وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
عمر كه از قریش بر جان خود مى‏ترسید صریحا از انجام این كار عذر خواست و گفت: یا رسول الله از قبیله بنى عدى كسى در مكه نیست تا از من دفاع كند و من از قریش مى‏ترسم و بهتر است‏براى این كار عثمان را بفرستى كه خویشانى در مكه دارد و مى‏توانند از او حمایت كنند
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

عذرخواهى عمر از فرمان رسول خدا(ص)

حضرت محمد(ص)

 

برای مطالعه قسمت پیشین اینجا کلیک کنید.

در این زمان که خبرهایی متفاوتی از قریش می رسید پیغمبر اسلام (ص) عمر را خواست و بدو فرمود: بیا و به نزد قریش برو و منظور ما را از این سفر براى آنان تشریح كن و پیغام ما را به گوش آنها برسان!

عمر كه از قریش بر جان خود مى‏ترسید صریحا از انجام این كار عذر خواست و گفت: یا رسول الله از قبیله بنى عدى كسى در مكه نیست تا از من دفاع كند و من از قریش مى‏ترسم و بهتر است‏براى این كار عثمان را بفرستى كه خویشانى در مكه دارد و مى‏توانند از او حمایت كنند.

پیغمبر خدا كه دید عمر حاضر به انجام این دستور نیست عثمان را مامور این كار كرد و عثمان به مكه آمد و ابتدا به خانه ابان بن سعید - پسر عموى خود - رفت و از او خواست تا وى را در پناه خود قرار دهد تا پیام رسول خدا(ص)را به قریش برساند و ابان او را در پناه خود قرار داده و به نزد قریش برد و عثمان پیغام آن حضرت را رسانید.

قریش با اكراه سخنان او را گوش دادند و در پاسخ گفتند: ما اجازه نمى‏دهیم محمد به این شهر در آید و طواف كند ولى خودت كه به اینجا آمده‏اى مى‏توانى برخیزى و طواف كنى؟

عثمان گفت: من پیش از پیغمبر این كار را نخواهم كرد و تا او طواف نكند من طواف نمى‏كنم، و به دنبال آن قرشیان نگذاردند عثمان به نزد پیغمبر باز گردد و او را در مكه محبوس كردند.

 

بیعت رضوان

از این سو خبر به مسلمانان رسید كه عثمان را كشته‏اند! و به دنبال این خبر هیجانى در مسلمانان پیدا شد و رسول خدا(ص) نیز كه در زیر درختى نشسته بود فرمود: از اینجا بر نخیزم تا تكلیف خود را با قریش معلوم سازم و به دنبال آن از مسلمانان براى‏دفاع از اسلام بیعت گرفت و چون این بیعت در زیر درختى انجام شد به همین جهت آن را«بیعت‏شجره‏»نیز گفته‏اند.

منادى آن حضرت فریاد زد: كسانى كه حاضرند تا پاى جان در راه دین پایدارى كنند و نگریزند بیایند و با پیغمبر خود بیعت كنند، مسلمانان دسته دسته آمدند و با آن حضرت بیعت كردند، تنها یك تن از منافقین مدینه به نام - جد بن قیس - خود را زیر شكم شتر پنهان كرد تا بیعت نكند و در این پیمان مقدس شركت نجست.

من پیش از پیغمبر این كار را نخواهم كرد و تا او طواف نكند من طواف نمى‏كنم، و به دنبال آن قرشیان نگذاردند عثمان به نزد پیغمبر باز گردد و او را در مكه محبوس كردند.

پیغمبر اسلام با این عمل به قرشیان هشدار داد كه اگر براستى سر جنگ دارند و بهانه‏جویى مى‏كنند او نیز متقابلا آماده جنگ خواهد شد و عواقب سیاسى و زیانهاى مالى و جانى آن متوجه آنان خواهد شد ولو اینكه در حقیقت - همان طور كه

حضرت محمد(ص)

گفته بود - سر جنگ نداشت و مامور به قتال نبود. و شاید جهت دیگر آن نیز آرام كردن احساسات تند مسلمانان و افرادى كه با شنیدن خبر قتل عثمان خونشان به جوش آمده بود و آن نرمشها را از پیغمبر مى‏دیدند بوده است، و الله العالم.

 

آمدن سهیل بن عمرو از طرف قریش و تنظیم قرارداد صلح

پس از اینكه كار بیعت پایان یافت ‏خبر دیگرى رسید كه عثمان زنده است و به قتل نرسیده و در دست مشركین زندانى شده، و از آن سو سهیل بن عمرو - یكى از سرشناسان و متفكران قریش - را دیدند كه به عنوان نمایندگى از طرف قریش و مذاكره با رسول خدا مى‏آید.

پیغمبر كه از دور چشمش به سهیل افتاد فرمود: قریش به فكر صلح افتاده‏اند كه این مرد را فرستاده‏اند و چنان هم بود زیرا قریش پس از شور و گفتگوى زیاد سهیل بن عمرو را فرستاده بودند تا به نمایندگى از طرف آنها به هر نحو كه مى‏تواند پیغمبر اسلام را راضى كند تا در آن سال از انجام عمره و ورود به مكه خوددارى كرده سال دیگر این كار را انجام دهد و ضمنا مذاكراتى هم درباره ترك مخاصمه و تكلیف مهاجرینى كه از مكه به مدینه مى‏روند و افراد مسلمانى هم كه در مكه به سر مى‏بردند و موضوعات دیگرى كه مورد اختلاف بود انجام دهد، و قراردادى در این باره از هردو طرف امضا شود.

به خوبى روشن بود كه این قرار داد و مصالحه به هر نحو هم كه بود از نظر سیاسى در چنین وضعى به نفع مسلمانان تمام مى‏شد زیرا از طرف قریش مسلمانان به سمیت‏شناخته شده بودند بدون آنكه خونى ریخته شود و جنگى بر پا گردد، اما از نظر برخى افراد كوته نظر كه خود را براى ورود به شهر مكه آماده كرده بودند و مآل اندیش نبودند تحمل این كار ناگوار و دشوار مى‏نمود، و از آن جمله عمر بن خطاب بود كه بسختى به این كار پیغمبر اعتراض كرد، چنانكه در ذیل مى‏خوانید.

 

تهیه و تنظیم برای تبیان: ابوذر سلطانی

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین