سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
آن روز برای «ابوحنّان» روز عجیبی بود. چرا که عاقبت، از میان لشکریان سپاهی کفّار نوبت به او رسیده بود تا خود را برای نبرد با نام‏آورترین جنگجوی سپاه اسلام یعنی حضرت علی (ع) آماده کند. ترس، سرتا پای ابوحنّان را فرا گرفته بود. با قدم‏هایی لرزان و چشم‏هایی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

جبرئیل بین زمین و آسمان ندا کرد

آن روز برای «ابوحنّان» روز عجیبی بود. چرا که عاقبت، از میان لشکریان سپاه کفّار نوبت به او رسیده بود تا خود را برای نبرد با نام‏آورترین جنگجوی سپاه اسلام یعنی حضرت علی (علیه السلام) آماده کند. ترس، سرتا پای ابوحنّان را فرا گرفته بود.                                                                                                                                                                

با قدم‏هایی لرزان و چشم‏هایی که اضطراب در آن به راحتی دیده می‏شد، خود را به میدان رساند تا تن به مبارزه با شجاع‏ترین و مبارزترین جنگجوی سپاه اسلام بدهد. طولی نکشید که ابوحنّان هم مانند سایر کسانی که پیش از این با حضرت علی (علیه السلام) مبارزه کرده بودند، مغلوب رشادت و شجاعت ایشان شد و در حالی که شمشیرش را از دست داده بود، خود را آماده پذیرش شکست و مرگ در میدان کرد.

ابوحنّان گمان می‏کرد آخرین لحظه‏های زندگی‏اش را سپری می‏کند. چرا که حتّی شمشیرش را نیز از دست داده بود و فکر می‏کرد حتماً به دست حضرت علی (ع )کشته می‏شود. پس از سر ناچاری خطاب به ایشان گفت: «ای پسر ابی‏طالب! اگر به راستی خود را مردی مبارز و شجاع می‏دانی، حالا که شمشیرم را از دست داده‏ام، شمشیرت «ذوالفقار» را به من ببخش.»

حضرت علی (علیه السلام) پس از شنیدن این حرف مرد شکست خورده، شمشیرشان را مقابل او انداختند و فرمودند: «برادر! ذوالفقارم از آن تو باد!» ابوحنّان که تصوّر دیدن چنین صحنه‏ای را حتی در خواب هم نداشت نگاهی به شمشیر کرد و سپس خطاب به امیرالمومنین (علیه السلام) گفت: «یا علی! حالا که پای مرگ و زندگی در میان است، چطور راضی شده‏ای که شمشیرت را در این هنگام به من بدهی؟» حضرت علی (علیه السلام) پاسخ دادند: «تو دستت را به طرف من دراز کردی و من از مردانگی به دور می‏بینم که نیازمندی را اگر چه کافر نیز است از بخشش خود محروم کنم!»

ابوحنان بعد از دیدن جوانمردی امام (علیه السلام) به پای ایشان افتادند و بلافاصله اسلام را پذیرفت و مسلمان شد.

«جبرئیل» فرشته وحی خداوند نیز در آن هنگام، بین زمین و آسمان ندا کرد:

«لافتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار»

«به درستی که جوانمردی مانند علی (علیه السلام) و شمشیری مانند ذوالفقار را هیچ وقت روزگار ندیده و نخواهد دید.»

                                                                                                                                                          دوست کودکان

گروه کودک و نوجوان سایت تبیان

مطالب مرتبط

جراحت پای مبارک

نامه امام (ع) به مردم کوفه

قهرمان محلّه

بیعت غدیر

تقسیم هفتگانه

قنبر و امام

ثواب آن دینار

ثواب آن دینار

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین