سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
ابلیس بر وزن افعیل از أبلس به معنى یئس است یعنى از رحمت خدا نومید شد. یا از «ابلس» است، یعنى متحیر و نگران شد. یا از «ابلس» است، یعنى پشیمان شد، زیرا كارى كرده بود كه سزاوار پشیمانى بود. یا از «ابلس» است به معنى ساكت شد و حجّت او گسسته گردید.[7] بعضی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

جنی که مثل فرشته بود!

پاسخ به شبهات قرآنی(12)

پاسخ به شبهات اینترنتی

 

متن شبهه:

در آیات 49 و 50 سوره نحل بیان شده که تمام فرشتگان اطاعت امر خدا را می کنند و تکبر نمی ورزند. اما در آیه 34 سوره بقره ابلیس از میان فرشتگان، فرمان خدا را در مورد سجده به آدم اطاعت نکرد و کبر ورزید. آیا این آیه، آیات 49 و 50 نحل را در مورد اطاعت و عدم تکبر تمام فرشتگان نفی نمی کند؟

آیات 49 و 50 سوره نحل:

وَ لِلَّهِ یَسْجُدُ مَا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ مَا فىِ الْأَرْضِ مِن دَابَّةٍ وَ الْمَلَائكَةُ وَ هُمْ لَا یَسْتَكْبرُِونَ *یخََافُونَ رَبهَُّم مِّن فَوْقِهِمْ وَ یَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ

و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین از جنبندگان و فرشتگان است، براى خدا سجده مى‏كنند و تكبّر نمى‏ورزند. * از پروردگارشان كه حاكم بر آنهاست مى‏ترسند و آنچه را مأمورند انجام مى‏دهند.

آیه 34 سوره بقره:

وَ إِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائكَةِ اسْجُدُواْ لاَِدَمَ فَسَجَدُواْ إِلَّا إِبْلِیسَ أَبىَ وَ اسْتَكْبرََ وَ كاَنَ مِنَ الْكَافِرِین‏

و چون فرشتگان را فرمودیم: «براى آدم سجده كنید»، پس بجز ابلیس- كه سر باز زد و كبر ورزید و از كافران شد- [همه‏] به سجده درافتادند.

"ابلیس" بر وزن افعیل از "أبلس" به معنى "یئس" است یعنى از رحمت خدا نومید شد. یا از «ابلس» است، یعنى متحیر و نگران شد. یا از «ابلس» است، یعنى پشیمان شد، زیرا كارى كرده بود كه سزاوار پشیمانى بود. یا از «ابلس» است به معنى ساكت شد و حجّت او گسسته گردید

پاسخ شبهه:

در رابطه با اینکه ابلیس از ملائکه هست یا از جن دو دیدگاه وجود دارد:     

الف:"ملائکة" موجودات روحانی هستند که خلقت آنها از نور است نه تولید مثل می کنند و نه خوردن و آشامیدن دارند.[1] شأنشان طاعت و مسکنشان آسمانهاست. فرستادگان به سوی پیامبران هستند و صبح و شام تسبیح گوی خداوند هستند.[2] آنها کارگزاران خداوند هستند که نافرمانی و مخالفت امر خداوند را نمی کنند،" لَّا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُون‏"[3] (از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچى نمى‏كنند و آنچه را كه مأمورند انجام مى‏دهند)؛ " لَا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُم بِأَمْرِهِ یَعْمَلُون‏"[4] (كه در سخن بر او پیشى نمى‏گیرند، و خود به دستور او كار مى‏كنند). از کفر و فسق منزه هستند زیرا خداوند آنها را رسول خود قرار داده، "جَاعِلِ الْمَلَئكَةِ رُسُلا"[5] (فرشتگان را  پیام‏آورنده قرار داده است).[6] 

"ابلیس" بر وزن افعیل از "أبلس" به معنى "یئس" است یعنى از رحمت خدا نومید شد. یا از «ابلس» است، یعنى متحیر و نگران شد. یا از «ابلس» است، یعنى پشیمان شد، زیرا كارى كرده بود كه سزاوار پشیمانى بود. یا از «ابلس» است به معنى ساكت شد و حجّت او گسسته گردید.[7] بعضی هم گفته اند ابلیس از ماده ای عبری گرفته شده و به معنی خلط و مزج است.[8]

بنا به آیه صریح قرآن  ابلیس از "جن" بود نه ملائکه،" إِلَّا إِبْلِیسَ كاَنَ مِنَ الْجِن‏"[9]. و هر جا در قرآن واژه جن به کار رفته همان جن مصطلح است. ابلیس زاد و ولد میکند و ملائکه اینطور نیستند. ابلیس نافرمانی کرده و کافر می باشد و حال آنکه ملائکه پاک و طاهرند. آیه 34 سوره بقره که به ملائکه امر به سجده شده و ابلیس از آنها استثناء شده است نیز دلیل بر این نیست که ابلیس از جنس ملائکه است زیرا ممكن است امر خدا هم به ملائكه و هم به جمعى از جن بوده و ابلیس مخالفت كرده باشد. مثل این كه بگویند به همه اهل بصره دستور رسید كه به مسجد جامع روند و همه رفتند جز مردى كوفى كه از این استثناء فهمیده میشود مردم كوفه نیز مانند مردم بصره مأمور بوده‏اند، ولى علت اینكه تنها مردم بصره را نام برده عده زیاد آنها بوده است. و یا استثناء منقطع باشد مانند آیه: "مَا لهَُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّن"[10] هیچ علمى بدان ندارند، جز آنكه از گمان پیروى مى‏كنند. و مؤید این نظر روایتی است که ابن بابویه در كتاب "نبوت" از جمیل بن درّاج نقل مى‏كند كه میگوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم: ابلیس فرشته بود یا جنّ؟ و یا اینكه عهده‏دار كارى در آسمانها بود؟

حضرت فرمودند: "لم یكن من الملائكة و لم یكن یلى شیئا من امر السمآء، كان من الجنّ و كان مع الملائكة، و كانت الملائكة ترى أنه منها و كان اللّه یعلم أنه لیس منها، فلمّا امر بالسجود لآدم، كان منه الذّى كان." یعنی: "نه فرشته بود و نه كارى در آسمانها داشت، او جن بود و با ملائکه می گذرانید، ملائکه او را از خود می دانستند و خداوند می دانست که او از ملائکه نیست تا وقتى امر به سجده به آدم شد، او نافرمانى كرد و فطرتش آشكار شد."[11]

ب: بعضی دیگر معتقدند که "جن" به معنای پوشیده است و ملائکه و ابلیس همه از جن هستند. و همان طور که انسان ها به سه دسته انسانهای معصوم، انسان های معمولی و انسان های خبیث تقسیم می شوند، جن نیز به سه دسته ملائکه مقرب،

جن های عادی و شیاطین که جن های خبیث هستند تقسیم می شوند. از طرف دیگر ممکن است. در مورد قوه تولید مثل نیز خداوند در ابلیس این قوه را نهاده است. در مورد آیه ،" لَّا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُون‏"[12] این صفت دربانان جهنم است واینکه از فرمان حق نافرمانی نمی کنند صفت بعضی از ملائکه است که مقرب هستند نه همه ملائکه. اگر همه ملائکه را با توجه به آیه "جَاعِلِ الْمَلَئكَةِ رُسُلا"[13] رسول خدا و منزه از هر فسق و کفری بدانیم با این آیه "اللَّهُ یَصْطَفِى مِنَ الْمَلَائكَةِ رُسُلًا وَ مِنَ النَّاسِ"[14] (خدا از میان فرشتگان و مردمان رسولانى برمى‏گزیند‏) معارض می شود. زیرا "من" در این آیه برای تبعیض است و این آیه بیان می کند که خداوند بعضی از ملائکه را رسول خود انتخاب می کند نه اینکه همه فرشتگان رسول خدا هستند. و آیه "جَاعِلِ الْمَلَئكَةِ رُسُلا" بیان کننده عمومیت نیست بلکه جنس ملائکه مدنظر است یعنی از جنس ملائکه رسولانی قرار داده شده است. بدین ترتیب استثناء در آیه 34 سوره بقره متصل است نه منقطع.[15]

آیه 34 سوره بقره که به ملائکه امر به سجده شده و ابلیس از آنها استثناء شده است نیز دلیل بر این نیست که ابلیس از جنس ملائکه است زیرا ممكن است امر خدا هم به ملائكه و هم به جمعى از جن بوده و ابلیس مخالفت كرده باشد.

آنچه صحیح تر به نظر می رسد نظر اول است. زیرا استدلال های نظر دوم کامل نیست. مثلا در مورد اینکه در ملائکه قوه تولید مثل نیست و در شیاطین این قوه وجود دارد به هیچ دلیل و قرینه قرآنی یا روایی مستند نشده است. آیه "اللَّهُ یَصْطَفِى مِنَ الْمَلَائكَةِ رُسُلًا وَ مِنَ النَّاسِ" نیز نشان دهنده این مطلب نیست که بقیه ملائکه نافرمانی کرده اند بلکه تنها بیان کننده این مطلب است که تمام ملائکه رسول خدا به سوی بشر نیستند بلکه عده ای مأمور هستند و بقیه کارگزار امور دیگر می باشند مانند دربانان بهشت و جهنم. از طرفی نیز مقام ملائکه متفاوت است گروهی مقرب تر هستند و این تقرب و مقام اکتسابی نبوده و آنها با این مقامات خلق شده اند. همچنین نظر اول مستند به روایتی صحیح از امام صادق علیه السلام است که این نظر را تقویت میکند. بدین ترتیب تعارض مطرح در این شبهه به راحتی برطرف می شود و آیات 49 و 50 سوره نحل، خود دلیل دیگری بر نظر اول است که ابلیس از جنس ملائکه نیست.

در هر صورت اگر نظر اول را بپذیریم این شبهه بدین صورت برطرف می شود که شیطان از جنس ملائکه نیست که با آیه 49 و 50 سوره نحل تعارضی ایجاد شود. اگر نظر دوم را بپذیریم پاسخ بدین صورت است که در آیه 49 و 50 سوره نحل همانند آیه "جَاعِلِ الْمَلَائكَةِ رُسُلا" جنس ملائکه مدنظر بوده و بیان کننده عمومیت نیست که ابلیس را شامل شود.

____________

[1] تفسیر خسروی، علی رضا میرزا خسروانی، قرن 14، انتشارات اسلامیه، تهران، چاپ اول 1390 ق، ج‏1، ص: 80.

[2] مجمع البحرین، فخر الدین طریحی، قرن 15، ناشر: کتابفروشی مرتضوی، تهران، چاپ سوم 1375، ج5، ص 293.

[3] تحریم/ 6 .

[4] انبیاء/27.

[5] فاطر/ 1.

[6] ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، قرن ششم، ترجمه مترجمان، انتشارات فراهانی، تهران، چاپ اول 1360، ج‏1، ص: 127 و 128 .

[7] ر.ک: لسان العرب، ج6، ص 30؛ ترجمه بیان السعادة فی مقامات العبادة، سلطان محمد گنابادی، ترجمه: رضا خانی/ حشمت الله ریاضی، قرن 15، مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه پیام نور، تهران، چاپ اول 1372، ج‏1، ص: 630.

[8] تفسیر روشن، ج‏1، ص: 183.

[9] کهف/ 50.

[10] نساء/ 157 .

[11] ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏1، ص: 127 و 128.

[12] تحریم/ 6.

[13] فاطر/ 1.

[14] حج/ 75.

[15] ر.ک: ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏1، ص: 129؛ تفسیر خسروی، ج‏1، ص: 81.


تنظیم برای تبیان: شکوری

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین