سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
یكى دیگر از مسائلى كه امروزه كم وبیش به آن توجه مى‏شود تخصصى شدن حوزه مى‏ باشد. امروزه با گستردگى علوم وبا كمبود وقت، پرداختن به تمام علوم انسانى به صورت تخصصى و در حدّ اجتهاد ممكن نیست؛
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

 

مکتب فکری علامه
علامه عسگری

يكى ديگر از مسائلى كه امروزه كم وبيش به آن توجه مى‏شود تخصصى شدن حوزه مى‏ باشد. امروزه با گستردگى علوم وبا كمبود وقت، پرداختن به تمام علوم انسانى به صورت تخصصى و در حدّ اجتهاد ممكن نيست؛

 

انديشه‏ هاى استاد:

علامه عسكرى يك مكتب فكرى جديدى را در شناخت اسلام پديد آورد كه تاكنون بى‏سابقه بود چنانکه مرحوم علامه طباطبائى (ره) تحول عظيمى در تفسير قرآن ايجاد كردند كه در طول تاريخ، اين سبك و روش تفسيرى بى ‏سابقه بود.

  با دقت وامعان نظر در آثار ايشان مى‏توان انديشه‏ هاى ايشان را در محورهاى زير بررسى كرد:

 اول - اثبات يگانگى سنت ائمه با سنت پيامبر اكرم(ص) ويا به تعبير ديگر نبوى بودن همه احاديث امامان شيعه با اسناد عالى است فتاواى ائمه هم بر اساس سنت نبوى بوده است.2

 دوم - تكذيب افسانه عبداللَّه بن سباء وصد وپنجاه صحابى ساختگى كه حدود هزار سال علمى‏   شيعه را به خود مشغول كرده بود. (و به تعبير آيت اللَّه شيخ راضى آل يس لكه ننگى بر جبين شيعه بود) كه حضرت علامه با همت بلند اين كوه هزار ساله را (كه مانع شناخت صحيح اسلام بود) از ميان برداشتند.

 سوم - تحقيق وبررسى پيرامون ويژگيهاى دو مكتب (مكتب امامت ومكتب خلافت).

بعضيها در حوزه نظرشان اين است كه كتاب بايد مشكل باشد تا توانايى فكرى شاگرد را بيشتر كند. اين درست خلاف آن است كه در زمان ائمه: بوده است، ما مى‏   ‏بينيم  رواياتى كه از ائمه نقل شده آن كسى كه عربى فهم بوده مى‏فهميده. با مطالعاتى كه كردم دريافتم كه اين طرز فكر متأثر از نظام تعليم وتربيت يونان بوده،

 چهارم - طرح وابداع مسأله «وحى بيانى ووحى قرآنى» كه مشكل گشاى بسيارى از شبهاتى است كه پيرامون تحريف قرآن مطرح بوده. حضرت علامه در اين زمينه مى‏ فرمايند :

 «در جلد اوّل عقائد الاسلام من القرآن الكريم آورده ‏ام كه در امتهاى گذشته، مجموعه وحى الهى به پيامبران، همه دين را دربر مى‏گرفت احكام وعقايد واخلاق يعنى جزئيات شريعت هم در كتاب آسمانى‏شان بود خلاصه هر چه بود همان بود، بعد از وفات پيامبرشان زورگويان وحاكمان قدرتمند به تدريج هر چه را از كتاب آسمانى كه مخالف اهداف واميالشان بود حذف وتحريف وكتمان مى‏كردند بدين ترتيب مدتى پس از وفات وصى هر پيامبر ربوبيت خداى متعال اقتضا مى‏كرد كه پيامبر ديگرى بفرستد وشريعت را تجدد كند؛ اما دينِ خاتم(ص) با اديان وانبياى گذشته متفاوت بود، حق تعالى اراده كرده بود كه اين دين تا ابد الدهر بماند، لذا حكمتش بر اين قرار گرفت كه اين دين را به دو گونه بر پيامبر اكرم(ص) وحى كند، يكى وحى به لفظ ومعنا كه همان قرآن است وتحريف‏ ناپذير وديگرى وحى به معنا كه لفظش از پيامبر(ص) است وما به آن حديث ويا سنت وسيره پيامبر(ص) مى گو ئيم. به تعبير من سخن وعمل پيامبر(ص) وحى بيانى است. پيامبر اكرم(ص) خودش مى‏فرمايد: (غير از قرآن بر من وحى مى‏شد همانند قرآن وبيش از قرآن)».3و4

 پنجم - بيان وشناخت صحيح از سيره اهل بيت: در قالب «نقش ائمه در احياء دين». حضرت استاد در اين زمينه مى‏ فرمايند :

 «من مى ‏خواستم در سيره اهل بيت: كتابى نوشته كه تاريخ عمومى اهل بيت: نباشد. قرآن وقتى سيره انبياء را متذكر مى‏شود كارى به تاريخ تولد ووفات وتعداد فرزندانِ پسر ودختر ندارد بلكه كارهاى فرهنگى وقيام عليه جنگ فرهنگى انبياء را مطرح مى‏كند».5

 ششم - نشر وطرح عقائد اسلام از قرآن كريم كه با انگيزه تقريب بين مذاهب اسلمى‏  انجام گرفت. طرحها وانديشه‏ هاى ديگرى نيز در حضرت علامه سراغ داريم كه برخى از آنها به صورت آرزو درآمده چرا كه پرداختن ونتيجه گرفتن از آن نيازمند به همكارى تممى‏   انديشمندان وپژوهشگران مى‏ باشد كه به چند مورد از آن اشاره مى‏كنيم:

يكى ديگر از مسائلى كه امروزه كم وبيش به آن توجه مى‏شود تخصصى شدن حوزه مى‏ باشد. امروزه با گستردگى علوم وبا كمبود وقت، پرداختن به تمام علوم انسانى به صورت تخصصى و در حدّ اجتهاد ممكن نيست؛

 

 الف) قيام وپاكسازى مجموعه احاديث اعتقادى، اخلاقى، احكمى‏ 

 حضرت علامه در اين زمينه مى‏ فرمايند :

 «به نظرم كارى كه امروز شايد از كار مرحوم آيت اللَّه وحيد بهبهانى هم مهمتر وبزرگتر باشد اين است كه بيائيم وقيام كنيم به پاكسازى مجموعه‏ هاى حديثى‏مان، حوزه علميه امروزه، بايد گروههائى را در رشته‏ هاى گوناگون موظف كند كه هر كدام احاديثِ يك موضوع را بررسى كنند وهر حديثى را كه از غير پيامبر(ص) واهل بيت(ع) است شناسايى ومعرفى كنند، چه در عقايد وچه در اخلاق وآداب وچه در تفسير و...

 فايده اين كار بدست آوردنِ يك مجموعه معارف خالص‏ترى از دين (طبق مكتب اهل بيت(ع)) است وفايده ديگرش، حلِّ بسيارى از تعارضات وپاسخگوئى بسيارى از شبهات است. كه در اصل، اهل سنت بايد پاسخ آنها را بدهند وربطى به منظومه معرفتىِ اهل بيت: ندارند وبى‏خودى ذهن وروح ما مشغول آنهاست همانند تحريف قرآن.6

 البته اين را هم نبايد ناديده گرفت كه مصنفان كتب اربعه، وسائل الشيعه وبحار الانوار حق بزرگى به گردن شيعه دارند، همينطور شيخ مفيد وسيد ابن‏طاووس وعلامه حلى به خاطر بحثهايشان در نقد ودراية الحديث؛ اما از آنجا كه تحقيق در متنِ حديث را هم بايد در كنارِ بحثِ سندِ آن جدّى گرفت به نظرم مى‏رسد كه نقش وحيد بهبهانى خيلى برجسته است.7

 كتب اربعه امهات كتب حديثى ما هستند، اتصال ما با پيامبر(ص) واهل بيت(ع) به واسطه اين چهار كتاب است. بين اين كتابها ومعصوم يك واسطه است وآن اصول چهارصد گانه شيعه مى‏ باشد؛ اما مكتب اهل بيت: فقط قرآن را معصوم از خطا وسهو ونسيان مى‏داند ونه هيچ كتاب ديگر را، لذا احاديث اين كتابها هم قبل از هر استفاده‏اى بايد زير ذره‏بين قواعد اصولى ودرايى بروند».8

 ب) اصلاح نظام آموزشى حوزه

 يكى از دغدغه‏ هاى بسيارى از متفكران وانديشمندان حوزوى ايجاد نظم وبرنامه‏ هاى نوينى براى كار آمدتر كردن حوزه مى‏ باشد، البته ايجاد كردن نظم ومقررات نوين بايد با حفظِ ارزشها وسنتهاى گذشتگان همراه باشد، بعنوان مثال سنت مباحثه كه از گذشتگانمان به ارث رسيده نبايد به بهانه‏ هاى واهى فراموش گردد.

 حضرت استاد علامه عسكرى از آن دسته انديشمندانى است كه بيش از نيم قرن است در انديشه ساختن مدينه فاضله در حوزه علميه مى‏ باشند. ايشان در اين باره مى‏ فرمايند :

 «از آنجا كه نزديك به شصت سال است كه در فكر اين بودم چه كنيم تا حوزه‏ هاى علميه ما بازدهى بيشترى داشته باشند به حوزه‏ ها ومراكز علمى‏   دنيا تا آنجا كه توانسته‏ام رفته‏ام واز نزديك ديده‏ام وروشهاى تعليم وتربيت آنها را با وضعى كه خودمان داريم مقايسه كرده‏ام، يافتم كه ما در حوزه‏ ها توجه نداريم كه بايد چگونه طلبه را عالم كرد، چگونه تربيت كرد. در صورتى كه در دانشگاههاى دنيا سال به سال مطالعه مى‏كنند وارزشهاى نو در تعليم وتربيت استفاده مى‏كنند».9

 ودر جاى ديگر مى‏ فرمايند :

 «نظام آموزشى مطلوب آن است كه با كمترين زمان بتوانيم علوم لازم را به طلبه بياموزيم».10

گرچه امروزه مباحث اعتقادى به بركت انقلاب اسلمى‏   بصورت تخصصى ويا نيمه تخصصى رونق بيشترى گرفته؛ اما اغلب طلاب اين دروس را بعنوان دروس جنبى وفرعى نگاه كرده واهميت لازم را بدان نمى‏دهند وجاى تأسف است

 

 ج) تخصصى كردن دروس حوزوى

 يكى ديگر از مسائلى كه امروزه كم وبيش به آن توجه مى‏شود تخصصى شدن حوزه مى‏ باشد. امروزه با گستردگى علوم وبا كمبود وقت، پرداختن به تمام علوم انسانى به صورت تخصصى و در حدّ اجتهاد ممكن نيست؛ اما متصديان امور با شناسايى استعدادها در زمينه‏ هاى مختلف و سوق دادن هر فردى به رشته مناسب با استعدادش باعث رشد و تكامل حوزههاى علمى‏   مى‏گردد.

 با نگاهى به حوزه امام صادق(ع) مى‏يابيم كه امام(ع)، حوزه تخصصى داشتند، ائمه اطهار: كه بعنوان الگوهاى ما معرفى شدند در اين زمينه هم بايد روش آنان را سرمشق خودمان قرار دهيم.

 حضرت استاد در اين زمينه مى‏ فرمايند :

 «زمانى كه به تاريخ اسلام وحوزه‏اى مانند حوزه امام صادق(ع) كه اولين حوزه علميه اسلامى‏   است نظر بيافكنيم مى‏   ‏بينيم  كه حوزه آنروز تخصصى بوده. امام صادق(ع) در حوزه علميه هشام بن الحكم ومؤمن الطاق داشته كه در مناظرات وعلم كلام متخصص بودند، زراره وابوبصير هم داشته كه در فقه متخصص بودند، ما از هشام ومؤمن الطاق چند روايت فقهى داريم؟ اين نشان مى‏دهد كه حوزه امام صادق(ع) حوزه تخصصى بوده. پس ما هم قائل به تخصص (در علوم حوزوى) هستيم».11

 د) اصلاح وتدوين كتب درسى حوزه

 «بعضيها در حوزه نظرشان اين است كه كتاب بايد مشكل باشد تا توانايى فكرى شاگرد را بيشتر كند. اين درست خلاف آن است كه در زمان ائمه: بوده است، ما مى‏   ‏بينيم  رواياتى كه از ائمه نقل شده آن كسى كه عربى فهم بوده مى‏فهميده.

 با مطالعاتى كه كردم دريافتم كه اين طرز فكر متأثر از نظام تعليم وتربيت يونان بوده، دانشمندان يونان نظرشان اين بوده كه نبايد علم را همگانى كرد، علم بايد براى يك طبقه اشرافى باشد، لذا عبارتِ مغلق بكار مى‏ بردند در صورتى كه در اسلام اين‏گونه نيست. قرآن به همه مردم خطاب مى‏كند «يا أيّها الناس» ما بايد در كيفيت تعليم از روش قرآن استفاده كنيم، از روش اهل بيت: در نشر معارف متابعت كنيم روش قرآن واهل بيت همگان فهم بوده بر خلاف آنچه كه الآن نظر بعضى از آقايان است اين نظر مخالف همه عقلاى عالم ومخالف همه دانشگاههاى دنياست. ما بايد كتابهاى درسى را در حدّ فهم متوسط افراد تنظيم كنيم».12

 ايشان در ادامه مى‏فرمايد:

 «به نظر من كتابهاى فقهى ما خوب است. علمى‏   ما در فقه واصول اصطلاحات وتعابير خاصى دارند، آنقدر ما بايد از رسائل ومكاسب وكفايه بخوانيم كه به فهم اين تعابير دست يابيم... طلاب نبايد از تعابير شيخ وآخوند در رسائل وكفايه بيگانه باشند».13

 

 «مطلب مهمى‏   كه الآن در نظرم است اين است كه اگر ما حوزه علميه امروز را با زمان آيت اللَّه حائرى (ره) مؤسس حوزه علميه مقايسه كنيم به اين حقيقت دست مى‏يابيم كه به اندازه آن زمان به مسائل تربيتى توجه نمى‏ شود،

 هـ) توجه وجدّيت بيشتر در اصول عقايد

 گرچه امروزه مباحث اعتقادى به بركت انقلاب اسلمى‏   بصورت تخصصى ويا نيمه تخصصى رونق بيشترى گرفته؛ اما اغلب طلاب اين دروس را بعنوان دروس جنبى وفرعى نگاه كرده واهميت لازم را بدان نمى‏دهند وجاى تأسف است كه اصول دينى ما در حوزه‏ هاى دينى ما بعنوان دروس فرعى وجنبى مطرح مى‏ باشند وحال آنكه ما به قرآن مراجعه كنيم مى‏يابيم كه آيات مربوط به عقايد واخلاق بيش از آيات مربوط به احكام است واين خود دليل است بر اين كه ما به اين امور بيشتر نيازمنديم. حضرت علامه در اين باره مى‏ فرمايند :

«استعمار پس از ناموفقيت در جنگهاى صليبى براى مقابله با مسلمانان به جنگ فرهنگى روى آورده، الآن نزديك به سيصد سال است كه صهيونيزم وغرب عليه اسلام جنگ فرهنگى داشته ودارند وامروزه وهابيت با تمام امكانات در تمام دنيا به جنگ تشيّع آمده وما بايد درس عقايد را در حوزه‏ ها جدّى بگيريم».14

 و) توجه به آداب واخلاق اسلمى‏   در حوزه‏ ها

 سخن گفتن در اين زمينه خود نيازمند تأليفى جداگانه مى‏ باشد كه آنرا به وقت ديگرى موكول كرده وفقط به فرمايش حضرت استاد در اين باره مى‏پردازيم:

 «مطلب مهمى‏   كه الآن در نظرم است اين است كه اگر ما حوزه علميه امروز را با زمان آيت اللَّه حائرى (ره) مؤسس حوزه علميه مقايسه كنيم به اين حقيقت دست مى‏يابيم كه به اندازه آن زمان به مسائل تربيتى توجه نمى‏ شود، بيشتر به مباحث علمى‏   توجه مى‏شود الآن خيلى كمبود داريم، آنچه امروزه بيش از گذشته به آن نياز داريم ترس از خداست آن ترسى كه از تقوا ايجاد مى‏شود وااگر تقوا نباشد قرآن هم نمى‏تواند ما را هدايت كند چنانكه اين امر از آيه كريمه (الم ذلك الكتاب لا ريب فيه هدى للمتقين) استفاده مى‏شود».15

 ز) رسميت بخشيدن به درس تفسير

 متأسفانه يكى از مشكلات آن دوره اهميت ندادن به علوم قرآنى و بالاخص تفسير قرآن بود و اگر كسى به تفسير قرآن مى‏پرداخت فردى بى‏سواد محسوب مى‏شد.

 حضرت استاد در سالهاى تحصيل در حوزه علميه قم (كه در سنين 21 سالگى بودند) در انديشه رسميت بخشيدن درس تفسير قرآن بود، حضرت استاد در اين زمينه مى‏ فرمايند :

 «در آن زمان در حوزه قم خواندن تفسير يك كار ذوقى به حساب مى‏آمد، اين بود كه با يكى دو نفر همفكر، جمعى نه نفره درست كرديم كه در اين جمع آيت اللَّه شهيد محراب صدوقى (ره) نيز حضور داشت، تصميم گرفتيم در حوزه قم در معرض ديد طلاب درس تفسير بگذاريم. از حضرت آيت اللَّه ميرزا خليل كمره‏اى تقاضا كرديم وايشان درس تفسيرى را در مسجد نو (پشت شيخان) شروع كردند وشبها نيز در ايوان مسجد امام حسن عسكرى(ع) درس تفسير را با دوستان مباحثه مى‏كرديم«.16


تنظیم برای تبیان مجید نقدی گروه حوزه علمیه

منبع :انوار هدایت

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین