• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4926
  • چهارشنبه 12/1/1383
  • تاريخ :

سلمان پاك


صدر اسلام است، آئین رهایی بخش اسلام جان های زجر كشیده بسیاری را در حلقه خود آورده است. پروانه های سرگردان بر گرد منبع نور لایزال فراز آمده اند. در این میان كه برخی می كوشند اسلام را دین عرب معرفی نمایند، از میان پیروان پیامبر اكرم(ص) كه غالب آنها عرب نژادند تنها سه تن خارجی اند، سلمان فارسی، بلال حبشی و صهیب یونانی، از این سه تن بلال موذن خاص رسول خدا می شود و سلمان! سلمانُ منّا و در زمره اهل بیت پیامبر و خاندان ایشان در می آید. غالب ما در این عصرو زمانه این گفته نبی مكرم اسلام را یك نوع تمجید و تعریف تلقی می كنیم " درصورتیكه اصحاب پیغمبر و حتی عمر و ابو بكر نیز كه زبان پیغمبر را بهتر از ما مسلمانان می دانستند... معتقد بودند كه پیغمبر وقتی می گوید" سلمان  از افراد خانواده من است، از من است ..." یعنی سلمان از خانواده من است، یعنی سلمان از من است. آنها می دانستند كه پیغمبر شاعر نیست نویسنده نیست و از این رو عمربر اساس همین جمله نام سلمان را جزء اهل بیت پیغمبر در دفترهای رسمی دولتی ثبت كرد و مانند چند تن افراده خانواده او "اهل البیت" برایش از بیت المال مسلمین حقوق وضع كرد"(1).

 كدام عوامل و چه صفات و روحیاتی سبب شد كه پیامبر از میان تمام اصحاب جان بر كف خود این ایرانی بیگانه را به هم خانوادگی با خویش بركشد. كدام بارقه در جان سلمان و چه نشانه ایی بر ناصیه وی ، پیامبر را به تصمیم شگرف رسانید. شخصیت سلمان كه سر سلسله اهل تصوف و مورد محبت تمام فرق اسلامی اعم از شیعه و سنی و مایه مباهات ایرانیان مسلمان است با لایه های ضخیمی از افسانه پوشیده شده است، وهمین اسطوره سازی ها سبب شده كه برخی از محققین به ویژه محققان غربی شخصیت وی را بر ساخته خیالات ایرانیان برای سهیم شدن در پیدایش اسلام بدانند. بخشی ازاین افسانه ها بیان می كنند كه سلمان در زمان عیسی مسیح می زیستد و بشارت ظهور رسول مكرم اسلام را از ایشان شنیده و بدین ترتیب عمری بالغ بر700 سال برای وی در نظر می گیرند. برخی دیگر از این افسانه ها به مشاركت جبرائیل و سلمان بر نزول وحی به حضرت ختمی مرتبت اشاره دارند، متاسفانه اینگونه افسانه ها سبب شده كه محققان غربی من جمله " برتولد اشپولر " به این باور برسند. ولی تحقیقات جامع و كاملی از سوی محققان مسلمان و مسیحی در رد این نظر آمده كه خود گویای شخصیت تاریخی و حقیقی سلمان فارسی یار وفادار پیامبر و امام علی(ع) است. با زدودن این افسانه ها می توان چهره پاك ایرانی جستجو گری را كه شرف هم خاندانی با رسول خدا محمد مصطفی (ص) را یافت به درستی دید و شناخت. به ویژه آنكه سلمان را می توان در شكل گیری و گسترش تشیع سهیم دانست و تشیع نیز خود در غنی سازی معنوی اسلام تاثیری به سزا داشته است. " شیعه درغنی ساختن محتوای معنوی اسلام و گسترش حیات بارور و نیرومند و پر حدتی  كه به این دین خلود داده و آن را قوی و غنی ساخته و بر اشباع نیازهای معنوی نفوس توانایی بخشیده و حتی در آن تكان و تمرد را تشدید كرده است، بزرگترین فضلیت را داراست. و اگر این نبود اسلام در قالبهای خشك منجمد می شد"(2).

منابع مشترك شیعه و سنی سلمان فارسی را به یك میزان ارج گذاشته و همه آنها سلمان را نه فارسی كه محمدی می دانند و می نامند. وهمین منابع " سلمان فارسی را یكی از كبار صحابه پیامبر می شمارند كه دارای مقامی استثنایی بوده است. وی یكی از سه تن غیر عربی است كه برای اولین بار به اسلام گرویدند"(3).

در میان منابع متاخر و دست اول اسلامی " نخستین كتابی كه درباره زندگانی سلمان و پیشینه او در ایران آگاهی های گرانقدری در اختیار می نهد " سیره ابن اسحاق" است... ابن اسحاق... روایت می كند كه سلمان برای عبدالله بن عباس گفته است... من مردی فارسی ( ایرانی) از اهالی اصفهان از قریه ایی كه نام آن جی بود می باشم. پدرم دهقان بود..."(4).

برخی دیگر از منابع سلمان فارسی را اهل رامهرمز  و گاه شیراز ذكر كرده اند ولی " تنوع، تقدم و اهمیت منابعی كه سلمان را اهل جی می دانند به حدی است كه نمی توان پذیرفت كه سلمان به منطقه دیگری تعلق داشته است. به ویژه نكته ایی كه یاقوت(5)... نقل می كند كه بلافاصله سلمان پس از فتح اصفهان توسط سپاه اسلام به اصفهان می رود مدتی در جی می ماند و در آنجا مسجدی می سازد كه آن مسجد تا روزگار یاقوت بر جای بوده است"(6).

تمام مطالب پیش گفته اهل جی بودن سلمان فارسی و دهقان بودن پدرش را محرزمی سازد شاید به نظر آید كه چندان مهم نیست كه سلمان اهل كدام یك از شهرها یا قریه های ایران باشد ولی مورد دوم یعنی عنوان دهقان یا دیهگان بودن پدر وی حائز اهمیت بسیار است و درتعیین سالهای زندگانی سلمان بسیار به كار می آید. چنانكه گفته شد برخی بر این باورند كه سلمان بالغ بر 700 سال زیسته و دو پیامبر اولوالعزم را ملاقات كرده است. منابع اسلامی نیز بر كهنسال بودن وی تاكید  كرده و سن وی را بین 250 تا 350 سال ذكر كرده اند. ولی عددی كه منابع در آن تردید نمی كنند250 سال است ولی " ذهبی درالكاشف در مورد ارقام مطرح شده در باره سالهای زندگی سلمان تردید كرده است و می گوید: به نظر من سلمان در دهه هشتاد عمر خود در گذشته است و نهایتاً به صد سالگی نرسیده است"(7).

عجیب آنكه مسائل مربوط به این شخصیت مهم در تاریخ صدر اسلام كه پیروزی در جنگ خندق و شكست حصر طائف با ابتكار مستقیم وی به انجام رسید به درستی ثبت و ضبط نشده است ؛ در سالمرگ سلمان نیز اختلاف است یعنی هیچكدام از منابع سال مشخصی را بعنوان سالمرگ وی ذكر نكرده ، بلكه بیان كرده اند كه سلمان در دوره عثمان در گذشته است". با توجه به اینكه عثمان در ذی الحجه 35 هجری كشته شده است، لزوماً در گذشت سلمان چند سال پیش از این تاریخ بوده است"(8) ولی " لویی ماسینیون"  متفكر و محقق فرانسوی درگذشت سلمان را بین سالهای 20 تا 28 هجری در نظرمی گیرد.

آنچه محرز است آنكه روح جستجوگر سلمان و عشق او به معنویات از همان اوان زندگی رخ نموده است. به طوریكه سلمان یا روزبه كه بر دین نیاكان زرتشتی خود بوده است روزی به هنگام گشت و گذار از كنار كلیسای مسیحیان عبور كرده و نوای نیایش آنان وی را مسحور می سازد و از اینجاست كه روزبه به سوی دین مسیحیت گرایش می یابد. پدر كه یكی از سرشناسان منطقه خویش است از بیم گرویدن فرزند به دین مسیح وی را درون خانه حبس می كند و در خلال این اتفاقات روزبه از خانه می گریزد و به شام كه آن زمان مركز مسیحیان بود می رود.

سه عامل دهقان بودن پدرروزبه، آشنایی با مسیحیان و گریز از خانه در نوجوانی می تواند  به ما در تخمین سالیان عمر سلمان كمك كند. بر خلاف معنایی كه امروزه از واژه دهقان مستفاد می شود كه مترادف با كشاورز و یا زارع است، دهقان در ایران باستان به ویژه در دوره ساسانی طبقه ایی متمول و از نیمه اشرافیان به شمار آمده و صاحب ده یا روستای محل سكونت خود بودند ، به بیان ساده تر دهقان زمان ساسانی مترادف با ملاك امروزه ویا ارباب دهه های گذشته است. علاوه بر این دهقان و مرزبان در منابع قدیم به صورت مترادف به كار می رفته است" دهقانان به گونه ایی مسئولیت نظامی نیز داشته اند و در واقع مسئول تدارك و فرماندهی سواره نظام در منطقه خود بوده اند. بی دلیل نیست كه سلمان هم در غروه خندق و هم در شكست طائف به عنوان یك صاحب نظر و فرمانده نظامی هم طرح حفر خندق را می ریزد و اجرا می كند و هم در شكست محاصره طائف به دست خود منجنیق می سازد ..... تناسب مفهوم دهقان و مرزبان و شكل گیری این طبقه ممتاز به نحو شاخص در دوران انوشیروان این واقعیت را نشان می دهد كه ... تولد سلمان نمی تواند پیش از حكومت انوشیروان یعنی قبل از531م باشد. از طرف دیگر چون پدر او به عنوان دهقان جی شناخته می شود ولادت او حتماً در دهه های بعدی حكومت انوشیروان اتفاق افتاده است"(9).

چنانكه پیشتر آمد، گرایش روزبه به دین مسیح یكی دیگر از عواملی است كه می توان عمر 700 ساله یا 250 تا350 ساله وی را افسانه انگاشت. چگونه؟ در دوره ساسانی، دین زرتشت به وسیله موبدان به یك دین دولتی بدل شده بود و دین چهره دیگر و یا روی دوم سكه حكومت بود. از سوی دیگر دشمن سنتی ایران دوره ساسانی روم مسیح آئین بود ، لذا پادشاهان ساسانی دین مسیحیت را دین دشمن تلقی كرده ، به سختی با آن مبارزه می كردند، به آزار و شكنجه مسیحیان می پرداخته، كلیساهای آنان را تخریب می كردند و یا به اجبار آنان را به دین زرتشتی در می آوردند. ولی در اواخر دوره انوشیروان سیاست همزیستی مسالمت آمیز با مسیحیان در پیش گرفته شده و آنان از آزادی نسبی برخوردار می شوند. با نگاهی دوباره به زندگی روزبه و نحوه آشنایی وی با مسیحیان آشكار می گردد كه فضای نسبتاً آزاد درانجام مراسم مذهبی مسیحیان زمینه چنین آشنایی را فراهم ساخته است.

" با توجه به اینكه سلمان در سال 33 ق( 653م) در گذشته است( می توانیم ) ... تولد سلمان را در دهه سوم تا هفتم قرن 6 میلادی تخمین بزنیم ..... دراین صورت حداكثر عمر سلمان 133 و حداقل 83 سال می شود. توانایی و كار آیی او در جنگ خندق و شكست حصار طائف و توانایی او در سالهای حكومت كه از دستاوردهای كارخود- زنبیل بافی – زندگی می كرد موجب می شود احتمال حداقل را بپذیریم"(10).

سلمان یا روزبه دوره پیش از اسلام ، گرایش به زهد و معنویت را از همان اوان نوجوانی آشكار ساخت لذا از سوی پدر نگهبان آتش مقدس خانواده شد ولی این آتش، آن نبود كه بر روزبه گلستان گردد، آتشی نبود تا درون او را گرم كند، جان تشنه او كه با نیایش های موبدان و آیه های اوستا سیراب نمی گشت جذب نماز و نیایش عیسویان شد به امید آنكه آنجا بیابد راه منیری را كه در جستجوی آن بود " هنوز جوان بود كه گرایش شدید وی به زهد او را به مسیحیت كشاند... از شهری به شهری خود را به دامن غربت و بردگی می افكند ..... به این امید كه به فرستاده ایی از جانب خدا كه برایش وصف شده بود بپیوندد "(11).

همانند گوتاما كه راحت و آرام كاخ  پدر را می نهد تا بودا شود، روزبه نیز راحت و آسایش خانه پدری را، نام و نان و شهرت را به كناری می نهد تا حقیقت را بیابد لذا به شام می رود. " ازجزئیات اقامت و آموزش روزبه در شام اطلاعات دقیقی در دست نیست این كه او چند سال در شام ماند و چه آموزش هایی در آنجا دید" بر ما آشكار نیست، روزبه از شام به موصل سپس به نصیبین و عموریه رفت." پیشوای روحانی عموریه مشخصات و علائم پیامبر را برای روزبه بیان كرد... حتی آن راهب به (وی) گفته بود پیامبری كه مبعوث می شود نامش احمد است"(12) روزبه در آرزوی یافتن آخرین پیامبر خدای راهی صحرای حجازمی شود، پاهایش خستگی نمی شناسد، تمام وجودش ندایی است كه محبوب و گم گشته خویش را می خواند . او به پای دل راه می پیماند نه به پای جسم" " وی آخرین شهر را ترك می كند... راهنمایانش كه از صحرانشینان بودند، به طور دقیق اعراب بنی كلب ، به وی خیانت می كنند و او را به بردگی می فروشند ، اول بار در وادی القری ( به یك یهودی ) و یا پس از آن در یثرب ( قبل یا بعد از سال یكم هجرت) به یك یهودی از قبیله بنی قریظه... كه سلمان به نگهبانی تاكستانش می پردازد".­(13)

گزارش های  منابع در مكان ملاقات رسول اكرم و روزبه متفق القول نیستند برخی معتقدند این دیدار یكسال قبل از هجرت در مكه و برخی معتقدند یكسال پس از هجرت در مدینه رخ داده است. ولی چه اهمیت دارد كه این دیدار كجا روی داده است مهم آن است كه در لحظه دیدار ، روزبه بی نیاز به ادله ، پیامبر را یافت و دریافت و رسول اكرم نیر بی درنگ و در اولین نگاه آن ندای استوار و وفادار را در ناصیه روزبه خواند و یافت. دراولین دیدار روزبه ایمان آورد و مسلمان شد، سلمانُ منّا شد ، و جان خسته اش، به آرامش رسید. دراین زمان سلمان برده زنی یهودی است و به كار نخلستان مشغول است. در اینجا نیز روایات منابع متعدد و مغشوش است. برخی ذكر كرده اند كه جمعی از مسلمانان جمع شده و مبلغی گرد آورده و سلمان را از صاحبش خریداری كرده اند برهمین اساس سید جعفر مرتضی عاملی دركتاب سلمان فارسی (ص13) ذكرمی كند كه : روایت شده كه درجنگ بدر و احد شركت داشته و پس از آن در هیچ كارزاری غایب نبوده است. ولی برخی دیگر، " شركت سلمان درغزوه بدرو احد را جای تردید می دانند. با توجه به این مسئله كه سلمان برای آزادی اش مطابق نظر اربابش تعهد كرده بود كه 300 تا400 درخت خرما بكارد وهمین امر سبب شد كه اولین غزوه ایی كه شركت كرد جنگ خندق باشد"(14) به هر روی این سلمان است كه برتر از هر مهاجری است چرا كه صحراها را به جستجوی پیامبر پیموده است و نه فقط مسافت میان مكه و مدینه را. سلمان برتر از هرانصاری است چرا كه رنج اسارت و بردگی را تحمل كرده تا در كنار رسول الله بماند و هم او بود كه با ابتكار خویش پیروزی خندق وطائف را به تاریخ اسلام هدیه كرد.

به سبب خدمات، عشق بی آلایش و وفاداری سلمان به رسول مكرم اسلام و خاندان عصمت بود كه امام صادق(ع) می فرماید:" رسول الله و امیرالمومنین از علم مخزون و مكنون الهی چیزهایی را كه دیگران تحمل آن را نداشتند به سلمان می گفتند"(15)

پس از رحلت رسول اكرم، هنگامی كه مهاجر و انصار بی اعتنا به تدفین آخرین رسول حق در سقیفه بنی ساعده طرح انشقاق جامعه اسلامی را می ریزند، آنجا كه خرمن انبوه و حاصل دسترنج رسول اكرم را به آتش فتنه می كشند، در آن روز سلمان چه كرد؟ كجا بود؟مگر می شود سلمان را سلمان پیامبررا دراین روز جز در كنار علی تصور كرد. مگر می توان سلمان را كه سالها بیابان ها را درعطش پیامبر پیموده تا بدو رسیده ، اینك كه پیامبر می رود تا به ابدیت بپیوندد جز در كنار او تصور كرد. نه سلمان به بوی پیامبر در كنار وی بوده است نه به امید یافتن نامی و نانی ، سلمان پیش از اینها از تمام این دامها رهیده واین وسوسه ها را در پس پشت نهاده است." علی ... تا زهرا زنده بود با ابوبكر بیعت نكرد، ابن اعثم بیعت علی با ابوبكر را 75 روز پس از رحلت زهرا یا 6 ماه بعد از آن می داند. روزی كه علی را دروضعیت تلخ و پراندوهی برای بیعت می بردند ابوذر دستانش را بر روی هم كوبید و گفت ای كاش یك بار دیگر شمشیرهایمان را به دست می گرفتیم،... سلمان گفت: مولای من نسبت به وضعیت و شرایطی كه درآن قرار دارد آگاهتر است. سلمان نیز در آن روز با اكراه و ناخشنودی بیعت می كند..... سلمان گام در جای گام علی می نهاد نه تند روی و نه كند روی در مشی او دیده نمی شد. نه بر بیعت با علی اصرار ورزید كه راز خاموشی و شكیبای علی را دریافته بود و نه زودتر از علی با ابوبكر بیعت كرد..... درهنگام بیعت با ابوبكر سلمان دست چپ خود را پیش می برد و می گوید دست راست من از زمان رسول خدا در بیعت علی است و با آن دست غیراز علی با دیگری بیعت نمی كنم.(16)و این سلمان است كه همچنان چون علی به خاطر اسلام و حفظ وحدت جامعه نوپای اسلامی سكوت پیشه می كند تا نهال نوپای اسلام در جنگ های خانگی نخشكد.

 عمر حكومت شهر  مدائن ( تیسفون دوره ساسانی) را به سلمان وا می گذارد، سلمان دراین شهر به زهد و سادگی مفرط زندگی را به سر می برد. با زنبیل باقی كسب درآمد می كند و آنچه را كه از بیت المال دریافت می دارد همه را بین فقرا تقسیم می كند. و اینچنین است كه سلمان در میان صوفیان سده های بعد به مقام پیر ومرشد شناخته می شود. در پایان می توان درباره سلمان از قول عبدالرحمن بدری ( مترجم كتاب سلمان پاك به عربی) در مقدمه آن كتاب چنین گفت:

" سلمان این نخستین ایرانی، ندای پر طنین و نیرومندی بود كه نقش اعظمی را كه نژاد وی در تكوین حیات معنوی در اسلام بازی كرد اعلام می نمود. گفتیم: نقش اعظم و بهتر بود می گفتیم نقش اوحد ( یگانه ) چه در واقع می توان گفت كه حیات معنوی اسلا م همه چیزش را مدیون این نژاد آریایی چند پهلوی پر ملكات است.(17)

سایت تبیان - فریبا کاظم نیا

پی نوشتها :

1- شریعتی، علی . هبوط ، ص 7 و56

2- ماسینیون، لویی ، سلمان پاك ص 5 و34

3- همان ص 76

4- مهاجرانی، عطاء الله ، بررسی سیر زندگی و حكمت و حكومت سلمان فارسی انتشارات اطلاعات ص 67

5-  یاقوت محمدی: ابوعبد یاقوت بن عبد روحی محمدی (574-626) مورخ، جغرافیدان و لغت شناس معروف، كتاب معروف معجم البلدان كه یك دائرة المعارف جغرافیایی، رجالی و ادبی است و در آن مكرراً ازسلمان نام برده است

6- همان

7- همان ص 70

8- همان ص 69

9- همان ص74

10- همان ص 76

11- ماسینیون ص 76

12- مهاجرانی ص 125

13- ماسینیون ص 90 و89

14- مهاجرانی ص ؟

15- مرتضی علی – سید جعفر، سلمان فارسی، ص 15

16- مهاجرانی ص 6 و185

17- ماسینیون ص 37

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
وادی به وادی در جستجوی حقیقت

وادی به وادی در جستجوی حقیقت

وادی به وادی در جستجوی حقیقت
فروتني سلمان فارسي

فروتني سلمان فارسي

فروتني سلمان فارسي
نامه خواندنی سلمان به خلیفه دوم

نامه خواندنی سلمان به خلیفه دوم

نامه خواندنی سلمان به خلیفه دوم
عبد الله بن زبیر  خون پیامبر را نوشید

عبد الله بن زبیر خون پیامبر را نوشید

عبد الله بن زبیر خون پیامبر را نوشید
UserName