آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی در سال 1315 ق. / 1276 ش. در نجف به دنیا آمد. و شهاب الدین نام گرفت

آيت الله العظمي سيد شهاب الدين مرعشي نجفي ولادت تحصيلات شاگردان کتابخانه و گنجينه کتب خطي آثار و نگاشته ها همگام با نهضت امام (ره) کرامات خصوصيات اخلاقي آيت الله مرعشي نجفي نرفتن به سفر حج رحلت و فراق ولادت آيت الله العظمي سيد شهاب الدين مرعشي نجفي در سال 1315 ق. / 1276 ش. در نجف به دنيا آمد. و شهاب الدين نام گرفت پدرش، آيه الله سيد شمس الدين محمود مرعشي (1279 ق. ـ1338 ق.) از فقها و مدرّسان علوم اسلامي نجف بود. آيه الله مرعشي نجفي دوران کودکي را در آغوش پر مهر خانواده سپري نمود و با تربيت اسلامي بزرگ شد. مادرش زني پاک دامن و با ايمان بود که هيچ گاه بدون وضو به او شير نميداد. تحصيلات نخست نزد پدر بزرگوارش آيتالله سيد شمسالدين محمود حسينى مرعشى نجفى (متوفى١٣٣٨ق)، که خود از علماى بزرگ آن زمان به شمار مىآمد، و نيز شيخ مرتضى طالقانى، شيخ محمدحسين اصفهانى، حاجيه خانم بىبى شمس شرفبيگم طباطبايى، جدّه مادرى خود، مقدمات علوم را بياموخت.علم تجويد و قرائت قرآن کريم و تفسير را از پدر خود و ميرزا ابوالحسن مشکينى، شيخ محمدحسين شيرازى، سيد هبةالدين شهرستانى و سيد ابراهيم شافعى رفاعى بغدادى، علم انساب را نيز از پدر و سيد رضا موسوى غُريفى صائغ بحرانى، و برادر او، سيد مهدى غُريفى؛فقه و اصول را از پدر، شيخ مرتضى طالقانى سيد محمدرضا رفسنجانى، شيخ غلامعلى قمى، ميرزا ابوالحسن مشکينى، سيد آقا شوشترى، ميرزا محمدعلى کاظمينى، شيخ عبدالحسين رشتى، ميرزا آقا اصطهباناتى، شيخ موسى کرمانشاهى، شيخ نعمت الله لاريجانى و سيدعلى طباطبايى يزدى، علوم رياضى و هيئت را از شيخ عبدالکريم بوشهرى، سيد ابوالقاسم موسوى خوانسارى، دکتر عندليب زاده، ميرزا محمود اهرى، آقا محمد محلاتى، شيخ عبدالحميد دشتى، ميرزا احمد منجم و سيد کاظم عصار؛علم طب را از پدر، محمدعلى خان مؤيد الاطباء.علم رجال و درايه و حديث را از پدر، سيد ابوتراب خوانسارى، ميرزا محمد تهرانى، شيخ عبدالله مامقانى و ميرزا ابوالهدى کرباسى؛ فقه و اصول استدلالى را از بزرگترين استاد اصول در نجف اشرف، شيخ ضياءالدين عراقى، سيد احمد بهبهانى، شيخ احمد کاشف الغطاء، شيخ على اصغر ختائى تبريزى، شيخ محمدرضا مسجدشاهى؛مدت سه سال نيز در سامرِّا و کاظمين دوره تکميلى فقه و حديث و رجال را از سيد حسن صدر آموخت؛ و اصول را از شيخ مهدى خالصى فراگرفت و مجدداً به نجف بازگشت و علم کلام را از پدر خود و شيخ محمد جواد بلاغى و شيخ محمد اسماعيل محلاتى و سيد هبةالدين شهرستانى آموخت. آيتالله مرعشى يکى از معدود علمايى است که از استادان زيادى کسب فيض کرده است. او در بسيارى از علوم سرآمد اقران خود بود. آيتالله مرعشى چند سال پس از نيل به مقام رفيع اجتهاد، در سال ١٣٤٢ق/١٩٢٤م به ايران سفر کرد و پس از تشرف به مشهد مقدس، به تهران رفت و در آنجا لحظهاى از تحقيق و استفاده از استادان برجسته بازنماند و از بزرگانى چون شيخ عبدالنبى نورى، شيخ حسين نجمآبادى و ميرزا طاهر تنکابنى بهره گرفت. بيشتر نياکان ايشان عالمانى دين پژوه يا پزشکانى حاذق و يا حاکمانى صالح و با تدبير بودند. بيش از دويست سال حکومت طبرستان آن روز (مازندران و گلستان فعلى) دردست اجداد ايشان بوده است. سرانجام در سال ١٣٤٣ق/١٩٢٥م به قم رفت و به دعوت و درخواست آيتالله العظمى حاج شيخ عبدالکريم حائرى يزدى، مؤسس حوزه علميه قم، در آنجا سکونت اختيار کرد. تدريس بيش از شصت و هشت سال در حوزه علميه قم و نيز قبل از آن در نجف اشرف و تربيت هزاران شاگرد که هر يک خود در زمره بزرگان اسلام بوده، مي باشند , بخشي از خدمات آن عالم فرزانه به حساب مي آيد . بنياد صدها مدرسه علميه و هزاران مسجد ، حسينيه، کتابخانه و مراکز فرهنگي، رفاهي و درماني در قم و شهرستانهاي داخل و خارج کشور ، و نيز احياء و اشاعه آثار دانشمندان متقدم اسلامي ، همچنين تاليف و تصنيف بيش از صد اثر در علوم مختلف اسلامي به ويژه فقه ، اصول ، کلام ،تفسير ، درايه ، انساب و ادبيات از ديگر خدمات ايشان مي باشد . شاگردان در طول بيش از هفتاد سال تدريس ايشان ، دانشمندان بسياري تربيت شد که شماري از آنان از ايشان اجازه اجتهاد دريافت کردند. نام برخي از شاگردان وي؛ حضرات آيات: شهيد حسين غفاري، شهيد حاج آقا مصطفي خميني، شهيد مرتضي مطهري، شهيد دکتر محمد مفتح ، شهيد دکتر سيد محمد بهشتي، شهيد محمد صدوقي، سيد محمد علي قاضي طباطبايي، سيد محمود طالقاني، شيخ شهاب الدين اشراقي، شيخ مرتضي حائري، حاج ميرزا جواد آقا تهراني، شيخ حسن نوري همداني، آقا موسي صدر، قدرت الله وجداني فخر، سيد مرتضي عسکري، مصطفي اعتمادي، محمد امامي کاشاني، ميرزا جواد تبريزي ، شيخ حسين نوري، سيد عبدالکريم موسوي اردبيلي، شيخ علي پناه اشتهاردي، محمد تقي ستوده، شيخ محمد رضا مهدوي کني. کتابخانه و گنجينه کتب خطي وي که شاهد به غارت رفتن منابع اسلامي و نسخ خطي بود، تاب نياورد و با شهريه ناچيز طلبگي به خريد کتب خطي پرداخت تا اين ميراث فرهنگي را از دستبرد بيگانگان حفظ نمايد. گاه شبها در يک کارگاه برنج کوبي کار ميکرد، روزها روزه استيجاري ميگرفت و نماز استيجاري ميخواند، تا هزينه خريد کتب را تهيه نمايد. اين بزرگترين کتابخانه هاي کشور و در رديف کتابخانه مجلس شوراي اسلامي و کتابخانه آستانه قدس رضوي است. اين کتابخانه بسياري از کتب خطي اسلامي جهان را دارا است. بسياري از اين کتب جزو نفيس ترين و با ارزش ترين متون تاريخي است که قرنها از عمر آنها ميگذرد. آية الله مرعشي در دوران جواني که در حوزه علميه نجف مشغول تحصيل بود به گردآوري کتب خطي پرداخت. آية الله مرعشي نجفي پس از مهاجرت به قم، کتب خطي را همراه خود به ايران آورد. در قم نيز به خريد نسخ خطي و کتب ارزنده اقدام کرد. پس از مدتي به دليل کمبود جا، کتابها را از منزل به کتابخانه مدرسه مرعشيه انتقال داد. پس از چندي طبقه سوم اين مدرسه به عنوان کتابخانه ساخته شد که در نيمه شعبان 1386 ق. / 28/8/1345، با بيش از ده هزار جلد کتاب چاپي و دو هزار جلد کتاب خطي افتتاح گرديد. اين کتابخانه به خاطر نسخه هاي خطي نفيس و ارزشمند و گاه منحصر به فرد و کتب قديم مهم و کمياب مورد توجه وافر نويسندگان، دانشمندان، مراکز علمي و تحقيقاتي سراسر جهان است. اکنون اين کتابخانه شهرت جهاني دارد و با چهار صد مؤسسه، مرکز علمي و کتابخانه در سراسر جهان ارتباط دارد. کهنترين نسخه خطي «زبور»، نيز در اين کتابخانه در قم نگهداري ميشود. همچنين اين کتابخانه نخستين کتابخانه کشور به لحاظ حجم عظيم نسخههاي خطي کهن ديني و سومين کتابخانه جهان اسلام است که 65000 عنوان نسخه خطي به زبانهاي فارسي، عربي، ترکي، اردو، لاتين و سانسکريت و برخي خطوط قديم ديگر در موضوعات علوم اسلامي و غيره در آن نگهداري ميشود که بعضاً در نوع خود منحصر به فرد است. کهنترين نسخه خطي اسلامي به خط کوفي بخشي از قرآن کريم است که مربوط به نيمه نخست سده دوم هجري و بخشي ديگري به خط علي ابن هلال مشهور به ابن بواب مربوط به سال 392 قمري است که بر روي پوست نگاشته شده است. کهنترين نسخه غير خطي غير اسلامي نيز مجموعهاي از زبور بر روي پوست به خط لاتين از سده دوازدهم ميلادي و بخشهايي از انجيل به خط قديم حبشي مربوط به سده دوازدهم و سيزدهم ميلادي است که در اين مجموعه عظيم فرهنگي وجود دارد. آثار و کتب نخستين رساله هاي علميه ايشان به نام «نخبة الاحکام» و «سبيل النجاة» بين سالهاي 1366 ق. تا 1373 ق. چاپ شد و از همان سالها مرجعيت تقليد ايشان آغاز شد. آية الله مرعشي پس از رحلت آية الله العظمي بروجردي (1340 ش.) به عنوان يکي از مراجع تقليد طراز اول شيعيان جهان به شمار ميآمد. موقعيت علمى و اطلاعات گسترده وى در علوم و فنون مختلف، از تأليفات و آثارى که بر جاى گذارده و بيشترين آنها به عربى است آشکار مىشود از جمله کتاب ملحقات الاحقاق، در کلام و عقايد و فضايل ائمه اطهار(ع)، که در تأليف آن به بيش از پنج هزار اثر از منابع اهل سنت مراجعه شده است؛ و طيّ چهل سال به جمعآورى و تدوين اين اثر مهم پرداختهاند؛ و تاکنون ٣٦ جلد آن به اهتمام متولى کتابخانه چاپ و منتشر گرديده است. همچنين حاشيه بر عروه الوثقى، در دو جلد؛ منهاج المؤمنين، در فقه، در دو جلد؛ تقريرات قصاص، در سه جلد، که يکى از شاگردان ايشان جمعآورى نموده است؛ طبقاتالنسّابين، که در نوع خود يکى از بىنظيرترين آثار تأليف شده در اين باره است؛ حاشيه بر کفايةالاصول، در دو جلد؛ حاشيه بر رسائل، در يک جلد؛ المشاهد و المزارات، در يک جلد بزرگ؛ اعيان المرعشيين، در يک جلد بزرگ؛ المعوّل فى امر المطوّل، در يک جلد؛ علماءالسادات، در يک جلد؛ مسارح الافکار يا حاشيه بر تقريرات شيخ مرتضى انصارى، در يک جلد؛ الفوائد الرجاليه، در يک جلد؛ کشف الارتياب، در نسب، يک جلد؛ المُجدى فى حياة صاحب المَجدى، در يک جلد؛ رفع الغاشية عن وجه الحاشية، در منطق، يک جلد؛ الردّ على مدعى التحريف، تعليقه بر عمدةالطالب، در علم نسب. ايشان يکى از پيشکسوتان وحدت ميان مذاهب اسلامى است. آيت الله مرعشى با ارتباط مکاتبهاى که با علماى بزرگ فرق اسلامى در کشورهاى مختلف برقرار ساخت، موفق به اخذ بيش از ٤٥٠ اجازه روايت حديث گرديد. تصوير بخشى از اين اجازات به ضميمه زندگينامه هر يک از صاحبان اجازه در المسلسلات فى الاجازات، به عربى، در دو جلد بزرگ ـکه به کوشش متولى محترم کتابخانه گردآورى شدهـ چاپ و منتشر گرديده است. همچنين کتاب الاجازةالکبيرة که دربرگيرنده اسامى اجازهدهندگان به معظمله با ذکر طريق روايتى هر يک از آنها مىباشد از سوى اين کتابخانه چاپ و منتشر گرديده. نيز ايشان هزاران اجازه روايت حديث به طلاب و محصلان و استادان حوزه و ديگر واجدان شرايط ـاز سالهاى ١٣٣٩ق تا آخرين روز زندگى خودـ اعطا کردهاند، که توليت محترم کتابخانه بيشتر آنها را جمعآورى کرده است. آيت الله مرعشى را شيخ الاجازه عصر خويش نيز خواندهاند. همگام با نهضت امام (ره) نهضت امام خميني در سال 1341 با پشتيباني مراجع تقليد همراه بود. آية الله مرعشي نجفي هماره از نهضت امام خميني حمايت کرد. بارها اعلاميه داد و به افشاگري پرداخت. ايشان در پي دستگيري امام خميني در سال 1342، با ارسال اعلاميه شديد اللحني به رژيم پهلوي، خواستار آزادي امام خميني شدند. ايشان همراه مراجع تقليد و علماي طراز اول کشور براي آزادي امام خميني به تهران سفر نمود و در اين راه زحمت فراواني متحمل شد. ايشان در سال 1342، در پاسخ نامه جمعي از طلاب ميفرمايد: چنان چه کراراً اين جانب عقيده خود را اظهار کرده ام، باز هم به موجب اين سؤال عرض ميکنم که حضرت آية الله خميني ـ دامت برکاته ـ يکي از مراجع تقليد عالم تشيع هستند و از اساطين روحانيت اسلام و از مفاخر عالم تشيع. آية الله العظمي مرعشي نامه ها و تلگراف هاي فراواني در جهت حمايت از امام خميني براي مراجع تقليد شيعه مقيم ايران و عراق ميفرستاد. ايشان پس از تبعيد امام خميني به ترکيه، در سخنراني ها و اعلاميه ها اين عمل رژيم پهلوي را محکوم مينمود و براي شهداي 15 خرداد، مجلس يادبود برپا ميسازد. آية الله مرعشي هماره از انقلاب اسلامي پشتيباني مينمايد و جنايتهاي رژيم پهلوي را افشا مينمايد. ايشان پس از شهادت آية الله حاج آقا مصطفي خميني در سال 1356، براي وي مجلس ترحيمي در حسينيه خويش برپا ميکند، که پايان اين مجلس به سر دادن شعارهاي کوبنده عليه رژيم پهلوي و دستگيري شماري از مردم پيوند ميخورد. آية الله مرعشي در طول سالهاي تبعيد امام خميني، با ايشان در ارتباط بودند و با اوج گيري انقلاب اسلامي در سال 1356 همراه مراجع تقليد شيعه با فرستادن اعلاميه ها به هدايت نهضت ميپردازد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز ايشان هماره از نظام جمهوري اسلامي حمايت کرد و در مناسبت هاي مختلف با ارسال پيامها به تقويت نظام پرداختند. کرامات آيت الله مرعشي نجفي و علي اي هماي رحمت (شعر شهريار) آيت الله العظمي مرعشي نجفي بارها مي فرمودند شبي توسلي پيدا کردم تا يکي از اولياي خدا را در خواب ببينم . آن شب در عالم خواب , ديدم که در زاويه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا اميرالمومنين (عليه السلام) با جمعي حضور دارند . حضرت فرمودند : شاعران اهل بيت را بياوريد . ديدم چند تن از شاعران عرب را آوردند . فرمودند : شاعران فارسي زبان را نيز بياوريد . آن گاه محتشم و جند تن از شاعران فارسي زبان آمدند . فرمودند : شهريار ما کجاست ؟ شهريار آمد . حضرت خطاب به شهريار فرمودند : شعرت را بخوان ! شهريار اين شعر را خواند : علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را که به ما سوا فکندي همه سايه هما را آيت الله العظمي مرعشي نجفي فرمودند : وقتي شعر شهريار تمام شد از خواب بيدار شدم چون من شهريار را نديده بودم , فرداي آن روز پرسيدم که شهريار شاعر کيست ؟ گفتند : شاعري است که در تبريز زندگي مي کند . گفتم از جانب من او را دعوت کنيد که به قم نزد من بيايد . چند روز بعد شهريار آمد . ديدم همان کسي است که من او را در خواب در حضور حضرت امير (عليه السلام) ديده ام. از او پرسيدم : اين شعر «علي اي هماي رحمت» را کي ساخته اي ؟ شهريار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر داريد که من اين شعر را ساخته ام ؟ چون من نه اين شعر را به کسي داده ام و نه درباره آن با کسي صحبت کرده ام . مرحوم آيت الله العضمي مرعشي نجفي به شهريار مي فرمايند : چند شب قبل من خواب ديدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت اميرالمومنين (عليه السلام) تشريف دارند . حضرت , شاعران اهل بيت را احضار فرمودند : ابتدا شاعران عرب آمدند . سپس فرمودند : شاعران فارسي زبان را بگوييد بيايند . آنها نيز آمدند . بعد فرمودند شهريار ما کجاست ؟ شهريار را بياوريد ! و شما هم آمديد . آن گاه حضرت فرمودند : شهريار شعرت را بخوان ! و شما شعري که مطلع آن را به ياد دارم خوانديد . شهريار فوق العاده منقلب مي شود و مي گويد : من فلان شب اين شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم . تاکنون کسي را در جريان سرودن اين شعر قرار نداده ام . آيت الله مرعشي نجفي فرمودند : وقتي شهريار تاريخ و ساعت سرودن شعر را گفت , معلوم شد مقارن ساعتي که شهريار آخرين مصرع شعر خود را تمام کرده , من آن خواب را ديده ام . ايشان چندين بار به دنبال نقل اين خواب فرمودند : يقينا در سرودن اين غزل , به شهريار الهام شده که توانسته است چنين غزلي به اين مضامين عالي بسرايد . البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله عليها) است و خوشا به حال شهريار که مورد توجه و عنايت جدش قرار گرفته است . بلي , اين بزرگواران , خاندان کرم هستند و همه ما در ذيل عنايات آنان به سر مي بريم . خصوصيات اخلاقي آيت الله مرعشي نجفي از زبان فرزندش 1- ساده زيستن: يکي از خصوصيات برجسته ايشان ساده زيستي و عدم توجه به مسائل مادي و زخارف دنيوي بود.ايشان پس از اقامت در قم و ازدواج با والده ما از نظر مالي مدتها در وضعيت بدي به سر ميبردند و مدتها اجارهنشين بودند تا اينکه کمکم با تهيه يک زمين کوچک در آن خانهاي ساختند و تا آخر عمرشان نيز در آن زندگي کردند.ايشان هيچوقت از وضعيت مالي مطلوبي برخوردار نبودند و هر آنچه به دست ميآوردند، در راه رفع حوايج مردم مصرف نموده، يا وقف ميکردند و هيچگاه مالي را به خودشان اختصاص ندادهاند. ميفرمودند: «من شب که ميخوابم هيچ پولي، هيچ اندوختهاي در جيب من نباشد ، چون ما عامل هستيم. ما بايد از اين دست بگيريم و با دست ديگر بدهيم به فقرا، ايتام ، نيازمندان و کمک کنيم به مراکز علمي ، ديني و فرهنگي، اينها مال ما نيست!» 2- عشق به کمال و علم: يکي ديگر از خصوصيات ايشان علاقه و عشق بيحد و حصر نسبت به کسب علم و دانش بود. يک وقتي ايشان نقل ميفرمودند: «زماني که ما در نجف اشرف به تحصيل اشتغال داشتيم، گاهي ميشد که ما تا 40 روز اصلا گوشت گيرمان نميآمد که بخوريم، خوب آقازاده هم بوديم و رويمان نميشد برويم پيش اعلام و بزرگان آن وقت و دست دراز کنيم و گاهي آنقدر سرگرم درس بوديم که تا 24 ساعت گرسنه ميمانديم ولي اصلا توجه به اين مسائل نداشتيم.» 3- استفاده از امکانات داخلي: «من از روز اولي که خودم را شناختم و روي پاي خودم ايستادم، از البسه خارجي استفاده نکردهام.» و تا آخر عمرشان هم همينطور بودند و ميفرمودند: «اين يک راه مبارزه با استعمار و استعمارگران است.» حتي يک وقتي من هنوز کوچک بودم، خياط آمد و به ايشان گفت: آقا دکمه از خارج ميآيد و براي قبا ناچاريم از آن استفاده کنيم ، ايشان اجازه ندادند و مدتي در اين فکر بودند که چه بکنند ، بعد يکي گفت بعضي از خانمها در خانه از اين قيطانهايي که به لب عبا ميدوزند، شبيه دگمه درست ميکنند و شما ميتوانيد اين را به خياط بدهيد و لذا لباسهاي ايشان هيچ وقت دگمه نداشت و از همين قيطانهايي که در داخل توليد ميشد استفاده ميکردند. 4- مداومت بر نماز جماعت: خصوصيت ديگر ايشان، پايبندي ايشان به اقامه جماعت در حرم مطهر حضرت معصومه (س) بود.از همان زمان قديم، نزديک به 60 سال پيش ايشان مرتب سه وعده مشرف ميشدند به حرم مطهر و در آنجا اقامه جماعت ميفرمودند. صبحها نخستين زائر حضرت معصومه (س) ايشان بودند، گاهي يک ساعت قبل از اذان تشريف ميبردند پشت درب صحن و آنجا مينشستند تا فراش حرم بيايد درب را باز کند و ايشان نخستين زائر حرم باشند. در زمستانهاي خيلي سرد، تا آن زمان ميگفتند برف زيادي ميباريد که گاهي ارتفاع برف به 80، 90 سانتيمتر ميرسيد، ايشان قبل از اذان صبح، پارويي به دست ميگرفتند و از منزل تا حرم مطهر مسير را براي مردم باز ميکردند 5- ارادت به اهل بيت (عليهم السلام) : يکي ديگر از بارزترين خصوصيات اخلاقي ايشان، علاقه و اظهار ارادت و توسل و تضرع شديد نسبتبه ائمه معصومين (ع) بود. ايشان ميفرمودند از روزي که خودم روي پاي خودم ايستادم، هرگاه لباس نوي ميدوختم، نخستين بار ميبردم در حرمهاي ائمه (ع) و با ماليدن به ضريح ، آن را متبرک نموده، بعد از آن استفاده ميکردم، نرفتن سفر به حج فرزند ايشان مي فرمود : مرحوم ابوي ما به حج مشرف نشدند. علي رغم موقعيتي که ايشان در اجتماع داشتند، مرجع تقليد بودند، پولهاي فراواني در اختيار ايشان بود. افرادي از تجار و مقلدين ايشان مي خواستند با پول خودشان که حتي از پول وجوهات نيز نبود ايشان را همراه هر چند نفر که مي-خواهند به حج بفرستند ولي ايشان نپذيرفتند. علت اين امر چه بود؟ روزي از ايشان سؤال کردم چرا با پول اينها به حج نمي رويد؟ ايشان پاسخ دادند پسرجان من موضوع را به تو مي گويم. پولي که اينها به من مي دهند نميدانم چه پولي است؟ اين حج به دل من نمي چسبد. هرگاه توانستم از دست رنج خودم پولي تهيه کنم به حج ميروم. يکي از آقايان نشسته بود و گفت آقا مردم اين همه پول ميدهند و اختيار آن با خودتان است ايشان فرمود: «اين پول خمس است،سهمي از آن براي سادات و سهمي براي شهريه طلبه ها است لذا اين پول براي من نيست، ما مانند صراف هستيم و بايد پول را رد کنيم؛ بنابراين من هنوز مستطيع نشده ام. استطاعت بدني اگر لازم است استطاعت مالي هم لازم است و من هنوز از نظر مالي مستطيع نشده ام.» جالب است که بدانيد پس از رحلت ايشان حدود دويست نفر به نيابت از ايشان به حج مشرف شدند. رحلت و فراق و سرانجام در 7 صفر سال 1411(7 شهريور 1369) در شهرستان قم , چهره در نقاب خاک کشيد. به همين مناسبت، دولت جمهورى اسلامى ايران سه روز عزاى عمومى اعلام کرد. نيز در کشورهاى پاکستان و لبنان سه روز عزاى عمومى اعلام گرديد. پيکر مطهر آيتالله مرعشى طى مراسم باشکوهى قبل از ظهر جمعه نهم صفر/ نهم شهريور با حضور ميليون مردم ايران و مقامات بلندپايه لشکرى و کشورى و مراجع عظام، مدرسين و علماى حوزههاى علميه و نيز نمايندگان سياسى کشورهاى اسلامى در ايران تشييع گرديد. سالها قبل از رحلت ايشان، توليت آستانه مقدسه حضرت معصومه (ع) محل دفنى براى ايشان در داخل حرم و در نزديکى ضريح مطهر در نظر گرفته بود، ليکن حسب وصيتشان که مرقوم فرمودهاند: «مرا در راهروى ورودى کتابخانه ـزير پاى محققانى که براى مطالعه و تحقيق به اين کتابخانه مراجعه مىکنندـ دفن نماييد»، در راهروى کتابخانه بزرگى که خود آن را بنياد نهاد است به خاک سپرده شد. منابع : پايگاه کتابخانه بزرگ آيت الله العظمي مرعشي نجفي (ره) کانون فرهنگي رهپويان وصال واحد طلاب پايگاه صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران فقهاي نامدار شيعه عقيقي بخشايشي (پايگاه حوزه) پايگاه حج (مجله زائر) سايت راسخون تهيه و تنظيم: فريادرس گروه حوزه علميه