سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
جهل و حماقت، زمینه گناه را در انسان به وجود آورده و او را به سوى گناه مى‏كشاند. جهل به خدا، جهل به هدف از آفرینش، جهل به قوانین خلقت، جهل به زشتى گناه و آثار آن.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

نادانی زمینه ساز گناه

نادانی
جهل و حماقت، زمینه گناه را در انسان به وجود آورده و او را به سوى گناه مى‏كشاند. جهل به خدا، جهل به هدف از آفرینش، جهل به قوانین خلقت، جهل به زشتى گناه و آثار آن.

چنانكه یك فرد جاهل و بى‏سواد غذاى آلوده به میكروب را بر اثر جهل، به آسانى مى‏خورد، ولى یك دكتر میكروب شناس، هرگز آن را نمى‏خورد.

در دوران جاهلیت كه گناهان گوناگون، سراسر زندگى مردم را گرفته بود، بیشتر بر اثر جهل و حماقت بود. براى توضیح به این آیات توجه كنید:

«قالوا یا موسى‏ اِجعَل لَنا اِلهاً كما لَهم آلِهة قالَ إنّكم قَوم تَجهَلون»1؛

«بنى اسرائیل به موسى گفتند: براى ما معبودى (از بت) قرار بده چنانكه آنها (بت پرستان) معبودانى (از بت) دارند. موسى گفت: شما جمعیتى جاهل و نادان هستید.»

از زبان حضرت لوط (علیه‌السلام) خطاب به قومش مى‏خوانیم:

«ءَاِنّكم لَتَاتون الرّجال شَهوةً مِن دُونِ النِّساء بل انتم قوم تجهلون»2؛ «آیا شما به جاى زنان، به سراغ مردان، از روى شهوت مى‏روید؟ شما قومى جاهل هستید.»

و در آیه 89 سوره‏ى یوسف مى‏خوانیم:

«قالَ هَل عَلِمتُم ما فَعَلتُم بِیُوسُفَ و اَخیهِ اِذ اَنتُم جاهِلُون»؛ «یوسف (به برادران خود) گفت: آیا دانستید كه با یوسف و برادرش(بنیامین) چه كردید؟ آنگاه كه جاهل بودید.»

از این آیات به روشنى استفاده مى‏شود كه جهل و نادانى یكى از زمینه‏هاى گناهان است.

در روایات نیز بسیار آمده كه جهل، زمینه گناه است. در اینجا به ذكر چند نمونه مى‏پردازیم:

1- امام على (علیه‌السلام) در عهدنامه‏ى خود به مالك اشتر مى‏فرماید:

«لا یجترى على الله الا جاهل شقى»3؛ «گستاخى و جرأت بر (نافرمانى) خدا را جز جاهل و شقى روا نمى‏دارد.»

 

2- و نیز از گفتار آن حضرت است:

«الجهل معدن الشر، الجهل اصل كل شر، الجهل یفسدالمعاد»4؛ «جهل مركز زشتى است، جهل ریشه و پایه زشتى است، جهل موجب تباهى معاد انسان است.»

 

3- چنانكه قبلاً اشاره شد امام صادق (علیه‌السلام به سماعة فرمود: عقل و لشكرش را بشناس و همچنین جهل و لشكرش را بشناس. سپس 75 خصلت زشت را به عنوان لشكر جهل برشمرد.5

این روایت جامع بیانگر آن است كه جهل، اساس و محور خصلت‏هاى زشت و گناهان بزرگى همچون: حرص، خیانت، ربا، نیرنگ، تكبر، آزار به پدر و مادر، پیمان شكنى، بى‏تابى، شانه خالى كردن از وظیفه جهاد، سبك سرى، كینه و دشمنى و ... است.6

 

4- حضرت على (علیه‌السلام) مى‏فرماید: «قَصَّمَ ظَهرى رَجُلان: عالِم مُتَهتِّك و جاهِل مُتَنسِّك»7؛

«دو شخص، كمرم را شكستند، دانشمند بى پروا، و جاهل مقدس نما.»

سپس فرمود: جاهل، انسان را با زهدنمائیش مى‏فریبد، و عالم با گستاخى و بى‏پروائیش، انسان را مغرور و فریفته خود مى‏كند.

 

5 - و نیز فرمود: «ایاكم والجهال من المستعبدین والفجار من العلماء فانهم فتنتة كل مفتون»8 «بپرهیزید از جاهلان عبادت پیشه و از گنهكاران دانشمند، چرا كه اینها مایه فتنه و آشوب هر فتنه شده هستند.»

گناه

6- و در سخنى دیگر فرمود: «لاترى الجاهل الا مُفرِطاً او مُفرِّطاً»9؛ «نمى‏بینى جاهل را مگر این كه یا راه افراط و زیاده‏روى را مى‏پیماید و یا راه تفریط و كوتاهى از حد اعتدال را.»

 

7- و در بیان دیگر فرمود:  «الى الله اشكو من معشر یعیشون جهالا و یموتون ضلالا»10؛ «شكایت به خدا مى‏برم از گروهى كه در جهل و نادانى زندگى مى‏كنند.»

 

8- در قرآن در جریان موسى (علیه‌السلام) و ساحران آمده: وقتى كه ساحران طناب‏هاى خود را انداختند، به نظر مى‏رسید همه‏ آنها در حركتند؛

 «فَاَوجَسَ فى نفسه خِیفَة موسى»11؛ «ناگهان موسى در دل خویش ترس خفیفى احساس كرد.»

امیرمؤمنان(علیه‌السلام) در توضیح این مطلب مى‏فرماید: «لم یُوجِس موسى(علیه‌السلام) خیفَةً على نفسه بل اَشفَقَ مِن غَلَبة الجُهّال و دُوَل الضّلال»12؛ «موسى علیه‌السلام بر جان خود نترسید بلكه ترس او از این بود كه مبادا جاهلان پیروز گردند و دولت‏هاى ضلال برنده شوند.»

این سخن نیز از كارهاى انحرافى جاهلان پرده برمى‏دارد و بیانگر آن است كه جهل، زمینه‏ساز گناهان بزرگى همچون مبارزه علنى با پیامبران به پشتیبانى از طاغوت‏ها مى‏باشد.

 

جلوگیرى بنى‏امیه از تعلیم شرك

از احادیث جالب این كه امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: «ان بنى امیة اطلقوا للناس تعلیم الایمان ولم یطلقوا تعلیم الشرك لكى اذا حملوهم علیه لم یعرفوه»13؛ «بنى امیه تعلیم ایمان را براى مردم آزاد گزاردند ولى تعلیم شرك را آزاد نگذاردند تا اگر مردم را بر شرك وادار كردند آن را نشناسند. (و در نتیجه از روى جهل قبول شرك نمایند).»

این حدیث بیانگر آن است كه: بنى‏امیه از شناخت شرك و انواع آن جلوگیرى مى‏كردند زیرا اگر مردم معنى شرك و انواع آن را مى‏فهمیدند از بنى‏امیه كه غوطه‏ور در شرك بودند، روى برمى‏گرداندند و به امامان اهل‏البیت(علیهم‌السلام) كه از شرك به دور بودند متوجه مى‏شدند، آرى رهبران طاغوتى حساسیت داشتند كه مردم از دستورات سازنده و بیداربخش اسلام، آگاه نشوند تا جهل آنها باعث توقف و ركود آنها شود، و زمینه انحراف آنها را فراهم سازد.

 

منبع: گناه شناسی، محسن قرائتی

گروه دین و اندیشه – مهدی سیف جمالی


1- اعراف / 38.

2- نمل / 55.

3- نهج البلاغه، نامه 53.

4- فهرست غرر، (جهل).

5- كافى، ج‏1 ص‏21 - 23.

6- البته مراد از جهل بیسوادى نیست بلكه مراد بى‏عقلى و ساده‏اندیشى و زود باورى است.

7- قصارالجمل، ج‏1 ص‏127.

8- همان مدرك ص‏128.

9- نهج البلاغه، حكمت‏70

10- نهج البلاغه، خطبه 17.

11- طه / 66-67.

12- نهج البلاغه، خطبه‏4.

13- كافى، ج‏2 ص 415-416.

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین