سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
فوتبال ایران هر چیزی نداشته باشد. قهر و دعوا به اندازه کافی دارد. اهالی این فوتبال آن قدر به هم حمله می کنند که مخاطب تصور می کند به تماشای جنگ گلادیاتورها نشسته است! .......
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

تمام دعواهای فوتبالی سال 88

تمام دعواهای سال 88

فوتبال ایران هر چیزی نداشته باشد. قهر و دعوا به اندازه کافی دارد. اهالی این فوتبال آن قدر به هم حمله می کنند که مخاطب تصور می کند به تماشای جنگ گلادیاتورها نشسته است! در سال 88 هم جلد روزنامه های ورزشی پر بود از ادعاهای این مدیر علیه آن مربی یا هجوم این فوتبالیست به آن یکی مسئول. این دعواها، امسال آن قدر پر شمار بودند که وقتی می خواستیم آن ها را مرور کنیم. خودمان هم از فهرست بلندبالای شان شوکه شدیم! به هر حال این شما و این هم گذری بر مجادلات هشتاد و هشتی فوتبال ایران!

«امیر» دعواها!

در این سال امیر قلعه نویی ومحمد مایلی کهن برای تصاحب عنوان «پر دعواترین» مرد فوتبال ایران کورس فشرده ای داشتند که شاید بشود این آخر سالی، مدعی شد امیر این جنگ را هم از مایلی برده است! قلعه نویی در سال 88 درگیری های زیادی را از سر گذراند که می شود از مهم ترین آن ها به مجادلات و اختلافات او با واعظ آشتیانی، صمد مرفاوی، سیامک رحیم پور، رسول کربکندی، مجتبی جباری و بالاخره خود حاجی مایلی اشاره کرد. در مناقشه قلعه نویی و واعظ که با محوریت «فوتبال پاک» انجام می شد، بالاخره بعد از یک سال درگیری کسی متوجه نشد کی پاک است و کی ناپاک! آن چه ما دیدیم، صرفاً مشتی اتهام زنی پرابهام بود که هیچ گاه نتیجه روشنی در پی نداشت.طرفین حتی یکمرتبه با هم آشتی کردند اما مثل این که زیاد با صلح و صفا حال نکردن و دوباره به تیپ و تاپ هم زدند. جالب این جاست که با این همه اختلاف نظر، بایگانی فوتبال ایران دو جمله استثنایی از طرفین در مورد همدیگر را در دلش جا داده است؛ آن جا که واعظ گفت «قلعه نویی در قلب من است» و البته امیر هم بعدها مدعی شد «واعظ پهلوان است»! به هر حال این ها این جور آدم هایی هستند دیگر؛ همدیگر را آقا صدا می زنند و خرخره هم را می جوند!

از رحیم پور هم که به پشتیبانی از مرفاوی، امیر را طاغوتی و ابوسفیانی صدا کرده بود بگذریم، حکایت مایل کهن شنیدن دارد که یک سال تمام به پروپای قلعه نویی پیچید و از سلامت کاری او گرفته تا وجه تسمیه نام خانوادگی اش را زیر سوال برد! جباری هم امسال با این که از ناحیه رباط صلیبی مصدوم بود، از ناحیه زبان مشکلی نداشت و در چند نوبت با طعنه و کنایه از عملکرد سنتی امیر و البته اخلاق و رفتارش گله کرد!

محمد مایلی کهن

به خاطریک مشت «قرص»!

محمد مایلی کهن هم سال آرامی را سپری نکرد و می توان به درگیری های او با آدم های زیادی در سال 88 اشاره کرد. اما گذشته از مجادله اش با قلعه نویی، امسال داستان دعوای حاجی مایلی با عابدینی و فیروز کریمی هم شنیدنی از کار درآمد. حاجی، اول با آقا فیروز در افتاد و حسابی از خجالتش درآمد.

موضوع درگیری هم به اتهام دوپینگ مربوط می شد که مایلی کهن با همان صراحت همیشگی اش این ادعا را مطرح کرد و با شکایت فیروز روبه رو شد. کار به کمیته انضباطی کشیده شد و حتی حاجی مایلی به صرافت جمع کردن شاهد هم افتاد اما طبق معمول سر و ته کار را یک جورهایی هم آوردند. از نکات جالب این دعوا آن بود که مایلی کهن در کمیته انضباطی حاضر نشد با کریمی دست بدهد! پس از آن بود که نوبت به امیر عابدینی رسید. مهندس، مایلی کهن را «دیوانه» خطاب کرد و حاجی هم از عابدینی خواست از آن قرصه هایی که می خورد و شنگول می شود(!) به وی بدهد!

یک «قطب» درگیری ها!

بدون شک افشین به اصطلاح امپراتور(!) امسال یکی از قطب های درگیری های فوتبال ایران بود. سرمربی تیم ملی از یک سو با حمید استیلی – همکار سابقش – وارد یک کشمکش درست و حسابی شد و دو نفری با هم کارشان به جایی رسید که روی جلد روزنامه ها مفصلا علیه یکدیگر حرف زدند و از سویی دیگر با محمود یاوری در کمیته فنی تیم های ملی درگیری پیدا کرد. جناب سرهنگ یک تعداد مصاحبه تند علیه قطبی ایران فرمودند که همه آن ها، واکنشی بودند به جمله بحث برانگیز افشین خان با این مضمون: «اعضای کمیته فنی می خواهند جای مرا بگیرند»!

در کنار این ها اما سرمربی تیم ملی کشورمان یک ضربه شست اساسی هم از سوی مازیار زارع دریافت کرد. بازیکنی که در طول سال 88 چند مرتبه علیه وی موضع گرفت و یک بار هم او را به صفت هایی نظیر دوروریی، کینه ای بودن و ناتوانی متهم کرد! این آخر سالی هم که کاشانی و دایی بعد از اعلام فهرست بازیکنان تیم ملی برای بازی با تایلند تلویحا علیه قطبی مصاحبه کردند و البته حمید استیلی بدون رودر بایستی، این لیست را محصول غرض ورزی های او دانست! جنتلمن هم این همه دعوایی؟!

حسین رضازاده

هرکول، رکورد شکست؟

اما منهای فوتبالی ها هم برای این که این وسط از قافله عقب نیفتند و حرکتی از خودشان نشان بدهند، عنان کار را به هرکول سپردند تا رکورد دعواهای سال 88 را جابه جا کند. اگر از یک فقره بگومگوی عبادزاده با رضازاده – که عقاب در آن هرکول را مسبب بر کناری اش از پرسپولیس می دانست – بگذریم، می رسیم به داستان های عجیب و غریب آخر سال؛ جایی که رضازاده ناگهان با اتهام دوپینگ از سوی علی حسینی روبه رو شد و همین مسئله به افشاگری های تازه ای از سوی رشید شرفی، شاهین نصیری نیا و دیگران علیه وی انجامید. هر چند که هرکول کل یوم(!) زیربار نرفت که نرفت. رضازاده که با انتقاد از منتقدانش، برخی از آنان را تلویحا دشمن ایران دانسته بود(!)، در یک فقره جنجال دیگر هم خودش را رودرروی محمد مایلی کهن دید. مردی که در کسوت سرمربی سایپا به این عضو هیات مدیره باشگاه نامه نوشت و وی را به باد انتقاد گرفت.

تماشاگر دعوایی!

 اما امسال تماشاگران همیشه در صحنه هم طبق معمول یک مشت جنجال درست و حسابی خلق کردند. در سالی که گذشت، شاهد درگیری و اختلاف نظر بسیاری از فوتبالیست ها، مبیان و مدیران با تماشاگران و هواداران فوتبال بودیم. همین آخر سالی پیروزی قربانی برخی از طرفداران مس کرمان را «هزار تومانی» خواند و عنوان کرد که به آن ها نیازی ندارد. خداد عزیزی هم در آخرین روزهای دور اول مربیگری اش در استقلال اهواز، مدفون روی گوشش می گذاشت تا صدای ملت را نشنود. فرهاد مجیدی و امیر حسین صادقی هم در چند نوبت علیه تماشاگران موضع گرفتند، هر چند که تندترین واکنش در این زمینه متعلق به امیر واعظ آشتیانی بود. کسی که پس از هو شدن در ورزشگاه آزادی، به دنبال تکمیل پازلی رفت که در آن، احتمالا معلوم می شد کی به کی خط داده که علیه او شعار بدهد!

عادل فردوسی پور

عادل «قاط» زد!

برنامه پرحاشیه و جنجالی 90 هم امسال آبستن درگیری های زیادی بود. اختلاف نظر بین عادل فردوسی پور و واعظ آشتیانی کار را به جایی رساند که مدیرعامل باشگاه استقلال از مجری 90 خواست «شأن» خودش را حفظ کند و البته پس از این جدل، دیگر هیچ گاه به صورت حضوری یا تلفنی در این برنامه شرکت نکرد.

این رویه ای بود که حبیب کاشانی هم آن را در پیش گرفت و پس از موشکافی های عادل در مورد حکم سرپرستی اش، ترجیح داد با او از در قهر و قطع رابطه دربیاید. محمد دادکان هم در همین 90 بود که علنی تر از همیشه علیه محمدعلی آبادی مضوعی گرفت و به شدت از عملکرد رئیس سابق سازمان تربیت بدنی انتقاد کرد. با این همه حکایت دعوای عادل با تبریزی ها از قرار دیگری بود. دعوایی که با برگزاری مسابقه پیامکی محبوب ترین تیم ایران و شکست سنگین تراکتوری های آغاز شد و تا حمله و فحاشی به مجری 90 در تبریز ادامه یافت. این وسط، فراز کمالوند هم در آخرین گفت و گویش قبل از ممنوع المصاحبه شدن، عادل را یک پرسپولیسی خواند و کار را به جایی رساند که فردوسی پور مجبور به قطع مکالمه وی روی آنتن 90 شد!

خوب شد هک نشد!

از سایت باشگاه استقلال هم بشنوید که در طول سال 88 تقریباً علیه هر جنبنده ای موضع گرفت و بیانیه صادر کرد. از خیلی از روزنامه های ورزشی گرفته تا برنامه های تلویزیونی و خبرنگاران و از مقامات اجرایی گرفته تا برخی از بازیکنان خود استقلال(!) طعم شمشیر بران «تنها سایت رسمی باشگاه استقلال» را چشیدند. این وسط فقط خوشحالیم که این پایگاه اینترنتی با این حجم عجیب از خشونت، هک نشد!

فیروز کریمی

خشم منشوری ها!

اما گروه جدید التأسیس منشوری ها در فوتبال ایران هم طی یک سال گذشته پایه گذار درگیری های جالب توجهی بوده اند.

اگر فرهاد کاظمی به واسطه عدم صدور کارت مربیگری اش برای حضور روی نیمکت ابومسلم، هر روز تهدید به افشاگری می کرد و هر 8 ساعت یک بار دست به مصاحبه علیه مسئولان سازمان لیگ می زد، فیروز کرمیی کار را به جایی رساند که اعلام کرد راهی فدارسیون فوتبال می شود تا با عزیزمحمدی رسما برخورد کند! مربی بذله گوی داماش گیلان که حتی از خبرنگاران هم دعوت کرده بود تا همراه او بروند و این برخورد را ثبت کنند، پس از دیده بوسی با رئیس سازمان لیگ مدعی شد «مگر من کامیونم که با کسی برخورد کنم؟!»

ادعای اولیه فیروزخان در مورد درگیری با عزیزمحمدی البته واکنش تند محمد مایلی کهن را هم در پی داشت. در همین راستان کشمکش هایی هم بین کرمی و علیپور – رئیس ستاد منشور اخلاقی- به وجود آمد که زیاد نوشتنی نیست!

بقیه خرده دعواها

احمد زاده بعد از درگیری های طولانی و فرسایشی با پورنعمت مدیرعامل ملوان – از این تیم جدا شدد. احمدزاده حتی درمقطعی مدیر تیمش را تهدید به «قورت دادن» کرده بود!

حقیقی و شیث

حقیقی و شیث رضایی وسط داربی 68 به جان هم افتادند و قصد داشتند با کشتن یکدیگر، به تیم شان شوک بزنند!

فراز کمالوند هم که ظاهراً با خارجی ها رابطه خوبی ندارد، چند فقره درگیری با عرفان اولروم و جاسم کرار را تجربه کرد.

هوار ملامحمد طی دو فقره درگیری با مسئولان پرسپولیس، هربار آنان را تهدید به جدایی کرد.

درگیری های میثاق و حقیقی هم از جنس تنش های بین طالب لو و محمدی بود و در سال 88 ادامه پیدا کرد.

روابط غلام پیروانی و مسئولان کمیته ملی المپیک هم در این سال چندان تعریفی نداشت. افشار زاده از اول هم مربی خارجی را ترجیح می داد.

حقیقی که در درگیری ها رکورددار بود، در پایان داربی 68 با مشت به صورت مامور حراست ورزشگاه آزادی کوبید.

کریم باقری بعد از زدن زیرآب شیث رضایی مقابل چشم میلیون ها نفر در برنامه 90، مدت ها با این بازیکن دچار مشکل شد.

مسعود عنایت، نظرات کارشناسی هادی دزفولی را متعلق به عهد دقیانوس(!) دانست. رئیس کمیته داوران با نصیرزاده هم مناظره کرد.

سازمان تربیت بدنی با حسین بادامکی دچار مشکل شد و به صورت تلفنی، دستور خروج اسم این بازیکن از ترکیب اصلی پرسپولیس در داربی 67 را صادر کرد.

دعوای خداداد با مسئولان باشگاه سابقش، پیام خراسان تمامی نداشت.

دعوای علی کریمی و تبریزی ها در بازی رفت استیل آذین و تراکتورسازی هم از آن درگیری های حسابی فوتبال ایران بود.

امیر قلعه نویی و مایلی کهن

کاشکی بیا آشتی کنون

اما این طوری هم نیست که در فوتبال ایران فقط دعوا اتفاق بیفتد. بالاخره انبوه این قهرها، گاهی رنگ آشتی هم به خود می گیرد. هر چند بیشترشان صوری و زورکی با بی نتیجه باشد!

بزرگ ترین آشتی کنان سال 88 را محمدی مایلی کهن و امیر قلعه نویی در اصفهان ترتیب دادند. امیر قبل از آغاز بازی برگشت سپاهان و سایپا به سمت حاجی رفت و مایلی کهن را در مقال عمل انجام شده قرار داد. حاجی می گفتم: «بالاخره قهر ما از جنگ ایران وعراق که بدتر نبود»!

عزیزمحمدی و فیروز کریمی هم در روزی که قرار بود با هم برخورد کنند(!) صورت ماه یکدیگر را بوسیدند اما نه بساط منشور اخلاقی جمع شد، نه فیروز به لیگ برتر برگشت!

عنایت و غیاثی هم یک شب در برنامه 90 جوگیر شدند و با هم آشتی کردند، تا آن جا که عنایت گفتن: «هر چی آقای غیاثی بگویند، ما قبول داریم»!

واعظ آشتیانی قبل از رفتن به مکه زنگ زد و از امیر حلالیت گرفت. قلعه نویی هم گفت «واعظ پهلوان است.» اما مدیرعامل استقلال بعدا آشتی کنان را فسخ کرد(!) و دعوا را از سر گرفت.

بعد از درگیری های یزدانی خرم و رفوگر که از انتخابات 3 سال پیش فدراسیون کشتی آغاز شد و به جدلی طولانی انجامید، امسال این دو نفر آشتی کردند و رفوگر به عنوان رئیس انستیتو کشتی در فدراسیون مشغول به کار شد.

ناصر حجازی هم بعد از بیماری اش با همه مخالفانش آشتی کرد، از جمله صمد مرفاوی و امیر قلعه نویی.

محمد دادکان و داریوش مصطفوی هم در یک مراسم ولیمه، صورت هم را بوسیدند تا کدورت ها را فراموش کنند.

بزرگ ترین آشتی کنان سال اما آشتی دوباره دایی با فوتبال بود؛ جایی که شهریار پس از 8 ماه قهر، ناگهان سرمربی پرسپولیس شد.

تنظیم برای تبیان: رضا سیگاری

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین