آیا با توجه به این حقایق باز هم مى توان دراین زمان به مباح بودن مطالعه و آموزشهاى تاریخى فتوا و نظر داد؟ یااینكه باید صریح و آشكارا گفت : تحصیل معارف تاریخى در حد رفع كفایت براى حوزه هاى علمیه واجب مى باشد.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

حوزه و تاریخ نگاری مادی 
تاریخ

آيا با توجه به اين حقايق باز هم مى توان دراين زمان به مباح بودن مطالعه و آموزشهاى تاريخى فتوا و نظر داد؟ يااينكه بايد صريح و آشكارا گفت : تحصيل معارف تاريخى در حد رفع كفايت براى حوزه هاى علميه واجب مى باشد.

برای خواندن قسمت اول اینجا کلیک کنید

بنظر مى رسد كه تحصيل اين معارف تاريخى در حوزه ها[ واجب كفائى] است . مسائل نظرى تاريخ و مباحث مربوط به تاريخ عمومى در گذشته چندان اهميت وارزش عملى نداشت زيرا كه كارکرد آن در صحنه هاى فرهنگ و سياسى براى همگان شناخته نبود روى همين اصل است كه مى بينيم فقيه و عالم زمان شناسى چون شهيد ثانى فقط به مباح بودن تعلم آن فتوا مى دهد و نه ضرورتش .

لكن در حال حاضر وضعيت كاملا تفاوت پيدا كرده و بنابر ضرورت زمان بسيارى از مباحات تبديل به واجب گرديده اند.از جمله آنها يكى نيز [علم تاريخ و تاريخنگارى] است .

 علم تاريخ يعنى مسائل فلسفى و  تاريخ نظری و تاريخ جهان اكنون يكى ازابزارهاى برنده و پر كاربرد سردمداران كفر جهانى در به زير ستم كشيدن ملتها گمراه سازى افكار آنان و مقابله بااسلام است .

بهمين دليل است كه انواع مختلف موسسات و آکادمى هاى ايران شناسى عرب شناسى واسلامى شناسى و ... در غرب و روسيه  بوجود آمده و صدها پژوهشگر به نام[ خاورشناس] مشغول تحقيق در تاريخ ملتهاى مشرق زمين و بويژه مسلمين مى باشند.

اكنون بلوك غرب و نظام چپاولگر سرمايه دارى از طريق معاريفى همچون تاريخ و تاريخنگارىاست كه در جهان سوم تلقين ايدئولوژى مى كنند و زمينه سلطه خود را آماده مى سازند.

چنانكه بلوك شرق و غرب و سردمداران ملحد و ماده پرست آن نيز با منطق شيطانى و باطل و به ظاهر آراسته و سحرگونه اى بنام[ ماديت تاريخى] ماترياليسم تاريخى است كه به جنگ فرهنگى اسلام و بينش وحى و خداپرستى آمده است و بر پايه چنين شگردهایى است كه كتابهاى مغرضانه و پراز كينه اى همچون[ اسلام در ايران]  را براى رد ريشه اى دين اسلام مى نويسند و ترجمه و نشر مى دهند و جوانان ناآگاه و مسلمان راازاين طريق است كه تا عمق پرتگاه خطرناك ارتداد سوق مى دهند. آنان چنينى وانمود مى كنند كه[ علم تاريخ] در دست آنهاست و تاريخ صحيح را فقط آنان بلدند بنويسند!! .

آيا براى مقابله ريشه اى بااين سحر زمانه ما حوزه هاى علميه  و علماء و روحانيون اسلام و تشيع نبايد يك فكر بنيادين و ريشه اى بيانديشند؟ و آيا نبايد و واجب نيست كه شمارى از دانشمندان و طلاب فاضل واسلام شناس را به اسلحه علم تاريخ و فلسفه تاريخ مجهز و مسلح كرده به جنگ و مقابله اين جادوگران دروغگوى زمانه مان بفرستيم تا بدينوسيله سحرشان را باطل ساخته واهداف پشت پرده آنان راافشا و رسوا نمائيم ؟

آيا بنظر شما راه از بين بردن زمينه انحراف و ارتداد برخى از جوانان ناآگاه و معصوم ميهن اسلامى نه تنها درايران بلكه در همه سرزمينهاى گسترده جهان اسلام اين نيست كه اصالت تاريخى اسلام را بثبوت رسانده و دروغ بودن ديدگاه[ ماديت تاريخ] را بنمايانيم ؟ و آيا اين كار بجزاز طريق آشنا شدن دقيق و در حد تخصص با علم تاريخ ميسر مى شود؟ آيا در وضعيتى كه مستكبرين جهانى از علم تاريخ بمنظور تحريف حقايق و تخدير فكرى عقيدتى و فرهنگى مسلمين و مردمان جهان بهره بردارى مى كنند وظيفه شرعى حوزه هاى حد[ واجب كفايى] نيست كه خود را مسلح به اين اسلحه نموده و دشمنان خداپرستى وانسانيت را خلع سلاح نمايد؟

شما با يك مراجعه تند و گذرا به كتاب[ فرهنگ خاروشناسان] شمار و ميزان فعاليت كسانى را كه بنام مستشرق و خاورشناسى درباره تاريخ ايران واسلام كار كرده و مى كنند را ملاحظه كنيد نا خود شگفتزده گرديد.

و نيز با يك نظراجمالى در فهرست عناوين كتب تاريخى تاليف و ترجمه شده در يكصد ساله اخير مى توان به حجم فعاليت فرهنگى استعمارگران و عوامل بومى آنها دراين زمينه پى برد. كه در مقابل آنها كتب تاريخى كه با ديدگاه اسلامى نوشته شده باشد تقريبا در حد صفراست !

بلوك شرق و غرب كه مروج بينش الحاد و خدا ستيزى مى باشد در شصت سال اخير ده ها موسسه و آكادمى و دانشكده ايران شناسى واسلام شناسى در جمهوريهاى خود بوجود آورده تاازاين طريق رمز و شيوه تحريف ايدئولوژى و تاريخ اسلام فرا گرفته و نشر دهند.

از طريق همين دانشكده ها و موسسات صدها كتاب رساله جزوه و مقاله درباره تاريخ اسلام واقوام مسلمان بااعمال بيشن ضد خدائى و ماركسيسم نوشته و نشر يافته و بزبانهاى زنده جهان نيز ترجمه شده است . براى اينكه بااين واقعيت بطور ملموس آشنا شويد لازم است كه كتاب[ ايران شناسى در شوروى] را - بويژه مقاله دوم و سوم آن را - مطالعه كنيد تا گوشه اى از حجم انبوه كار تاريخى ماركسيتها فقط درباره اسلام و مسلمانان ايران را ببينيد!

آيا با توجه به اين حقايق باز هم مى توان دراين زمان به[ مباح] بودن مطالعه و آموزشهاى تاريخى فتوا و نظر داد؟ يااينكه بايد صريح و آشكارا گفت : تحصيل معارف تاريخى در حد رفع كفايت براى حوزه هاى علميه واجب مى باشد.

آيا درصورتيكه حوزه هاى علميه با بسيج امكانات خود مى توانند تاريخدان متخصص تربيت كرده و بااين سموم فكرى و عقيدتى مقابله كنند اين كار راانجام ندهند گناه ناآگاهانى كه از طريق مطالعه اين نوع كتابها گمراه گرديده و[ مرتد] مى شوند بر عهده چه كسى است ؟

ممكن است گفته شود: راه حل آن جمع آورى اين قبيل كتابهاى گمراه كننده جلوگيرى از نشر و پخش آنهاست . لكن عقل سليم مى گويد:اين شيوه راه حل اساسى نيست ماننداينست كه كسى بخواهد با ريختن چند مشت خاك لجن زار ژرف و بزرگى را بخشكاند. آيااين كار عملى است ؟

توليد و پخش اين مفاسد فكرى و فرهنگى درايران و جهان اسلام نيست كه بتوان با آنها مقابله فيزيكى كرد مركزاصلى آن در واشنگتن لندن ، مسكو و تاشكنداست .

بنابراين بايد ما به دانش و منطقى مسلح شويم كه بتوانيم جادوى پر زرق و برق و بى اساس آنان را باارائه حقايق ابطال كنيم و آن راه منحصر به فرد نيز آشنايى با عقيده اسلام و رسميت بخشيدن به[ تدريس و تحصيل علم تاريخ در حوزه هاى علميه] مى باشد.


تنظیم:نقدی-حوزه علمیه تبیان