سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
خیانت به همسر موضوع تازه ای نیست و رد پای این مساله را می توان در اساطیر یونانی و داستان های هومر هم دید
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

مساله خیانت به شوهر

                                برسی جریان خیانت در سینمای ایران

 

 

آیا ماجرای خیانت به تهاجم فرهنگی مربوط می شود ؟ آیا طرح این مساله به خاطر تاثیرات فرهنگ غرب است؟  آیا طرح موضوع خیانت در ادبیات و سینمای ایران به تاثیر از سینمای غرب صورت پذیرفته و این مقوله مثل بدبختی های دیگرمان سوغات فرنگ است؟ جواب این سوال ها یک نه بلند است.

خیانت

خیانت در ادبیات مغرب زمین همیشه جایگاه خاصی داشته؛ ادبیات نمایشی، تئاترها و فیلم های سینمایی غرب مملو است از داستان های خیانت آمیز و البته این موضوع سابقه ی زیادی دارد و در ادبیات کهن غرب هم دیده می شود:

  1. « در اساطیر یونانی آمده که اروس خدای عشق و شهوت حاصل خیانت آفرودیت به شوهرخود هپاستوس و پیوند آفرودیت با آرس بوده ».

اما ادبیات مشرق زمین و ایران هم دامنش از این مساله پاک نیست و تصور نکنید که در ادبیات ایرانی این موضوع به قول معروف زیر سبیلی رد شده. از قرار معلوم در داستان های هزار ویک شب چنین آمده: 

  1.  در زمان سلسله ی ساسانی ، شهرباز فرمانروای هندو چین و برادر کوچک فرمانروای سمرقند متوجه خیانت همسرانشان می شوند . شهرباز فرمان گردن زدن زنش را می دهد. او که کینه را از جنس زن به دل گرفته دستور می دهد هر شب برایش دوشیزه ای بیاورند و موقع طلوع آفتاب گردنش را بزنند. یکی از این دوشیزگان شهرزاد قصه گو بود ... و به این ترتیب شاهکار هزار و یکشب خلق می شود.

پس «خیانت در ادبیات و سینما» از آن موضوعاتی نیست که بخواهیم مثل روشنفکران وغرب شناسان زود به غرب و مدرنیته و زندگی تجدد مآبانه ربطش بدهیم و می شود رد پای آن را در فرهنگ شرقی و ایرانی هم پیدا کرد.

 

 

آیا جامعه ما مبتلا به پدیده خیانت است؟

آیا کارگردانان سینمای ایران با مطالعه و پژوهش  به سراغ موضوعاتی از این دست می روند و بعد از تولید اثر بازخورد اجتماعی آن را هم مورد مطالعه قرار می دهند؟

 

بیماری ناشناخته با منشاء نا معلوم

 این روزها بازار فیلم های خیانت آمیز! ایرانی خیلی داغ شده و تعدادشان هم روز به روز بیشتر می شود.

تعدد این آثار به نحوی است که می شود گفت موجی با مضمون خیانت در سینمای ایران به وجود آمده.

ایجاد شدن یک موج هنری معمولا تابع یک اتفاق اجتماعی، سیاسی و یا فرهنگی است و باید پرسید:

کدام تحول فرهنگی و اجتماعی موجب شده تا بخشی از سینمای بدنه و سینمای روشنفکری ما به سمت فیلم های خیانت آمیز حرکت کند و مقوله خیانت را دستمایه کار خود قرار بدهد؟

آیا واقعا این سینما در پاسخ به یک نیاز اجتماعی به وجود آمده؟ و  جامعه ما مبتلا به معضل خیانت است ؟

آیا کارگردانان سینمای ایران با مطالعه و پژوهش فبلی به سراغ موضوعاتی از این دست می روند و بعد از تولید اثر بازخورد اجتماعی آن را هم مورد مطالعه قرار می دهند؟

آیا  تولید فیلم هایی با مضمون خیانت بر اساس اولویت های فرهنگی است؟

آیا در سینمای ایران برنامه ریزی فرهنگی مدونی وجود دارد و این سینما بر اساس اهداف فرهنگی کلان در جریان است؟

و...

قطعا این پرسش ها بی پاسخ خواهند ماند.

 

بخش اول: چهارشنبه سوری

خیانت

چهارشنبه سوری داستان دختری به نام روحی است که در خانه ها کارگری می کند و این بار در چهارشنبه آخر سال به خانه ای می رود که زن خانه (مژده) به شوهرش (مرتضی) شک دارد. مرتضی همسرش را قانع می کند که این مساله سوء تفاهم است و او نسبت به زنش وفا دار بوده و زندگیشان را دوست دارد اما بیننده در پایان متوجه می شود که مرتضی با زن همسایه ارتباط داشته.

 چهارشنبه سوری یکی از فیلم هایی است که به ماجرای رابطه مردان متاهل با زن های دیگر اشاره مستقیم دارد.

 شاید شما بگویید که این داستان را نباید تعمیم داد اما کارگردان چهارشنبه سوری اصغر فرهادی خودش موضوع خیانت های خانوادگی را  فراگیر و عمومی می داند. فرهادی در پاسخ به این پرسش که فکر می‌کنید چرا در سالهای اخیر، موضوع خیانت در فیلم‌های ایرانی این‌قدر زیاد شده؟ می گوید "خیلی روشن است، به این دلیل که خیانت در جامعه زیاد شده ... روز اولی که خواستم این فیلم را بسازم و فیلمنامه را دادیم به وزارت ارشاد، دوستی که خیلی نظر مثبتی هم نسبت به من داشت، گفت این فیلم را نساز، صلاح نیست، چون خیلی از فیلم‌ها دارد بر اساس این موضوع ساخته می‌شود. جوابم این بود که عیبی ندارد و باید بیشتر ساخته شود. باور نمی‌کنید در هفته اول نمایش بیش از ده خانم و آقا با من تماس گرفتند و درباره فیلم که برای‌شان جالب بوده، صحبت کردند و گفتند این عین زندگی ماست. همین امروز صبح یک خانمی که نمی‌دانم تلفنم را از کجا گیر آورده بود، زنگ زد و پرسید: «شما داستان این فیلم را از زندگی من گرفته‌اید؛ کسی زندگی من را برای شما تعریف کرده؟» گفت اتفاقاً در یک روز چهارشنبه‌سوری همین اتفاق برای من افتاد و خانه‌ام را ترک کردم با بچه‌ام. به هر حال اتفاق هایی در چهاردیواری‌ها می‌افتد که من چون همه جای دنیا را نمی‌شناسم، نمی‌دانم آیا همه جا این جوری است یا نه، اما مسلم است که در کشور ما مواردش خیلی زیاد است. انگار برای تماشاگران، موضوع این فیلم، تجربه دوری نیست..."

 

بخش دوم: درباره الی

خیانت

اصغر فرهادی در چهارمین فیلم خود باز هم سراغ همین موضوع رفت؛ خیانت.

فرهادی انگار سوراخ دعا را پیدا کرده باشد یک قدم جلوتر رفت و درباره خیانت زنان به شوهرشان فیلم ساخت.

سپیده الی را به شمال آورده تا او را با احمد آشنا کند . با این که الی با اختیار خودش به شمال آمده و به یک سفر گروهی تن داده اما در میان جمع ‌كم حرف است انگار از کاری که کرده خاطر جمع نیست و در عین حال شاهد نگاه عاطفی احمد به او هستیم و الی هم نشان می دهد که بی میل نیست.

در پایان فیلم، الی در دریا غرق می شود و مردی از تهران به دنبال او می آید که می فهمیم همسر او بوده است.

از اینجای داستان به بعد همسفران به سختی تلاش می کنند خبر غرق شدن الی را به گوش نامزدش برسانند. وقتی نامزد الی دلیل همسفر شدن همسرش را با این گروه می شنود (پیشنهاد ازدواج احمد به الی) کنترلش را از دست می دهد ...

فیلم درباره الی به طور مستقیم به ماجرای خیانت های زنانه نپرداخته، صریح تر بگوییم؛ اتفاق هایی که در فیلم های غربی می افتد در این فیلم دیده نمی شود! و کارگردان روند داستان را کنترل می کند اما آن چه مشخص است جریان خیانت در سینمای ایران آغاز شده و همچنان ادامه خواهد یافت.

فرهادی که موضوع فیلم چهارشنبه سوری را بر گرفته از شرایط جامعه ایران و زیاد شدن خیانت در جامعه ایران می داند احتمالا پیرامون فیلم درباره الی هم، چنین حرف هایی را خواهد گفت و ادعاهای سابقش را ( این بار درباره زنان) تکرار خواهد کرد.

 

بیننده عامی هفت دقیقه تا پاییز در حالی که منتظر است مریم از گناه تبرئه شود درست در آخر فیلم می فهمد که او گناهکار است و به همسرش خیانت کرده...

و به این ترتیب بیننده ای که با کاراکتر مریم همذات پنداری می کند باید در گناه او شریک شود

 

بخش سوم: هفت دقیقه تا پاییز

خیانت

فیلم هفت دقیقه تا پاییز مثل دو فیلم یاد شده به لحاظ هنری و فنی اثری تحسین بر انگیز است. این فیلم که در جشنواره فجر امسال اکران شد نمونه ای زیرکانه و تاثیر گذار درباره ماجرای خیانت زن به شوهر است. در کل علیرضا امینی فیلمساز زیرکی است که حرف هایش را با رندی و احتیاط می گوید؛ بگذریم.

هفت دقیقه تا پاییز داستان دو خانواده است، یکی که در حال از هم پاشیدن است و دیگری به رغم داشتن مشکلات زیاد تلاش می کند به آن خانواده کمک کند.

  1. فرهاد به خاطر مشکلات مالی به زندان افتاده و همسرش در کنار خانواده فرهاد در خانه ای کوچک زندگی می کند و مدام مورد بی احترامی قرار می گیرد. مریم برای این که زندگیش را حفظ کند و فرهاد را از ورشکستگی نجات بدهد تصمیم می گیرد طلب شوهرش را پس بگیرد. او برای گرفتن طلب فرهاد پیش شریکش می رود اما با پیشنهاد بی شرمانه شریک همسرش مواجه می شود. در انتهای این فیلم بیننده متوجه می شود که مریم پول ها را گرفته و قایم کرده. گویا شرم او از کاری که کرده مانع می شود که پول ها را به شوهرش بدهد.

 علیرضا امینی در هفت دقیقه تا پاییز اشاره صریحی به موضوع خیانت مریم به فرهاد ندارد بلکه با ایما و اشاره حرفش را می گوید و تماشاگر را تا آخرین لحظه منتظر می گذارد. بیننده عامی هفت دقیقه تا پاییز در حالی که منتظر است مریم از گناه تبرئه شود درست در آخر فیلم می فهمد که او گناهکار است و به همسرش خیانت کرده...

و به این ترتیب بیننده ای که با کاراکتر مریم همذات پنداری می کند باید در گناه مریم شریک شود.

 

خیانت به خانواده های ایرانی

موضوع خیانت یک روی سکه است و موضوع شک و تردید به همسر روی دیگر آن.

اگر از فیلم هایی که موضوع تردید به همسر را دستمایه قرار می دهند بخواهیم نام ببریم  کار خیلی بالا می گیرد. در این صورت  قرمز، آبی، محاکمه در خیابان، به همین سادگی و ... دهها فیلم دیگر را خودتان به این فهرست اضافه کنید.

بی راه نیست اگر بگوییم در این سال ها کمتر اثر سینمایی و تلویزیونی هست که به نوعی از موضوع تردید به همسر( لااقل به عنوان طنز) استفاده نکرده باشد.

 بازی کردن با موضوع خیانت همان قدر خطرناک است که پرداختن به موضوع شک به همسر. در حالی که اعتماد متقابل بین زن و شوهر مهمترین اصل در حفظ خانواده است این بی اعتمادی با سینما و تلویزیون به جامعه تزریق می شود و امنیت روانی جامعه تخریب می شود.

یادمان باشد: مخاطبان امروز سینما و تلویزیون همان جوانهایی هستند که در دهه هفتاد و هشتاد به زور تبلیغات رسانه ای و فیلم های عشقی به خانه بخت رفتند تا خانواده های ایرانی برقرار بمانند اما اکنون سینما و تلویزیون کاری می کنند که زن و شوهر در خانه از سایه خودشان هم بترسند و به دیگری اعتماد نکنند.

در حالی که قوم الظالمین در فیلم جان سخت که فیلمی اکشن و ماجراجویانه است سنگ خانواده را به سینه می زنند، دوستان مسلمان ما به راحتی در فیلم های خانوادگی درباره خیانت حرف می زنند و بدون این که خیانت را تقبیح کنند، نگاهی -تقریبا- بی تفاوت و خنثی به این مساله دارند .

طرح موضوعات ناهنجار و غیر اخلاقی در صورتی که فاقد هرگونه موضع گیری درست و بیان اصولی باشد می تواند قبح آن را در جامعه بشکند. با این که روش تربیتی اسلام مبتنی بر فاش نکردن گناه و اشاعه ندادن رفتارهای منکر است به نظر می رسد که مطرح کردن این مسائل در فیلم هایی که مخاطبانشان خانواده ها هستند، اولین قدم برای اباحه گری و روا انگاری در این زمینه است.

این گناه بیش از هر کس دیگری به پای مسئولان فرهنگی نوشته می شود چرا که سینمای ایران سال هاست که بدون برنامه ریزی فرهنگی پیش می رود و سینمای ما یا محصول دغدغه های فردی است، یا نتیجه اوهام هنری و یا گیشه سالاری.


نویسنده: لقمان یدالهی - تبیان

 

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین