• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2378
  • دوشنبه 4/9/1381
  • تاريخ :

حضرت علی(علیه السلام) قاتل خود را می‌شناخت

آنچه در روایات آمده ، این است که امیر المؤمنین (علیه السلام) می‌دانسته که ابن ملجم مرادی او را به قتل خواهد رساند درباره ای نکه منبع این علم غیب چه بوده و خود چگونه علمی است و عکس العمل آن حضرت در نتیجه آن علم و نیت فاسد ابن ملجم چه بوده است، مسائل متعددی وجود دارد که ما به برخی از آنها اشاره می‌کنیم .

منابع این روایت، که امیرالمؤمنین (علیه السلام) می دانسته که کشته خواهد شد و قاتل او ابن ملجم مرادی است، فراوان می‌باشد. از آن جمله:

1. مرحوم محدث قمی ( رحمةالله علیه) می‌گوید:

«امیرالمؤمنین روزی از بالای منبر به جانب فرزندش امام حسن (علیه السلام) نظری افکند و فرمود: ای ابامحمد، از این ماه رمضان چند روز گذشته است؟

عرض کرد: سیزده روز.

پس به جانب امام حسین(علیه السلام) نظری افکند و فرمود: ای ابا عبدالله، از این ماه رمضان چند روز باقی مانده است؟

عرض کرد: هفده روز.

پس حضرت دست بر محاسن شریف خود زد، [ در آن روز لحیه آن جناب سفید بود] و فرمود:

- سوگند به خدا، که شقی‌ترین فرد امت ، این موی سفید را با خون سر من خضاب خواهد کرد .

پس این شعر را فرمود :

- من زندگی او( مرادی) را می‌خواهم، او کشتن مرا. عذرت را از این یار مرادی‌ات بیاور.»

 

2. مؤلف دلایل النبوة می‌گوید:

«عمار بن یاسر گفته است: من و علی بن ابیطالب در جنگ عشیر همراه بودیم. در منزلی فرود آمدیم و در میان نخل‌هایی ‌کوچک جای گرفتیم. پس زیر آن نخل‌ها، در روی خاکی بی سبزی خوابیدیم و ما را از خواب بیدار نکرد، مگر رسول خدا(صلی الله علیه و آله). آن حضرت به طرف علی آمد و پاهای او را کمی فشار داد، در حالی که آلوده به خاک شده بودند. سپس فرمود: برخیز . آیا تو را از شقی‌ترین مردم خبر ندهم؟ شقی‌ترین مردم احیمر پی کننده ناقه صالح و آن کسی که به این عضو تو می‌زند. [ و اشاره فرمود به پیشانی آن حضرت] و ریشت را با خون سرت تر می‌کند.»

عثمان بین مغیره می‌گوید وقتی که ماه رمضان وارد شد، امیرالمؤمنین (علیه السلام) شبی نزد امام حسن و شبی نزد امام حسین (علیه السلام) و شبی نزد جعفر شام می‌خورد و از سه لقمه تجاوز نمی‌کرد، و می‌گفت: دوست دارم امر خداوندی (مرگ) به سوی من بیاید و من گرسنه باشم و جز این نیست که یک یا دو شب مانده است و شبی نگذشت تا کشته شد.»

 

3. حسن بن کثیر از پدرش نقل می‌کند:

«علی در بامداد بیرون آمد. مرغابی‌ها به روی او فریاد می‌زدند. آنها را کنار زدند. آن حضرت فرمود: آنها را به حال خود رها کنید، زیرا آنها نوحه گران‌اند و در همان شب ابن ملجم او را زد.»

 

4. حسن بن علی (علیهماالسلام) می گوید:

«روزی که علی (علیه السلام) شهید شد، شب پیش از آن بیرون آمدم . پدرم در مسجد خانه‌اش نماز می‌خواند. به من فرمود : فرزندم ، من امشب خاندانم را [ برای عبادت] بیدار می کردم، زیرا شب جمعه و بامداد بدر است ، چشمم اختیار از دست ربود، خوابیدم و رسول الله را دیدم ، به او عرض کردم: ای پیامبر خدا، چه انحراف و خصومت‌ها از امت تو دیدم . فرمود: نفرین کن بر آنان . پس گفتم : خداوندا، بهتر از آنان به من عنایت فرما و زمامدار بدی به جای من به آنان نصیب فرما. ابن النباه آمد و اذان نماز را گفت . پدرم بیرون رفت و من هم پشت سر او بیرون رفتم . پس ابن ملجم او را به قتل رسانید ، آن حضرت هر وقت ابن ملجم را می‌دید ، می‌فرمود :« من زندگی او (ابن ملجم) را می‌خواهم، او کشتن مرا! عذرت یار مرادی ات بیاور.»

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
احادیث درباره حضرت معصومه سلام الله علیها

احادیث درباره حضرت معصومه سلام الله...

احادیث درباره حضرت معصومه سلام الله علیها
هشت پرتوی نور از آفتاب هشتم

هشت پرتوی نور از آفتاب هشتم

هشت پرتوی نور از آفتاب هشتم
سخنان حکيمانه نهمين نور ولايت

سخنان حکيمانه نهمين نور ولايت

سخنان حکيمانه نهمين نور ولايت
چهل مروارید از اقیانوس کلام امام

چهل مروارید از اقیانوس کلام امام

چهل مروارید از اقیانوس کلام امام
UserName