ولایت، واژه‌ای است كه علاوه بر كاربرد لغوی، در حوزه‌های علوم اسلامی، مانند كلام، فلسفه، فقه و عرفان نیز به كار می‌رود. ولایت در باب‌های گوناگون فقه، مثل قصاص، حجر و مكاسب از واژه‌های رایج محسوب می‌شود؛ بعلاوه این واژه با مشتقاتش، 233 بار در قرآن تكرار شده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

اقسام ولایت
اقسام ولایت

  1. ولايت، واژه‌اي است كه علاوه بر كاربرد لغوي، در حوزه‌هاي علوم اسلامي، مانند كلام، فلسفه، فقه و عرفان نيز به كار مي‌رود. ولايت در باب‌هاي گوناگون فقه، مثل قصاص، حجر و مكاسب از واژه‌هاي رايج محسوب مي‌شود؛ بعلاوه اين واژه با مشتقاتش، 233 بار در قرآن تكرار شده است.نوشته حاضر در صدد ايضاح مفهوم ولايت در انديشه سياسي شيعه و پاسخگويي به برخي پرسش‌هاي مرتبط به آن است.

اقسام ولايت

براي تبيين و ايضاح بيشتر و مشخص شدن جايگاه ولايت سياسي از بين اقسام مختلف ولايت، استقراي موارد ولايت، لازم و ضروري است.

انديشمندان و فقهاي شيعه براي ولايت تقسيمات متعددي ذكر كرده‌اند كه به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم:

استاد مطهري، ولايت را به منفي و مثبت تقسيم كرده و سپس، ولايت مثبت را به عام و خاص و خاص را به محبت، امامت، زعامت و تكويني تقسيم كرده است.

امام خميني در كتاب الرسائل، ولايت پيامبرص را با عنوان شوونات رسول الله، 3 قسم كرده است.

ولايت از ديدگاه برخي انديشمندان اسلامي به خبري و انشايي تقسيم شده است:

ولايت فقيه به مفهوم خبري، به معناي اين است كه فقهاي عادل از جانب شارع بر مردم ولايت و حاكميت دارند، چه مردم بخواهند و چه نخواهند و مردم اساسا حق انتخاب رهبر سياسي را ندارند. ولي ولايت فقيه به مفهوم انشايي، به معناي اين است كه بايد مردم از بين فقيهان، بصيرترين و لايق‌ترين فرد را انتخاب كنند و ولايت و حاكميت را به وي بدهند. امام خميني ولايت را از احكام وضعي اعتباري مي‌داند. بنابراين از ديدگاه حضرت امام ولايت انشايي است. اما نزاع ما در اينجا بر سر انشايي يا اخباري بودن نيست بلكه سخن بر سر اين است كه انشاكننده چه كسي است، خدا يا خلق؟ يعني در «هرصورت، ولايت انشايي است». ‌

با تاكيدي كه امام خميني درباره دخالت مردم در سرنوشت سياسي خود داشتند و از سوي ديگر، مشروعيت تمام امور را به ولايت فقهي منتسب مي‌كردند، مي توان نتيجه گرفت كه از ديدگاه ايشان حكومت اسلامي به صرف گزينش مردم محقق نمي‌شود، بلكه امضاي شرع را نيز نياز دارد. در حقيقت، از ديدگاه امام حكومت همانند ترازويي است كه 2 كفه دارد: انتخاب مردم و امضاي شارع. اما اين دو كفه ترازو ويا دو خط مكمل هم، در يكجا با هم تلاقي مي‌كنند و آن، هنگامي است كه انتخاب‌كنندگان اولا مسلمان آگاه باشند و ثانيا طبع ناآلوده داشته باشند، يعني به لوازم مسلماني مقيد باشند. در چنين حالتي، هم حكومت شرعي خواهيم داشت و هم حكومت عرفي كه در زندگي سياسي نقش فعال دارد.

يكي از پژوهشگران معاصر، با عنوان ولايت شرعي، اقسام 15 گانه‌اي را براي ولايت ذكر كرده است كه يكي از آنها ولايت تدبيري و تنظيمي است كه مهم‌ترين ولايت شرعي است. ‌

ولايت سياسي يا تدبيري كه در علم كلام، با عنوان امامت و خلافت و در فقه به ولايت فقهي شناخته مي شود، مربوط به حكومت و اداره كشور است.

تقسيم‌بندي ديگر كه به فهم نظريه ولايت مطلقه فقيه از ديدگاه امام خميني كمك مي‌كند، تقسيم ولايت به مطلقه و مقيد است. در اين خصوص اين سوال مهم مطرح مي‌شود كه امام خميني از مطلقه چه مفهومي را اراده كرده است؟ به دليل اهميت مطلب، آن را جداگانه بررسي خواهيم كرد.

مفهوم اطلاق در نظريه ولايت مطلقه فقيه‌

آيا مطلقه به معناي ولايت بي‌قيد و شرط و ضابطه است؟ آيا لازمه اطلاق، محجور بودن مردم در حوزه عمومي است؟ آيا مطلقه دال بر استبداد راي و انحصار قدرت اجرايي به دست ولي فقيه است؟ چه فرقي بين سلطنت مطلقه و ولايت مطلقه است؟

پرسش‌هايي از اين دست در 2 دهه گذشته، موضوع و دغدغه انديشمندان سياسي در خصوص حكومت ولايي بوده است؛ به طوري كه گاهي عدم وضوح مفهومي اين واژه، موجب خلط‌هايي نيز شده است.

مفهوم اطلاق به طور مستقيم به حدود اختيارات ولي فقيه مرتبط است. از ديدگاه امام خميني، ولي فقيه كليه اختيارات و شوون حكومتي پيامبرص را داراست:

اين توهم كه اختيارات حكومتي رسول اكرم ص بيشتر از حضرت امير ع بود، يا اختيارات حكومتي حضرت اميرع‌بيش از فقيه است، باطل و غلط است‌.

پس معلوم مي شود حدود اختيارات فقيه محصور نيست و از اين رو موجب اين سوال شده كه پس با حكومت سلطنت مطلقه چه فرقي دارد؟

با مراجعه به بيانات حضرت امام به دست مي‌آيد كه ولايت مطلقه، ولايت بي‌قيد و شرط نيست، بلكه اولا محدود به مصالح مردم است، ثانيا در چارچوب قوانين الهي است، ثالثا جعل ولايت براي فقها به اندازه جعل ولايت معصومين نيست تا اين كه حوزه امور شخصي افراد را هم شامل شود، رابعا صفت عدالت فقيه را محدود مي‌كند، خامسا نظارت مردم مسلمان، حاكم اسلامي را مجبور به رعايت قانون مي‌كند.

 براي هر كدام از موارد فوق عبارتي را از ايشان ذكر مي‌كنيم.

امام خميني در خصوص ولايت در چارچوب مصلحت عمومي و قوانين الهي مي‌فرمايند:

ولايت فقيهي كه برخلاف مصلحت جامعه عمل مي‌كند، ساقط است. انديشه حاكم جامعه اسلامي نيز همچون عمل او، تابع مصالح مسلمانان است.‌

حاكم اسلامي مي‌تواند در موضوعات، بنابر مصالح كلي مسلمانان يا طبق مصالح افراد حوزه حكومت خود عمل كند. اين اختيار هرگز استبداد به راي نيست، بلكه در اين امر مصلحت اسلام و مسلمانان است.

ولايت تدبيري فقهي‌ پيغمبر هم خلاف نمي‌توانست بكند. خدا به پيغمبرص مي‌گويد اگر يك حرف [خلاف] بزني، رگ و تينت را قطع مي‌كنم. حكم قانون است. غير از قانون الهي كسي حكومت ندارد. براي هيچ كس حكومت نيست. نه فقيه و نه غير فقيه. همه تحت قانون عمل مي‌كنند. ‌

همچنين امام خميني در خصوص همسان نبودن اختيارات حكومتي ولي فقيه با پيامبر اكرم‌ص فرمودند: البته لازمه اين امر اين نيست كه رتبه معنوي آنان [ولي فقيه] همپايه رتبه پيامبران و امامان تلقي شود؛ زيرا چنان فضايل معنوي‌اي خاص آن بزرگواران است و هيچ كس در مقامات با آنان هم رتبه نيست.

جعل خلافت براي فقها در رتبه جعل آن براي ائمه نيست و بر خلاف آنچه بعضي گمان برده‌اند، اين 2 نوع خلافت در عرض يكديگر قرار ندارند.اگر ولايتي از جهت ديگر، غير از زمامداري و حكومت، براي ائمه‌ع‌معين دانسته شود، در اين صورت فقها از چنين ولايتي برخوردار نخواهند بود امام خميني‌ره‌ در زمينه صفت عدالت فقيه، بارها آن را در برابر شبهه استبداد متذكر مي‌شدند:

آن اوصافي كه در ولي فقيه است، با آن اوصاف نمي شود پايش را يك قدم غلط بگذارد. اگر يك كلمه دروغ بگويد و يك قدم برخلاف بگذارد آن ولايت را ديگر ندارد.

ايشان همچنين درباره آراي مردم و نقش نظارتي و كنترل مردمي معتقدند:

ما بنا نداريم كه يك تحميلي بر ملتمان بكنيم. اسلام به ما اجازه نداده است ديكتاتوري بكنيم. ما تابع آراي ملت هستيم. ملت ما هر طوري راي داد ما هم از آن تبعيت مي‌كنيم.‌

همه مردم موظفند بر اين امور نظارت كنند، اگر من يك پايم را كنار گذاشتم، كج گذاشتم ملت موظف است كه بگويد پايت را كج گذاشتي، خودت را حفظ كن.‌

نكته ديگري كه براي فهم مفهوم مطلقه كمك موثري مي‌كند، اين است كه اصولا اطلاق يك مفهوم نسبي دارد يعني توضيح اين كه اطلاق از جميع جهات حتي درباره خداوند تحقق ندارد، چراكه خداوند نيز براساس حدود و قيود معيني اعمال قدرت مي‌كند كه حسن و قبح عقلي است.‌

 نکته  سوم برای درک مفهوم ولایت مطلقه این است که......................ادامه مطلب را در شماره بعد مطالعه بفرمایید


غلامحسن مقيمي

تنظیم:امید واضحی آشتیانی.حوزه علمیه