• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 17274
  • سه شنبه 1383/9/10
  • تاريخ :

ارتباطات خانوادگی و تأثیر آن بر بهداشت روان ( قسمت اول )

كاربر محترم این مطلب  در دو قسمت ارائه می گردد.

ارتباط و اجزای آن

در فرآیند یك ارتباط ، حداقل چهار عنصر دخالت دارد:

1-     پیام دهنده

2-     پیام گیرنده

3-     پیام

4-     وسیله ی انتقال پیام

پیام دهنده

، كسی است كه پیام را به صورت كلامی یا غیر كلامی ( ایما و اشاره) به دیگری انتقال می دهد.گیرنده ی پیام، كسی است كه پیام را یا به صورت شنیداری یا به صورت اشاره ای دریافت می كند.

پیام

،محتوایی است كه به وسیله ی پیام دهنده ارسال و به وسیله ی پیام گیرنده دریافت می شود.وسیله ی انتقال پیام، كلام یا ایما و اشاره است.

بنابر عقیده ی آیزرر سه عامل در ایجاد ارتباط وجود دارد:فرستنده ی پیام كه باید پیامی را بفرستد، پیام كه به صورت كلامی یا غیر كلامی از جانب فرستنده ارسال می گردد وگیرنده ی پیام كه پیام فرستاده شده را دریافت  می کند و مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد.

اعضای یك خانواده، ارتباطات خود را با یكدیگر به دو شیوه ی كلامی (VERBAL) و غیر كلامی (NONVERBAL) برقرار می كنند. در جریان استفاده از این دو شیوه است كه به طور مستقیم یا غیرمستقیم بخش عمده ای از اختلالات ، آموزش و انتقال داده می شوند و باعث تنزل سطح سلامت روان می گردند. پاره ای از این اختلالات نتیجه ی مستقیم استفاده از ابزارهای ارتباطی مخدوش و پاره ای دیگر، عوارض غیرمستقیم این گونه ارتباطات اند. بنابراین هدف عمده ی این بحث، بررسی ابعاد مختلف آسیب شناسی ارتباطات كلامی و غیر كلامی بین اعضای خانواده است.

پیام و انواع آن

پیام به دو صورت كلامی و غیر كلامی بیان می شود .پیام كلامی ، پیامی است كه با گوش شنیده می شود و در بیان آن دستور زبان رعایت می گردد. محدودیت این نوع پیام در آن است كه برخی احساسات و عواطف انسان به صراحت در قالب كلمات قابل بیان نیستند. درپیام غیركلامی، گفته ای وجود ندارد و پیام بیشتر از طریق ایما و اشاره ها و حالات ، مبادله می شود.

پیام كلامی می تواند به شكل های مختلف مخدوش باشد: مثلاً همراه با صدای لرزان باشد ، با لكنت  همراه باشد، خیلی بلند یا خیلی آرام باشد ، سریع یا خیلی شمرده باشد، یا همراه با كلمات خشن ، تند ، زننده و اصطلاحات نامعقول باشد. همچنین كلام پیام دهنده می تواند اثر نامناسب داشته باشد یا اصلاً اثر و نفوذ چندانی نداشته باشد. به همین ترتیب پیام های غیر كلامی نیز می تواند به اشكال مختلف مخدوش باشد و  محتوای پیام را آسیب زا نماید. مثلاً حركات سر در هنگام ارسال پیام نامناسب باشد، چهره ی فرد غمگین و گرفته باشد، نگاه ها رنج آور باشد، نگاه به موقع و درست نباشد، هنگام گفت و گو اصلاً ارتباط چشمی برقرار نشود، از حركت های دست به طور نامناسب یا زیاد استفاده شود یا فاصله ی فرد پیام دهنده با گیرنده ی پیام، معقول و مناسب نباشد.

از آن جا كه گیرنده ی  پیام، انسانی با خصوصیات فردی ویژه، احساسات، ادراكات و توقعات خاص خود است، نوع پیام و نحوه ی ارسال آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد و  استنباط ها و نتیجه گیری هایی می كند كه می تواند بر فرایند رشد، خود پندارهSelf-Concept ( تصور هركس از خود ) ، عزت نفس و اعتماد به نفس  او تأثیر گذار باشد. بنابر عقیده ی آیزرر، گیرنده ی پیام، پیام ارسال شده را با توجه به خصوصیات فردی، احساسات، ادراكات، توقعات، انگیزه ها و زمینه های قبلی تجزیه و تحلیل می كند و به استنتاج آن می پردازد؛ لذا گاهی اوقات بر اثر عوامل فوق، برداشتِ گیرنده از پیام دریافت شده ، با هدف فرستنده متفاوت است.

به این ترتیب پیام هایی كه در بر دارنده ی توهین، تحقیر، توبیخ ، سرزنش ، و القا كننده ی نقاط ضعف و ناتوانی اند، در فرد ایجاد خود پنداره ی منفی، عزت نفس و اعتماد به نفس  پایین می كنند. به عنوان مثال: وقتی كه پدری خطاب به فرزندش می گوید: « تو هیچ وقت كاری را درست انجام نمی دهی»، این پیام حاوی ناتوانی فرزند برای همیشه و در همه ی امور است. تجزیه و تحلیل این پیام توسط فرزند می تواند منتهی به این نتیجه گیری شود كه : «من آدم ناتوان و نالایقی هستم و هیچ وقت نمی توانم یك كار را درست و كامل انجام دهم.» تأثیر این پیام در درازمدت می تواند ایجاد تصویری منفی از كودك برای خودش، خودارزیابی پایین و ناتوانی در انجام امور ، در موقعیت های خاص باشد. همین پیام ممكن است بدون استفاده از زبان و كلام ، و صرفاً با حركات سر و صورت و چهره ی پدر ارسال شود.

هنگامی كه یك زن در مواجهه با ضعف یا كم كاری شوهر در یك مورد، چهره اش را درهم می كشد و با تكان دادن سر می گوید: « به تو هم  می گویند مرد ؟!» به گونه ای القائات فوق را در بر دارد. نمونه ی این گونه پیام ها می تواند در سه دسته ی ارتباطات درون خانوادگی به طور مكرر ارسال و دریافت شوند. ارتباطات درون خانوادگی معولاً شامل ارتباطوالدین با یكدیگر، والدین با فرزندان و فرزندان با یكدیگر است كه هر یك از محورهای مخدوش فوق در نحوه ی ارسال پیام می تواند آسیب زا گردد و علاوه بر تأثیرات فردی و شخصیتی، روابط عاطفی نظام درون خانواده و بین اعضا را مختل نماید. این آشفتگی ارتباط گاهی چنان دامنه دار و گسترده و درازمدت می شود كه یا به طور كلی ارتباط بین بعضی از اعضا را قطع می كند( مثلاً زن و شوهر سال ها با یكدیگر زندگی می كنند ولی در واقع نوعی طلاق  روانی بین آنها حاكم است ) یا اگر ارتباطی هم وجود داشته باشد، همراه با ملامت، سرزنش ، تحقیر و حرف های توهین آمیز و نیش دار است.

 بنابر عقیده ی «ستیر»در تمام خانواده های آشفته  : 

ارزش خود ( عزت نفس ) پایین است، ارتباط غیرمستقیم، مبهم و نادرست است. قواعد ( نظام خانوادگی و شیوه هایی كه برای بیان احساسات و اعمال به كار می رود) خشك و بی روح و ناسازگار و یكنواخت اند و پیوند با اجتماع بر اساس ترس و آرام كردن خشم  و سرزنش است. در حالی كه درخانواده های سرزنده و بالنده:

سطح ارزشِ خود بالاست. ارتباط ، مستقیم واضح، صریح و صمیمانه است. قواعد قابل انعطاف، انسانی، مقتضی و دستخوش تغییر است و پیوند با اجتماع  نیز باز و امیدبخش است.

ارتباط كلامی به اعتباری می تواند به سه شكل زیر باشد:

1-      كلام مستقیم ، رسا و قابل فهم

2-      کلام غیرمستقیم ، نارسا و پیچیده

3-      كلام دروغ

هر چه كلام غیر مستقیم تر، نارساتر، پیچیده تر و آمیخته با دروغ باشد، درك آن مشكل تر و میزان آسیب زایی آن بیشتر است. مشكل دیگری كه در ارتباط كلامی بین اعضای خانواده می تواند روابط درست را مختل نماید، استفاده از واسطه ها یا میانجی ها در برقراری ارتباط است. این واسطه ها عبارت اند از:

الف) افراد دیگر (مثلاً پدر به جای گفت و گوی مستقیم با همسرش ، به فرزند خود می گوید: « به مادرت بگو كه ...»

ب ) استفاده از پیام گیر و ضبط صوت

ج) استفاده از كنایه ها، استعاره ها و ضرب المثل ها ( مثلاً شوهر به جای استفاده از نام همسر، از نام فرزند یا برادر همسر برای صدا كردن او استفاده می كند )

موانع یا علل عدم استفاده از زبان رسا، مستقیم و قابل فهم عبارت اند از:

1-      عادت نكردن ( یادگیری غلط)

2-      باورهای غلط

3-      تكبر و غرور

4-      ترس

5-      شرم و حجب و حیای نامعقول

هر یك از علت های یاد شده اگر مانع استفاده ی درست از زبان در ارتباط شود، فرایند رابطه را دچار مشكل می کند و موجب بروز اختلال می گردد.

یادگیری های غلط در استفاده از ارتباط زبانی یا عادت نكردن به ارتباط زبانی مناسب یكی از علت های اصلی در مخدوش شدن ارتباط كلامی است كه عدم عادت به استفاده ی مناسب از آن، حداقل آسیبی كه وارد می كند، محدود كردن روابط عاطفی گرم و سازنده بین اعضای خانواده است. گاهی باورهای غلط فرهنگی مانع كاربرد زبان ارتباطی مناسب است، باورهایی مانند: « زن ذلیل شدن، مرد ذلیل شدن، سوء استفاده كردن، حریف شدن، خود را گم كردن و ...» . گاهی تكبر و غرور باعث می شود اعضای خانواده در ارتباط كلامی خود از به كار بردن كلمات صمیمانه و آمیخته به عنصر عاطفی خودداری نمایند.

ترس از تنبیه  یا تحقیر شدن، مخصوصاً در ارتباط كلامی فرزندان با والدین، یكی از علت های صحبت نكردن یا بیان نكردن مشكلات یا خواسته ها در روابط است كه این امر گاهی علت اصلی دروغ گفتن نیز می باشد. یكی دیگر از علل عدم استفاده از زبان مناسب در ارتباط كلامی، شرم و حجب نابجاست كه این امر نیز، هم كاربرد كلمات و جملات عاطفی صمیمانه را مانع می شود و هم در بیان بسیاری از خواست ها و نیازها ایجاد سد می كند.

ادامه دارد ...

در قسمت بعد به نقش ارتباط كلامی و غیركلامی در ایجاد اختلالات رفتاری و روانی خواهیم پرداخت.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName