی تر از آنچه گفتیم به تصویر می کشد. ایشان می فرمایند: یدعی بزعمه اند یرجوالله کذب و العظیم، لا تیسین رجاءوه فی عمله

به گمان خویش ادعا می کند که به خداوند امیدوار است سوگند به خدای بزرگ دروغ می گوید چگونه است حال او که امیدش به خدا در کردارش نمایان نیست.

    در واقع حضرت تعریف ایمان را بسیار بالا برده و می فرمایند وقتی یک نفر به خدا ایمان آورده و از او آرزوی بخشش و غفران و رحمت دارد، باید رفتار و کردار و گفتارش نمایانگر این آرزویش باشد و بدون تخلق به اخلاق اسلامی و عمل به احکام و وظایف خویش نباید چنین توقعی از ذات مقدس خداوند داشته باشد. حال کسی که غیر از این باشد و بدون تخلق به اخلاق اسلامی و احکام الهی آرزوی بهشت و رضوان الهی در سر بپروراند همانند کسی است که کارمند اداره ای باشد و بدون حضور در اداره و عمل کردن به وظایف تعریف شده برای او توقع داشته باشد که علاوه بر حقوق ماهیانه دو برابر آن هم به او اضافه کار و پاداش بدهند و چه سبک و سخیف است اندیشه او نزد همه و چه عجیب است که همه ما در معامله با خداوند چنینیم!!

هرچند روایات بیشمار و قابل توجهی در نهی دروغ نقل شده لیکن با یک حساب ساده هم می توان فهمید که در جامعه ای که دروغ رواج داشته باشد سنگ روی سنگ بند نمی شود و ساختارهای درونی جامعه پس از مدتی تلاش می گردد و اگر غربی ها و غیرمسلمانان به طور جدی نسبت به ترک دروغین خویشتن را مقید کرده اند از این بابت است که می خواهند برای پیشبرد اهداف خود موانع پیش رو را به حداقل برسانند و فهمیده اند که هیچ مانعی به اندازه دروغ نمی تواند برای آنها مشکل ساز شود. شاید از همین روست که امام هفتم حضرت موسی بن جعفر علیه السلام به هشام خطاب کردند یا هشام العاقل لا یکذب و ان کان فیه هواه. (مستدرک الوسائل، ج 9، ص 88)

ای هاشم شخص عاقل هیچ گاه دروغ نمی گوید حتی اگر هوای نفس او در آن باشد.

جالب است همه افراد وقتی به دروغ متمسک می شوند( البته آنها که دروغ خلق و خوی دائمی آنها نشده باشد) که گمان می کنند می توانند با دروغ گفتن به هدف خود نائل آیند و راه نجاتی برای خویش دست و پا نمایند. پیامبر اعظم حضرت محمد صلی الله علیه و آله در این رابطه فرمودند.

دروغ ممنوع

اجتنبوا الکذب و ان رایتم فیه النجاه فان فیه الهلکه.

از دروغ بپرهیزید حتی اگر راه نجات خود را در آن بیابید چرا که در آن چیزی جز نابودی نیست.

حتی اینقدر این موضوع مهم و اساسی بوده که ایشان به عنوان اولین توصیه پس ازدواج حضرت امیر علیه السلام با حضرت فاطمه سلام الله علیها صحبت هایی در همین راستا با آن دو بزرگوار فرموده اند. حضرت علی علیه السلام فرمودند:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هنگام ازدواج من با فاطه سلام الله علیها فرمودند: از دروغ بپرهیز که چهره را سیاه می کند و بر تو باد راستی که مبارک است و دروغ شرمندگی.

تهدیدهای الهی هم برای دروغگویان بسیار تکان دهنده است قرآن کریم از سویی دروغ را ناشی از بی ایمانی می داند:

یَفْتَرِی الْكَذِبَ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِآیَاتِ اللّهِ (سوره نحل، آیه 105)

همانا آنها که به آیات خدا ایمان نیاورده اند، نسبت دروغ می دهند.

و از سوی دیگر در نهایت قاطعیت به هم دروغ گویان اخطار می کند که:

إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ (سوره زمر، آیه 3)

قطعا خداوند دروغگوی کفران کننده را هدایت نخواهد کرد.

از جمله مواردی که خیلی جدی در قرآن کریم و روایات توصیه به صداقت شده در آن مواردی است که شخص بی اطلاع است. در واقع از نظر روایات خیلی بجا و نیکوست که هرجا شخص چیزی را نمی داند با افتخار و سربلندی بگوید نمی دانم.

در فرهنگ اصیل اسلامی اصلا دروغ و ایمان دو دشمن اند و مطلقا نمی توانند با هم جمع شوند. حضرت امیر علیه السلام در این رابطه فرمودند:الکذب مجانب الایمان دروغ ایمان را دور می کند.

در سوره اسرا آیه 36 صراحتا آمده که

وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولـئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً

در این آیه شریفه علاوه بر چشم و گوش حتی دل را هم تهدید به مواخذه الهی کرده که چرا در موارد جهالت و بی اطلاعی اظهارنظر کرده اند.

امام هفتم حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام فرمودند:حق نداری هرچه را بخواهی بگویی زیرا خداوند با عزت و شکوه می فرماید: از آنچه آگاهی نداری پیروی نکن. (وسائل الشیعه، ج 15، ص 172)

در واقع حضرت در اینجا به طور ضمنی می فرمایند که تا نسبت به صدق چیزی مطمئن نشدی آن را مبنای عمل قرار نده و چیزی بر زبان نیاور.

هشام بن سالم می گوید به امام صادق علیه السلام عرضه داشتم: حق خداوند بر بندگانش چیست؟

حضرت فرمودند: آنچه را که می دانند بگویند و (زبان را) را از آنچه نمی دانند، نگاه دارند؛ پس اگر این کار را کردند، حق خدای را به جای آورده اند (اصول کافی، ج1، ص 50.)  

 

نویسنده: علی محمدی

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین