• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1169
  • جمعه 27/7/1386
  • تاريخ :

برترین گزینش

گل عروس، گل شقایق، گل

استاد وارسته ای می خواست برای خود جانشینی انتخاب کند. در انتخاب جانشینی مناسب از بین شاگردان بسیار ، سه نفر را برگزید و درصدد انتخاب بهترین از بین این سه نفر شد. این سه شاگرد، هر سه با ذکاوت و وفادار بودند و طی سال های متمادی درس های بسیاری را از استاد آموخته بودند. استاد واقعاً نمی دانست که کدامیک از این سه تن، برترین اند. از این رو تصمیم گرفت که آنها را در مواجهه با عمل بسنجد .

 آنها را نزد خود خواند و سه قوطی، محتوی گندم تازه به آنها داد و گفت : من راهی سفری بلند مدت هستم و از شما می خواهم با توجه به درایتی که در شما سراغ دارم از این گندم ها با همین طراوت نگاهداری نمائید. بدین طریق استاد با دادن سه قوطی گندم تازه به این سه مرید، راهی سفر شد.

بعد از حدود یک سال استاد از سفر مراجعت نمود ، شاگردان را نزد خود خواند و خواهان گندم های خود شد. شاگرد اول، استاد را به منزل دعوت کرد و در ِ گنجه مخصوص را که در آن صندوق های تو در تو با قفل های بزرگی بودند ، باز نمود . با احترام زیاد ، قوطی گندم استاد را پس داد و گفت: استاد عزیز قوطی گندمتان را بدون اینکه حتی باز کنم در امن ترین جای منزلم نگاهداری کردم.

استاد قوطی را باز و به گندم ها نگاه کرد . گندمها در اثر گرما و هوای راکد خراب شده و کرم گرفته بودند. استاد با نگاهی توأم با شکایت گفت : « این که گندم من نیست! من گندم را سالم تحویل داده بودم.! »

شاگرد دوم نیز استاد را به خانه خود دعوت نمود و قوطی گندم استاد را از روی طاقچه برداشت ، به استاد تقدیم کرد و گفت: استاد عزیز من هر روز در قوطی را باز می کردم تا گندم ها هوا بخورد، ضمن اینکه برای سالم ماندن آن مقداری نمک نیز بدان اضافه نموده ام. استاد قوطی را باز کرد و گفت: « این گندم ها کهنه هستند! من گندم تازه به شما تحویل داده بودم.! »

شاگرد سوم، استاد را به مزرعه زیبائی دعوت کرد و گفت: استاد عزیز این مزرعه و گندم ها ، همه متعلق به شما هستند. من بعد از عزیمت شما به سفر مدتی فکر کردم که چگونه می توانم گندم های شما را سالم و تازه حفظ کنم و به نظرم رسید که بهترین راه، کاشتن آنها می باشد. این گندم زار حاصل همان قوطی گندم شماست و من آن را به شما تقدیم می نمایم. استاد با کمال تحسین، دست خود را روی شانه او گذاشت و گفت: « تو بهترین جانشین من هستی».

خداوند تواناییهای مختلفی به ما عرضه داشته است ، از روح خود در ما دمیده و در ما به امانت گذاشته است.

انسان های والا ، کسانی هستند که درصدد تعالی روح بزرگ خود باشند و مزرعه اعمال و گفتار پسندیده را پرورش دهند. اینان جانشینان حق در جهان هستند .

حکیم طماع

حکیم طماع

حکیم طماع
الهه ی عشق و باروری

الهه ی عشق و باروری

الهه ی عشق و باروری
نارنج و ترنج

نارنج و ترنج

نارنج و ترنج
جوانمرد قصاب 2

جوانمرد قصاب 2

جوانمرد قصاب 2
UserName