وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
اگر این احساس را داری/ که مثل یک وزغ/ حال کسی را بهم بزنی/ پس/ اندازه ی کامل بدنت را به یاد آور/ روی زمین بخواب و/ روی شکم دست و پاهایت را دراز کن/ حالا فقط باید/ ...
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

چه طور آدم کروکودیل می شود!

Wjatschslaw Kuprijanow

چه طور آدم کروکودیل می شود!

واچسلاو کوپریانوف سال 1939 در شهر نووسیبرسک متولد شد. والدین او هر دو پزشک بودند. پدرش در سال 1942 در جنگ کشته شد. او پس از دیپلم و یک سال کار ساختمانی، برای خدمت نظام فراخوانده و در دانشگاه جنگ (نیروی دریایی) پذیرفته شد. کوپریانوف به لطف حکم خروشچف مبنی بر کاهش نیروهای مسلح موفق به ترک ارتش در 1960 شد و تحصیلات خود را در مؤسسه ی زبان های خارجی مسکو ادامه داد (آلمانی، فرانسه و زبان شناسی) نخستین آثار منتشر شده ی او ترجمه هایش از زبان آلمانی بود که در نشریات و مجموعه های ادبی به چاپ رسید: اشعاری از هولدرلین، نوالیس، کامیزو ، روکرت ، هوفمانستال ، راینر ماریا ریلکه ، برشت و دیگر شعرای آلمانی. مقالات علمی او که در حوزه ی ادبیات با موضوع فرهنگ جمعی و رسانه های جمعی در آغاز دهه ی 70 به چاپ رسید، تنها عضویت او را در اتحادیه نویسندگان شوروی به تعویق افکند. اشعار کوپریانوف انتقادی و کنایه آمیز و با ریتم آزاد بود که در آن زمان معمول نبود و به همین دلیل ابتدا ترجمه ی شعرهایش در خارج از کشورش به زبان های لهستانی، آلمانی و لتویایی منتشر شد. کوپریانوف که نخستین شعر هجوآمیز خود را در کلاس چهارم درباره ی همکلاس بی ادب خود سروده بود، باید سال ها انتظار می کشید تا شاهد انتشار اشعارش به زبان مادری باشد. و این انتظار سال 1981 با انتشار کتاب «به روایت اول شخص» پایان یافت. کتاب های دیگر نیز در پی اولی روانه ی کتاب فروشی ها شدند: «زندگی می گذرد» 1982، «تکلیف منزل» 1986 که بر اساس یک نظرسنجی از خوانندگان، جزو بهترین کتاب های سال شناخته شد، «پژواک» 1988، «اشعار» 1994 و همچنین رمان های «دست نوشته ی مرطوب» 1991 ،« کفش امپدوکل»1994 . کتاب های کوپریانوفبه زبان آلمانی : « پژواکی هوشیار» 1985 ، « ریسک اعتماد » 1987 ، « یادبودی برای یک بزدل ناشناس » 1990 ، « چه طور آدم  زرافه می شود»  1991، «ذره بین عصر آهن» 1996، «طرحی بر فرش بامبو» و «متن های کوتاه» 2001.

کوپریانوف اکنون در حومه ی مسکو زندگی می کند و روی مجموعه ی ای از شعر و نثر کوتاه کار می کند.

 

همه ی زیبایان در چهره ی من، همه ی شاعران در نای من

 

ابیات چون هواپیما به آسمان صعود می کنند

چه طور آدم کروکودیل می شود!

ابیات چون هواپیما به آسمان صعود می کنند

سبک در میان ابرها معلق اند

با هیچ آذرخشی رویارو نمی شوند

از هیچ رعدی نمی ترسند

هراسی از شب ندارند

واژه ها را با پرندگان و ستارگان تاخت می زنند

و وقتی که فرود می آیند

روی کاغذ سفید خرد می شوند

 

دوستان من، خارجی ها

دوستان من، ارمنی ها

از آتاترک خبیث می گفتند

که چه طور لنین روس را فریب داد

به اضافه ی کل ارمنی ها

 

دوستان من، آذربایجانی ها

از آتاترکِ نابغه می گفتند

که چه طور به ترکیه اش

جان تازه بخشید

 

دوستان من، گرجستانی ها 

چیزی از آتاترک نمی گفتند

بلکه از استالین می گفتند

که بموقع جانشین لنین روس شد

چه طور آدم کروکودیل می شود!

دوستان من، روس ها

برایم گفتند

که لنین اصلاً روس نبوده

و استالین هم اهل هر جایی جز گرجستان

 

دوستان من، آذربایجانی ها

برای من به ترکی

شعرهای ناظم حکمت نابغه را خواندند

درباره ی استالین سنگی، برنزی، گچی، کاغذی

که همه ی ما را زیر چکمه های خود لگدکوب کرده است

 

دوستان من، آلمانی ها

هشیارانه برایم گفتند

که دوستان من، روس ها

ایام عمر دوستانِ گرجستانی،

ارمنی، آذربایجانی، چچنی،

یهودی، لیتوانیایی، لتونیایی،

استونیایی مرا زیر چکمه های تاریخی خود

لگدکوب کرده اند

 

این اواخر در روسیه

چکمه کم گیر می آید

تقاضای خاص،

چکمه های آلمانی را خوشحال می کند.

چه طور آدم کروکودیل می شود!

در شهری بیگانه

اگر کسی خیابانی را به نام من بنامد

مخالفتی نمی داشتم

باید آنهایی که دیرگاه

از کوچه های دلتنگ

خارج می شوند

عادات مرا داشته باشند

فقط یک چیز مرا شرمنده می کند

اگر ساکن آن خیابان

مردمِ دلتنگ باشند

 

اگر کسی انسانی را به نام من بنامد

مخالفتی نمی داشتم

او باید امیدهای مرا داشته باشد

که در هر یک از آن ها

نزدیک شدن یک دوست را

باز شناسد

فقط یک چیز مرا شرمنده می کند

اگر آن انسان

سگی داشته باشد

 

اگر کسی سگی را به نام من بنامد

مخالفتی نمی داشتم

آن سگ باید چشمان مرا داشته باشد

که در آن

انسان ها و کوچه ها

یکدیگر را پیشِ روی خود

می یابند

فقط یک چیز مرا شرمنده می کند

اگر آن سگ صاحبی داشته باشد

چه طور آدم کروکودیل می شود!

گاهی حس می کنم

دوتا هستم

کاملاً هم خوب نیست

مردمی هستند

که نزدشان احساس می کنم

برلیانی هستم که

توسط یک مرغ

بلعیده شده است

برخی چنان به من خیره می شوند

که انگار من

مرغی بودم که

برلیانی را بلعیده است

بی شک آن هایی

برایم مطبوع ترند

که با آن ها رابطه ای دارم

چون برلیانی با برلیان های دیگر

اما کم هم دلتنگ کسانی نمی شوم

که می توانستم با آن ها حرف بزنم:

به سادگی

چون مرغی با مرغ دیگر.

 

چه طور آدم زرافه می شود

وجدانت را

با جنبه های درونی

به بیرون بگردان

چه طور آدم کروکودیل می شود!

و آن را چون پوست حیوانی به بر کن

لکه ها را می بینی؟

آن ها را نمی بینی؟

گردنت را بکش و از بالا به آن نگاه کن

آن ها را می بینی؟ آن ها را نمی بینی؟

پس، گردنت را باز هم بیشتر بکش

اگر گردنت به درازای لازم رسیده است

تو خودت هم در ازای لازم را داری

از آن بالا

خواهی دید

آن چه را که خودت از خود پنهان ساخته ای

رنگِ شرم

به تو رنگ آمیزی لازم را خواهد داد.

 

چه طور آدم کروکودیل می شود

اگر این احساس را داری

که مثل یک وزغ

حال کسی را بهم بزنی

پس

اندازه ی کامل بدنت را به یاد آور

روی زمین بخواب و

روی شکم دست و پاهایت را دراز کن

حالا فقط باید

از خشم کاملاً سبز شوی

اگر می بینی

که همه از وحشت آن بر زمین می افتند

مطمئناً

به هدفت رسیده ای.

چه طور آدم کروکودیل می شود!

یک مرد

با یک چاقو

توجهی به این ندارد

که چه افکاری

در سر یک پیاز پرورانده می شود

اشک ها

به چه کار آن می آید؟

 

قهرمانان

در انتظار

یک زندگی درخشان

شجاعانه

در یک قوطی کبریت

می خوابند

 

غروب خودپسندی

هرشب

مرده،

سنگ قبر خود را بلند می کند

و سنگ را لمس می کند

تا بداند

آیا نام او هنوز

قابل رویت است.

 

سکوت

سکوت می کنیم

سکوت می کنید

چون قبلاً

همه چیز را

چه طور آدم کروکودیل می شود!

گفته اید

سکوت می کنند چون

چیزی برای پاسخ ندارند

اما ما سخن می گوییم

از آن چه

چنین طولانی

ما را به سکوت کشانده است.

 

نوبت آواز

پیش از بال

انسان

قفس را

کشف کرد

در قفس ها

صاحبان پر و بال

از آزادی پرواز

ترانه سر می دهند

در جلوی قفس ها

بی پر و بالان

از عدالت قفس

ترانه می سرایند.

 

الهام مقدس

تهیه و تنظیم برای تبیان : زهره سمیعی - بخش ادبیات تبیان

 

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین