به به! خاطر جمعم که شما هم مثل من حسابی لذت برده‌اید از این قندی که از کام حضرت رضا ریخته. خب، با این حساب، کار زیاد سخت نیست. کافی است صبح که از خواب بیدار می‌شوی، همان اولِ بازارِ زندگی! بی معطلی خود را به دامن این خدای مهربان و توانا که اکسیر هر خیر
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

دشت اول یادت نره!

الله

باسمه تعالی

امروز که روز تولد حضرت معصومه است، هدیه‌ای برایتان دارم! بله، کادوی من، حدیث زیبایی از امام رضا، جان حضرت معصومه است.

داستان «دشت اول» را که حتما می‌دانید؟ اول صبح که مغازه می‌روی، کاسبی که پشت دخل ایستاده، وقتی اولین نفری باشی که آن روز از او خرید می‌کنی،‌ پول را که می‌گیرد، آنقدر برایش ارزشمند است که انگار باید ببوسدش. من بعضیها را دیده‌ام که حتی می‌بوسند! آنگاه با لحنی خاص می‌گوید: «دشت اول است» و بعد آرزو می کند دستت برایش سبک باشد و ...

خوب که نگاه می‌کنم، می‌بینم هرکسی، هر شغلی که داشته باشد، واقعا این "دشت اول" را دارد. حالا برای بازاریها پول است، برای دانش آموز یک جمله آموزنده، برای یک خانم خانه دار می‌تواند نگاه مهربان همسر، و بقیه را خودت فکر کن.

این طور که باشد، پس همه باید دنبال این باشند که سرِ صبحی، دشتِ خوبی داشته باشند و از آن مهمتر، دست سبکی داشته باشند! تا یک موقع آبرویشان نرود که پشت سرش، یا حتی جلو رویش بگویند: "امروز اوضاع کساد است چون دشت اول از فلانی بود".

یادم هست بچه که بودیم، توی آن محله قدیممان، یک خانم مغازه داری بود که به این «دشت اول» چنان از دل و جان معتقد بود که صبح علی الطلول می‌آمد دم در خانه "سید خانم"، همسایه ما، و یک پنج تومانی از او می‌گرفت تا "دشت اولش" از او باشد و آن روز، بازارش رونق داشته باشد.

پاک و منزه است خداوند، و حمد و ستایش برای اوست، و جز او خداوندی نیست، یگانه و بی شریک است، پادشاهی و ستایش برای اوست، می‌میراند و زنده می‌کند، و خود زنده‌ی بی‌مرگ است، خیر و برکت به دست اوست، و بر همه چیز تواناست

...

کار که به اینجا رسید، همان طور که گفتم، باید مواظب دو جا باشیم، هم دشت خوبی کنیم و هم دست سبکی داشته باشیم!

اما چطور؟

ناراحت نباش، دوای تو اینجا، پیش من است. الان که برای تو می‌نویسم، صفحه 21 جلد دوم کتاب «عُیونُ اَخبارِ الرِضا» علیه السلام کنار دستم باز است. از آنجا برایت تحفه آورده‌ام، ببین:

 

... قَالَ، قَالَ رَسولُ اللهِ صَلی اللهُ عَلیهِ وَ آلِهِ: مَن قَالَ حِینَ یَدخُلَ السُوقَ «سُبحانَ اللهِ وَ الحَمدُ لِلهِ وَ لا اِلهَ اِلا اللهُ  وَحدَهُ لا شَریکَ لَهُ، لَهُ المُلکُ وَ لَهُ الحَمدَُ، یُحیِی وَ یُمیتُ وَ هُوَ حَیٌّ لا یَموتُ، بیَدِهِ الخَیرُ، وَ هُوَ عَلی کُلِ شَیٍ قَدیر» اُعطِیَ مِنَ الاجرِ عَدَدَ مَا خَلَقَ اللهُ اِلی یَومِ القِیامَةِ.
 
امام رضای عزیز از زبان مبارک پیامبر گرامی می‌فرماید: «هرکه بگاه وارد شدن به بازار بگوید که: "پاک و منزه است خداوند، و حمد و ستایش برای اوست، و جز او خداوندی نیست، یگانه و بی شریک است، پادشاهی و ستایش برای اوست، می‌میراند و زنده می‌کند، و خود زنده‌ی بی‌مرگ است، خیر و برکت به دست اوست، و بر همه چیز تواناست". پاداشی به قدر آنچه خدا آفریده تا روز قیامت به او داده می‌شود».
 
دعا

به به! خاطر جمعم که شما هم مثل من حسابی لذت برده‌اید از این قندی که از کام حضرت رضا ریخته.

خب، با این حساب، کار زیاد سخت نیست. کافی است صبح که از خواب بیدار می‌شوی، همان اولِ بازارِ زندگی! بی معطلی خود را به دامن این خدای مهربان و توانا که اکسیر هر خیر و خوشی است بیندازی، تا هم دست که نه، بلکه تمام وجودت بابرکت شود، و هم برای دیگران مایه‌ی خیر گردی.

یادت نرود اینکه گفتم «بازارِ زندگی»، بله، "الدنیا مزرعة الآخرة"، زندگی بازار است، آن هم چه بازاری، و اولین کاسب و اولین مشتری آن خودت هستی، پس دو قبضه، به فکر خودت باش!

نماز صبحَت را با حال بخوان تا خدا دشت خوبی کند؛ به اطرافیانت، پدر و مادرت، همسر و فرزندانت لبخند بزن تا دشت اول صبحشان شیرین باشد؛ و...

نوشته: حسین عسگری

گروه دین و اندیشه سایت تبیان

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .