سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
هنوز نامه نرسیده دیوانه‏ای به دیوانه دیگر گفت: چه می‏کنی؟ او می‏گفت: دارم برای خودم نامه می‏نویسم. پرسید: حال چه چیزی توی نامه می‏نویسی؟ گفت: هنوز نامه به دستم نرسیده که بدانم.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

 

خنده

هنوز نامه نرسیده

دیوانه‏ای به دیوانه دیگر گفت: چه می‏کنی؟ او ‏گفت: دارم برای خودم نامه می‏نویسم.

پرسید: حال چه چیزی توی نامه می‏نویسی؟ گفت: هنوز نامه به دستم نرسیده که بدانم.

ترس از کلاس سوم

روزی از پسر بچّه‏ای پرسیدند: تا کلاس چندم درس خوانده‏ای؟

گفت: دوم.

پرسیدند: چرا درست را ادامه ندادی؟ گفت: کلاس اول را که خواندم، پدرم مرد، کلاس دوم را خواندم مادرم مرد؛ ترسیدم که اگر کلاس سوّم را بخوانم خودم بمیرم.

چای کم رنگ برای اعدامی

قاضی رو کرد به متهم و گفت: قبل از اجرای حکم، خواسته‏ای داری؟

متهّم گفت: بله آقا.

قاضی گفت: چه خواسته‏ای.

متّهم گفت: یک لیوان چای کم رنگ.

قاضی پرسید: چرا کم رنگ؟

متهم گفت: چون شنیده‏ام چای پررنگ برای قلب ضرر دارد؟

مگر خر چطور است؟

فردی در امتحان کنکور شرکت کرده بود. پس از خارج شدن از جلسه امتحان، دوستی از او پرسید:

شیری یا روباه؟ یعنی خوب پاسخ دادی یا خیر؟

او گفت: مگر خر چطور است؟

شنا کردن اعدامی

قرار بود دو محکوم به اعدام را بر روی پل رودخانه‏ای به دار بزنند.

وقتی نفر اول را بالا کشیدند، طناب پاره شد و او در رودخانه افتاد و شناکنان از آن طرف رودخانه موفّق به فرار شد. محکوم دوّم که این صحنه را دید بسیار ترسید و با حالت التماس گفت: خواهش می‏کنم طناب مرا محکم ببندید چون من اصلاً شنا بلد نیستم.

تنظیم:بخش کودک و نوجوان

خنده

مطالب مرتبط

جلد کلنگ(طنز)

غش نکنی!

نقل و نمک

قند و نمک

مورچه و فیل

مگس نامرد

لبخند بزن دوست من!

گل لبخند برای تو

بیا با هم بخندیم

بیا با هم بخندیم

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین