• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2244
  • پنج شنبه 1383/9/5
  • تاريخ :

مصاحبه با برنده جایزه تبیان د رنمایشگاه بین المللی قرآن كریم

همان گونه كه استحضار دارید خانم رویا استادی از اعضای سایت تبیان در قرعه كشی پایانی ماه مبارك رمضان در نمایشگاه قرآن كریم برنده یك دستگاه پراید گردید. ضمن تبریك به این دوست گرامی، مصاحبه ای با او و مادر محترمش انجام داده ایم كه در زیر می خوانید:

مادر:

1. لطفاً كمی از خودتان بگویید.

خانه دار هستم، متولد 1334، دو فرزند دارم و تحصیلاتم مدرك دیپلم است.

2. چه نرم افزارهایی از غرفه تبیان تهیه كرده بودید و هدف شما از تهیه آنها چه بود؟

مشكاة و همای رحمت.CD خریدن ما هم از این قرار بود كه بر حسب علاقه ای كه به قرآن دارم و اینكهCD قرآن را قبلاً روی كامپیوتر یكی از آشنایان دیده بودم تصمیم گرفتم كه یكCD قرآنی بخرم به همین دلیل مشكاة را خریدم. اصرار رویا برای خریدن یك نرم افزار دیگر موجب شد كه پس از پرسیدن از مسئول غرفه در مورد موضوعات نرم افزارها، همای رحت را تهیه كنیم.

3. در هنگام خرید از تبیان چه قدر حدس می زدید كه برنده جایزه ویژه قرعه كشی باشید؟

اگر بگویم كه اصلاً به قرعه كشی فكر نمی كردیم شاید باور نكنید. آن زمان بیشتر به این فكر می كردم كه اینCD قرآن را برای مراسم مادرم كه به تازگی فوت كرده است استفاده كنم.

4. وقتی 10 نفر برای قرعه كشی نهایی انتخاب شدند چه قدر احتمال می دادید كه رویا برنده این قرعه كشی باشد و در آن هنگام چه احساسی داشتید؟

آن موقع هنوز هیچی نشده حول برم داشته بود. به خوهرام در تبریز زنگ زدم و خبر دادم تا همه دعا كنند. قرآنی را هم كه خریده بودم در آغوش گرفته بودم و خدا خدا می كردم كه ان شاء الله اسم رویا دربیاد.

5. وقتی نام رویا به عنوان برنده نهایی اعلام شد با هیجان و اشتیاق خاصی روی سن رفتید و به او تبریك گفتید. در این مورد كمی توضیح بدهید؟

واقعاً خوشحال شده بودم. باورم نمی شد اسم رویا را خوانده باشند. از طرفی خوشحال بودم و از طرف دیگر گریه ام گرفته بود. خواست خدا بود كه رویا از دانشگاه مرخصی بگیرد و به تهران بیاید و یك پراید برنده شود. او هر روز به غرفه تبیان می آمد و كمتر پیش ما بود. به طوری كه من می گفتم بیشتر پیش ما باش. این مدتی كه نبودی دلمان برایت تنگ شده ولی خودش دوست داشت به نمایشگاه بیاید و در غرفه تبیان باشد. تعریف نباشد اما رویا خیلی بچه پاك و صادقی است، من به داشتن چنین فرزندی افتخار می كنم.

6. و اما حرف آخر...

حرف آخرم اینكه هنوز هم خوشحالم و از تمامی مسئولان و دست اندركاران سایت تبیان و تمام كسانی كه در این سایت فعالیت می كنند تشكر می كنم و از خدا سپاسگزارم.

رویا:

1. لطفاً خودتان را بیشتر معرفی نمایید.

من رویا استادی، 18 سال سن دارم و دانشجوی رشته حسابداری هستم كه كاربران سایت بیشتر مرا با نام "خانم گل" می شناسند. به سایت هایی كه شبیه تبیان باشد خیلی علاقه دارم و سعی می كنم همه گوشه و كنار چنین سایتهایی را بازدید كنم. صادقانه بگویم وقتی تبیان را دیدم خیلی از آن خوشم آمد. همان روز عضو شدم و فتوكپی شناسنامه و عكسم را اسكن كردم و فرستادم. خیلی دوست داشتم زودتر تأیید نهایی شوم تا ببینم چه خبر است. دو سه روز بیشتر طول نكشید كه تأیید نهایی شدم و رسماً شدم عضو نهایی تبیان.

2. فكر می كردید برنده نهایی باشید؟

اصلا؛ موقعی كهCD را خریدم به قصد قرعه كشی نخریدم. به نیت مادربزرگم خریدم تا در مراسمش( مادربزرگم به تازگی فوت كرده است) قرآن بگذارم و ثوابی كرده باشم.

3. هنگامی كه نام شما به عنوان برنده نهایی اعلام شد بر خلاف تصور همه، هیچ احساسی از خود نشان ندادید. بیشتر در این مورد توضیح بدهید.

نمی دانم چرا. ولی اگر توجه كرده باشید از همان اول كه نام مرا جزء ده نفر صدا كردند و بالای سن رفتم حول و ولای عجیبی داشتم. همان بین ده نفر بودن خودش كلی بود دیگر چه برسد كه برنده پراید بشوم. وقتی می خواستم اسم نفر بعد را از داخل صندوق بردارم دستانم می لرزید و عرق كرده بودم. داشتم از گرما هلاك می شدم. خدا خدا می كردم اسمی كه از داخل صندوق درمی آورم حضور داشته باشد كه خوشبختانه حاضر بود. یك درصد احتمال می دادم كه اسمم دربیاید چون فكر می كردم  من از این شانسها ندارم. تو دلم خدا خدا می كردم كه اسم من دربیاد. آخر هم همان یك درصد به وقوع پیوست و اسم در آمد . بعد از خوانده شدن اسمم فقط یك لحظه بچه ها را دیدم كه از جایشان پریدند و جیغ و داد كردند. خودم مات و مبهوت مانده بودم. خواست خدا بود و دعاهای مامان و مامان بزرگم. باید اعتراف كنم كه هنوزبا اینكه دارم ماشین را تحویل می گیرم  باورم نشده كه خودم برنده آن شدم. نمی دانم چرا وقتی روی سن بودم خوشحال نشدم. در حقیقت خیلی خوشحال بودم اما نمی توانستم خوشحالی خودم را ابراز كنم. حتی هنوز هم نتوانسته ام.

4

. دوست دارید با این جایزه چه كار كنید؟اول اینكه دوست دارم آن را به یادگار از طرف خانواده بزرگ تبیان نزد خودم نگه دارم و به هیچ عنوان آن را نفروشم. دوم اینكه از آن در راه خیر و در راه رضای خدا استفاده نمایم.

5. و اما حرف آخر...

حرف آخرم اینكه از همه مسئولان تبیان كه از ابتدای آغاز به كار سایت تبیان چه در نمایشگاه و چه در مراحل دیگر پرتلاش و كوشا بوده اند و خواسته ها، نظرات و انتقادات كاربران را رسیدگی می نمایند تشكر نموده و خسته نباشید می گویم. خسته نباشید جانانه به همه عزیزانی كه در همه مراحل پرتلاش بوده و لطف زیادی به كاربران تبیان دارند، و اینكه این جایزه برای من واقعاً ارزشمنده؛ نه ارزش مادی بلكه ارزش معنوی. امیدوارم بتوانم از آن درست استفاده نمایم و به قول بچه ها" چرخاش خوب بچرخه!"

آرزوی شادكامی و سلامت برای همه عزیران و كاربران سایت دارم.

لازم به ذكر است كه این مصاحبه به یاری دوست عزیزمان" امین خوشگله" تهیه گردیده است.

اينجا بايد لبخند بزنيد!!

اينجا بايد لبخند بزنيد!!

اينجا بايد لبخند بزنيد!!
UserName