سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
مـیـرزا محمد تقی شیرازی فرزند عارف كامل، حاج میرزا محب علی بن میرزامحمد علی گلشن شیرازی، از فحول علمای امامیه در قرن چهاردهم می باشد.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

آیت الله میرزا محمد تقی شیرازی (میرزای دوم)

 

معرفی حوزه علمیه سامراء

 

زندگی نامه

تألیفات

موقعیت عراق و نجف

اشغال نیروهای اجنبی

گفتار بزرگان در مورد ایشان

نامه تکان دهنده

همرزمان معظم له

وفات

زندگی نامه

مـیـرزا محمد تقی شیرازی فرزند عارف كامل، حاج میرزا محب علی بن میرزامحمد علی گلشن شیرازی، از فحول علمای امامیه در قرن چهاردهم می باشد.

او عـالـمی بوده است عامل، فاضل، كامل، متقی و از شاگردان نام آور فاضل اردكانی، و حاج میرزا مـحـمد حسن شیرازی كه بعد از وفات استاد معظم خود،میرزای شیرازی اول، در سامرا متصدی اداره حوزه علمیه سامرا و تدریس آن شد،و شاگردانی كه در مكتب تدریسی او تربیت یافته اند، به اصـحـاب سـامرا معروف می باشند كه از آن میان مرحوم آیه اللّه العظمی حاج شیخ عبدالكریم حائری یزدی،مؤسس حوزه علمیه قم می باشد.

تالیفات

میرزای شیرازی دارای تالیفات و آثار قلمی متعددی است كه از آن میان:

1 ـ شرح مكاسب شیخ مرتضی انصاری، كه در تهران چاپ شده است.

2 ـ شرح منظومه رضائیه، تالیف سید صدر الدین عاملی.

3 ـ القصائد الفاخره، فی مدح العتره الطاهره.

4 ـ رساله عملیه كه بعدها مورد تحشیه برخی از فقها واقع شده است.

موقعیت عراق و نجف

رشد سیاسی و اجتماعی او از سالهای پیش، از 1300 ه ق آغاز می شود، از آن روزی كه عراق، كشور همسایه و مجاور ما، یكی از ایالتهای نفوذی بریتانیای كبیر (كه در آن زمان سیطره نفوذ و استعمار خود را در آفاق شرق، و به خصوص سرزمینهای اسلامی گسترده بود) به شمار می آمد.

كـشـور عـراق، به خاطر موقعیت خاص طبیعی و جغرافیائی اش، همیشه مطمع نظر بیگانگان، به ویژه قدرتهای بزرگ استثمارگر بوده است و حكومتهای استعمارگربین المللی، همواره نظر سؤ و خـائنـانه به این كشور خوش آب و هوا و زرخیرداشته اند از سوی دیگر كشور عراق روی موقعیت خاص مذهبی و فرهنگی، همیشه مورد توجه محافل علمی و معنوی جهان اسلام بوده است و چون مـهد تمدنهای گذشته، و مركز روابط فرهنگی و علمی جهان اسلام به شمار می آمده است، از این روروزگـاری طـولانـی مـركـز خـلافـت اسلامی قرار گرفته بود وجود دانشگاه نظامیه بغدادو مـركـزیـت حـوزه عـلمی نجف، تمركز مراقد مطهر پیشوایان راستین اسلام در عراق،هر كدام به تـنـهایی عواملی هستند كه قلوب علاقمندان و شیفتگان را به آن دیار جذب می كند، به حدی كه امـروز بـیشتر شیعیان وجب به وجب با شهرها و استانها، و گاهی حتی كوی و برزنهای آن كشور، آشنایی دارند و خود را در سرنوشت آن همچون كشور خویش سهیم و دخیل می دانند و طرد ایادی استعمار را از آن منطقه همانند دیارخویش و وطن مالوف خود واجب و فریضه الهی می دانند.

در میان شهرهای عراق، نجف، كربلا، كاظمین و سامرا از موقعیت معنوی خاصی برخوردارند كه نه تنها دیگر شهرهای جهان، كه حتی سایر شهرهای عراق نیزفاقد آنند، و باز در میان شهرها هم، شهر نـجف موقعیت مذهبی، سیاسی و اجتماعی ویژه ای دارد كه آن را والاتر و ارجمندتر از سایر شهرها مـی سازد نجف كه پایگاه تربیتی میرزای دوم، و نیز پایگاه پرورش فكری و رشد مذهبی بسیاری از بـزرگ مـردان عـالم اسلام، و برگزیدگان مشرق زمین است، با سابقه معنوی، فرهنگی و تاریخی خـودكـه به قریب هزار سال می رسد، اكنون نیز مركز علمی و پایگاه تربیتی آزادمردان ومجاهدان راه رسـتـگـاری و رهایی بشر از قید و بند استعمار و استبداد است مردانی كه نسل در نسل آنان از صـدهـا سـال پـیـش هـمـواره در بـرابـر ظلم و ستم ایستادگی كرده اند وهرگز در برابر زور و زورگویی تسلیم نشده اند، سهل است كه غالبا خود برافرازنده پرچم استقلال و انقلاب بوده اند.

در ایـن مـیـان جـنبشهای سیاسی و انقلابی سترگی كه خاستگاه آنها نجف اشرف بوده، در تاریخ سیاسی شرق و ممالك اسلامی بخش ویژه ای را به وجود آورده كه می توان آن را جنبش سیاسی عراق نامید.

نویسنده كتاب ثوره النجف، در این باره نوشته است:

نـجـف اشـرف در در اواخـر قـرن نـوزدهم و قرن بیستم میلادی، در یك جنبش سیاسی و ملی درگـیـر شـد كـه هـدف آن عبارت از نجات اسلام از مسیرهای انحرافی بودكه استعمار برای آن تـدارك دیـده بـود، و نـیـز رهـایـی مـلتهای مسلمان از یوغ استعمار واستثمار نابود كننده و فقر بنیان كن و بی سوادی عمومی و بیماریهای همه گیر بود.

مـوقـعیت خاص نجف، چنان بود كه بازتاب و اخبار تمامی انقلابات و تحولات مهم سیاسی ایران و عـراق بـه گـونـه ای در آن شـهـر منعكس می شد و این انعكاس نتایج وآثار گوناگونی را در پی می آورد.

فـتواها و تلگرافهای شدید اللحنی كه همواره از نجف به سوی فرماندهان وقدرتهای سلطه گر آن روز تركیه و ایران سرازیر می شد، نمونه ای كامل و گویا ازموقعیت نجف و نیروی اثرگذاری آن بر افـكـار عـمـومی مسلمین می باشد به همه این دلایل است كه مرجع مسلمانان ناگزیر می بایست مرجعی باشد آزادی خواه، حافظ وحامی قانون و مرجعی كه عوامل استعمار و استثمار و استبداد را از ایران و عراق بزداید و از آن منطقه ریشه كن سازد.

عـلاوه بـر ایـران و كشورهای مجاور بیش از هفتاد درصد از مردم خود عراق مادامی كه از نجف و مـراجـع مـقـیـم ایـن شهر اجازه نمی گرفتند، چه آشكار و چه پنهان دست به هیچ گونه حركت انـقـلابی نمی زدند، مخصوصا در امر جهاد و مبارزه با آنچه دشمن اسلام و مسلمانان است، فقط و فقط از نجف دستور می گرفتند.

چـنین بود كه در طول سالها، نجف مركز تجمع متفكران آزاده و آزادی خواه سیاسیون و انقلابیون عراق، ایران، تركیه و دیگر كشورهای اسلامی گردیده بود.

اشغال نیروهای اجنبی

بـا ایـن مـقـدمـه اسـت كه باید گفت، نجف كه در جنگ جهانی اول تحت اشغال نیروهای بیگانه درآمـده بـود، در راه دفـاع از هستی و موجودیت خود محل مشورت ورایزنی زعمای اندیشمند و پیشگامان مسلح عشایر و نیز محل تشكیل انجمنهای سیاسی و اجتماعی گردیده بود، و در همین مسیر بود كه رهبری انقلاب 1920 میلادی (1337 ه ق) نیز به پرچمداری و پیشوایی مجاهد بزرگ آگـاه، و مـرجـع مذهبی رزمنده،مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی یا میرزای دوم، مسیر شایسته خود را پیمود.

میرزای دوم با كمال صلابت و ایمان و در اوج شجاعت دینی و آگاهی وهوشیاری اسلامی، خاصه بـه هـنگام رو در رویی با حوادث ضد اسلامی و دسیسه های ضد قرآنی، نیروهای استعمار بریتانیا و عـوامل دست نشانده محلی آن، موضع راستین خود را انتخاب و اتخاذ كرد در آن هنگام هنگامه ها، مـیرزای دوم با تلاش پرثمر وپیكار جدی، به مقابله و دفاع پرداخت و هنگامی كه به مراحل باریك رسـیـد، امـر بـه دفـاع از حریم اسلام داد و با صادر كردن فتوای انقلابی و پر اهمیت خود عراق را تكان داد.

گفتار بزرگان در مورد ایشان

گفتار حاج آقا بزرگ تهرانی

مـرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی، در كتاب نقبا البشر درباره میرزای دوم ومبارزات و مجاهدات وی می نویسد:

میرزا محمد تقی حائری شیرازی، پیشوای انقلاب عراق و نخستین برافروزنده شعله آن شورش و جنبش، از بزرگترین عالمان و مجتهدان عصر خود بوداو یكی از مشهورترین چهره های شناخته شـده در علم و تقوی و غیرت و شهامت دینی بود، چنانكه خود او برایم تعریف كرد، در شیراز زاده شده و در كربلا پرورش یافته است، در همان خاك پاك، مقدمات علوم اسلامی را فرا گرفته است تـا در فـضـل ودانـش به رتبه ای رسیده كه شایسته رسیدن به چنان مقام و موقعیتی بود آن گاه بـادوسـت و مـصـاحـب و هم مباحثه خود، سید محمد فشاركی اصفهانی همراه نخستین دسته از مـهـاجران به سامرا رفت و به محضر درس میرزای شیرازی (ره) پیوست و سپس در شمار برترین شاگردان حوزه درسی میرزای اول درآمد وی به زودی یكی از اركان بحق تحقیق این حوزه شد، بـه حـدی كـه در دوران زندگی خود استاد ارجمند، جمعی از شاگردان فاضل و مبرز استاد، به محضر درس و بحث او روی می آوردند این روش ادامه داشت تا آن كه استاد بزرگوار درگذشت، و میرزا محمد تقی شیرازی به خاطرشایستگی و فضل و دانش و برازندگی خود، به جانشینی وی تعیین شد و مرجع تقلیدشیعیان گردید.

از آن روز بـود كـه وی، وظـیـفـه سنگین و مسئولیت تعهد شگرف خود را با انجام تكالیف سنگین مـرجـعیت و رهبری عالم تشیع در نهایت ایمان و شجاعت انجام داد ودر همین مسیر و جهت، به رهبری قیام، صدور فتواهای انقلابی و درس گفتن وتربیت دانش پژوهان پرداخت مردان بزرگی را پـرورش داد كـه هر كدام در تاریخ ‌مبارزات و مجاهدات اسلامی نقطه عطفی به شمار می روند.

گفتار مرحوم صدر

آیـه اللّه سـیـد حـسـن صدر، نویسنده كتاب ارزشمند تاسیس الشیعه لعلوم الاسلام در كتاب تكمله می نویسد: بیست سال با وی معاشرت داشتم، در این مدت یك لغزش و خلافی هم از او نـدیـده و یـك روش نـاپسند و مستهجن از اومشاهده نكردم، دوازده سال با او هم بحث بودم و هـمـواره نـظـرهـای دقـیق و افكار عمیق و یادآوریهای علمی و ارزنده از او می شنیدم و استفاده می بردم.

آنچه بیش از هر چیز دیگر به شخصیت میرزای دوم، عظمت و اعتبار داده و اورا در میان صدها تن از مجتهدان و دانشمندان معاصر خود ممتاز و برجسته ساخته است، احساس تعهد و مسئولیت در بـرابـر حـوادث و پـیـشامدهای بزرگ زندگی اجتماعی مسلمانان است، او خود را شریك و سهیم حـوادث مربوط به زندگی ملتهای مسلمان، در هر نقطه ای از دنیا می دانست و از فدا كردن جان خویش در راه انجام مسئولیتهایش دریغ نداشت.

او بـا احـسـاس عـمـیـق مسئولیت، دریافته بود كه در دوران زعامت و رهبری اونباید بیگانگان و استعمارگران بین المللی در سرزمینهای اسلام و مهد و پایگاه تعالیم انبیا و پیامبران رخنه كنند و فكر و اندیشه و اصالت فرهنگی آنها را به خصوص درزمینه فرهنگ اسلامی خدشه دار سازند.

او بـر آن بـود كه هیچ كس، هیچ مقام، هیچ نیرویی و هیچ كدام از قدرتهای بزرگ خارجی آن روز، حـق نـدارنـد منابع مسلمانان را به یغما برند، منافع آنها را پایمال كنند واقتصاد مسلمانان را تباه سازند از این رو چون به وضوح می دید كه كشور پرقدرت انگلیس و استعمارگر درجه اول آن روز جـهـان، بـر خلاف ایده و عقیده او رفتارمی كند، و از استثمار ملتهای مسلمان دریغ ندارد، پرچم مـبـارزه علیه این كشورپرقدرت روز و استعمار سیاه آن برافراشت و در راه پیكار و جهاد به خاطر دفاع ازحقوق و حدود و موازین اسلامی جان بر كف گرفت.

مـیرزای دوم، در این راه به لفظ فداكاری معنای خاص بخشید او همه امكانات و نیروهایش را در راه مبارزه گذاشت، و حتی فرزندان خود را در این راه فداكرد.

در هـمـان روزهای آغاز مبارزات بزرگش، فرزندش میرزا محمد رضا، درحوادث عراق دستگیر و بازداشت شد و اسیر عوامل مزدور بیگانه گردید استعمار انگلیس همان زمان ملت عراق را مجبور كرده بود تا نماینده دولت بریتانیا، سرپرسی كاكس را به عنوان رئیس حكومت عراق بپذیرند و همه جا و در همه موارد ازاوامر و فرمانهای او اطاعت كنند.

بـا صـدور چنین دستوری برای تحت فشار قرار دادن ملت مسلمان عراق،میرزای دوم به وضوح و روشـنـی دریـافـت كه نیروهای استعماری بریتانیای كبیرمی رود تا تسلط بیگانگان به كشورهای اسـلامـی را ابعاد تازه ای بدهد، از این رو دراوج بحرانی كه با گسترش دامنه تسلط غرب به شرق مـسـلمان درگرفته بود، فتوایی صادر كرد كه لرزه بر اركان حكومت استعماری انگلیس درافكند در این فتوی به صراحت گفته شده بود كه انتخاب غیر مسلمان به حكومت مسلمانان جایز نیست.

متن فتوی معظم له: ان المسلم لا یجوز له ان یختار غیر المسلم حاكما

ایـن فـتـوی و هـم زمان با آن مقاومت و مبارزه منفی اش، اثر عمیقی بر دلهای دردمند مسلمانان اسـتـعـمار شده و تحت استعمار قرار گرفته، به جای نهاد و آنان را درابعادی وسیع به مسئولیت سـیـاسـی و اجـتـمـاعی خود آگاه ساخت این فتوی بالاتر ازهمه، به ملل اسلامی هشدار داد كه سرنوشت زندگی سیاسی و اجتماعی و فردی آنان،باید به وسیله خود مسلمانان تعیین و مشخص گـردد و هـیـچ نیروی بیگانه و اجنبی، باهر اندازه قدرت و سلطه گری نباید و حق ندارد در این مسائل دخالت كند.

مـیـرزای دوم در راه مبارزه گسترده خود علیه پرقدرت ترین نیروی استعماری آن زمان، تنها به صـدور فتوی اكتفا نكرد، بلكه هم زمان با اجرای فتوی یك محفل سری هم تشكیل داد كه اعضای آن را تـنی چند از علما مبرز و روحانیون مجاهد ومبارز به نامهای: شیخ مهدی خالصی، سید هبه الدین شهرستانی و سید ابوالقاسم كاشانی و تشكیل می دادند.

ایـن گـروه هـر روز، و گـاه روزی چـنـد بـار جلسات خود را به طور سری با حضوروی تشكیل می دادند و نتیجه مذاكرات و تصمیمات خود را میان روحانیون نجف ورؤسای عشایر فرات پخش و توزیع می كردند و افكار عمومی را در پیشبرد اهداف اسلامی، توجیه و رهبری می كردند.

مـیرزای دوم، در مقام رهبری مجاهدات ضد استعماری ملل مسلمان به طوراعم، و ملت عراق به طور اخص، اعلامیه ها، نامه ها و فتواهای متعددی نوشته و صادركرده است كه از آن میان برای آن كه نمونه ای به دست داده باشیم، به دو نامه اشاره می كنیم:

نامه تكان  دهنده

در نامه اول خطاب به مردم عراق چنین می نگارد:

برادران عراقی! هم رزمان شما در بغداد، كاظمین، نجف، كربلا و دیگر جاهاهم پیمان شده اند كه دسـت به تظاهرات مسالمت آمیز زنند و برخی از این تظاهرات راآغاز كرده اند، خواسته همه مردم حـقـوق مشروع ملت عراق است كه نتیجه آن استقلال این كشور است بر اساس یك حكومت عدل اسلامی.

بـنـابـراین وظیفه همه شما است كه نمایندگان خود را برای مطالبه این حقوق به بغداد گسیل داریـد، سـعـی كـنـید به امنیت مردم ضرر و آسیب نرسد و در میان خودتان اختلاف ایجاد نگردد تـوصـیـه می كنم در این جهاد بزرگ به همه عقاید و افكاری كه درمیان مردم وجود دارد، احترام بگذارید.

تـاثیر این نامه، شگرف و بیرون از حد تصور بود همین كه این نامه در میان مردم عراق پخش شد و دسـت بـه دست گشت در مدتی اندك نمایندگان مردم ازشهرهای مختلف، حتی از روستاهای عـراق دسته به دسته به بغداد سرازیر شدند قدرتهای انگلیس، در آغاز كار را جدی نمی گرفتند و باور نمی كردند كه تنها فتوی ویك نامه از طرف یك رهبر مذهبی بتواند چنین شور و هیجانی برپا كـنـد و بدینگونه هزاران نفر را از اقصی نقاط كشور به راه اندازد و موجی چنین خروشان به پا كند اماچون دو روز گذشت و ناگهان دیدند كه سیل خروشان مردم خشمگین به سوی بغدادسرازیر شـده اسـت و دیگر در خیابانها و كوچه های بغداد راهی برای عبور پیدانمی شود، تازه دریافتند كه چه خطری احاطه شان كرده است.

در اثـر احـسـاس ایـن خطر بود كه انگلیسیها برای جلوگیری از عواقب آن دست به شدت عمل و اعمال خشونت زدند.

نامه دوم:

میرزای شیرازی دومین نامه خود را خطاب به مردم عراق صادر كرد این نامه كه گویی كلمات آن شعله های آتشین سركش بود كه به خرمن خشك جان و روان مسلمانان می افتاد، آنان را به راستی یكپارچه تبدیل به شعله می كرد و به جان استعمارگران انگلیسی می انداخت.

هـمین نامه است كه حاوی فتوای معروف و تاریخی میرزای دوم است ومورخین و محققین تاریخ ملل شرق و به خصوص تاریخ مبارزات مسلمانان ونهضتهای اسلامی از آن چنین یاد كرده اند:.

فـتـوایی تكان دهنده و برانگیزاننده كه در سرنوشت مردم عراق و دیگركشورهای مجاور تاثیری خـاص داشـت و اسـتعمارگران را چنان دچار وحشت واضطراب كرد كه ناگهان خود را در یك قدمی نابودی دیدند.

 نامه تكان دهنده و فتوای تاریخی ایشان با این عبارات آغاز می شود:

مطالبه الحقوق واجبه علی العراقیین و یجب علیهم فی ضمن مطالباتهم رعایه السلم و الامن و یجوز لهم التوسل بالقوه الدفاعیه اذا امتنع الانگلیز عن قبول مطالباتهم.

(بـر مردم عراق استیفای حقوق خود واجب است، در خلال اقدامات خود،صلح و امنیت را در نظر داشـتـه بـاشـنـد، اما در صورتی كه دولت انگلیس از پذیرفتن پیشنهادهای آنان سرباز زند، مردم می توانند از سلاح استفاده كنند و با دشمن خودبجنگند).

بـا صدور این فتوی، وضع دگرگون شد مردم مسلمان و زجر كشیده وستمدیده و محروم مانده عـراق، تـا آن زمـان بـلاتكلیف و بی هدف و سرگردان بودند ونمی دانستند در نهایت امر در برابر استعمارگران جهان غرب، باید چه كنند و چه جبهه ای داشته باشند؟

ولی اكنون با صدور فتوایی به این روشنی و وضوح، دیگركمترین نقطه تاریك و مبهمی باقی نمانده بود چون زعیم عالیقدر و رهـبـر و مـرجـع عـراقـی مبارز و آگاه، تكلیف مردم را روشن ساخته، آشكارا به ملت عراق اجازه داده بـود كـه هـمـه اعـم از شـیعه و سنی، یك دل و یك جهت و یك پارچه، در صفوف مبارزه قرار گـیـرنـد و كار را از مرحله دفاع محض بگذرانند و در صورت لزوم جبهه خود را ازتدافعی به تهاجمی تغییر دهند.

همین فتوی و به دنبال آن برانگیختن یكپارچه ملت مسلمان عراق، پایه های نهضت بزرگ را بنیان نهاد و هسته مركزی انقلاب عراق را تشكیل داد.

گـر چه میرزا محمد تقی شیرازی، چهار ماه پس از صدور این فتوی، دعوت حق را لبیك گفت و جان به جان آفرین تسلیم كرد، ولی نهضت و انقلابی كه پایه گذاری كرده بود، نه تنها خللی نیافت، بـلـكه از بیم آن كه مبادا در اركان آن سستی وفتوری راه یابد، مردم عراق آن را با جان و دل، و با تـلاش و جـان فـشـانـی بیشتری دنبال كردند و انقلاب را چنان محكم و استوار پابرجا و زنده نگاه داشـتـنـد كه فرماندهان وعمال حكومتی انگلیس در عراق، با هراس و ناباوری می گفتند: این مسلمانان چگونه ملتی و چگونه مردمی هستند كه حتی پس از مرگ فرمانده خود از هم نمی پاشند و حتی یك پارچه تر و متشكل تر می شوند؟

آنها نمی دانستند كه در مرحله جهاد اسلامی، دیگر تنها شـخص رهبر مطرح نیست، بلكه آنچه مطرح وسرنوشت ساز است، هدف رهبری است و هدف رهـبـری اسـلامـی، بـه خصوص درزمینه نهضتهای ضد ستم با تولد یك رهبر ایجاد نمی شود تا با درگـذشـت او هم از میان برود رهبری اسلامی نیرویی است مداوم و دنباله دار كه در طول تاریخ مـعنوی زندگی مسلمانان ادامه دارد و از یك نسل رهبری به نسل رهبری بعدی سپرده می شود، چون فرمان حقیقی خود را از متن تعالیم اسلام دریافت می دارد.

بـدیـن گـونـه پـس از درگـذشـت مـیرزای دوم، دیگر مراجع عالیقدر، به خصوص شاگردان و خوشه چینان خرمن فضل و تقوی و شجاعت اخلاقی و شهامت مذهبی اش، راه او را دنبال كردند و رهـبـری نـهضت مردمی او را به عهده گرفتند و آنان نیز چون خود میرزا، در این راه جان به كف نهادند و بی توجه به جان و زندگی خاكی وفانی خود، پیش تاختند.

هم رزمان مرحوم میرزا

از جـمـلـه عـلـمـای مـشهور و مجتهدین بزرگی كه در آن جنگ و جهاد ضداستعماری شركت جستند، این نامها در تاریخ مبارزات اسلامی ملت عراق بیشتر ودرخشان تر به چشم می خورد:.

1 ـ مرحوم سید محمد طباطبایی، فرزند ارشد آیه اللّه العظمی سید كاظم یزدی.

2 و 3 ـ آیه اللّه آقای ك ریال د مصطفی كاشانی، و فرزند برومندش آیه اللّه سیدابوالقاسم كاشانی.

4 ـ آیه اللّه سید محمد تقی خوانساری.

5 و 6 ـ آیه اللّه شیخ مهدی خالصی و فرزند ارجمندش، مرحوم شیخ مهدی خالصی زاده.

7 ـ آیه اللّه شیخ محمد باقر زنجانی.

كـه هـر یـك در رهـبـری نـهـضت اسلامی پایه گذاری شده توسط میرزای دوم،نقش حساس و تاریخ ‌سازی به عهده داشتند.

آنان هفته ها و ماهها در مناطق كوهستانی عراق كه سنگر مجاهدین اسلامی بود، در اطراف بصره، مـزیرعه، در حومه قرنه، عماره، ناصریه، كوت و قصیبه كه درحوزه شهر بغداد واقع است، به دفاع در مقابل نیروهای انگلیسی و مبارزه با نیروهای مهاجم پرداختند و از كشور اسلامی عراق حمایت و پـاسـداری كردند حمایت آنان درحقیقت تنها حمایت از یك كشور اسلامی نبود، بلكه حمایت از سنگر اسلام بود، چراكه رهبران ملل اسلامی آشكارا دریافته بودند كه اگر استعمارگران غرب در یـك سـنـگـرموفق شوند و مردم یك نقطه مسلمان نشین را تحت استعمار و استثمار درآورند،در صدد هر چه بیشتر گسترش دادن متصرفات خود برآمده، قدم به قدم پیش خواهندرفت و سلطه اسـتـعـمـارگرانه خود را در سایر كشورهای اسلامی نیز گسترش خواهندداد و بر این گونه در تـضعیف كشورهای اسلامی و استضعاف ملل مسلمان، حد ومرزی نخواهند شناخت از این رو، این رهـبـران بـر آن بودند كه در همان گام نخست ازپیشروی و پیشتازی استعمارگران جلوگیری كرده، از دست اندازی آنان به حدود وثغور كشورهای اسلامی و تسلط یافتنشان بر جان و زندگی سیاسی و اجتماعی وفردی مسلمانان ممانعت به عمل آورند.

میرزا محمد تقی شیرازی بـا مجاهدات شورانگیز خود نقطه عطفی در تاریخ مبارزات ملل مسلمان به وجود آورد كه نباید از نظر دور داشت، مجاهدات وی گرچه در عراق آغاز شد، درعراق ریشه گرفت و در عراق برگ و بار داد، ولی درختی كه او با جان فشانی خودآبیاری كرد، درختی تناور بود كه سایه های جان بخش بـرگ و بـار آن در هـمـه آفـاق سـرزمـینهای اسلامی گسترش یافت و مبارزات او ضربه ای آگاه كننده ای بود كه كلیه جهان اسلام را بیدار و هوشیار ساخت.

وفات

او پـس از عـمـری تلاش و كوشش در راه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه سامراو نجف، بالاخره در دهـه اول ذی حـجـه سـال 1338 هجری قمری، در 68 سالگی، درشهر نجف درگذشت، و حوزه عـلمیه آن شهر، به مناسبت مرگ او تعطیل عمومی شد،و با كمال تجلیل جنازه او به كربلای معلا نقل گردید و مرحوم آیه اللّه شریعت اصفهانی بر جنازه اش نماز گزارد، و در یكی از حجرات صحن مقدس حسینی (ع) دفن شد.


منبع: مرکز پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم

تهیه کننده: فریادرس گروه حوزه علمیه

 

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین