• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3199
  • پنج شنبه 17/2/1383
  • تاريخ :

گفت و گو با مخترع Linux

توروالدز لینوس پا به دنیا ی خاكی نهاد كه بنیانگذار یك انقلاب باشد. پدر و مادر وی، از اعضای اصلی دانشگاه Helsinki بودند. پدر او یكی از عضوهای رسمی كمونیست بود كه برای انجام مطالعاتی، مدت یك سال به همراه خانواده‌ی خود به مسكو سفر كرده و توروالدوز 5 ساله را نیز با خود برد.
از خواندن بیوگرافی وی می‌توان دریافت كه نخستین عشق توروالدوز یك دستگاه ویژه‌ی طراحی (QL)بوده است. او این دستگاه را زمانی خریده كه دانشجوی علوم رایانه بوده است. QL كه یكی از اولین box های 32 بایتی بوده، مشوق و عامل انگیزش لینوس برای نوشتن برنامه‌ی لینوكس شده است. او برای رایانه‌ی شخصی خود به سیستم عاملی نیاز داشته كه توانایی‌ هم‌چون Unix داشته باشد.
از آن‌جایی كه ادامه‌ی تحصیل رایگان بوده و اجباری برای تمام كردن دوره‌ی دانشگاه در چهار سال وجود نداشته است، وی مصمم می‌شود كه مدتی از ادامه‌ی تحصیل دست كشیده و تمام نیرو و ذهن خود را بر روی آفریدن سیستم عامل جدیدی، متمركز كند.
در طول بهار و تابستان سال 1991، توروالدز بر روی هسته‌ی اولیه‌ی سیستم كار می‌كرده است. او تقریبا در انزوا روزها را می‌گذراند و به ندرت عامل محرك بیرونی، وی را مجبور به گشودن پرده‌ی سیاهی می‌كرده كه ورد نور خیره كننده را به اتاق او منع كرده بود. سرانجام در 17 فوریه‌ی سال 1991 او پیامی به Minix ارسال و اعلام كرد كه بخشی از برنامه‌ی وی در سایت دانشگاه، به صورت رایگان قابل استفاده است.

چند ماه پس از معرفی لینوكس، توروالدوز نامه‌یی دریافت كرد كه از او درخواست شده بود تا تدبیری به كار برد كه لینوكس با سیستم‌هایی با حافظه‌های كمتر نیز كار كند. او برای پاسخ به این تقاضا شبانه روز و حتا روز سال نو، بدون وقفه كار می‌كرد. وی این مشكل را برطرف كرده و بی درنگ پس از آن نامه‌های بسیاری از كاربران دریافت می‌كرد كه آنان پیشنهادات خوبی به وی داده بودند كه ارزش و اعتبار برنامه را به شدت می‌افزود. این موفقیت زود هنگام، اعتماد به‌نفسی به مخترع جوان داد و او را بر آن داشت تا اجازه‌ی فروش لینوكس را صادر كند.
در سال 1997 تحلیل‌گران فن‌آوری برآورد كردند كه دست كم سه میلیون رایانه در سراسر دنیا، از لینوكس استفاده می‌كرده‌اند.
آن روزها زندگی خصوصی توروالدوز، محور اصلی بحث و گفت و گوی دیگران شده بود. او با یكی از دانشجویان خود ازدواج كرد و هنگامی‌كه همه با خبر شدند كه آنان منتظر به دنیا آمدن نخستین فرزند خود هستند، جامعه‌ی open source با دلی پر از شك و تردید به آنان تبریك گفتند، چه آن كه اطمینان نداشتند كه توروالدوز بتواند در بین لینوكس و خانواده‌ی خود، تعادل ایجاد كند. او برای دومین بار، هنگامی‌كه شغل جدید خود را اعلام كرد، در ذهن همگان سوال‌هایی برانگیخت. توروالدوز بر آن بود تا با Transmeta یكی از تراشه سازان Santa Clara كار كند. توروالدوز كه همیشه از سرما و زمستان‌های طولانی فنلاند نفرت داشت، فرصتی به دست آورده بود كه در دره‌ی آفتابی Silicon زندگی كند. توروالدوز زمانی به آن جا گام نهاد كه دنیای رایانه چشم به راه David جدیدی برای ایستادن در برابر Goliath ، بود.

در سال 1999 شانس به او رو كرده و سهام توروالدوز از یك میلیون دلار به بیست میلیون دلار رسید. پس از تفكر بسیار و خاطر پریشی از قضاوت مردم در باره‌ی وی، تمام سهام خود را فروخته و تمامی آن را برای بهبود خانه و خودروی خود خرج كرد و امیدوار بود كه همیشه در جایگاه مهندس، حقوق خوبی خواهد داشت و خرج كردن پولش در این راه، اشتباه نبوده است.
قدردانی‌های انجام شده از مدیر نیك‌خواه لینوكس و راز موفقیت وی از توانایی‌ در زمینه‌ی فن‌آوری نبوده و باید آن را نتیجه‌ی شخصیت آرامش بخش وی دانست.
یكی از مدیران ارشد مایكروسافت، بی تردید، لینوكس را به عنوان رقیب اصلی معرفی كرده است. گذشت زمان همبستگی بسیاری در قیمت سهام شركت و قدرتی كه با آن شركت لینوكس را پذیرفته است وجود دارد. Oracle, IBM و Intle سه شركت از نخستین شركت‌هایی كه از این سیستم استفاده كرده‌اند، بیشترین ارزش خود را بر روی Wall Street متمركز كرده‌اند.
توروالدوز پدریست كه در خانه نیز كار می‌كند. او وقت نمی‌كند كه به مدیریت خانه رسیدگی كند. خود اعتراف كرده است كه بسیار نامرتب است. از پیام صوتی استفاده می‌كند اما هیچ كدام از پیام‌ها را گوش نداده و تمامی آنها را پاك می‌كند. حافظه‌ی وی به او كمك نمی‌كند و حتا قادر نیست به یاد آورد كه شش، هشت و یا ده سال داشته است كه پدر و مادرش از یكدیگر جدا شده‌اند.
به جرات می‌توان گفت كه او فرموشكار شده است. هنگامی‌ كه با یكی از مهمانان خود خانه را برای خوردن ناهار ترك می‌كردند، به یاد آورد كه همسرش در آن روز قراری داشته و دیرتر از معمول خواهد آمد و اگر او نیز در خانه نباشد كودكانش در پشت در خواهند ماند. و این دلیلی است برای تردید وی برای ریاست لینوكس. او بیشتر به دلیل وفاداری لینوكس را برعهده گرفته است تا به دلایل قانونی. تنها حق اسم این برنامه به لینوس اختصاص دارد و نه چیز دیگری. هر كس می‌تواند با تغییر خط آخر برنامه، بر آن نام جدید بگذارد.

دان فری، مدیر مركز فن‌آوری لینوكس IBM ، كه سرپرستی گروه 300 نفری را بر عهده دارد، گفته است كه توروالدوز تنها زمانی تصمیمی را قطعی می‌كند كه مطمئن باشد آن موضوع روشن، با كیفیت بالا، به آسانی ماندگار و بسیار مهم است. در نخستین گام، اطمینان پیدا می‌كند كه آن برنامه مورد نیاز بیشتر كاربران است.
جالب است بدانید كه در سال 2001 او زندگینامه‌ی خود را با جمله‌ی من كودك زشتی بودم آغاز كرده است. او این جمله را فقط برای خنداندن دیگران نگاشته است. داستانی با نام " انقلاب غیر منتظره" كه به دست روزنامه نگاران شركت David Diamond تهیه شده است، در باره‌ی زندگی وی نگاشته شده است.


برگرفته از سایت www.iritn.com

UserName