سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
همه‌ی آنچه لازم است در مورد ویروس کرونای جدید (COVID-19)، بدانید و بخوانید و بپرسید و ببینید
خاطرات احمد احمد
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

خاطرات احمد احمد

احمد احمد

دکمه کتب را به آرامی بازکرده و خود را آماده درگیری کردم. در حالی که به سر کوچه نزدیک و نزدیکتر می شدیم، خودروی پیکانی با سرعت از نقطه ای به حرکت درآمد. سر کوچه به شدت ترمز کرد و در قسمت آسفالت زمین توقف کرد. ما هنوز در قسمت خاکی زمین بودیم. گفتم : میثم توجهی نکن، راهت را برو، من درگیر می شوم و تو با تمام قدرت بدو و فرار کن. ما در فاصله پنج متری با پیکان بودیم که مردی قوی هیکل، بلند قامت و ورزیده از آن پیاده شد و در حالی که اسلحه یوزی به دست داشت، با سرعت به پشت قسمت جلویی ماشین رفت و اسلحه را به حالت آماده برای تیر اندازی به روی کاپوت ماشین گذاشت. یک دفعه به لفظ جاهلی گفت : سالار دستها بالا . . .

 

از کتاب خاطرات احمد احمد به کوشش محسن کاظمی

برای خرید کتاب خاطرات احمد احمد کلیک کنید.

تنظیم: حاجی محمد علی


برای خرید کتب ادبیات کلیک کنید.

برای خرید کتب رمان و داستان کلیک کنید.

برای خرید کتب دفاع مقدس کلیک کنید.

برای خرید کتب انتشارات سوره مهر کلیک کنید.

برای خرید از فروشگاه اینترنتی کلیک کنید.

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین