دانشمند معتزلی «ابوعثمان عمروبن بحر الجاحظ» که از علما و محققین اهل سنّت است در پاره ای موارد همانند ابن ابی الحدید از ابوبکر و عمر طرفداری نموده است ولی در عین حال رساله ی جداگانه ای نوشته و دلایلی آورده که پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

مرحبا به ناصرنا!

دانشمند معتزلی «ابوعثمان عمروبن بحر الجاحظ» که از علما و محققین اهل سنّت است در پاره ای موارد همانند ابن ابی الحدید از ابوبکر و عمر طرفداری نموده است ولی در عین حال رساله ی جداگانه ای نوشته و دلایلی آورده که پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم جانشین او علی بن ابی طالب علیه السلام است نه ابوبکر.

خلاصه سخنان جاحظ چنین است که می گوید: دو فرقه ی اسلام (شیعه و سنی) با هم اختلاف داشته یکی از آنها می گوید چون پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم رحلت فرمود جانشینی برای خود تعیین نکرد و امّت را اختیار داد که هر که را خواستند برای جانشینی انتخاب کنند و مردم هم ابوبکر را انتخاب کردند و گروه دیگر معتقد رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و علی علیه السلام را به جانشینی خود تعیین کرد و او را برای پس از خود پیشوای مسلمین قرار داد و هر یک از این دو گروه حقانیّت خود را ادّعا می کنند و چون ما چنین دیدیم هر دو فرقه را نگه داشتیم تا با آنها بحث کنیم و حقّ را از باطل بازیابیم و از همه ی آنها پرسیدیم: آیا مردم از داشتن یک والی برای اداره کردن امورشان و جمع آوری زکات اموال و تقسیم آن میان مستحقان و همچنین برای قضاوت میان آنها و استرداد حق مظلوم از ظالم و اقامه ی حدود و به طور کلی برای حفظ دین ناچارند یا خیر؟ همه گفتند: بلی، ناچارند.

دوستی با امام علی

باز از آنها پرسیدیم که: آیا مردم مُجازند که بدون نظر و توجّه به کتاب خدا و سنّت پیامبرشان کسی را برای خود والی کنند؟ گفتند: خیر، مجاز نیستند.

آنگاه از همه ی آنها پرسیدیم: آن اسلامی که خدای تعالی به قبول آن دستور داده است کدام است؟

گفتند: اسلام ادای شهادتین است و اقرار بدانچه از جانب خدا به پیغمبر آمده و نماز و روزه و حجّ – به شرط استطاعات – و عمل به قرآن و حرام دانستن حرام آن و حلال دانستن حلال آن.

باز از آنها پرسیدیم: آیا خدا را بندگان نیکی در میان مخلوقاتش هست که آنها را برگزیند و اختیار کند؟

گفتند: بلی. پرسیدیم: به چه دلیل؟

گفتند: خداوند در قرآن می فرماید: وَرَبُّكَ یخْلُقُ مَا یشَاءُ وَیخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِیرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا یشْرِكُونَ(القصص/68) پروردگار تو هر چه بخواهد می‌آفریند، و هر چه بخواهد برمی‌گزیند؛ آنان (در برابر او) اختیاری ندارند؛ منزه است خداوند، و برتر است از همتایانی که برای او قائل می‌شوند!

سپس از آنها پرسیدیم: نیکان چه کسانی اند؟

گفتند: پرهیزکارانند. گفتم: به چه دلیل؟

گفتند: فرمایش خداوند است که: إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست (الحجرات/13)گفتیم: آیا خدا را می رسد که از میان پرهیزکاران هم بهترین آنها را برگزیند؟

دانشمند معتزلی «ابوعثمان عمروبن بحر الجاحظ» که از علما و محققین اهل سنّت است در پاره ای موارد همانند ابن ابی الحدید از ابوبکر و عمر طرفداری نموده است ولی در عین حال رساله ی جداگانه ای نوشته و دلایلی آورده که پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم جانشین او علی بن ابی طالب علیه السلام است نه ابوبکر.

گفتند: بلی، مجاهدین را که با مال و جانشان جهاد می کنند به دلیل قول خداوند تعالی که می فرماید: فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِینَ دَرَجَةً (نساء/95) خداوند، مجاهدانی را که با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان [= ترک‌کنندگان جهاد] برتری مهمی بخشیده

سپس گفتیم: آیا خدا را نیکانی از مجاهدین هم هست؟

همه گفتند: بلی، کسانی از مجاهدین که به جهاد سبقت گیرند از بقیّه برترند به دلیل آیه شریفه: لَا یسْتَوِی مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُولَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ(الحدید/10)

(کسانی که قبل از پیروزی انفاق کردند و جنگیدند (با کسانی که پس از پیروزی انفاق کردند) یکسان نیستند؛ آنها بلندمقامتر از کسانی هستند که بعد از فتح انفاق نمودند و جهاد کردند؛ و خداوند به هر دو وعده نیک داده؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.)

ما این سخنان را از آنها قبول کردیم زیرا هر دو گروه در آنها وحدت نظر داشتند و تا اینجا دانستیم که بهترین مردم، سبقت گیرندگان در جهادند. باز از آنها پرسیدیم که: آیا خدا را فرقه ای هم هست که بهتر از آنها (= سبقت گیرندگان در جهاد) باشد؟

گفتند: بلی، آنهایی که در جهاد رنج و تعب زیاد تحمل کردند و طعن و ضرب و قتلشان در راه خدا بیشتر از دیگران بود به دلیل آیه شریفه:  فَمَنْ یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیرًا یرَهُ(الزلزلة/7)

(پس هر کس هموزن ذره‌ای کار خیر انجام دهد آن را می‌بیند!)

ما هم این سخن را از آنها قبول کردیم و دانستیم و شناختیم که بهترین نیکان کسانی اند که رنج و تعب آنها در جهاد فزون تر و جان فشانیشان را در راه خدا بیشتر و از دشمنان زیاد کشنده باشند. (این مطلب که معلوم شد) از آنها درباره ی این دو مرد یعنی علی بن ابی طالب و ابوبکر پرسیدیم که کدامیک از آن دو تن رنج و تعبش در جنگ بیشتر و بلاء و گرفتاریش در راه خدا فزون تر بود؟

هر دو فرقه اجماع کردند که علی بن ابی طالب طعن و ضربش بیشتر و جنگش شدیدتر بود و همیشه از دین خدا و از پیغمبر دفاع می کرد. بنابراین از آنچه گفتیم ثابت شد که به اجماع هر دو گروه و به دلالت کتاب خدا و سنّت علی علیه السلام افضل است.

باز از آنها سؤال کردیم که: از متقین کدام بهترند؟

گفتند: آنها که از پروردگارشان می ترسند چنانکه خداوند می فرماید: لِلْمُتَّقِینَ* الَّذِینَ یخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیبِ (انبیاء/49-48).

( برای پرهیزگاران؛ همانان که از پروردگارشان در نهان می‌ترسند)

سپس از آنها پرسیدیم: چه کسانی از خدا می ترسند؟

گفتند: علما. به دلیل آیه شریفه: ِانَّمَا یخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ (فاطر/28).

(از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او می‌ترسند)

باز از آنها پرسیدیم که داناترین مردم کیانند؟

گفتند: آنکه داناتر باشد به عدل و هدایت کننده تر باشد به سوی حق و سزاوارتر باشد به این که متبوع باشد نه تابع به دلیل فرمایش خدای تعالی: ...یحْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ (مائده/95)(... کفاره‌ای که دو نفر عادل از شما، معادل بودن آن را تصدیق کنند)  که حکومت را برای صاحبان عدل قرار داده است.

ما این سخن را نیز از آنها قبول کردیم و سپس پرسیدیم که: داناترین مردم به عدل کیست؟

گفتند: آنکه بیشتر دلالت می کند؟

گفتند: آنکه بیشتر به حقّ هدایت می کند و شایسته تر باشد که متبوع گردد نه تابع به دلیل قول خدای تعالی:أَفَمَنْ یهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یتَّبَعَ أَمَّنْ لَا یهِدِّی إِلَّا أَنْ یهْدَى (یونس /35).

هر دو فرقه اجماع کردند که علی بن ابی طالب طعن و ضربش بیشتر و جنگش شدیدتر بود و همیشه از دین خدا و از پیغمبر دفاع می کرد. بنابراین از آنچه گفتیم ثابت شد که به اجماع هر دو گروه و به دلالت کتاب خدا و سنّت علی علیه السلام افضل است.

(آیا کسی که هدایت به سوی حق می‌کند برای پیروی شایسته‌تر است، یا آن کس که خود هدایت نمی‌شود مگر هدایتش کنند؟)

بنابراین کتاب خدا و سنّت پیامبر و اجماع هر دو فرقه دلالت می کنند بر این که افضل امّت پس از پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم، علی بن ابی طالب است زیرا که جهادش از همه بیشتر است در نتیجه از همه اَتقی (= با تقواتر) است و چون اتقی است پس اخشی (= خاشع تر) است و چون اخشی است لذا از همه اَعلم (= داناتر) است و چون اعلم است پس از همه بیشتر به عدل دلالت می کند و چون اعدل (= عادل تر) است پس بیشتر از همه، امّت را به سوی حق دعوت می نماید و در نتیجه سزاوارتر است که متبوع و حاکم باشد نه تابع و محکوم.

ما به غلامان علی و عمر                  هیچ نگوییم ز خیر و ز شرّ

حشر غلامان علی با علی              حشر غلامان عمر با عمر


 ر.ک: علی علیه السلام کیست / 384- 381، به نقل از: کشف الغمّه / 13-12.

تنظیم برای تبیان: شکوری_کارشناس بخش قرآن