وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
نگاهی به مجموعه لاست(گمشدگان)
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

 وقتی "لاست" به میان ما آمد!!

نگاهی به مجموعه لاست(گمشدگان)

گمشده (یا لاست) (به انگلیسی: Lost) مجموعه‌ای تلویزیونی است که پخش آن از شبکه ABC آمریکا و سپس تعداد زیادی از شبکه‌های خارجی از تاریخ 22 سپتامبر سال 2004 میلادی آغاز شد .

لاست

شاید آن زمان که در ، هنگامی که نخستین اپیزود از سریالی به نام لاست از شبکه تلویزیونی ABC آمریکا پخش شد، چندان قابل پیش بینی نبود که "لاست" به پدیده ای  بزرگ در صنعت سریال سازی و با تاثیری عمیق و فراگیر، روبرو شود. هرچند که می توان اینطور بیان کرد که تولید کنندگان این متن تلویزیونی از همان ابتدا نسبت به ویژگیها و بازخورد محصول خود، آگاه بوده اند و دز این رابطه با برنامه ریزی دقیق و ظریف، عمل کرده اند.

این مجموعه تلویزیونی داستان گروهی از بازماندگان سقوط پرواز ??? اقیانوسیه بر فراز جزیره‌ای ناشناس در اقیانوس آرام است و داستان 47 نفر از بازماندگان یك هواپیما را نشان می‌دهد كه از سیدنی استرالیا به مقصد لس آنجلس در حال حركت بوده كه بر فراز جزیره‌ای ناشناس در اقیانوس آرام سقوط می‌كند.

این مجموعه به خاطر هنرپیشگان زیاد خود و هزینه سنگین فیلمبرداری در هاوایی یکی از پرهزینه ترین مجموعه‌های تلویزیونی است.

سوال اینجاست که چرا پرواز سیدنی به لس آنجلس باید دربر گیرنده افرادی از ملیت های متفاوت بوده باشد؟

افراد مختلف این مجموعه هر كدام به عنوان نماینده یك تمدن به شمار می‌روند كه قطعا چنین چینشی برای شخصیت های یک داستان، نشان از حکایتی پیچیده و موثر دارد و به ارائه نگرش خاصی به مخاطب خویش می پردازد. بدین ترتیب می توان گفت که چندان بعید نیست که مخاطب بعد از دیدن این مجموعه تحت تأثیر القائات فراوانی درباره تمدن‌های مختلف قرار گیرد.

به غیر از محتوا، روش های به کار رفته در این مجموعه به گونه ای طراحی شده که هر چه بیشتر، بر جذابیت این اثر بیفزاید. استفاده از سبکی معما گونه و به وجود آمدن سوالات پی در پی در ذهن مخاطب، از جمله این روش هاست. همچنین استفاده از روش بازگشت به گذشته یا همان فلاش بک، نیز بر جذابیت داستان می افزاید.

سکانس های مربوط به گذشته زندگی هر یک از شخصیت ها تا هنگام سوار شدن به هواپیما، داستانی جذاب را خلق کرده تا مخاطب را به پیگیری قضایا تشویق کند.

لاست

فیلمنامه 14 شخصیت نقش اول دارد و هیچ شخصیت نقش دومی در آن وجود ندارد.

اما این 14 شخصیت به گونه ای در کنار یکدیگر قرار گرفته اند که اجتماعی چند فرهنگی را تشکیل داده اند..

سوال اینجاست که چرا پرواز سیدنی به لس آنجلس باید دربر گیرنده افرادی از ملیت های متفاوت بوده باشد؟ احتمالا سازندگان هوشمند این مجموعه، بیشترین تلاش برای ساختن سریالی برای جهانیان _و نه آمریکاییان_ را کرده اند. و اتفاقا همین هم باعث شد تا لاست موفق ترین سریال آمریکایی در خارج از آمریکا باشد. حضور یک زوج کره ای، یک عراقی،‌ یک استرالیایی،‌ یک انگلیسی، یک اسکاتلندی، یک کانادایی، یک نیجریه ای و البته یک فرانسوی، روحی جهانی از 5 قاره را در این مجموعه حاکم ساخته است. ضمن اینکه در میان آمریکاییها هم بیننده پدر و پسری سیاهپوست و دو نفر لاتین تبار هیسپانیک (هارلی و آنالوسیا) هستیم که عملا با همه طیف ها ارتباط برقرار میکنند.

لاست و تلویزیون استراتژیک

قصد ما در این نوشتار پرداختن به جزئیات حوادث و رویدادها نیست. مسئله مهمتر این است که تولیداتی همچون لاست، نمونه هایی از قدرت تلویزیون استراتژیک است که امروزه بحثی مهم در سطح جهانی است.

از همان ابتدای داستان، مخاطب با جنبه های مهم بصری مواجه می شود. منظور همان مکانی است که هواپیما در آن سقوط می کند. آنجا جزایر هاوایی است که تصوری از بهشت را برای انسان ایجاد می کند. بدین ترتیب بهشت مورد نظر برای مخاطب ترسیم می شود.

تولید کنندگان لاست وقتی به چینش محتویات این مجموعه مشغول بودند، قطعا می دانستند که محصول موثر و جذابی را در برابر دیدگان جهانیان قرار می دهد. به این ترتیب چندان بعید نیست که جوانان و نوجوانان ما اوقات زیادی را صرف تماشای این برنامه ها کنند و یک دانشجو اینطور بیان کند که به خاطر دیدن 86 قسمت از مجموعه لاست، سه شب غذا نخورده و دانش آموز دبیرستانی، شب های امتحان را با دیدن لاست، به صبح رساند.

این چیزی نیست جز قدرت استعماری رسانه که با سرعتی باورنکردنی در حرکت است. لاست با ساختاری سیزنی، وارد بازار می شود و فاصله ای نسبتا طولانی میان ارائه هر سیزن وجود دارد تا بتواند از بیشترین قدرت نفوذ و اثر گذاری بر ذهن مخاطب، بهره مند باشد. و مخاطب به زودی آنرا فراموش نکند.

لاست

از همان ابتدای داستان، مخاطب با جنبه های مهم بصری مواجه می شود. منظور همان مکانی است که هواپیما در آن سقوط می کند. آنجا جزایر هاوایی است که تصوری از بهشت را برای انسان ایجاد می کند. بدین ترتیب بهشت مورد نظر برای مخاطب ترسیم می شود.

این جزیره انگار جزیره ای جهانی است كه اینها در آن گمشده‌اند. 47 نفر باقی ماندند، كه افراد و عناصری هستند که از مكان‌های مختلف جمع شدند. گویا فیلمنامه این 47 نفر را به تمدن‌های مختلف در كره زمین تقسیم كرده‌است.

نماینده تمدن اسلام با جمعیت یک میلیارد و سیصد میلیون نفر، شخصیتی است به نام سعید جراح. وی یک افسر سابق در رژیم صدام بوده که مسئولیت شکنجه را بر عهده داشته. جدا از شخصیت این فرد در لاست، وی یک هنرپیشه فاسد آمریکایی است. او دو رگه است و سرگذشت چندان جالبی در زندگی اش نداشته است.

در واقع مخاطبی که نکاتی درباره زندگی و گذشته این هنرپیشه بداند، خواه ناخواه بر نگرش وی از چهره فردی مسلمان، اثر می گذارد و ممکن است بك‌گراندی كه مخاطب از او دارد، به جامعه اسلامی انتقال یابد.

یک زوج کره ای، نماینده جمعیت 2میلیاردی شرق، یعنی چینی‌ها، ژاپنی‌ها، ویتنامی‌ها، لائوسی‌ها و كره‌ای‌ها، هستند. برای تمدن آمریكای لاتین كه اسپانیولی زبان هستند، زنی به نام آنالوسیا (Ana Lucia Cortez) قرارداده‌ شده كه این زن در خود امریكا در ایالت كالیفرنیا پلیس بوده است.

بازیگران اصلی همه آنگلوساكسون هستند، همه انگلیسی تبار هستند. یعنی آمریكایی، كانادایی و استرالیایی

برای تمدن آفریقایی 3، 4 سیاه پوست ایفای نقش می کنند، که ذوب در فرهنگ امریكایی هستند. سایر افراد هم همه آنگلوساكسون (Anglo-Saxons)هستند. از روسها یك شخصیت منفی وجود دارد كه یك چشمش بسته است. از فرانسوی‌ها یك زن ایفای نقش می کند که به عنوان نماد فرانسه تلقی می شود، بقیه دو قطب اصلی هستند؛یهود كه نماینده اصلی آن بنجامین (Benjamin Linus) است و بازیگر آن اصالتا فردی یهودی است، که نام و چهره ای كاملاً یهودی دارد. او از فردی به نام جكوب (Jacob) كه ما به آن یعقوب می‌گوییم، دستور می گیرد. یعنی پشت صحنه اداره جزیره جهانی، یهود است.

 بازیگران اصلی همه آنگلوساكسون هستند، همه انگلیسی تبار هستند. یعنی آمریكایی، كانادایی و استرالیایی.

نقش اول فیلم یك آمریكایی است به نام "جك شفرد" (Jack Shephard) یعنی چوپان. مسیحی‌ها معتقدند كه هركسی مسئولیت دارد، چوپان گله است. یعنی از اول صحنه كه هواپیما سقوط كرده، چوپانی گله را شروع می‌كند. اسم پدرش "كریستین شفرد" است. كریسیتین (Christian) یعنی مسیحی. او انسانی است که ظاهرا لیبرالیسم است. انسان باكلاس لیبرالها. در برابر او انسان منفی لیبرالها را معرفی می كند. یعنی ساویر (Sawyer). از داستان "تام ساویر" این عنوان را گرفته است. ساویر، انسان تراز پایین است، بر خلاف کریستین که تراز بالاست.

این مطلب را در مقالات بعدی ادامه خواهیم داد...

تهیه و تنظیم: فاطمه ناظم زاده

   گروه جامعه و سیاست

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین