• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 12170
  • پنج شنبه 22/5/1383
  • تاريخ :

نوجوانی ؛ نوخواهی و نوجویی ( قسمت دوم )

تضادها و تعارض های نوجوانی

شناخت دگرگونی هایی كه درعواطف و احساسات نوجوانی پیش می آید رمز اصلی ایجاد ارتباطی سالم و منطقی بین نوجوان با اطرافیان ، خصوصاً والدین به حساب می آید. یكی از مسائل كلیدی كه حتماً می بایست مدنظر والدین قرار گیرد، تضادها و تعارض هایی است كه در این دوران برای نوجوان ایجاد می شود. زیرا او در یك دوره بینابینی و پر از سرگردانی ، معلق باقی مانده ؛ دنیای كودكی را كنار گذاشته و می خواهد فرد مستقلی باشد ، خودش مشكلاتش را حل كند و یك تنه دنیا را عوض كند ؛ اما می بیند كه برای رفع نیازهای مادی و معنوی خود نیز محتاج خانواده است . از طرفی نوجوان سعی می كند ارتباط نزدیك و فعالی با محیط خود برقرار كند، در تلاش است تا به این سؤال پاسخ دهد كه " من كیستم؟".

تلاش جهت هویت یابی یكی از اساسی ترین مشكلات دوران نوجوانی محسوب می شود . زیرا كه این كودك رشد یافته ، دیگر كودك نیست و به دنیای بزرگسالان هم تعلق ندارد.  حتی در برخورد با اطرافیان ، پیام های متضادی را دریافت می كند كه تنها به تعارضات درونی او دامن می زند. گاهی مورد مؤاخذه قرار می گیرد كه "چرا فلان كار را كردی ؟ تو كه دیگر بچه نیستی".  و اگر وارد امور مربوط به بزرگسالان شود باز هم می شنود : " در كار بزرگترها دخالت نكن".  و نوجوان سرگردان تر از همیشه از خود می پرسد "من كیستم" ؟ جایگاه واقعی من در این دنیا كجاست؟

انتقال از دوره كودكی به نوجوانی ، نیازمند حمایت والدین واطرافیان است. نوجوان برای حل بحران هویت و حل تعارضات و مشكلات خاص دراین دوره انتقالی ، و جهت سلامت رسیدن به مقصد ، نیازمند والدینی آگاه و منطقی است تا او را در سازگاری با محیط و رسیدن به شخصیتی مستقل و فرهیخته یاری كنند و با حمایت ها و رها كردن های به موقع و متناسب با دوران رشد، او را به سمتی رهنمون شوند كه سعادت ، بقا و سلامت خانواده ، خود و جامعه را به ارمغان آورد.پس بهتر است از همان كودكی پایبندی به اصول را به فرزندانمان بیاموزیم . زیرا انسان برای سالم زیستن ، می بایست در زندگی به چیزی پایبند باشد. بی اعتقادی ، انسان را به  موجودی لجام گسیخته مبدل خواهد كرد كه هیچكس و هیچ چیز یارای جلوگیری از اعمال ناشایست او را نخواهد داشت. بدون شك ایجاد اصول اخلاقی صحیح و پرورش اصول مذهبی در ذهن نوجوان ، حلاّل بسیاری از مشكلات و بحران های دوران نوجوانی خواهد بود و طبیعتاً كاستن از كشمكش های بین والدین و نوجوانان ، كمك شایان توجهی به بهبود روابط اولیاء و فرزندان خواهد كرد .

برقراری ارتباطات منطقی با نوجوان از طریق مشورت و مسئولیت دادن

اگر هر یك از ما والدین بتوانیم به دنیای ذهنی نوجوانمان راه یابیم و ارتباطی سالم و منطقی را با او برقرار سازیم جهشی بزرگ در پرورش و تربیت فرزندمان داشته ایم . مشورت و مسئولیت دادن به نوجوان ، یكی از كاربردی ترین راه های برقراری ارتباطات سالم ومنطقی با نوجوان است. زیرا با مشورت ، نوجوانمان را به دنیای بزرگسالان  راه  داده ایم و به او شخصیت ، احترام و توجهی كه نیازمند آن است عطا كرده ایم . علاوه براین با ایجاد یك رابطه دوستانه و محبت آمیز، بزرگسال زیستن را به او آموزش می دهیم . با چنین رابطه ای نوجوان خواهد فهمید كه مسئولیت اعمالش تنها بر عهده خود او خواهد بود و والدین به عنوان الگوهای تربیتی، نقش حمایت گرایانه ی خود را در جلوگیری از تجربیات خطرآفرین و غیر قابل جبران او ایفا خواهند كرد. رابطه مناسب ، به والدین خواهد آموخت كه نوجوان نیز درگیری های فكری و مشكلات خاص خود را دارد. پس هیچ گاه به خود اجازه نخواهند داد كه دنیای لطیف و شكننده فرزندشان را حقیر بشمارند. نوجوان نیز به جای آنكه والدین را در برابر خود ببیند ، آنها را به صورت دوستی دلسوز و یاوری فداكار و با تجربه در كنار خود خواهد دید و در صورتی كه با مشكلی مواجه شد به جای آن كه برای حل آن به بیرون از منزل ( و دوستان بعضاً ناآگاهی كه تنها به اندازه خود او و شاید كمتر ، دنیا را می شناسند) متوسل شود ، به دوستانی آگاه و مكانی امن و راحت پناه می برد و در حل مسئله از یاری اولیاء خود بهره می جوید. این شیوه به ما كمك می كند تا همیشه و در هر جا بر اعمال درست و نادرست فرزندمان نظارت داشته باشیم . از آنجا كه همیشه نمی توان همچون یك نگهبان یا زندانبان به دنبال نوجوان دوید و در هنگام ارتكاب عمل نادرست ، او را بر حذر داشت ، پس بهتر است همراه مشاوره دادن به نوجوان و مشورت گرفتن از او ، وجدان اخلاقی را نیز در او بیدار كنیم تا همیشه خود ، ناظر و حاكم  بر اعمالش باشد.

علاوه بر تمام اینها خوب است تا ضمن فراهم آوردن محیطی امن و آرام، و بدون تنش و برخورد ، سرگرمی هایی را نیز كه مورد علاقه نوجوان است  برای او ایجاد كنیم . زیرا اشتغال فكری مطلوب ، توجه او را به مسائل صحیح و مناسب سنش جلب كرده و از انحرافات فكری در او پیشگیری می كند. بیكاری و بیهوده گذرانی ، علاوه بر اتلاف وقت وعمر، زیان های فراوان دیگری (همچون زمینه سازی برای اختلالات اخلاقی و رفتاری) را نیز به همراه می آورد.

در صورت عدم موفقیت نوجوان، می توان به جای انتقاد و تحقیر و سرزنش ، روش صحیح زندگی و اعمال درست را ( در هر زمینه ، ارتباطی یا اخلاقی یا كاری و ...) به او آموخت . عدم توفیق در انجام كارها به اندازه كافی روح لطیف نوجوان را می آزارد ، از آن به بعد وظیفه ی  ماست  تا به عنوان والدینی مقتدر و آگاه ، با گوشزد كردن نقش تجربه و درس گرفتن از شكست ها برای پی ریزی موفقیت های آینده ، حرف های او را گوش كنیم و سعی كنیم با فهم صحیح مشكل ، درست زیستن را به او آموزش دهیم.

توجه به این نكته لازم به نظر می رسد كه اگر از مراحل مختلف رشد صحبت به میان می آید ، كه البته نوجوانی نیز یكی از این دوران هاست ، منظور این نیست كه كودك ما تا امروز كودك بود و از فردا نوجوان خواهد شد. همانطور كه اشاره كردیم انتقال از مرحله ای به مرحله دیگر، پیش نیازهای خاص خود را می طلبد و در طول زمان ، "كودك" ، "نوجوان و جوان" ، بزرگسال خواهد شد. پس لازم است تا ما والدین متعهد از سالهای آخر كودكی ، بلوغ ، و بزرگسالی فرزندمان ، او را برای ورود به مرحله جدید زندگی آماده كنیم تا ناگهان خود را در برابر واقعیتی غیر قابل باور نبیند و به تدریج بتواند به شكلی صحیح ، بحران های مختلف را پشت سر گذاشته و پس از نوجوانی ، بزرگسالی موفقی پیش رو داشته باشد.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName