سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
بارها تو را میان آسمان من همیشه با تو حرف می‏زنم ابر وقتی از تو حرف می‏زند وقتی آب شعر حفظ می‏کند باز توی دفترم برای تو
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

یک امید، یک بهار
یک امید،یک بهار

بارها تو را میان آسمان

من همیشه با تو حرف می‏زنم

ابر وقتی از تو حرف می‏زند

وقتی آب شعر حفظ می‏کند

باز توی دفترم برای تو

روی پله‏های رنگ رفته‏مان

بعد، لحظه‏ای خیال می‏کنم

گوش کرده‏ای به حرف‏های من

دست‏های سرد من که بی‏دلیل

مثل یک غروب چشم‏های تو

فکر می‏کنم بدون یاد تو

در دلم همیشه ذکر خیر توست

دیده‏ام، بزرگ، خوب و مهربان

چون خود تو گفته‏ای «مرا بخوان»

بید زرد، سبز رنگ می‏شود

من دلم دوباره تنگ می‏شود

یک امید یک بهار می‏کشم

می‏نشینم، انتظار می‏کشم

رو به روی من تو ایستاده‏ای

خواهش مرا جواب داده‏ای

گاه‏گاه اشتباه می‏کنند

خشمگین مرا نگاه می‏کنند

قلب‏ها سیاه و زشت می‏شوند

با تو خانه‏ها بهشت می‏شوند

یک امید،یک بهار

آتوسا صالحی

تنظیم:بخش کودک و نوجوان

 

*************************************

 

مطالب مرتبط

در امتداد دشت

خدا،آشنای قدیمی

اول و ابتدای هر چیز اوست

خالق لحظه‏ها

زندگی زیباست!

عطر امن یجیب

زیر گنبد کبود

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین