سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
وقتی بچه‏ها به کلاس آمدند جمله‏ای را با خطی بسیار زیبا بر تابلو دیدند: چه دلیلی بر وجود خدا دارید؟ او را چگونه احساس می‏کنید. خانم پرسید: «این جمله را چه کسی نوشته است؟» همه ساکت شدند. دست خط، شبیه هیچ‏یک از بچه‏های کلاس نبود.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

 خدا را چگونه احساس می‏کنید؟
 خدا را چگونه احساس می‏کنید؟

آن صدای آشنا

وقتی بچه‏ها به کلاس آمدند جمله‏ای را با خطی بسیار زیبا بر تابلو دیدند:

چه دلیلی بر وجود خدا دارید؟ او را چگونه احساس می‏کنید.

خانم پرسید: «این جمله را چه کسی نوشته است؟»

همه ساکت شدند. دست خط، شبیه هیچ‏یک از بچه‏های کلاس نبود. خانم گفت: «هیچ‏کس ننوشته است؟»

کسی جواب نداد. خانم گفت: «این جمله خود به خود که روی تابلو سبز نشده است؛ یا شما نوشته‏اید یا فرشته‏ای از آسمان به زمین آمده و این را نوشته و یا ... چه می‏‏دونم جنّی، پری‏ای، روحی، چیزی مثل این نوشته است.»

بچه‏ها آهسته خندیدند.

خانم گفت: «البته خیلی مهم نیست که چه کسی نوشته است. مهم‏تر آن است که هر نوشته نویسنده‏ای دارد؛ هر چند او را ندیده باشیم. حالا چه کسی می‏تواند به این دو سوال نوشته شده روی تابلو جواب بدهد؟»

دست‏ها بالا رفت و هر کس پاسخی داد. کسی گفت: «هر خانه سازنده‏ای دارد. این جهان خانه‏ی بزرگی است. پس باید سازنده‏ای داشته باشد.»

دیگری گفت: «اوست که خورشید را می‏آورد.»

چهارمی گفت: «و ماه و ستارگان را!»

نفر پنجم گفت: «و ما و پدر و مادرمان را!»

بچه‏ها جواب می‏دادند، اما خانم ساکت بود. خانم در آخر گفت: «جواب‏های خوبی دادید؛ اما فکر نمی‏کنید جواب‏های بهتری مانده باشد؟ اگر بیشتر فکر کنید می‏توانید به آنها برسید. می‏دانید بچه‏ها، خدا از دل ما خبر دارد و با قلب ما سخن می‏گوید. ما با گوش دل‏مان صدایش را می شنویم. از صدای آشنایی که در دل احساس می‏کنیم می‏دانیم که او وجود دارد.»

خانم ادامه داد: «روزی کسی به امام صادق (علیه‏السلام) گفت: «مرا به سوی خدایم راهنمایی کن.»

می‏دانید امام صادق (علیه‏السلام) چه پاسخی داد؟ از او پرسید: «آیا هیچ‏گاه بر کشتی نشسته‏ای؟»  گفت: «بله».

 خدا را چگونه احساس می‏کنید؟

امام پرسید: «آیا برایت پیش آمده که دریا توفانی، کشتی شکسته شده باشد و تو امید نجاتی نداشته باشی؟» گفت: «بله.»

فرمود: «لحظه‏ای که امیدت از هر جا بریده شده بود، آیا نقطه‏‏ی روشنی در دلت احساس نمی‏کردی که بتواند تو را از توفان، دریا و غرق شدن نجات دهد؟» گفت: «بله.»

فرمود: «او خداوند است.» سپس خانم از پشت میز بیرون آمد و رو به بچه‏ها ایستاد.

- آیا می‏دانید منظور از این کشتی چیست؟

موج‏ها کدام‏اند؟ و ناخدا کیست؟ توفان‏ها از کجا می‏آیند و ما چگونه می‏توانیم در برابر توفان‏ها مقاومت کنیم؟

تا هفته‏ی بعد درباره‏ی این سوال‏ها فکر کنید. امروز من فقط آیه‏ای از قرآن را به شما معرفی می‏کنم. هر گاه خودم آن را می‏خوانم صدای خدا را نزدیک  قلبم احساس می‏کنم. شما هم می‏توانید احساس کنید؛ البته به شرط آنکه دست‏کم یک‏بار در آن کشتی توفانی نشسته باشید. خانم آنگاه خواند:

«اوست که شما را در خشکی و دریا به حرکت می‏آورد، تا آنگاه که در کشتی قرار گیرید و باد ملایمی به حرکت‏شان آورد، شادمان می‏شوند، ناگاه باد شدیدی می‏وزد و امواج از هر سو به آنها هجوم می‏آورد و در آن لحظه که یقین می‏کنند راه گریزی ندارند، خدا را از روی اخلاص می‏خوانند که اگر ما را نجات‏دهی سپاس‏گزار خواهیم بود.»

مرتضی دانشمند

پوپک

تنظیم: بخش کودک و نوجوان

*************************************

مطالب مرتبط

کمک بی دریغ خداوند

با چند تا درخت دوست هستی؟

وقتی کودک بودی

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین