سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
سالیانی چند اس از تاریخ نشر چاپِ نخستِ ترجمه استاد محمد مهدى فولادوند ازقرآن كریم مى‏گذرد، پس از دریافت نسخه‏اى از چاپ اول، با میل و رغبت فراوان به مطالعه آن پرداختم. این ترجمه را در مجموع اثرى نیكو، خوشخوان و روان یافتم، و بیشترین امتیازش را بر شمارى از
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

نقدی بر ترجمه قرآن فولادوند

دانش‌نامه‌های تخصصی قرآن‌کریم

سالیانی چند اس از تاریخ نشر چاپِ نخستِ ترجمه استاد محمد مهدى فولادوند ازقرآن كریم مى‏گذرد، پس از دریافت نسخه‏اى از چاپ اول، با میل و رغبت فراوان به مطالعه آن پرداختم. این ترجمه را در مجموع اثرى نیكو، خوشخوان و روان یافتم، و بیشترین امتیازش را بر شمارى از ترجمه‏هاى قرآن به «مطابق بودن» آن با متن آیات شناختم. این ترجمه گویا و رسا در «معادل یابى كلمات قرآن» حتى الامكان از واژه‏هاى مأنوس زبان فارسى به گونه‏اى بهره جُسته است كه عموم اهل مطالعه اعم از دانش پژوهان عادى و فرهیختگان ادب پارسى و تازى، مى‏توانند به خوبى از آن استفاده كنند.

انگیزه این جانب در ارائه نقدِ ترجمه‏هاى قرآن كریم، چیزى جز زدودنِ كاستى‏ها ازساحت ترجمه این كتابِ بى‏مانند و شناساندنِ پیامِ بلند پایه وحىِ الهى نبوده و نیست. و البته تنها ترجمه‏هایى را مورد بررسى و نقد قرار داده و مى‏دهم كه ارزش نقد و بررسى را داشته باشند.

افرادى از ناقدانِ پژوهشگر در شمارى از مجلاّت به نقد و بررسى آن پرداختند و با اشاره به جنبه‏هاى قوّت و نقاط ضعف این اثر، بر شهرتِ بسزا و استقبال همگانى آن افزودند. از آن جا كه آرزوى همیشگى این بنده دستیابى به ترجمه‏اى كامل و گویا از قرآن كریم بوده و سالیانى چند با علاقه و دلبستگى فراوان به كاوش در زمینه تفسیر، ترجمه و معارف قرآنى پرداخته و بیشترین ترجمه قرآن كریم را از نظر گذرانده و در جست و جوى ترجمه‏اى آراسته به محسّنات ادبى و پیراسته از نواقص لفظى و معنوى بوده‏ام، با دقّت فراوان چاپ نخستِ این اثر را بررسى كردم و تمام نارسایى‏ها، كاستى‏ها و تركِ اَوْلى_"feهاى آن را ــ به گمان خود ــ یادداشت نمودم و در انتظار چاپ‏هاى بعدى ماندم. ولى چاپ دوم آن بدون هیچ‏گونه تصحیح و بازنگرى همچون چاپ اول، پخش و منتشر گردید.

هنگامى كه در یكى از كتاب‏فروشى‏ها مژده چاپ سوم آن را به من دادند، با شور و شوق فراوان مبادرت به خرید آن كردم و پیش از هر چیز به شناسنامه آن نگریستم، نوشته بود: «با تجدید نظر كامل!» از این خبر سخت خوشحال شدم و خداى را سپاس گفتم كه ترجمه‏اى از قرآن كریم، پیراسته از نقایص در دسترس «همگان» قرار مى‏گیرد. ولى پس از بررسى و مطالعه، با كمال تعجّب دیدم موارد اصلاح شده آن به مراتب كمتر از اصلاح ناشده‏هاى آن است! لذا پس از گذشت سه سال از چاپ اول آن، دریغم آمد كه مجموعه ملاحظات خود را بر این اثر نفیس در معرض دیدِ اهل مطالعه قرار ندهم. البته از میان دست نوشته‏هاىِ نقدِ چاپ اول، مواردى را كه در چاپ سوم اصلاح شده بود حذف كردم، و اینك مجموعه نكات اصلاحى را به مترجم گران‏قدر و ارجمند، و نیز قرآن پژوهانِ اهل نظر خالصانه تقدیم مى‏دارم، باشد كه با اِعمال آنها و اصلاح نهایى و همه جانبه و استفاده از تمامى نقدهاى ناقدانِ صالح و دلسوز، این اثر شیوا و گویا، در چاپ چهارم ــ ان شاء اللّه‏ ــ بى‏هیچ عیب و نقصانى به صورت كامل در دسترس دین پژوهان و قرآن خوانانِ آگاه قرار گیرد.

انگیزه این جانب در ارائه نقدِ ترجمه‏هاى قرآن كریم، چیزى جز زدودنِ كاستى‏ها از ساحت ترجمه این كتابِ بى‏مانند و شناساندنِ پیامِ بلند پایه وحىِ الهى نبوده و نیست. و البته تنها ترجمه‏هایى را مورد بررسى و نقد قرار داده و مى‏دهم كه ارزش نقد و بررسى را داشته باشند. یعنى مترجمِ آن، علاوه بر احراز شرایط لازم و كافى براى ترجمه، از قبیل: داشتنِ مراتبِ علمى، اخلاقى، معنوى و تسلّط كامل بر ساختار ادبى دو زبان پارسى و تازى، داراى ترجمه‏اى دستِ كم با اعتبار بیش از نود درصد باشد.

بارى، از عمقِ جان و بُنِ دندان، صمیمانه و خالصانه مى‏گویم:

وَ ما أُریدُ إِلاَّ الاْصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَما تَوْفیقى إِلاّ بِاللّه‏ِ عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنیبُ.

 

موارد اشكال یا ترك اَوْلى

1 ـ بقره  :  12

أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلكِنْ لایَشْعُرُونَ

«بهوش باشید كه آنان فساد گرانند، لیكن نمى‏فهمند.»

اشكال: در این ترجمه، ضمیر «هُم» كه در آیه تكرار شده، نادیده گرفته شده است. ترجمه دقیق‏تر آیه چنین است: «هان! اینان خود تبهكارانند، ولیكن نمى‏فهمند.»

نیز در آیه 193 آل عمران، جار و مجرور «عَنّا» و در آیه 115 نحل جار و مجرور «علیكم» ترجمه نشده است.

2 ـ بقره  :  19

أَوْ كَصَیِّبٍ مِنَ السَّماءِ فیهِ ظُلُماتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ یَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فى اذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَالْمَوْتِ وَاللّه‏ُ مُحیطٌ بالْكافِرینَ

«یا چون [كسانى كه در معرض ]رگبارى از آسمان ــ كه در آن تاریكى‏ها و رعد و برقى است ــ [قرار گرفته‏اند]؛ از [نهیب] آذرخش [و] بیم مرگ، سرانگشتان خود را درگوش‏هایشان نهند، ولى خدا بر كافران احاطه دارد.»

اشكال:

«الصّواعق» كه جمع است به صورت مفرد (آذرخش) ترجمه شده است. در ضمن «و» را به «ولى» ترجمه كردن، در این جا و دیگر موارد وجهى ندارد، و مطالب داخل قلاّب‏ها نیز زاید است.

ترجمه دقیق‏تر آیه چنین است:

«یا چون رگبارى از آسمان كه در آن تاریكى‏ها و تندر و درخششى است؛ به بیم مرگ از آذرخش‏ها، سرانگشتانشان در گوش‏هاشان نهند و خداوند، فراگیرِ كافران است.»

3 ـ بقره  :  26

إِنَّ اللّه‏َ لا یَسْتَحْیى أَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها

«خداى را از این كه به پشه‏اى ــ یا فروتر [یا فراتر] از آن ــ مثل زند، شرم نیاید.»

در سوره بقره، آیه 67 كلمه «بَقَر» اسم جنس است و شامل گاو نر یا ماده هر دو مى‏شود. ولى «ة» بقرة در این‏جا براى «وحدت» است نه «تأنیث»، چنان كه در آیه 70 از سوره بقره، بدون «ة» آمده است «إنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَیْنا»؛ یعنى «این گاو بر ما مشتبه شده است»، كه این خود قرینه‏اى است بر این كه مراد از بقره برخلاف تصوّر مترجم محترم، گاو نر است نه ماده.

اشكال:

«ما فَوْقَها» معادل فارسى آن، «بالاتر» و «فراتر» است نه «فروتر». بنابراین باید واژه «فروتر» و نیز قلاّب را حذف كرد. نكته‏اى كه در ترجمه باید به آن توجّه داشت این است كه باید حتّى الامكان معادلِ واژه متن را آورد و از آوردن وجوه تفسیرى پرهیز كرد و در صورت ضرورت در پانوشت به توضیح پرداخت. مثلاً در تفسیر «ما فَوْقَها»، آیا مراد، ما فوقِ پشه در خُردى و ناچیزى است كه لازمه معنى آن «فروتر» مى‏شود، یا مراد، مافوقِ پشه در بزرگى و جثّه است؟ كدام‏یك؟ در این گونه موارد مترجم باید تابع ظاهر الفاظ آیه باشد نه پیرو وجوهِ احتمالىِ تفسیرى؛ زیرا قلمرو ترجمه چیزى است و قلمرو تفسیر چیز دیگر. گاهى همان تفسیرى كه براى متن لازم است، براى ترجمه هم ضرورت پیدا مى‏كند، و هرگز نباید از ترجمه، انتظار تفسیر و توضیح را داشت.

4 ـ بقره  :  61

إِهْبِطُوا مِصْرا

«به شهر فرود آیید.»

اشكال:

با توجه به این كه «مِصْرا» به صورت نكره ذكر گردیده است، ترجمه دقیق‏تر آیه چنین است: «به شهرى فرود آیید.»

توضیح: مراد این است كه از سرزمین سینا به شهرى از شهرها درآیید. البته بعضى «مصر» را در این جا، همان مصر معروف دانسته‏اند ولى ساختار لفظى آیه با ترجمه ما سازگارتر است.

 5 ـ بقره  :  67

إِنَّ اللّه‏َ یَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً

«خدا به شما فرمان مى‏دهد كه: ماده گاوى را سر ببرید.»

اشكال:

كلمه «بَقَر» اسم جنس است و شامل گاو نر یا ماده هر دو مى‏شود. ولى «ة» بقرة در این‏جا براى «وحدت» است نه «تأنیث»، چنان كه در آیه 70 از سوره بقره، بدون «ة» آمده است «إنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَیْنا»؛ یعنى «این گاو بر ما مشتبه شده است»، كه این خود قرینه‏اى است بر این كه مراد از بقره برخلاف تصوّر مترجم محترم، گاو نر است نه ماده. علاوه بر این، معمول ایناست كه با گاو نر زمین را شخم بزنند و آبكشى كنند، نه با گاو ماده: اِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثیرُالْأَرْضَ وَلا تَسْقِى الْحَرْثَ (بقره / 71)ادامه دارد...

نویسنده: محمدعلى كوشا


تنظیم: شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان

 

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین