• تعداد بازديد :
  • شنبه 1381/09/09
  • تاريخ :

داوری علی (ع)

روایت شده دو مرد کیسه ای را که صد دینار در میان آن بود، نزد زنی به امانت گذاشتند و شرط کردند امانتی را باید در حضور دو نفر مسترد کند . بعد از مدتی طولانی ، یکی از آن مردان به زن امانت دار مراجعه کرد و گفت : دوست من فوت کرده ، امانت را به من رد کن، چون شرط کرده بودند که دونفری برای گرفتن امانت مراجعه کنند، زن امانت را به آن مرد نداد . بالاخره مرد به قوم و خویشان زن شکایت کرد، آنها فشار آوردند و کیسه امانتی را به آن مرد داد .

پس از یک سال رفیق او که زن فکر می کرد، مرده است آمد و امانتی را طلب نمود . داوری به "عمر" برده شد و عمر به زن گفت: تو ضامنی که پول این مرد را بدهی. زن ، "عمر" را سوگند داد که این داوری را به علی (ع) واگذارد تا شاید گره کور کارش با سر انگشت تدبیر و کیاست علی (ع) گشوده گردد .

شاکی به خدمت آن حضرت رسید و شکایت خویش را مطرح کرد . حضرت علی (ع) فرمود: مگر قرار شما این نبود هر دو با هم برای بردن کیسه امانتی مراجعه کنید، مرد گفت: بلی ، حضرت فرمود: کیسه شما آماده است ، برو دوستت را بیاور و کیسه را تحویل بگیرید . مرد حیله گر شرمنده شد و پی کار خود رفت . این خبر چون به "عمر" رسید، گفت: به غیر از خدا به کسی غیر از علی در قضاوت اعتقاد ندارم.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName