سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
همان‏گونه كه بی‏توجهی به غریزه خودنمایی و تبرّج برای زن زیان‏بخش است، خودنمایی و تبرّج بیش از اندازه و خارج از چهارچوب حجاب نیز زیان‏بخش خواهد بود و سلامت روانی زن را به مخاطره می‏اندازد.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

فطرتی برای آرامش زنان

حجاب

برای مطالعه ی قسمت قبل اینجا کلیک کنید.

همان‏گونه كه بی‏توجهی به غریزه خودنمایی و تبرّج برای زن زیان‏بخش است، خودنمایی و تبرّج بیش از اندازه و خارج از چهارچوب حجاب نیز زیان‏بخش خواهد بود و سلامت روانی زن را به مخاطره می‏اندازد. این مطلب دقیقا مانند این است كه بگوییم: غذا خوردن برای سلامتی ضرورت دارد، اما زیاده‏روی و عدم رعایت قانون غذا خوردن مضر است. در ارضای نیازهای روانی نیز باید جانب اعتدال رعایت شود، زیرا هرگونه زیاده‏روی در آن موجب از دست رفتن انرژی روانی انسان می‏شود و سلامت روانی او را مختل می‏سازد. البته تفاوتی كه در ارضای نیازهای روانی، مثل نیاز به خودنمایی و تبرّج در زن، با نیازهای جسمانی مثل نیاز به غذا خوردن وجود دارد این است كه این‏گونه نیازها سیری‏ناپذیرند و اگر انسان در ارضای آن‏ها حد افراط را در پیش بگیرد، نه تنها نیاز او برطرف نمی‏شود، بلكه روز به روز تشنه‏تر شده، تمام فكر و ذهن او را به خود مشغول می‏كند. 

اگر زن در توجه به زیبایی ظاهری و خودآرایی افراط كند، كم‏كم به حدّی می‏رسد كه بیمارگونه به تجمّل و آرایش می‏پردازد و هیچ‏گاه احساس ارضا و سیری نمی‏كند.

شهید مطهّری در این‏باره می‏نویسد: «روح بشر فوق‏العاده تحریك‏پذیر است. اشتباه است كه گمان كنیم تحریك‏پذیری روح بشر محدود به حد خاصّی است و از آن پس آرام می‏گیرد. همان‏گونه كه بشر ـ اعم از مرد و زن ـ در ناحیه ثروت و مقام، از تصاحب ثروت و تملّك جاه و مقام سیر نمی‏شود و اشباع نمی‏گردد، در ناحیه جنسی نیز چنین است. هیچ مردی از تصاحب زیبارویان و هیچ زنی از متوجه كردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمی‏شود. و از طرفی، تقاضای نامحدود ، خواه ناخواه، انجام ناشدنی است و همیشه مقرون است به نوعی احساس محرومیت، دست نیافتن به آرزوها به نوبه خود، منجر به اختلالات روحی و بیماری‏های روانی می‏گردد».1

 

از اینجا فلسفه و حكمت وجوب پوشش و حجاب برای زن در اسلام مشخص می‏شود؛ زیرا این حكم به دلیل اینكه نقش اساسی در متعادل كردن غریزه خودنمایی و تبرّج زن دارد، عامل مهمی برای جلوگیری از بخش بزرگی از اضطراب‏ها و دغدغه‏های فكری زن محسوب می‏شود.

 

غریزه حیا

خصیصه حیا و شرم به طور طبیعی، در زن بیش از مرد وجود دارد. به همین دلیل است كه زن فطرتا و از روی طبع و غریزه، میل به پوشش بدن خود در مقابل نامحرم دارد و از برهنگی دچار اضطراب می‏شود. شواهد فراوانی در اسلام بر فطری و غریزی بودن حیا برای زن وجود دارند و علاوه بر اینكه قرآن به این مطلب اشاره كرده، از نظر روان‏شناسی، زیست‏شناسی و جامعه‏شناسی نیز قابل اثبات است.

1. دیدگاه اسلام درباره حیای زن

قرآن در داستان حضرت آدم و حوّا، پس از اینكه می‏فرماید آن‏ها فریب شیطان را خوردند و از درخت ممنوعه تناول كردند، می‏فرماید: (فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَطَفِقَا یَخْصِفَانِ عَلَیْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ) (اعراف: 22)، و هنگامی كه از آن درخت چشیدند، زشتی‏ها و قسمت‏های پنهان اندامشان بر آن‏ها آشكار شد و (به سرعت) شروع به قراردادن برگ‏های درختان بهشتی بر خود كردند تا آن‏ها را بپوشانند.

از این داستان، به روشنی می‏توان فهمید كه آدم و حوا هنگام برهنه شدن، مضطرب و پریشان شدند؛ زیرا برای رهایی از این حالت، به برگ‏های درختان پناه آوردند و خود را با آن‏ها پوشاندند و صبر نكردند تا لباس مناسبی به دست آورند. این در حالی است كه اولا، آن‏ها همسر یكدیگر بودند و جایز بود در مقابل هم برهنه شوند. ثانیا، هیچ كس در آنجا نظاره‏گر آن‏ها نبود تا شرمندگی‏شان به خاطر او باشد. ثالثا، چون اولین انسان بودند، پوشش برای آن‏ها جنبه اكتسابی هم نداشت. بنابراین، تنها دلیل اضطراب ایشان از برهنگی، فطری بودن حیا در آن‏ها بود و چون برهنگی خلاف فطرت است، اضطراب‏آور است.2

 

2. دیدگاه زیست‏شناسی و روان‏شناسی درباره حیای زن

زیست‏شناسان و روان‏شناسان هم به فطری بودن حیا در زن (و بلكه در جنس ماده) اذعان دارند. دكتر فخری، فیزیولوژیست مصری، در این‏باره می‏گوید: «اصل و مبدأ احساس حیا، همان احساس حیوانی جنس ماده در مورد حیاست و به همین جهت می‏بینیم نوعا احساس حیا در زنان از مردان قوی‏تر است».3

برخی از روان‏شناسان معتقدند: حیا با آفرینش زن به هم آمیخته است و تطوّرات جسمی دوران بلوغ، كه معمولا با بروز حالت روحی و روانی گوناگونی همراه است، عامل درونی حیا را به نمایش می‏گذارد. كتاب طبایع زنان درباره وضعیت روحی و روانی پسران و دختران در دوران انتقال از كودكی به نوجوانی (دوران بلوغ) می‏نویسد: «فرق بین این دو جنس خیلی زیاد است؛ مثلا، دختر در این سن متانت خویش را دارد و در نهایت، رشد و وقار زندگی می‏نماید، در حالی كه پسر سال‏های دراز دیگری لازم دارد تا عاقل گردد.»4 سپس در مورد آثار بلوغ در دختران می‏گوید: «خجالت در او (دختر) زیاد و تأمّلش در حركات و اطوار خویش فوق‏العاده گردیده و میلش به انفراد و تنهایی زیاد خواهد شد.»5

بنابراین، وقتی حیا در زن فطری باشد، حجاب و پوشش هم، كه از آثار و نتایج آن است، فطری خواهد بود. منتسكیو (C.L.D.S.Montesquieu) می‏گوید: «تمام ملل جهان در این عقیده مشتركند كه زن‏ها باید حجب و حیا داشته باشند تا بتوانند خودداری كنند. علتش این است كه قوانین طبیعت این‏طور حكم كرده است و لازم دانسته زن‏ها محجوب باشند و بر شهوات غلبه نمایند. طبیعت مرد را طوری آفریده كه تهوّرش زیادتر باشد، ولی زن طوری آفریده شده كه خودداری و تحمّلش زیادتر باشد. بنابراین، هرگز نباید تصور كرد افسار گسیختگی زن‏ها بر طبق قوانین طبیعی است، بلكه افسار گسیختگی بر خلاف قوانین طبیعت می‏باشد و بر عكس، حجب و حیا و خودداری مطابق قوانین طبیعت است؛ زیرا طبیعت ما را طوری آفریده كه به نقص خود پی‏ببریم و به همین جهت است كه دارای حجب و حیا هستیم؛ زیرا حجب و حیا همانا خجلتی است كه شخص از نقص و عدم كمال خود دارد.»6

 

3ـ دیدگاه جامعه‏شناسی درباره حیای زن

بررسی جامعه‏شناختی و تاریخی حجاب نیز فطری بودن حیا در زن را به اثبات می‏رساند؛ زیرا بنابر گواهی متون تاریخی، در اكثر قریب به اتفاق ملت‏ها و آیین‏های جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده است؛ هرچند در طول تاریخ، فراز و نشیب‏های زیادی را طی كرده و گاهی با اعمال سلیقه حاكمان، تشدید یا تخفیف یافته، ولی هیچ‏گاه به طور كامل از بین نرفته است. مورّخان به ندرت، از اقوام بدوی، كه زنانشان دارای پوشش مناسب نبوده و یا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر می‏شدند، یاد می‏كنند.

دانشمندان، تاریخ حجاب و پوشش زن را به دوران ما قبل تاریخ و عصر حجر نسبت می‏دهند

. كتاب زن در آینه تاریخ پس از طرح مفصّل علل و عوامل تاریخی حجاب، می‏نویسد: «با توجه به علل ذكر شده و بررسی آثار و نقوش به دست آمده، پیدایش حجاب به دوران پیش از مذاهب مربوط می‏شود و به این دلایل، عقیده عده‏ای كه می‏گویند مذهب موجد حجاب می‏باشد صحّت ندارد، ولی باید پذیرفت كه در دگرگونی و تكمیل آن بسیار مؤثر بوده است».7

نتیجه‏ای كه از این مطلب می‏توان گرفت این است كه گرایش زنان در طول تاریخ و در خلال فرهنگ‏ها و تمدن‏های گوناگون، و حتی بعضا متضاد، به حجاب و پوشش، این حقیقت را به اثبات می‏رساند كه حیا، كه تبلور آن حجاب زن در مقابل نامحرم است، ریشه در فطرت و غرایز زن دارد و به همین دلیل، یك خصیصه ‏مشترك‏ در بین‏ تمام‏ زنان‏ بوده ‏است.

 

منبع : مجله ی علمی تخصصی معرفت

تنظیم برای تبیان : داوودی

 

پی نوشت :

1 ـ مرتضی مطهری، مسئله حجاب، تهران، صدرا، 1379، ص434.

2ـ محسن قرائتی، تفسیرنور،ج4، ص35.

3 ـ به نقل از: علی محمدی آشنایی، حجاب در ادیان الهی، قم، اشراق، 1373، ص26.

4ـ حسینی نجفی به نقل از: علی محمدی آشنایی، پیشین، ص 26.

5 ـ همان.

6 ـ منتسكیو، روح‏القوانین، ترجمه علی‏اكبر مهتدی، تهران، امیركبیر، 1362، ص 442.

7 ـ ر.ك: علی‏اكبر علویقی، زن در آینه تاریخ، تهران، 1357.

 

مقالات مرتبط :

حیا مهم است یا حجاب؟

«خود نمایی»چرا و چگونه؟

خود نمایی و تخریب عشق

چادر چه ربطی به حجاب دارد؟

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین