• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • يکشنبه 1383/05/18
  • تاريخ :

سوره مباركه علق

( آیات 1 الی 5)

این سوره در مكه نازل شده و دارای 19 آیه می باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم

" إقرأ باسم ربك الذی خلق1 خلق الإنسان من علق2 إقرأ و ربك الأكرم3 الذی علم بالقلم4 علم الإنسان ما لم یعلم.5"

محتوای سوره

مشهور در میان مفسران این است كه این سوره نخستین سوره ای است كه بر پیامبر اكرم(ص) نازل شده، و محتوای آن نیز مؤید همین معنی است.

این سوره در آغاز به پیامبراكرم(ص) دستور قرائت می دهد و سپس از آفرینش این انسان باعظمت، از یك قطعه خون بی ارزش سخن می گوید، و در مرحله بعد از تكامل انسان در پرتو لطف و كرم پروردگار و آشنایی او به علم و دانش و قلم بحث می كند.

در مرحله بعد، از انسانهای ناسپاسی كه علی رغم این همه موهبت و اكرام الهی راه انحراف را پیشی می گیرند سخن به میان می آورد. و سرانجام اشاره به مجازات دردناك كسانی كه مانع هدایت مردم و اعمال نیك اند، می كند.

و سوره را با دستور"سجده" و " تقرب" به درگاه پروردگار پایان می دهد.

این سوره به مناسبت تعبیرهای مختلفی كه در آغاز آن است بنام سوره" علق" یا سوره" إقرأ" یا سوره" قلم" نامیده شده است.

شأن نزول

همان گونه كه در محتوای سوره اشاره كردیم به اعتقاد اكثر مفسران، این سوره نخستین سوره ای است كه بر پیامبراكرم(ص) نازل شده است. بلكه به گفته بعضی پنج آیه اولیه سوره به اتفاق همه مفسران در آغاز وحی بر رسول اكرم(ص) نازل شده، مضمون آن نیز مؤید این معنی است.

در روایات آمده است كه پیامبراكرم(ص) به كوه" حرا" رفته بود. جبرئیل آمد و گفت: ای محمد(ص) بخوان. پیامبر(ص) فرمود: من قرائت كننده نیستم. جبرئیل ایشان را در آغوش گرفته و فشرد و بار دیگر گفت: بخوان. پیامبر(ص) همان جواب را تكرار كرد. بار دوم نیز جبرئیل این كار را كرد و همان جواب را شنید و در سومین بار گفت:

إقرأ باسم ربك الذی خلق...( تا آخر آیه پنجم) این سخن را گفت و از دیده پیامبر(ص) پنهان شد.

رسول خدا(ص) كه با دریافت نخستین اشعه وحی سخت خسته شده بود به خانه برگشت.

صاحب تفسیر مجمع البیان، روایت دیگری را به عنوان شأن نزول این آیات نقل می كند:

رسول خدا(ص) به خدیجه فرمود: هنگامی كه تنها می شوم ندایی می شنوم. خدیجه عرض كرد: خداوند جز خیر درباره تو كاری نخواهد كرد، چرا كه به خدا سوگند تو امانت را ادا می كنی، صله رحم بجای می آوری و در سخن گفتن راستگو هستی. خدیجه می گوید: بعد از این ماجرا ما به سراغ "ورقة بن نوفل" رفتیم( او از آگاهان عرب و عموزاده خدیجه بود).

رسول الله(ص) آنچه را دیده بود برای "ورقة" بیان كرد، "ورقة" گفت: هنگامی كه آن منادی به سراغ تو می آید دقت كن ببین چه می شنوی؟ سپس برای من نقل كن. پیامبر(ص) در خلوتگاه خود این را شنید كه می گوید: ای محمد بگو: لا اله الا الله و... سپس حضرت به سراغ ورقه آمد و مطلب را برای او بازگو كرد. ورقه گفت: بشارت برتو، باز هم بشارت برتو، من گواهی می دهم تو همان هستی كه" عیسی بن مریم" بشارت داده است و تو شریعتی همچون" موسی" داری. تو پیامبر مرسلی.

البته این دو روایت و نیز روایات دیگری كه درباره پنج آیه اول این سوره آمده خالی از ایراد نیستند.

تفسیر

بخوان به نام پروردگارت:

در نخستین آیه پیامبر(ص) را مخاطب ساخته، می گوید:

إقرأ باسم ربك الذی خلق: بخوان بنام پروردگارت كه جهان را آفرید.

بعضی گفته اند، مفعول در جمله بالا حذف شده و در اصل چنین بود: إقرأالقرآن باسم ربك.

و به همین جهت بعضی این آیه را دلیل بر آن گرفته اند كه " بسم الله" جزو سوره های قرآن است.

نكته قابل توجه این كه در اینجا قبل از هر چیز تكیه بر مسأله " ربوبیت" پروردگار شده است و می دانیم" رب" به معنای " مالك مصلح" است : كسی كه هم صاحب چیزی است و هم به اصلاح و تربیت آن می پردازد.

سپس برای اثبات ربوبیت پروردگار روی مساله خلقت و آفرینش جهان هستی تكیه شده چرا كه بهترین دلیل بر ربوبیت او خالقیت او است كسی عالم را تدبیر می كند كه آفریننده آن است. و این در حقیقت پاسخی است به مشركان عرب كه خالقیت خدا را پذیرفته بودند اما ربوبیت و تدبیر را برای بتها قائل بودند. بعلاوه كه ربوبیت خدا و تدبیر او در نظام هستی بهترین دلیل بر اثبات ذات مقدس او است.

سپس از میان مخلوقات، روی مهمترین پدیده جهان خلقت و گل سرسبد آفرینش یعنی" انسان" تكیه كرده و آفرینش او را یادآور شده و می فرماید:

خلق الإنسان من علق: همان خدایی كه انسان را از خون بسته ای خلق كرد.

"من علق" در اصل به معنی چسبیدن به چیزی است و لذا به خون بسته و همچنین به "زالو" كه برای مكیدن خون به بدن می چسبد" علق" گفته اند و از آنجا كه نطفه، بعد از گذراندن دوران نخستین در عالم جنین، به شكل قطعه خون بسته چسبنده ای درمی آید كه در ظاهر بسیار كم ارزش است، مبدأ آفرینش انسان را در این آیه همین موجود ناچیز می شمرد، تا قدرت نمایی عظیم پروردگار روشن شود كه از موجودی چنان بی ارزش مخلوقی چنین باارزش آفریده است.

بعضی نیز " علق" را اشاره به " نطفه نر"(اسپرم) می دانند كه شباهت زیادی به زالو دارد، این موجود ذره بینی در آب نطفه شناور است و به سوی نطفه زن در رحم پیش می رود و به آن می چسبد و از تركیب آن دو نطفه كامل انسان به وجود می آید.

درست است كه در آن زمان اینگونه مسائل هنوز شناخته نشده بود ولی قرآن مجید از طریق اعجاز علمی پرده از روی آن برداشته است.

بار دیگر برای تاكید می افزاید:

إقرأ و ربك الأكرم: بخوان كه پروردگارت از هر كریمی، كریمتر است.

إقرأ دوم تأكیدی است بر اقرأ در آیات قبل. این آیه در حقیقت پاسخی است به گفتار پیامبر(ص) در جواب جبرئیل كه گفت: من قرائت كننده  نیستم، یعنی" از بركت پروردگار كریم و بزرگوار تو توانایی بر قرائت و تلاوت داری. سپس به توصیف خداوندی كه اكرم الأكرمین است، پرداخته و می فرماید:

الذی علم بالقلم: همان كسی كه بوسیله قلم تعلیم فرمود.

علم الإنسان مالم یعلم: و به انسان آنچه را كه نمی دانست یاد داد.

یعنی همان خدایی كه به وسیله قلم انسانها را تعلیم داد و به انسان آنچه را نمی دانست آموخت، قادر است كه به بنده ای درس نخوانده همچون پیامبر(ص) نیز قرائت و تلاوت را بیاموزد.

آیه الذی علم بالقلم به دو معناست:

1. خداوند نوشتن را به انسان آموخت و قدرت این كار عظیم را كه مبدأ تاریخ بشر و سرچشمه تمام علوم و تمدن ها است در او ایجاد كرد.

2. منظور این است كه علوم و دانشها را از این طریق و با این وسیله به انسان آموخت.

و هر كدام تعبیری است پرمعنی كه در آن لحظات حساس نخستین نزول وحی در این آیات پرمعنی منعكس شده است.موضوع بسیار جالب اینجا است در عین این كه پیامبر(ص) امی و درس نخوانده بود و محیط حجاز را یكپارچه محیط جهل و نادانی فراگرفته بود. در نخستین آیات وحی تكیه، بر مساله" قلم" و "علم" است كه بلافاصله بعد از نعمت بزرگ خلقت و آفرینش در این آیات ذكر شده است.

در حقیقت این آیات، نخست از تكامل" جسم" انسان از یك موجود بی ارزش مانند"علقه" خبر می دهد و از سوی دیگر از تكامل "روح" به وسیله تعلیم و تعلم مخصوصاً از طریق قلم سخن می گوید.

ادامه دارد...

UserName