تبیان، دستیار زندگی
دریا در اختیار خداست، شمشیر فراعنه در اختیار خداست. اگر خدا بگوید من برگردم، پیروز می شوم؛ بگوید: به دریا برو، به دریا می روم.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

تهاجم فرهنگی در  روز  عید غدیر

به ما دستور دادند كه روزغدیر را با روزه گرفتن گرامی بدارید، با نماز مخصوص، حاجت ها را از ذات أقدس له مسألت كنید، و عیدی تان را در این روز دریافت كنید؛ تا از اولیای الهی به شمار آئید. برای اینكه عظمت این روز تا حدودی روشن شود، بهترین راه برای معرفی حادثه جهانی این روز، همان « قرآن » و « عترت » است. چه حادثه ای در هیجدهم ذی حجّه در سرزمین غدیر رخ داد كه این روز را برای ابد عید كرد!

متن مجری عید غدیر

تجلّی « رسالت » پیامبر اكرم (ص) در آیه ولایت

در سوره مباركه مائده چنین پیامی را به رسول اكرم (ص) می دهد كه: یا أیّها الرّسول بلّغ ما انز ل أل یكمن ربّك و نلم تفعل فما بلّغت ر سالته و الله یعص مكمن النّاس (1). یعنی تو گرچه دارای مقام ولایتی، و گرچه دارای مقام نبوّتی، امّا در این پیام آسمانی،( رسالت ) تو مطرح است؛ در آن بخش های قرآنی كه یا أیّها النّبی مطرح است، حساب خاص خود را دارد. امّا در این گونه از آیات كه رسالت رسول گرامی معنون است، یا أیّها الرّسول!، حساب مخصوص خود را داراست.

اخذ عنوان « رسالت » از یك سو، مجهول آوردن فعل ( انز ل ) كه نشانه اهمیّت مطلب است از سوی دیگر؛ و اخذ عنوان «ربّك» كه نشانه آن است كه تو عبد آن ربّی و او مولای توست، تو باید از او اطاعت كنی، عنوان سوّم؛ همه اینها نشانه اهمیّت آن مطلب است.

تساوی ابلاغ ولایت در غدیر با رسالت پیامبر اكرم (ص) از سوی خدای سبحان

عمده آن است كه فرمود: و ن لم تفعل فما بلّغت ر سالته. اگر آنچه را كه از طرف پروردگارت به سوی تو نازل شده است، به مردم ابلاغ نكنی؛ رسالت خدا را ابلاغ نكردی ! تو رسول گرامی الله ای، و این رسالت تو كم كم به پایان می رسد؛ تقریباً بیش از 20 سال را گذرانده ای. تو به عنوان سیّد مرسلین شناخته شده ای. اگر این حادثه مهم غدیر را ابلاغ نكنی، اصلاً آن رسالت الهی را ابلاغ نكرده ای ! دیگر در صف مرسلین نخواهی بود. ن لم تفعل فما بلّغت ر سالته، یعنی رسالت ربّ را. چون مطلق است و همه قیود محذوف است، همه قیود زیر مجموعه اطلاق نفی رسالت است. یعنی دیگر س مت رسالت نخواهی داشت ! زیرا حادثه غدیر تضمین كننده اصل دین است.

یعنی تو گرچه دارای مقام ولایتی، و گرچه دارای مقام نبوّتی، امّا در این پیام آسمانی،( رسالت ) تو مطرح است؛ در آن بخش های قرآنی كه یا أیّها النّبی مطرح است، حساب خاص خود را دارد

معنای حفظ پیامبر (ص) از مردم در جریان غدیر

مطلب دیگرآن است كه در ذیل همین آیه فرمود: و الله یعص مك م ن النّاس؛ خدا تو را از مردم حفظ می كند. اوّلاً رسول گرامی در ردیف یكی از مبلّغان الهی است، از كسی ترسی ندارد؛ از بشر هراسناك نبود تا در اثر ترس از مردم از تبلیغ حادثه تاریخی غدیر تسامح كند ! زیرا به شهادت قرآن كریم آن روزی كه همه، مسلّح بودند و رسول گرامی بی سلاح بود، از هیچ كس ترسی نداشت. او از چه می ترسید ؟! با تشریح فضای حجاز از یك سو، و تحلیل فضای جهان زمان بعد از فتح مكه از سوی دیگر؛ روشن شده است كه پیغمبر از احدی در جنگ نظامی، قدرت نظامی و مانند آن هراسی نداشت.

اینكه در بخش پایانی آیه فرمود: خدا تو را از مردم حفظ می كند، معلوم می شود خطر نظامی نبود؛ به دلیل آن دو شاهدی كه یاد شد. عمده،خطر سیاسی و جو سازی مردم حجاز بود؛ كه مبادا بگویند: رسول گرامی برای این منظور، داعیه رسالت در سر پروراند كه مردم را محكوم خاندان خود كند؛ پسر عمو و داماد خود را جانشین خود كند، وحكومت بر مردم را میراث و موروث خاندان خود كند و مانند آن. اگر مردم در اثر ضعف فرهنگی دچار چنین شبهه ای شدند، آنگاه چه كند ! این ترس همیشه هست. این ترس از گلوله نیست تا كسی بگوید: من از گلوله نمی ترسم ! وقتی انسان شهید شد، خونش مؤثر است. ولی اگر مردم،جاهل و عوام بودند، مردم قدرت تحلیل نداشتند؛ آنگاه رهبر چه كند !

شما همین علی (ع) را وقتی در نهج البلاغه سخنانش را ارزیابی می كنید، می بینید می فرماید: بدترین مشكل برای رهبران الهی، ضعف فرهنگی پیروان اوست.

حضرت موسی

شجاعت موسای كلیم (ع)

مثلاً در جریان موسای كلیم؛ اصولاً او یك عنصر نترس بود، از انبیای بزرگ و از اولوا العزم بود. او كسی است كه از دریا و شمشیر، نمی ترسد. وقتی ذات أقدس له به او دستور می دهد: به طرف دریا حركت كن، بنی اسرائیل به موسای كلیم اعتراض كردند: یا موسی! جلویمان دریا، پشت سرمان شمشیر فراعنه است؛ ما را بین دو مرگ میخكوب كردی!! گفت: كلّانّ معی ربّی سیهدین(2). میان دریا و شمشیر من در امانم.او با حرف رد(كلا)اینها را خاموش كرد؛ فرمود: دریا در اختیار خداست، شمشیر فراعنه در اختیار خداست. اگر خدا بگوید من برگردم، پیروز می شوم؛ بگوید: به دریا برو، به دریا می روم.

یك وقت انسان می گوید: صابر باشید، شهادت در راه خدا فضیلت است؛ یك وقت انسان تشر می زند. نمی گوید: صابر باشید، می گوید: كلّا؛ ما در امانیم. وقتی پیروان موسای كلیم گفتند: جلو دریا، پشت سر شمشیر، بین دو مرگ،ما گرفتار شدیم؛ موسای كلیم نفرمود: صبر كنید، خدا صابران را دوست دارد؛ ما اگر شهید شدیم، اجرمان با خداست! می گوید : نترسید؛ كلّانّ معی ربّی سیهدین، ما پیروزیم.

ترس حضرت موسی (ع) از انحراف فرهنگی قوم خود

موسائی كه بین دو مرگ، از خدا با خبر بود و امنیتش را از خدا دریافت كرده بود و احساس ترس نكرد؛ در میدان مسابقه، وقتی پیروان فرعون آن چوب ها و طناب ها را در میدان مبارزه و مسابقه انداختند؛ سحروا اعین النّاس و استرهبوهم (3). مردم كه تماشاچی میدان مسابقه بودند؛ دیدند میدان، پراز مار است! مارهای فراوانی در این میدان در جنب و جوشند؛ موسی ترسید. موسائی كه خودش اژدها افكن است، موسائی كه چوب را اژدها می كند؛وقتی دوباره دست می زند به اذن خدا، سنعید سیرتها الاولی (4) چوب می شود؛همان موسی ترسید، اوجس فی نفسه خیفهً موسی (5).

حضرت موسی(ع):

دریا در اختیار خداست، شمشیر فراعنه در اختیار خداست. اگر خدا بگوید من برگردم، پیروز می شوم؛ بگوید: به دریا برو، به دریا می روم

تحلیل امیر مؤمنان (ع) در نهج البلاغه از ترس موسای كلیم (ع)

وجود مبارك امیر المؤمنین (ع) این جریان را در نهج البلاغه تحلیل می كند (6)، می فرماید: ترس موسای كلیم از مار و اژدها نبود. او اصولاً اهل ترس نبود ! ترس موسای كلیم این بود كه عرض كرد: خدایا! ساحران كه با عصاها و طناب ها این میدان مسابقه را میدان مار كردند؛ من اگر این عصا را بیندازم، او هم یك مار بشود، و این مردم نتوانند بین سحر ساحران و اعجاز معجز من فرق بگذارند، چه كنم ؟! آنكه نتواند بین سحر و معجزه فرق بگذارد، با او چه می توان كرد؟! اینچنین نیست كه كسی نصیحت كند و بگوید: سحر با معجزه پهلو نزند، دل خوش دار ! اكنون كه سحر با معجزه پهلو می زند، چه كنم؟ موسای كلیم از ضعف فكر مردم ترسید.

بشارت الهی در برابر ترس حضرت رسول اكرم (ص) و حضرت موسی (ع)

ترس موسای كلیم آن بود، و ترس وجود مبارك رسول اكرم هم این. اینكه فرمود: و الله یعص مك من النّاس، یعنی من كاری می كنم كه طرز فكر مردم عوض بشود، مردم كاملاً بفهمند، دیگر این را توطئه ندانند، دیگر ترا متهم نكنند. آنجا هم ذات أقدس له به موسای كلیم بشارت داد: الق ما فی یمینك تلقف ما صنعوا نّما صنعواك ید ساح رو لا یفلح السّاح رحیث اتی(7)، بعد فرمود: لا تخف نّك أنت الأعلی(8)؛ ای موسی! تو برنده خواهی شد. در آنجا فرمود: كید بلعیده می شود، اینجا هم فرمود: و الله یعص مك م ن النّاس.

سخنرانی آیت الله جوادی آملی (دامت بركاته) به مناسبت عید سعید غدیر خم در دیدار با جمع كثیری از طلاب، فضلاء، دانشجویان و اقشار مختلف مردم ـ قم؛ دفتر مقام معظّم رهبری ـ 6 / 2 / 1376

پی نوشت:

(1) مائده / 67 (2) شعراء / 62 (3) اعراف / 116 (4) طه / 21

(5) طه / 67 (6) اشاره به: نهج البلاغه / خطبه: 4 (7) طه / 69 (8) طه /

الف.رضاسلطانی/گروه دین واندیشه تبیان

تنظیم: س.آقازاده

مشاوره
مشاوره
در رابطه با این محتوا تجربیات خود را در پرسان به اشتراک بگذارید.