سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
یکی بود یکی نبود. پسری بود به نام سالاراو در روستا زندگی می‏کرد. سالار هر روز به باغ می‏رفت و گیاهان شفابخش می‏چید. او گیاهان را آزمایش می‏کرد و از آنها دارو درست می‏کرد. سالار داروها را به مردم مریض روستا می‏داد و عوض آن هیچ پولی نمی‏گرفت.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

سالار و گیاهان دارویی
سالار و گیاهان دارویی

یکی بود یکی نبود. پسری بود به نام سالار او در روستا زندگی می‏کرد. سالار هر روز به باغ می‏رفت و گیاهان شفابخش می‏چید. او گیاهان را آزمایش می‏کرد و از آنها دارو درست می‏کرد.

سالار داروها را به مردم مریض روستا می‏داد و عوض آن  هیچ پولی نمی‏گرفت. به خاطر اینکه در روستا دارویی نبود. یک روز که سالار مشغول کار بود، از شهر نامه‏ای به دستش رسید در این نامه نوشته بودند آقای سالار ما از شما می‏خواهیم به شهر ما بیایید و در آنجا کار کنید اگر خوب کار کنید و به مردم داروهای شفابخش بدهید، دکتر خواهید شد. سالار به مردم گفت: «می‏روم به شهر تا دکتر شوم و بعد بر می‏گردم.»

مردم گفتند: «سالارجان اگر شما به شهر بروید و یکی از ما مریض شدیم چه کار کنیم؟» سالار گفت: «فکر آنجا را هم کرده‏ام. به چند تا از شما یاد می‏دهم بروید به باغ و در آن جا گیاهان دارویی بچینید» و گفت: «هر کس حاضر است با من بیاید.» چند تا از مردم آمدند.

سالار مردم را برد به باغ و به آنها یاد داد تا چه طوری از گیاهان، دارو درست کنند. چند روز گذشت. مردم بلد بودند چه طوری به باغ بروند و در باغ گیاهان دارویی بچینند. سالار آماده‏ی رفتن به شهر بود. کوله‏بارش را بست و به شهر رفت. در شهر به سالار جایی دادند تا کار کند.

سالار یک مشکل داشت در شهر گیاه نبود و مجبور می‏شد به باغ‏‏های شهر برود و در باغ، گیاهان دارویی بچیند. سالار چند سال را همین طور گذراند تا اینکه دکتر شد و به روستا برگشت.

مردم از بازگشت سالار خوشحال شدند و از او پذیرایی کردند. بعد از چند روز سالار مطبی باز کرد و در آنجا به طبابت پرداخت.

سالار با یک زن مهربان و زحمتکش ازدواج کرد. آنها صاحب دو تا بچه شدند و تا آخر عمر با خوشی و خوبی زندگی کردند.

ولی شایان از مرند

کیهان بچه‏ها

تنظیم: بخش کودک و نوجوان

*************************************

مطالب مرتبط

مهربانی و دوستی

هزار مایل دور از زمین

نامه ای برای خدا

سیاره عجیب غریب سرد و تاریک

خرگوشی که می‏خواست عجیب باشد

موش می خوری یا آبگوشت؟!

بابایی مثل شیشه

روباه مکار و بز کوهی

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین