وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
با نگاهى گذرا به اندیشه‏ها و فعالیت‏هاى چهل ساله امام خمینى (ره)، به نظر مى‏رسد كه معظم‏له در آغاز راه، یعنى اوایل دهه 1320 ش. به نظارت فقیه معتقد بودند، و سپس به ولایت فقیه و پس از پیروزى انقلاب اسلامى به ولایت مطلقه فقیه تغییر راى داده‏اند.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

ولايت نظارتى و حكومتى

ولایت نظارتى و حكومتى

(بخش اول)

 

با نگاهى گذرا به انديشه‏ها و فعاليت‏هاى چهل ساله امام خمينى (ره)، به نظر مى‏رسد كه معظم‏له در آغاز راه، يعنى اوايل دهه 1320 ش. به نظارت فقيه معتقد بودند، و سپس به ولايت فقيه و پس از پيروزى انقلاب اسلامى به ولايت مطلقه فقيه تغيير راى داده‏اند.

اما آيا چنين رويكردى با واقعيت‏هاى زندگى و انديشه سياسى امام مطابقت دارد ؟ و آيا آنچه بعد از انقلاب اسلامى به عنوان نظام سياسى جديد (جهمورى اسلامى) از سوى ملت ايران پذيرفته شد، مى‏تواند مؤيد نظريه فوق باشد ؟ اين مقاله در صدد پاسخ‏گويى به اين سؤالات در موضوعات و محورهاى زير است:

ولايت‏يا نظارت فقيه در كتاب كشف الاسرار

به ظاهر، امام خمينى (ره) نخست‏بر اين عقيده نبود كه بايد فقيه در راس حكومت و در صدر امور قرار گيرد، بلكه به اجراى احكام خدا، بيش از شكل حكومت و به نظارت فقيه، بيش از ولايت مى‏انديشيد. به فرازى از سخن ايشان در اين باره توجه كنيد:

هيچ فقيهى تا كنون نگفته و در كتابى ننوشته كه ما شاه هستيم يا سلطنت‏حق ما است. آرى، آن طورى كه ما بيان كرديم، اگر سلطنتى و حكومتى تشكيل شود، هر خردمندى تصديق مى‏كند كه آن خواست و مطابق مصالح كشور است... اين‏ها علما هم با اين تشكيلات مخالفت نكرده... و اگر گاهى هم با شخص سلطانى مخالفت كرده‏اند، مخالفت‏با همان شخص بوده، از باب آن كه بودن او را مخالف صلاح كشور تشخيص داده‏اند، و گرنه با اصل سلطنت تاكنون از اين طبقه مخالفتى ابراز نشده، بلكه بسيارى از علماى بزرگ عالى‏مقام، در تشكيلات مملكتى با سلاطين همراهى‏ها كرده‏اند، مانند: خواجه نصيرالدين و علامه حلى... در تواريخ مذكور است.

 ما چنان كه پيش‏تر گفتيم، نمى‏گوييم حكومت‏بايد با فقيه باشد، بلكه مى‏گوييم حكومت‏بايد با قانون خدايى كه صلاح كشور و مردم است، اداره شود.

 اين كه مى‏گويند حكومت‏بايد به دست فقيه باشد نه آن است كه فقيه بايد شاه و وزير و سرلشكر و سپاهى... باشد، بلكه فقيه بايد نظارت در قوه مقننه و در قوه مجريه مملكت اسلامى داشته باشد.

اما در حقيقت، امام خمينى (ره) در همان زمان، به ولايت فقيه و نه نظارت فقيه عقيده داشت، ولى شايد آن را به علت نامساعد بودن فضاى اجتماعى و سياسى حاكم و يا فقدان زمينه پذيرش عمومى، به صراحت مطرح نكرد.

 در تاييد اين سخن مى‏توان به برخى ديگر از مطالب كتاب كشف اسرار اشاره كرد; از جمله:

خداوندى كه با بعثت پيامبر (ص) پايه عدل را در جهان با فداكارى‏هاى مسلمانان استوار نمود و از ستمكارى‏ها و بى عفتى‏ها، آن طور جلوگيرى كرده، به مردم امر كند كه بايد هم اطاعت كنيد از آتاترك كه مى‏گويد دين در مملكت رسميت ندارد... بايد از پهلوى اطاعت كنيد كه همه ديديد چه كرد و براى ريشه‏كن نمودن دين اسلام چه كوشش‏ها كرد.

تشكيل حكومت‏هاى امروزى در جهان از روى سر نيزه و زور است... سلطنت‏ها و دولت‏هايى كه امروز در كشورهاى عالم سراغ داريم، هيچ يك از روى يك اساس عدالت و پايه صميمى كه فرد آن را بپذيرد، نيست. اين اساس‏ها همه پوشالى و در عين حال، اجبارى و از روى فشار و سرنيزه است، و فرد هيچ گاه با اين همراه نيست.

در جايى ديگر از همين كتاب مى‏نويسد:

اولوالامر بايد كسى باشد كه در تمام احكام، از اول امارتش تا آخر كارهايش، يك كلمه بر خلاف دستورات خدا و پيغمبر نگويد و عمل نكند و حكومت او همان حكومت الهى كه پيغمبر داشت، باشد.

 البته تشكيلاتى كه بر اساس احكام خدا و عدل الهى تاسيس شود، بهترين تشكيلات است; ليكن اكنون كه آن را از آنها يعنى علما نمى‏پذيرند، اين‏ها هم با اين تشكيلات هيچ‏گاه مخالفت نكرده و اساس حكومت را نخواستند به هم بزنند.

 فقط كسى مى‏تواند اولوالامر باشد كه در تمام دوره ماموريت، هيچ حكمى بر خلاف گفته خدا و پيغمبر نكند.

حضرت امام (ره) همچنين در اين باره فرمود:

به همان دليل كه اطاعت‏خدا لازم است، اطاعت فرستاده او لازم است و به همان دليل، اطاعت اولوالامر نيز لازم است.

پس، اول اولوالامر را بايد با نام و نشان بشناسد، سپس اطاعت او كند... همه مسلمانان بيايند آنچه پيغمبر گفته درباره اولوالامر از ما بپذيرند. جز سلطنت‏خدايى، همه سلطنت‏ها بر خلاف مصلحت مردم و جور است، و جز قانون خدايى، همه قوانين باطل و بيهوده است.

 تنها حكومتى كه فرد حق مى‏داند و با آغوش گشاده و چهره باز آن را مى‏پذيرد، حكومت‏خدا است. "

نيز امام (ره) در اين كتاب، چهار حديث از كتب عوائد عراقى، معانى الاخبار شيخ صدوق، مقبوله عمربن‏حنظله و تحف‏العقول در تاييد دليل حكومت فقيه در زمان غيبت اقامه مى‏كند.

(ادامه دارد)


مرتضى شيرودى

هفته نامه پگاه حوزه - شماره  87 - بهمن 81

تنظیم:امید واضحی آشتیانی.حوزه علمیه تبیان

 

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین