بررسی مسائل اخلاقی و اجتماعی موجود در آثار شهید مطهری
کاربران گرامی سلام
قبلا گفتیم که، بخش جدیدی به مطالب دین و اندیشه افزودایم، دراین بخش پژوهش های دانشگاهی و حوزوی مرتبط با علوم اسلامی و متناسب با سطح و نیاز کاربران ارائه خواهد گردید. شما نیز می توانید تحقیقات و آثار پژوهشی خود را برای ما ارسال نموده وپس از بررسی در سایت با نام مولفان به نمایش گذاشته خواهد شد. در سر آغاز این امر با نام زیبای امام خمینی (ره) و قله آموزه های اسلامی یعنی اخلاق آغاز کردیم، در ادامه به بررسی آموزه های اخلاقی در آثار شهید مطهری می پردازیم.چكیده
یكی از عوامل و موثر بر تحولات اساسی در تعلیم و تربیت در قرن حاضر، تاثیر اندیشه های متفكران و مربیان بزرگ و فرآیندهای تربیتی می باشد. اندیشمندان مسلمان در پرتو تعالیم انسان ساز اسلام به موضوع انسان و كمال و سعادت او و راههای وصول به كمال، بسیار پرداخته اند و نظامهایی فكری را برای پاسخگویی به سوالات مربوط به انسان و تربیت او بنا گذارده اند. از دانشمندان معاصری كه یادش همواره جاودانه است. شهید آیت الله مرتضی مطهری است. ضعف پژوهش در حوزه تعلیم و تربیت بویژه در قلمرو ((تربیت اخلاقی))، بی توجهی به اهداف اساسی و بنیادی اختلاق و نقش قابل توجه تربیت اخلاقی در ساماندهی و بهبود وضعیت خشك و بی روح حاكم بر جهان ماشینی امروز، همگی لزوم پرداختن به این تحقیق و مقایسه دیدگاههای مكاتب اسلام بر جهان ماشینی امروزه، همگی لزوم پرداختن به این تحقیق و مقایسه دیگاههای مكاتب اسلام و غرب را ضروری می می نماید. همچنین بحران معنوی و اخلاقی حاكم بر جوامع بشری به خصوص در كشورهای پیشرفته و صنعتی غرب از یك طرف و مشخص نبودن مرزهای تعلیم و تربیت و تربیت اخلاقی و نظامهای تربیت و جوامع اسلامی از طرف دیگر، بحث و بررسی پیرامون اهداف، معیارها و شیوه های تربیت اخلاقی از منظر شهید مطهری در این تحقیق مشخص تر می سازد.مقدمه
علم اخلاق از عوامل مهم بهرهمندی انسان از خوشبختی این سرا و آن سرا و رسیدن به مطلوب نهایی و حقیقی خود یعنی تقرب به خدا و مقام خلیفة اللّهی است، اما مهم این است كه علم اخلاق خود دارای اصول و مبادی است و پیش از هر چیز باید با این اصول و مبادی (كه فلسفه اخلاق را تشكیل میدهد) آشنا شد. بدون آگاهی از مسایل فلسفه اخلاق، نمیتوان از اصول و مبانی اخلاقی اسلام در برابر سایر نظامهای اخلاقی دفاع موجه و معقولی ارائه داد و برتری آن را اثبات كرد..در میان مسائل فلسفه اخلاق، آنچه كه اساسیتر و مهمتر از همه به نظر میرسد، «ماهیت گزارههای اخلاقی» است؛ یعنی اینكه آیا گزارههای اخلاقی از سنخ قضایای واقعی و خارجی است و یا از نوع قضایای اعتباری است؟ و اگر اعتباری است، آیا از امور اعتباری محض است كه صرفاً بستگی به اعتبار معتبِر دارد، یا آنكه از اعتباراتی است كه ریشه تكوینی و منشأ انتزاع واقعی دارد؟ خلاصه آنكه گزارههای اخلاقی از سنخ گزارههایِ اخباری است یا انشایی؟
این مسئله در فلسفه اخلاق جنبه كانونی و محوری دارد؛ به گونهای كه مسائل دیگر از قبیل اطلاق یا نسبیت، معیار ارزش اخلاقی، معقول و منطقی بودن گزارههای اخلاقی و ... بستگی به نوع نظریهای دارد كه در این مسئله اتخاذ میشود. از این رو در مقاله حاضر سعی شده است كه این مسئله مهم و اساسی از دیدگاه استاد شهیدمطهری مورد بررسی قرار گیرد.
قبل از ورود به اصل بحث لازم است به طور خلاصه ویژگیهای حكمت عملی را (كه اخلاق، جزئی از آن است)، از دیدگاه استاد شهید بیان كنیم:«حكمت عملی عبارتست از علم به تكالیف و وظایف انسان كه مسائل آن از نوع جملههای انشایی و مربوط به افعال اختیاری انسان است؛
و فقط از بایدهای نوعی، كلی و مطلق بحث میكندو نه بایدهای فردی و نسبی.»[1]
موضوع گزارههای اخلاقی: هر فعل اختیاریِ انسان میتواند موضوع گزارههای اخلاقی قرارگیرد؛ خواه آن فعل ارزش محسوب شود مثل عدالت، و یا ضد ارزش باشد مثل ظلم. البته استاد شهید در بعضی موارد از فعل اخلاقی، فقط فعل ارزشی را اراده كرده است؛ یعنی فعلی كه از نظر اخلاقی دارای ارزش باشد و در این صورت ویژگیهایی را برای آن ذكر میكند: الف. از روی عقل باشد؛ ب. مبتنی بر اراده و اختیار باشد؛ ج. دارای ارزش ذاتی باشد و یا آن كه انسانها برای آن ارزش قائل باشند؛ د. دارای ارزش غیرمادی باشد؛ ه . از حد فعل طبیعی، حیوانی و غریزی بالاتر باشد؛ و. متناسب با «من» علوی و یا «خود» اصیل انسان باشد.[2]
محمول گزارههای اخلاقی: حُسن و قبح، باید و نباید: ریشة حسن و قبح امری درونی است. لذا حسن و قبح را باید قلبی دانست و نه عقلی. «حسن و قبح عقلی در واقع به حسن و قبح قلبی برمیگردد. عقل از مقوله ادراك است نه از مقولة احساس. همة حسن و قبحهایی كه اسمش را گذاشتهاند حسن و قبح عقلی، در واقع حسن و قبح قلبی است؛ چون حسن، زیبایی است و قبح، زشتی. و اینها از مقولة احساس است نه از مقولة ادراك كه كار عقل باشد و احساس در واقع كار قلب است.» انسان در درون خود به طور فطری و وجدانی میداند كه چه چیز زیبا و چه چیز زشت است.
معرفی كتاب فلسفه ی اخلاق
بخش دوم متشکل از سه سخنرانی استاد تحت عناوین «اخلاق کمونیستی» ، «مسئله ی خودی در اخلاق» و «معیار فعل اخلاقی» می باشد که در زمانها و مکانهای مختلف ایراد شده اند. در فصل «اخلاق کمونیستی» مفهوم تکامل از نظر مارکسیسم و نیز آزادی و مساوات از دیدگاه این مکتب طرح ونقد گردیده است و در فصل «مسئله ی خودی در اخلاق» انواع «خود» و «خودپرستی» (خود شخصی، خود خانوادگی و خود ملی) و نیز نحوه ی مبارزه با آنها بیان شده و فضایل اخلاقی از منظر مکتب اسلام مورد بررسی قرار گرفته است. در فصل «معیار فعل اخلاقی» ضمن تعریف فعل طبیعی و فعل اخلاقی و تمییز نهادن بین آن دو، معیار فعل اخلاقی از نظر متفکران و فیلسوفان غربی ، طرح و بررسی گردیده است.
نوشنه: سمیرا لشكربلوكی
تنظیم برای تبیان: ابوذر سلطانی
[1]. كلیات علوم اسلامی (بخش حكمت عملی) ج2، صص 165-164.
[2]. فلسفة اخلاق ص 12، 13، 38، 43، 295 .