سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
همه‌ی آنچه لازم است در مورد ویروس کرونای جدید (COVID-19)، بدانید و بخوانید و بپرسید و ببینید
دراینجا به معرفی اجمالی برخی از شروح وجود مثنوی به ترتیب زمانی می دازیم. نسخ خطی این شروح که به زبان های فارسی، ترکی، عربی، اردو، پشتو، پنجابی و... نگارش یافته اند، در کتابخانه های مختلف دنیا وجود دارد که حتی الامکان به معرفی آنها خواهیم پرداخت: ...
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

نگاهی به شروح کهن مثنوی معنوی 2

بخش اول ، بخش دوم :

تاثیرات مولوی در شرق و غرب

در این دوره در ایران نیز شروحی بر مثنوی به وجود آمدند که درباره هر یک سخن خواهیم گفت و مهم ترین آنها اجمالاً به قرار زیر است:

ملامحمد صالح قزوینی از علمای مشهور شیعی در عهد صفویه که خود ازشاگردان میرداماد و هم عصران علامه مجلسی و شیخ حر عاملی بوده است، شرحی بر ادبیات دشوار مثنوی می نویسد که شرح دفتر چهارم آن به همراه آن دو صفحه از دفتر پنجم باقی مانده است.

شرح ناشناخته ی دیگر که در کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی نگهداری می شود، از قرن دهم ق است که تنها یک دفتر از آن باقی مانده و نام شارح نیز مشخص نیست؛ اما شارح می نویسد که حدود بیست سال از عمرش را صرف شرح مثنوی کرده است.

قطب الدین محمد لاهیجی اشکوری (م1075م)و علی فرزند شیخ فضل الله گیلانی فومنی(م1018 ق)و حاج ملا محمد علی نوری (م 1252ق) نیز ابیاتی از مثنوی را شرح کرده اند. میرزا حسن بن محمد صادق خان که خود از ملازمان شاه عباس اول بوده، نیز شرحی بر مشکلات مثنوی نوشته است.

حکیم عارف بزرگ قرن سیزدهم حاج ملاهادی سبزواری نیز با شرح ارزشمند خود بر مثنوی بزرگ زرین دیگری به کارنامه خویش می افزاید. او می کوشد مثنوی را از دیدگاه حکمت و شریعت به خصوص آرا و عقاید صدرالدین شیرازی شرح و تفسیر کند.

در میان غربیان نیز در قرون گذشته کوشش هایی در زمینه ترجمه و تفسیر مثنوی شده است، از جمله هامربور گشتال (م 1856م)دیپلمات و خاورشناس اتریشی منتخبی ازابیات مثنوی را به زبان آلمانی ترجمه کرد. سپس تورلوگ (وزیر پروتستان آلمان) به تحقیق و معرفی مثنوی پرداخت. درانگلیس نیز وین فیلد و ویلسون ترجمه هایی از مثنوی فراهم آوردند که بعدها به پسند نیکلسون درآمد.

در میان غربیان نیز در قرون گذشته کوشش هایی در زمینه ترجمه و تفسیر مثنوی شده است، از جمله...

گولپینارلی شروحی را که خود ملاحظه نموده، در کتاب مولویه بعد از مولانا معرفی می کند. این شروح که اغلب به زبان ترکی و برخی به فارسی است، عبارت اند از: شروح کمال الدین حسین بن حسن خوارزمی موسوم به کنوز الحقائق فی رموز الدقائق وجواهر الاسرار و زواهر الانوار ، شرح بحر العلوم عبدالعلی محمد لکهنوی ، شرح سروری ، شرح سودی ، شرح شمعی ، شرح انقروی ، شرح عبدالمجید سیواسی ، شرح صارمی عبدالله موسوم به جواهر بواهر مثنوی ، شرحاسماعیل حقی بروسوی موسوم به روح المثنوی ، شرح شیخ مراد بخاری ، شرح عابدین پاشا ، شرح طاهر اولغون موسوم به درس های مثنوی ، شرح پیری پاشا ، شرح هدایی عزیز محمود ، شرح حسن دده و... که به شرح هر یک خواهیم پرداخت.

ایشان علاوه بر شروح زبور به معرفی ترجمه هایی از مثنوی پرداخته اند که به قرار زیر است:

1-در قرن هجدهم م نحیفی سلیمان (م1151ق) از شاعران مولوی-حمزوی مثنوی را به طور منظوم به ترکی برگردانده و در کار خود توفیق یافته است. این ترجمه همراه ترجمه فرخ افندی (م 1256ق) بر دفتر مجعول هفتم به خط نستعلیق در سال 1286ق در مطبعه ی بولاق مصر چاپ شده است.

2-طاهر بروسوی می نویسد که عبدالله صالح از پیروان طریقت عشاقی (م1197ق)مثنوی را در استانبول ترجمه کرده است، اما وی قید نکرده است که ترجمه مزبور کامل بوده یا ناقص و همچنین روشن نکرده است که ترجمه در کجا بوده است.

3-خیری بیک ( م1308ق ) که به سبب انتشار مجموعه ای به نام کوتوک به «صاحب کوتوک» شهرت داشته است، به هوس افتاده که مثنوی را به نظم ترجمه کند که ترجمه خوبی از آب در نیامده است.

4-می گویند که عونی ینی شهری (م1310ق) ترجمه ای منظوم تا پایان دفتر چهارم داشته است.

5-ترجمه منظوم به وزن هجایی از فیض الله ساجد اولکو که از سوی خانه ی خلق قونیه در مجموعه ی قونیه 6. حافظ محمد امین، شیخ مولویه توقات، دفتر هفتم را نیز از مولانا پنداشته وآن را نظماً به ترکی ترجمه کرده است. نسخه ای از آن به شماره 6323 جزو نسخه های خطی ترکی کتابخانه اونیورسیته ی استانبول نگهداری می شود.

7-شاکر محمد از تربیت یافتگان درباره (م1252ق) در استانبول مثنوی را به ترکی منظوم درآورده است. اونیز دفتر هفتم را از مولانا دانسته و آن را به ترجمه خود افزوده است.یک نسخه از آن به صورت زیبا و مذهب که یک سال بعد از پایان ترجمه استنساخ شده، در موزه کتابخانه دانشگاه استانبول به شماره 6308 بین نسخ خطی ترکی ثبت شده است.

8-ضمناً مرحوم گولپنارلی به ترجمه منثور مثنوی خود نیز اشاره کرده است که در سال های 1942-1946م به چاپ رسیده است.

مولوی

به صورت پاورقی انتشار یافته و بعدها به کوشش انتشارات ترکیه در سال 1945 م به چاپ رسیده است.

اصطلاح نامه هایی نیز طی سه قرن پیشین بر مثنوی ترتیب یافته است که گولیپنارلی از آنها یاد می کند، عبارت اند از: ازهار مثنوی و انوار معنوی از شریف علایی بن محبی الشیرازی؛ مظهر الاشکال از محمد شعبان زاده که لغتنامه ی ترکی است به ترتیب الفبایی ترکی و یک نسخه از آن به شماره 565 در کتابخانه ی حالت افندی موجود است که در سال 1113 تحریر یافته است.

تردید نیست که در بین شارحان مثنوی کسانی بودند که به صرف داشتن علاقه جدی به مولانا و وابستگی به او به شرح مثنوی پرداخته اند. افرادی نیز برای داشتن اثر وشمرده شدن در عداد فضلا و کسب عنوان شارح و حتی به قصد خودنمایی و اظهار برتری کار شرح مثنوی را در پیش گرفته اند. در مشرق زمین شرح در اکثر موارد برای فهمیدن، توضیح و فهمانیدن مطلب نوشته نمی شد، بلکه به آکندن اثر از اصطلاحات و تعقید هر چه بیشتر متن منجر می شد. شارح حتی لزومی احساس نمی کرد که دریابد غرض صاحب متن چیست، هر چه خود دریافت یا به عبارت صحیح تر مذهب ومشرب و اعتقاد خود را اساس قرار می داد و خواننده را شاید از قصد صاحب متن به کلی دور می کرد. هیچ شارحی آن گاه که مثنوی را شرح می کرده، دیگر آثار مولانا و آثار عمده و اصلی حیات وی را مطالعه نمی کرده است، در حالی که دیوان مولانا، افکار مندرج در مثنوی و حتی محتوای حکایات آن را شرح می دهد؛ در فیه ما فیه وی فصل هایی هست که به شرح ابیات مثنوی اختصاص دارد و مقالات شمس مهم ترین مأخذ مثنوی است.

دراینجا به معرفی اجمالی برخی از شروح وجود مثنوی به ترتیب زمانی می پردازیم. نسخ خطی این شروح که به زبان های فارسی، ترکی، عربی، اردو، پشتو، پنجابی و... نگارش یافته اند، در کتابخانه های مختلف دنیا وجود دارد که حتی الامکان به معرفی آنها خواهیم پرداخت:

تردید نیست که در بین شارحان مثنوی کسانی بودند که به صرف داشتن علاقه جدی به مولانا و وابستگی به او به شرح مثنوی پرداخته اند. افرادی نیز برای داشتن اثر وشمرده شدن در عداد فضلا و کسب عنوان شارح و حتی به قصد خودنمایی و اظهار برتری کار شرح مثنوی را در پیش گرفته اند.

الف) شروح شناخته شده (ق 8-14)

1- شرح احمد رومی بر مثنوی (ق8)

استاد فروزانفر در مقدمه شرح مثنوی شریف از این شرح نام می برد و می فرماید که دو نسخه ی خطی از آن را در اختیار داشته است. این شرح که نگاشته ی احمد رومی معاصر سلطان ولد و فرزندش اولو عارف چلبی بوده است، حدود 48 سال بعد از فوت مولانا نوشته شده است و قدیمی ترین شرح شناخته شده درباره شرح مشکلات مثنوی است. این کتاب در هشتاد فصل تنظیم شده است و شارح در آغاز هر فصل آیه ای از قرآن یا حدیثی از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ذکر می کند و پس از شرح آن حکایتی مناسب شرح بیان می کند و برای اثبات و تقریر مطلب به چند بیت از مثنوی استشهاد می جوید. آیات و احادیث منقول نیز در شرح و تفسیر ابیات مذکور مثنوی است. این کتاب اشکالات و کاستی ها و سستی هایی دارد، اما چون قدیمی ترین شرح مثنوی است، در خور توجه و حایز اهمیت است.

2-جواهر الاسرار و زواهر الانوار (ق9)

نویسنده این اثر کمال الدین حسین بن حسن خوارزمی (م840ق) است و از شاگردان و مریدان خواجه ابوالوفای خوارزمی و از صوفیان مشهور سلسله کبرویه می باشد. از زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست. نثر زیبا، آهنگین، مسجع ومرصع این شرح که تقریباً اولین شرح منسجم و منظم و مرتب ابیات مثنوی است، به آن لطافت و زیبایی و دلنشینی بیشتری بخشیده است. وی پیش از شرح مثنوی ده مقاله در احوال مشایخ و بزرگان طریقت و اصول و آداب و اصطلاحات تصوف می آورد و مقدمه مدخل اثرش قرار می دهد. خوارزمی پس از این مقالات که در مجلدی جداگانه به چاپ رسیده است، دفتر اول مثنوی را شرح می کند و پس از فترت و تأخیر زیاد به سال 833 ق شروع به شرح تمام دفتر دوم و سوم می نماید و احتمالاً به شرح بقیه دفاتر توفیق نمی یابد.

3-کنوز الحقائق فی رموز الدقائق(ق9)

مولوی

این اثر اولین شرح منظوم مثنوی است. کمال الدین حسین خوارزمی (صاحب جواهر الاسرار) ناظم آن است، اما متأسفانه جز بخشی از آن به جای نمانده است. شارح علاوه بر این شرح و شرح قبلی آثار دیگری دارد که عبارت اند از: ینبوع الاسرار فی نصائح الابرار، نصیحت نامه شاهی یا نصایح شاهی ، المقصد الاقصی فی ترجمه المستقصی ، دیواراشعار، (25) تحفه الابرار فی افضل الاذکار ، کتابی درعلوم ظاهری و اصطلاحات آن ، کتابی در مستی از باده عرفان ، شرح قصیده برده .  اولین بار این شرح خوارزمی در هندوستان به چاپ رسیده است.

4-رساله نائیه(ق9)

مولانا یعقوب چرخی (م851ق) از پیروان و شاگردان خواجه بزرگ بهاءالدین نقشبندی آن را در نیمه اول قرن نهم تألیف نموده است. این شرح مشتمل بر شرح دیباچه مثنوی و تحلیلی مختصر درباره داستان پادشاه و کنیزک و دو داستان دیگر یعنی شیخ دقوقی و شیخ محمد سررزی می باشد. روش چرخی آن است که نخست یک یا چند بیت از مثنوی را نقل می کند و سپس به شرح و توضیح کلی آن می پردازد. نقل احوال و حکایات بزرگان تصوف و استشهاد به کلام آنان و همچنین ذکر آیات و احادیث و اشعار مناسب از ویژگی های این تفسیر مختصر است. نثر کتاب ساده و فصیح و به دور از تعقیدات و مغلقاتی است که گاه در آثار بزرگان صوفیه مشاهده می شود. از این کتاب ترجمه ای به زبان اردو و به کوشش محمد نذیر رانجها صورت گرفته و در سال 1986 م چاپ شده است.

علاوه بر رساله نائیه دو کتاب دیگر به نام های تفسیر چرخی و رساله اثبات وجود اولیا را برای او ذکر کرده اند.

5-رساله النائیه (نی نامه) (ق9)

این رساله نوشته شاعر و عارف نامدار قرن نهم نورالدین عبدالرحمان جامی (م898ق)است. کتابی کوتاه و مختصر در شرح دو بیت آغاز مثنوی می باشد که بیشتر شارحان بدان اشاره کرده اند و گاه عین عبارت یا مضمون آنها را در شرح خود آورده اند. جامی در این شرح پس از مقدمه ای کوتاه در وصف و عظمت مولانا و اثر برجسته او و اظهار عجز از شرح اسرار و معانی بلند آن به صورت منظوم و منثور به شرح دو بیت آغازین مثنوی می پردازد.

ادامه دارد ...

نویسنده:یوسف بیگ باباپور- عضو هیأت علمی دانشگاه

تهیه و تنظیم برای تبیان : زهره سمیعی- بخش ادبیات تبیان

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین