سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
با دقت در این موضوع و ظهور منجی ها با گرایشات مختلف از سلطنت طلب و لس آنجلسی گرفته تا ملی گرا و مذهبی هر چند گاهی ظهور می کنند و صلای نجات ملت ایران ـ آن هم به روش های عجیب و غریب و خرافی ـ را سر می دهند، پیروان قلیلی گرد می آورند و پس ...
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

ماجرای ورزشکاری که مدعی الوهیت است

عنان به میکده خواهیم تاخت زین مجلس              که وعظ بی عملان واجبست نشنیدن

میرزایی

" چند سال پیش در یکی از محلات شرق تهران بر روی دیوارها شعارهایی بود که نشان از "ظهور منجی عالم بشریت ابراهیم میرزایی" خبر می داد؟!  برگه های تبلیغاتی در ابعاد مختلف نیز با این موضوع در میان مردم پخش می شد که همزمان با آن نیز هزاران ایمیل و هرزنامه که در فضای مجازی از این موعود خبر می داد، نیز توزیع می شد. گویی این روند همچون سریال های تلویزیون ادامه داشته که چند روز پیش نیز یکی از این برگه های تبلیغاتی به دستمان رسید.

برگه هایی که گویی روش تبلیغاتی سازمانی است که رهبرش خود را یگانه منجی ملت ایران می داند؛ "سازمان عَلَم حق و عدالت"!!؟ اما سازمان "علم حق و عدالت " چیست؟ آیا یک سازمان منبعث از یک سازمان سیاسی است یا حلقه ای متشکل از اوهام که گرداگرد شخصی به نام ابراهیم میرزایی تشکیل شده.

اما این "ابراهیم میرزایی" کیست؟ همین را بدانیم که "ابراهیم میرزایی" متولد 11/7/ 1318 شمسی در گرگان به دنیا آمده است، دیپلم را در دبیرستان بهرام تهران گرفته و به دانشکده افسری می رود و در گارد جاویدان شاه مشغول خدمت می گردد با دقت به تاریخ تولد نامبرده پی می بریم بر خلاف تصاویری که از او چاپ کرده و توزیع می کنند! عکسی که حکایت از مرد جوانی با چهره ای مصمم و نگاهی گیرا دارد! میرزایی اگر اکنون زنده باشد ـ گزارشهایی موجود است که از مرگ او خبر می دهند ـ پیرمردی است هفتاد و چند ساله و مجهول المکان.

در بیوگرافی نامبرده آمده: دانش آموخته دانشکده افسری است و استاد کونگ فو، مبدع سبک "توآ" و جزو یازده استاد برتر این رشته ورزشی در جهان شناخته می شود. رهروانش مدعی هستند نامبرده دارای دکتری فلسفه و فیزیولوژی است و از دولت فرانسه نشان عالی لژیون دونور دریافت نموده است. مدارکی که فقط هوادارانش مدعی آن هستند و دریافت نشان هایی چون لژیون دونور نیز چیزی جز مزاح تبلیغاتی نمی باشد.

نامبرده در رژیم پهلوی در گارد جاویدان خدمت می کرده که توسط هوادارانش به عنوان سوابق مبارزاتی قبل از انقلاب وی تلقی می گردد. از دیگر ادعاهای پیروانش می توان به موارد زیر اشاره نمود:

1- مسولیت یک باشگاه ورزشی معروف پایتخت در اوایل انقلاب

2- کاندیدای نخستین دوره ریاست جمهوری

3- تاسیس دانشگاه انشا در سال 58 با موافقت دولت آقای بازرگان

4- تأسیس "بیمارستان فیزیولوژی انرژی و روان پزشکی درد و درمان بیماری های نادرمان" در ملارد شهریار

البته یکی دیگر از ادعاهای پیروان نامبرده مجروح شدن وی در اوایل انقلاب توسط پاسداران است.

اما داستان واقعی مجروح شدن او این است که نامبرده در یکی از باشگاه های ورزشی در خیابان رودکی نرسیده به چهارراه آذربایجان کلاس آموزش کونگ فو دایر نموده بود. از شاگردان وی می توان به شهید والامقام یاسر عیسی پور اشاره نمود ـ نامبرده علاوه بر قهرمانی جهان در این رشته مبدع سبک ببر خونین در کونگ فو می باشد ـ وقتی در همان سال های اولیه نامبرده مدعی امام زمان بودن می نماید با همین شهید بزرگوار درگیر شده و مجروح می گردد و از یک پا برای همیشه می لنگد.

این سازمان مدعی است در هر یک از کتب آسمانی گذشته تنها پاره ای از حقیقت ذکر شده و به همین مناسبت ابراهیم میرزایی با تجمیع کتب آسمانی گذشته کتابی به نام التوحید را آورده است

بنابر این گزارش میرزایی در سال 66 از طریق کوهستان به ترکیه رفته است. بنابر آخرین اطلاعات از نامبرده که به 3 سال گذشته بر می گردد ظاهرا وی فوت نموده و دوستان جاهلش هنوز منصب خدایی برای او تعبیه می کنند.

وی همچنین در کشور آلمان یک پیتزا فروشی داشته و در صنف خدمات غذایی مشغول بوده است. زندگی و سرنوشت او به همین جا ختم شده و بیش از این در مورد سرنوشت میرزایی اطلاعی در جایی درج نشده است.

ساختار شناسی این فرقه:

1 ـ قداست بخشی: استفاده از القابی مانند مصلح، منجی یگانه، راهبرالهادی الحفیظ و حتی لقب آقا به جای آقای... در جهت قداست بخشی به رهبر این سازمان نیز پیرو همین امر قابل طرح است. (شاید به این دلیل که استفاده از کلمه آقا معمولا به عنوان پیشوند بزرگان مذهبی استفاده می گردد در حالی که برای خطاب رسمی به شخصیتی علمی یا حتی سیاسی از لفظ آقای استفاده می گردد.)

2 ـ بنیانگزار فرهمند: استفاده از القابی چون پرفسور و داشتن مدارک علمی متعدد و نشان جهانی را می توان در خصوص مطرح نمود.

3 ـ توهم خدا شدن: همان طور که به صورت صریح در بیانیه های آنها نیز آمده نامبرده [نعوذبالله] مدعی قادر متعال بودن شده است.

4 ـ قداست زدای از پیامبران: نامبرده با ایجاد شبهه در کتب و ادیان آسمانی مدعی است که تمام ادیان گذشته به خطا رفته و دینی که بنده مدعی هستم ار همه آنها برتر است.

5 ـ هزار پاره کردن حقیقت: این سازمان مدعی است در هر یک از کتب آسمانی گذشته تنها پاره ای از حقیقت ذکر شده و به همین مناسبت ابراهیم میرزایی با تجمیع کتب آسمانی گذشته کتابی به نام التوحید را آورده است.

در ادامه گزارش به حقایقی اشاره می کنیم که در مرحله اول جهت روشنگری جوانان عزیز کشور است تا در دام شیادانی چنین نیفتند و اگر عده قلیلی نیز گرفتار آمده اند با تدبر و تعمق صراط مستقیم را برگزینند.

آیا استفاده از عبارات کلی و نامفهوم با مضامین مختلف از آزادی انسان تا صلح جهانی و عدالت در پوشش کلماتی به ظاهر دینی برای پیشبرد یک آیین بدون داشتن برنامه دقیق و مدون میسر است؟ آیا مکتوبات و اطلاعیه های سازمان مربوطه که پر است از واژگان غلط و عبارات نامفهوم و بی معنی نشان دهنده تبحر نامبرده در مسائل اعتقادی است یا نشان از روان پریشی نامبرده است؟

فهم مکتوبات میرزایی که خود را یگانه منجی عالم می داند از عهده عوام ـ حتی خواص خارج است و این نه از پیچیدگی و عمق معانی اوست بلکه حاصل پریشان گویی آن هاست.

 لطفا به چند نمونه از سخنان نامبرده توجه نمائید:

میرزایی

ـ "پیکرة تنگاهی آدم در واحدة  وجود منقسم به وظائف الاعضا است."

ـ " ذات و فطرتِ قلبِ عقل (همة سؤالات در یک جواب) و عقلِ قلب (همة جواب ها در یک سؤال) در واحدة وجودِ روانجاهی منقسم به وظایفِ دین و دانش از مشاهدات و کشفیات که سؤالِ آدم ز کجا است و مفهوم زندگانی آدم چه معنا است؟ "

ـ "السلام یومُ‌الموعود یومُ‌الشهادةِ یومُ‌الفتح یومُ‌الخُلُود مجاهدُالحقّ مؤمنین مجاهدِ نورِ  یروُالصبرُالإستقامةُالأمانةُالفتحُ‌الأطهرُالوجودِ مؤمنین مبارک‌الوجود"

ـ "راهبر الهنجار وحدت الوجود روان ِ اسفار"

البته ذکر تمام خزعبلات نامبرده و پیروانش از حوصله این نوشتار خارج است. در این مورد القاب اختصاص داده به خود نیز خالی از این اشتباهات نیست از جمله لقب "راهبر الهادی الحفیظ " عبارتی مجعول و مبهم است که فاقد اصول صرف و نحوی است.

اما این داستان در جایی شیرین تر می شود که نجات ایران به روش این سازمان علم حق و عدالت، باوجود بی مایگی در اصول و مبانی و ابهام در مواضع و اهداف، طرفدارانی ـ هرچند اندک ـ در کشور پیدا کرده و برنامه هایی نیز تدارک دیده است. این سازمان اخیرا با افزودن به حجم تبلیغات خود، وارد مرحله جدیدی شده است تا جایی که اطلاعیه های این سازمان در شهرهای مختلف کشور بیش از گذشته خودنمایی کرده و توزیع می شود.

 اما آنچه که هواداران این سازمان از آن سوء استفاده می کنند در مرحله اول جهل مردم و بعد کم کاری ارگان های نظارتی است.

این سازمان تحت عناوینی چون انقلاب فرهنگی، دادگاه حق و عدالت، توجه به نقش زنان در مبارزه و... به هوادارانش وعده نصر می دهد. وعده به این که پروفسور آقا ابراهیم میرزایی راهبر این منجی یگانه می آید و کشور را پر از داد و عدالت و آزادی می کند!؟ پایه های سست گذشته را ویران و حکومتی استوار بنا می کند!؟ آنانی را که علیه بشریت جنایت کرده اند محاکمه و به سزای اعمالشان می رساند و مدعی است جامعه ایران و مدعیان نجات، آن چه در مشی و روش سازمان علم حق و عدالت مهم است، اعتقاد وثیق رهبر و طرفداران این سازمان به این نکته است که رسالتی بر دوش دارند تا نجات دهنده ملت ایران باشند؟! ابراهیم میرزایی خود را مکلف به وظیفه ای می داند که تاریخ بر دوشش نهاده؛ آن که یگانه منجی ایران باشد؟!

با دقت در این موضوع و ظهور منجی ها با گرایشات مختلف از سلطنت طلب و لس آنجلسی گرفته تا ملی گرا و مذهبی هر چند گاهی ظهور می کنند و صلای نجات ملت ایران ـ آن هم به روش های عجیب و غریب و خرافی ـ  را سر می دهند، پیروان قلیلی گرد می آورند و پس از چندی ناپدید می شوند

البته بر هیچ کس پوشیده نیست که گروه هایی با چنین اوصاف، هیچ جایگاهی در جامعه نداشته و با سال ها تلاش همچنان در انزوا به سر می بند.

ادعای آزادی، عدالت و ایده آل گرایی به اضافه استدلال سست و ضعف شعور، ملغمه آشفته ای شده که نتیجه آن منجی زدگی ـ در برابر منجی گرایی رایج در ادیان مختلف ـ را به جامعه تحمیل می کند که شاید در نظر نخست اهمیتی نداشته باشد، اما به مرور می تواند برای جوانان این مرز و بوم که با ضمیر پاک خویش به دنبال کشف حقایق هستند، اثرات نامطلوبی بگذارد، چنان که تجربه های بسیاری تاکنون این امر را ثابت کرده است.

با دقت در این موضوع و ظهور منجی ها با گرایشات مختلف از سلطنت طلب و لس آنجلسی گرفته تا ملی گرا و مذهبی هر چند گاهی ظهور می کنند و صلای نجات ملت ایران ـ آن هم به روش های عجیب و غریب و خرافی ـ  را سر می دهند، پیروان قلیلی گرد می آورند و پس از چندی ناپدید می شوند، به نظر می رسد این امر اتفاقی نبوده و برنامه ریزانی دارد که  پیش از سیاستمداران و نهادهای امنیتی، باید جامعه شناسان و روان شناسان به تکاپو بیفتند که چرا و چگونه گرایش به این گروه ها، در میان قشرهای خاص افزایش می یابد؟

در خاتمه چند پرسش از کسانی که خود را پیروان نامبرده می نامند:

* اگر وی منجی عالم بشریت است چه نیازی به  داشتن مدارک دکتری و نشان هایی مانند لژیون دنور دارد؟

* اگر هنوز وی زنده است و [نعوذبالله] قادر متعال است ترتیبی دهید تا در یک مصاحبه تلویزیونی زنده در آن سوی آب ها که به انحای گوناگون به شما سرویس می دهند شرکت کند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد؟

* مگر رهبر بودن یا رهبر شدن تنها به افزودن لفظ «راهبر»/«رهبر» به نام است؟

* نامبرده که مدعی خدایی است چرا به دنبال مناصب دنیایی می گردد؟

* چرا نامبرده برای این که نقش  پیامبران را بازی کند 2 سال در گرگان مشغول چوپانی بود؟

* فیلمی که در سال 1366 تهیه شده و به جای شروع در خاتمه آن بسم الله الرحمن الرحیم قرار داده شده بود چه بود؟

* ماجرای سفیرانی که می خواست به اقصی نقاط عالم بفرستد ولی به آنها ویزا ندادند را به خاطر می آورید؟

* ماجرای آن کشتی که در سال 72 به مریدان خود دستور ساخت داد تا آنها را در دریا سیر دهد به کجا رسید؟

* شخصی به نام (بهنام چ) که خود را واسطه ارتباط میرزایی می نامد طبق اسناد و مدارک موجود، از عوامل سرویس موساد می باشد، آیا سرسپردگی در مقابل صهیونیست ها هم از کرامات وی است؟

منبع:تابناک

تنظیم:س.آقازاده

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین