سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
روزی ساده دلی در کمال خستگی و گرسنگی از بیابانی می‏گذشت که ناگهان چشمش به بره تپل و سفیدی افتاد. حیوان زبان بسته که گویی از گله جدا افتاده بود، حیران و سرگردان بع بع کنان به هر طرف می‏گشت.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

بهایی سنگین
بره

طراری

روزی ساده دلی در کمال خستگی و گرسنگی از بیابانی می‏گذشت که ناگهان چشمش به بره تپل و سفیدی افتاد. حیوان زبان بسته که گویی از گله جدا افتاده بود، حیران و سرگردان بع بع کنان به هر طرف می‏گشت.

ساده دل خوشحال و خندان با فکر گرفتن حیوان به سویش دوید و با تلاش زیادی بره را گرفت و با خود به منزل برد. بعد با کمک عیالش حیوان را کشته و طعامی بسیار لذیذ درست کرد. آنها تمام دوستان و آشنایان خود را برای صرف غذا دعوت کردند.

بعد از خوردن غذا یکی از مدعوین از ساده دل پرسید: «راستی تو این حیوان چاق و چله را چگونه به دست آورده‏ای که این‏طور بذل و بخشش به خرج دادی و ما را میهمان خود کردی؟»

ساده دل همه ماجرا را تعریف کرد و توضیح داد که چه‏طور بعد از کلی دوندگی حیوان را به چنگ آورده است.

شخصی که این سوال را کرده بود، با نگرانی گفت: «ای وای! این کار که دزدی است و مجازات بزرگی در پی خواهد داشت. در قیامت حتماً تو را مورد سرزنش قرار داده و کیفر می‏کنند.»

ساده دل سری تکان داد و خیلی جدی گفت: «اگر شماها هوای مرا داشته باشید، من تمام ماجرا را منکر می‏شوم و اتهام دزدی بره را رد می‏کنم.»

یکی از مهمانان گفت: «اما در قیامت حیوان بعد از زنده شدن به زبان می‏آید و تمام واقعیت را می‏گوید.»

ساده دل خنده‏ای سر داد و گفت: «حتماً وقتی بره زنده شد، خودم گوشش را گرفته و آن را به چوپانش پس می‏دهم!»

 

بهایی سنگین

بهایی سنگین

یک روز ساده دل که دوران طولانی و سخت بی‏پولی کلافه‏اش کرده بود، تصمیم گرفت تنها الاغ خود را به بازار برده و بفروشد.

اما زنش که با این فکر ساده دل مخالف بود، با اعتراض گفت: «ای مرد! مگر عقل از سرت پریده؟! این حیوان عصای دست توست. اگر آن را بفروشی، چه گونه به کارهایت رسیدگی خواهی کرد؟»

ساده دل خندید و گفت: «خانم عزیز! خودم این را بهتر از تو می‏دانم و قصد دارم بهایی برایش قرار دهم که کسی توان خریدش را نداشته باشد.»

تنظیم:بخش کودک و نوجوان

 

***********************************

 

مطالب مرتبط

کدخدا و دوستش

گنج درویش

بار خر روی دوش قاطر

کلاغ و کوزه

دزد پنبه

درس خوب

حیوان حرف نشنو

دزد و گوسفند

یک ماجرای بامزه

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین