• تعداد بازديد :
  • يکشنبه 1383/05/18
  • تاريخ :

ریشه ها و علل تضاد و تعارض

تضاد و تعارض در كودكان ( قسمت پنجم )

در قسمت قبل مطالبی در مورد فواید و زیان های تضاد و تعارض و دسته بندی زیان ها  مطرح نمودیم ، اینك می خوانیم ...

ریشه ها و علل تضاد و تعارض

شك نیست كه اساس مسئله تضاد و تعارض ، فكر روانی عاطفی است ولی عواملی در ایجاد آن دخالت دارند كه گاهی ممكن است حتی زیستی جسمانی باشند. ما  در این زمینه به مباحثی ناگزیر باید اشاره كنیم كه اهم آنها عبارت اند  از:

1-    علل روانی : در زمینه علل روانی از مباحث و مسائل بسیاری می توان سخن گفت كه برخی از آنها عبارت اند از:

-عدم رشد و پرورش شخصیت كه مربوط  به نوع تربیتی می شود كه افراد از خانواده خود گرفته اند.

-احساس ضعف  و ناتوانی در حل مشكلات و یا نادانی درتصمیم گیری ها و گزینش ها.

-احساس وجود مانعی كه با اصل سازگاری او در برخورد است .

-وجود فشارها و كشمكش های روانی كه ظرفیت تحمل آدمی را پایین می آورد.

-احساس ناامنی و تهدید كه تعادل و آرامش روان را به مخاطره می اندازد.

-احساس بالا بودن سطح توقعات افراد از او كه زمینه را برای اتكای افراد فراهم می سازد.

-ضعف در تشخیص و تمیز بین مسائل نیك و بد و حسن و قبح امور.

-عدم توان تصمیم گیری به موقع به علت ضعف بینش ها ، جهان بینی ها و ....

-ضعف اراده  كه باعث می شود آدمی نتواند درباره ی  مسئله ای كه با آن درگیر است تصمیم مناسبی بگیرد.

2- علل عاطفی : كودكی كه در زمینه روابط محبت آمیز مشكل پیدا كند اغلب دچار تضاد و تعارض می شود. او مایل به محبت كردن و محبت دیدن است ولی نمی داند چگونه بین این دو سازش ایجاد كند.

گاهی علت عاطفی آن است كه عواطفشان جریحه دار شده و نیاز به التیام دارد، آهنگی را كه از سوی زندگی بر آنان تحمیل شده نمی توانند بپذیرند ؛ پریشان حالند، اضطراب دارند و این حالت ، خود زمینه ساز تعارض و لااقل دامن زننده ی به آن است .

در مواردی این حالت بدان خاطر است كه بین نیروهای عضلانی و خواست ها و تمایلات و توانایی های او تطابق نیست و نمی تواند خود را ارضا كند و این خود سبب دلتنگی ها و كدورت هاست و در فرجام ، موجبات تضاد و تعارض را فراهم می آورد.

همچنین ما افرادی داریم كه دربند هوس ها گیر كرده و اسیر شده اند، خواستار سودجویی هستند ولی با مانع مواجه اند ، در رسیدن به هوس ها و خواسته های خود تنش های رقابت آمیز دارند، نارسایی های عاطفی در آنها تأثیرگذاشته و آرامش  را از آنان سلب می نماید.

3-    علل اجتماعی : گاه فرد در برخورد با ضوابط و میزان های اخلاقی درگیری پیدا می كند.

چیزی را میل دارد انجام دهد ولی از نظر اخلاقی برای او مانعی وجود دارد . و این خود زمینه ساز تعارض است.

گاهی تضادها به دلیل  وجود مشكلات و مسائل است . از یك سو میل به مسافرت دارد و از سوی دیگر میل به مصاحبت و از جهت سوم ممكن است در شرایطی باشد كه به او اجازه این مسافرت را نمی دهند یا او شدیداً متكی به والدین است و مسافرت را هم دوست دارد.

سالیوان پیچیدگی روابط اجتماعی را عامل تعارض می داند و معتقد است كه شرایط و مقتضیات عینی ، آن را پدید می آورد. شرارت ها، فریبكاری ها ، تقلب ها ، دورویی ها و نفاق ها از یك سو و خواستاری تأمین و حیات شرافتمندانه از سوی دیگر زمینه را برای تعارض فراهم می كند.

4-    علل دیگر :

5-    - عامل اقتصادی ؛ او از یك سو می خواهد دوستان خود را به مهمانی دعوت كند واز سوی دیگر دچار تنگدستی است .

-شرایط انضباطی ؛ از یك طرف دوستدار ناپدری است، از سوی دیگر مواجه با تنبیه های او؛ یا برادر كوچكش را دوست دارد ولی اورا عامل جلب نظر والدین هم می شناسد.

در كل شرایط محیط ، عوامل تربیت ، وضع تمدن و فرهنگ ، اصطكاك و برخوردهای فكری، تعصب ها و محدودیت های محلی و منطقه ای و عواملی از این قبیل در ایجاد تضاد و دامن زدن به آن مؤثرند و این عوامل هشدارهایی به حساب می آیند برای كسانی كه مسئولیت تربیت فرزندان را برعهده دارند.

ضرورت حل و رفع

شاید ریشه كن كردن بسیاری از تضادها و تعارض ها ممكن نباشد . زیرا آنها اموری هستند كه ریشه درجان و وجود ما دارند. و علاوه بر این  در صورت امكان ، شاید ریشه كن كردن آنها به مصلحت هم نباشد . زیرا همان گونه كه دیدیم می توانند عامل حركت و تلاش ، راهیابی و رشد و پیشرفت باشند.

ولی این نكته را هم باید مورد نظر داشت كه عدم حل و تعدیل بسیاری  از آنها سبب زیان ها وعوارضی است كه مواردی از آنها را بر شمردیم. ما از نظر تربیت وظیفه داریم موجباتی فراهم آوریم كه تضاد ها و تعارضات ، مخصوصاً آنها كه شدید هستند به نحو مطلوبی ازمیان برداشته شوند تا زمینه برای حیات سالم كه اساس آن در رابطه با سلامت روح است فراهم آید.

از معیارهای سعادت انسان این است كه زندگی خود را از تضاد های بنیان برانداز دور دارد؛ موارد سخت و دشوار آن را حل كند و موازنه ای پدید آورد . آری ، تضاد عامل رشد است ولی به هنگامی كه قوی و ریشه دار گردد بنیان برانداز خواهد بود.

در این اقدام باید سریع تر به پیش رفت . زیرا اگر را ه حل مناسبی برای بیرون ریختن آن حاصل نشود ممكن است فرد حالت دفاعی نامساعدی پیدا كند وعصبیت او شدید گردد. در این صورت ، رفتار توأم با تضاد زمینه را برای داشتن خوی و منش ثابت ، آن هم  به صورت نامتعادل فراهم خواهد ساخت . این نكته را نیز فراموش نمی كنیم كه شخصیت انسان در كودكی شكل می گیرد و اگر امروز برای حل آن اقدامی نشود معلوم نیست فرصت های بعدی قابل استفاده باشند.

ادامه دارد...

در قسمت بعد به طریق حل و رفع تضاد و تعارض و مراقبت های لازم در مورد مبتلایان به این امر ، خواهیم پرداخت.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName