سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
نام «امید مجد» و انتشاراتش با ترجمه شعری قرآن گره خورده. او نخستین کسی بود که دراوج جوانی ترجمه منظومش را در سال 76 به چاپ رساند و موجی از واکنش های مثبت و منفی را برانگیخت. در همه این سال ها از هیچ گونه دفاع و ترویج اثر خود کوتاه نیامد تا تیراژ کتابش روز
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

امید مجد، نخستین مترجم قرآن کریم به نظم، از کارش دفاع می کند

گفتگو با امید مجد، مترجم قرآن

اشاره:

امید مجد

نام «امید مجد» و انتشاراتش با ترجمه شعری قرآن گره خورده. او نخستین کسی بود که دراوج جوانی ترجمه منظومش را در سال 76 به چاپ رساند و موجی از واکنش های مثبت و منفی را برانگیخت. در همه این سال ها از هیچ گونه دفاع و ترویج اثر خود کوتاه نیامد تا تیراژ کتابش روز به روز افزایش یابد و بیشتر نزد متخصصان و عامه مردم به چشم آید. زندگی مجد هم با این اتفاق مهم پیوند خورده است؛ پس از چاپ آن ترجمه، رشته درسی اش را تغییر می دهد تا الان، استاد ادبیات دانشگاه تهران باشد؛ ترجمه دیگر متون دینی چون نهج البلاغه و صحیفه سجادیه را به پایان می رساند و هم اکنون هم کار جدیدی را به دست گرفته؛ امید مجد به زودی ترجمه منظوم جدیدی از قرآن را به پایان می رساند. ترجمه ای که با ویرایشی کاملاً نو از سال 89 چاپ می شود؛ «در همه این 12 سال، هم اطلاعات قرآنی من افزوده شده (حداقل 100 هزار صفحه تفسیر خوانده ام) و هم طبع شاعری و سواد ادبی ام زیاد شده». همه اینها و البته موضوع ویژه این شماره «آیه» باعث شد تا سراغ او برویم و بپرسیم که چرا؟

توضیح ضروری اینکه گفت و گو با این مترجم قرآن را در بخش های مختلف جدا کرده ایم، تا به ضرورت گرافیکی پایبند مانده باشیم؛ همانند ضرورت های شعری! پس این مقدمه و تیتر را برای همه بخش های گفت و گو قبول کنید.

امید مجد: منتقدان، ترجمه های مرا نخوانده اند!

* از همین جا شروع کنیم که اصولاً اسم مجموعه ترجمه ای شما، شعر است یا نظم؟ می گویند شعر قوه ای از تخیل دارد و نظم نه.

من دو توضیح باید بدهم؛ با این تفسیری که در ذهن شماست، کار من به نظم نزدیک تر است. هرچند در نهج البلاغه و صحیفه به شعر نزدیک تر است. در اینجا به عنوان استاد زبان و ادبیات فارسی می گویم که نمی دانم این اشتباه بزرگ بین نظم و شعر از کجا پیدا شده. در همه این سال ها در ادبیات فارسی، نظم و شعر یکی بوده و معادل هم، همه قدمای شعر ایران، از فردوسی تا انوری، سعدی و حافظ می گویند نظم. این تقسیم بندی شعر و نظم از حقه بازی های شعر نو است که ضعف در وزن را با تخیل و تصویرسازی پر کرده اند. ما یک نثر داریم که وزن عروضی ندارد و یک نظم و شعر که وزن عروضی دارد؛ همین. حالا می تواند شعر ما کودکانه باشد یا بسیار متخیلانه.

* این را پرسیدم برای اینکه بسیاری ایراد می گیرند که استفاده از تخیل یا جابه جایی عبارات و استعاره، در واقع تغییر کلام خداست و ایراد و کژروی دارد.

پس توضیح تکمیلی من را بشنوید؛ من در این اثرم از استعاره، تصویرسازی و تشبیه پرهیز می کنم؛ مثلاً ابر آمد، باران بارید؛ اگر نهج البلاغه باشد، می گویم: ناگهان ترکید بعض پاره ابر/ چون به پایان آمدش هنگام صبر. ولی اگر قرآن باشد، به سادگی می گویم: فرو ریخت بارانی از آسمان. نه اینکه بلد نباشم بلکه ترجمه قرآن این ضرورت ها را لازم دارد.

* در ترجمه دوم که مشغول ویرایش آن هستید، این نکته ها را رعایت کرده اید؟

بله، ولی بگذارید بازهم به عنوان یک معلم ادبیات فارسی بگویم که ما دو نوع تصویرسازی داریم؛ یکی اش را همه می شناسند و روی آن مانور می دهند که بر پایه استعاره و تشبیه است ودیگری، تصویرسازی با کلمات است بدون استفاده از استعاره. بهترین این مدل، در شاهنامه و بوستان یافت می شود که حس بیت را بدون تصویرسازی خاصی منتقل می کند. حالا این مدل تصویرسازی، بدون استفاده از تشبیه و اضافات در ترجمه صحیفه من و همین ترجمه جدید به وفوراستفاده شده است. نهج البلاغه بیشتر نوع اول تصویرسازی است. چرا که متن کلام به شما چنین اجازه ای می دهد. آن مدل نوع اول، برای همه قابل فهم نیست و به درد مخاطبان خاص می خورد که از ادب سر در می آورند ولی نوع دوم هرچند سخت تر است ولی به راحتی حس را منتقل می کند؛ مثلاً استفاده از واژه های کوتاه برای نشان دان حس عجله و ...

* تا اینجا شما من را توجیه کردید که نظم و شعر همانندند اما سوال جدی ام اینجاست که بهتر نبود برای دردسر کمتر یا عنوان صحیح تر از کلمه «برداشت» یا «برداشت شعری» استفاده می کردید؟

من تعمد داشتم که نام ترجمه را برای این کار بگذارم. برای اینکه به شعر حیثیت جدیدی بدهم. انتظار داشتم که بیش از جوامع مذهبی، جوامع ادبی به این کتاب واکنش نشان دهند تا معلوم شد که توانایی شعر فارسی تا به کجاست و وزن، دست و پا گیر نیست تا این تئوری برای همیشه از بین برود. هرچند این انتظارم برآورده نشد و هنوز به امید آن روز هستم! من می خواستم به شعر، حیثیتی ببخشم ولی منتقدان ادبی اصلاً این اثر را نمی خوانند، نمی خواهند با دیدن این ترجمه بفهمند، اتفاقی در شعر فارسی افتاده.

* شما چقدر در این اثر به مفاهیم قرآنی پایبند بوده اید؟ می خواهم خودتان به خودتان نمره بدهید!

خیلی زیاد! به نظرم پایبندی ام صد در صدی بوده.

* یعنی قواعد شعری، تنگنا ایجاد نمی کند؟ قبول نمی کنم.

من اصلاً به اینها اعتقادی ندارم و به این حرف ها قائل نیستم. ببین! این طبع شعر فرد است که می تواند از آن تنگنا دربیاید یا نیاید. تنگنا برای کسی است که بلد نیست شعر بگوید.

* پس تنگنایی هست و توانایی فرد آن را درست می کند؟

یک جاهای کوچکی هست که به ضرورت وزن، تغییراتی باید ایجاد شود که شاعر باید معادل هایی پیدا کند؛ مثال بزنم؛ ابراهیم در وزن «فعولن فعولن فعول» نمی گنجد، می گوییم خلیل نبی، اینکه از پایبندی به متن نمی کاهد. نهایت چون اسماعیل هم لقب دیگری ندارد، به ضرورت وزن می گوییم اسمعیل، در همین حد.

امید مجد به زودی ترجمه منظوم جدیدی از قرآن را به پایان می رساند

* چرا برای قرآن این وزن را انتخاب کردید؟ مشهورترین وزن مثنوی است و ناخودآگاه آدم را یاد شاهنامه و بوستان می اندازد. اینجا، قصد نوآوری نداشتید؟

این بحث نوآوری دیگر همه را ذله کرده. وزن عروضی مشخص است و آدم عاقل سراغ تجربه های موفق می رود و می بیند که آنها از کدام راه رفته اند. آنها چیزی می دانسته اند که از این وزن استفاده کرده اند. دیگر نوآوری معنایی ندارد. شعر مثل بندبازی می ماند، اگر این کاره ای بفرما و با همین وزن ها کارت را انجام بده!

* مثلاً استفاده از بهشت، پردیس، جنان یا جنت به جای هم در معنای قرآن تغییری ایجاد نمی کند؟ با هم فرقی ندارند که در بعضی بیت ها به ضرورت وزن و قافیه استفاده کرده اید؟

نه، من که دیگر برای وزن نمی آیم بهشت و جنان را بگویم دوزخ که متهم شوم به رعایت نکردن مفاهیم قرآن. این کلمه ها هم همگی یک معنا را به ذهن مخاطب می رساند. اینکه می گویند ترجمه فدا شده، صحیح نیست. اگر ایرادی هم هست، از کج فهمی و ضعف شاعر است و نه عیب شعر، اینها با هم تفاوت دارند. البته مدعی نیستم که این ترجمه خالی از عیب است ولی انسان کمال گراست و سعی می کنم که کار بهتری در دقت و کیفیت شعر ارائه دهم.

منبع: مجله همشهری آیه 


تنظیم برای تبیان: شکوری

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین
x