• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • دوشنبه 1382/10/15
  • تاريخ :

مصاحبه با نیكبخت واحدی (1)

اشاره

شاید اگر خوش استیل و خوش سیما نبود این قدر به او برچسب حاشیه نمی زدند! جوان محبوب كوچه پس كوچه های مشهد وقتی برای اولین بار به دعوت دوست و همشاگردی خود، روانه زمین تمرین فوتبال شد هرگز فكر نمی كرد زندگی اش صد و هشتاد درجه تغییر كند و به یك چهره محبوب تبدیل شود. جوانی كه شیفته سینما بود و شهرت را در این عرصه ما جستجو می كرد، در رشته ای كه ذره ای در ذهنش جایی نداشت، هم به شهرت رسید و هم به محبوبیتی بالا و در خور تعمق! چرا نیكبخت این قدر محبوبیت دارد؟ او خودش هم به درستی پاسخ به این سوال را نمی داند به هر حال بسكتبالیست محله ابوطالب مشهد به فوتبالیست خوش تكنیك امروز استقلال و تیم ملی تبدیل شده... بازیكنی كه اگرقدر خود را بداند نامش در تاریخ ستارگان فوتبال ایران ثبت خواهد شد!

با توجه به این كه شما بازیكنان با نشریات در یك خط موازی حركت می كنید چطور گاهی عده ای نقطه مقابل هم می شوند و چگونه می شود این دو ( یعنی مطبوعات و تعداد اندكی از ورزشكاران و مسئولین) را از نقطه تقابل برداشت و دو خط موازی و كنار هم قرار داد؟

بعضی از روزنامه ها خیلی به یك بازیكن بها می دهند و بعضی خیلی از او انتقاد می كنند. این تضاد گاهی اختلاف های كوچكی به وجود می آورد. البته به اعتقا من انتقادها اگر و به دور از حب و بغض صورت گیرد خیلی به یك بازیكن در جهت پیشرفتش كمك می كند. بازیكن باید جنبه بالایی داشته باشد و با یك تعریف خود را در بالاترین سطح فكر نكند و با یك انتقاد تصور نكند خراب شده و دیگر نمی تواند به مسیرش ادامه بدهد. اما خب، همانطور كه گفتم انتقاد باید سازنده باشد و در محدوده فوتبال كاری كه به زندگی یك ورزشكار نداشته باشند.

به نظر تو نقاط ضعف و قوت روزنامه های ورزشی چیست؟

خدا را شكر نقاط قوت روزنامه ها خیلی بیشتر از نقاط ضعفشان است. اما بعضی از روزنامه ها هم دوست دارند بی جهت از كاه، كوه بسازند و حاشیه سازی كنند!

حاشیه چطور به وجود می آید؟ یعنی تماما ساخته و پرداخته ذهن مطبوعاتی هاست؟

روزنامه ها، عكاسها، خبرنگاران گاهی به چیزهایی گیر می دهند كه به نظر من اصلا مسئله نیست اما آنها با بزرگ نمایی سعی در بغرنج كردن قضیه و ساختن حاشیه دارند. مثلاً ژل زدن طرز لباس پوشیدن انجام حركات شادی بعد از گل را حاشیه می دانند چون تمام این موارد را برای خود من به وجود آورده و به من نسبت داده اند آنها را ذكر كردم. شاید از نظر آنها ژل زدن حاشیه باشد اما از نظر من حاشیه نیست... من موقعی كه مشهد هم بودم ژل می زدم البته آن موقع كتیرا بود حالا شده ژل. در مشهد هم كه بودم بهترین لباسها را می پوشیدم. چون پدرم تولیدی داشت و دست روی هر چه می گذاشتم فراهم بود. بنابراین الان من با گذشته تفاوتی ندارد ولی چون الان در تیم بزرگی مثل استقلال هستم اسم تمام حركاتمان را گذاشتند حاشیه!

خب باید بپذیری كه شما در استقلال به عنوان یك الگو باید خیلی بیشتر از پیش مسائل را رعایت كنی؟

بله این را قبول دارم اما حركات و رفتار من كه هرگز خارج از عرف جامعه نبوده. لباسم در عین شیكی ساده است یا مثلاً    مدل موهایم را طوری درست نكرده انم كه عجیب باشد.

اما تمام حاشیه ها هم این نیست كه شما می گویی. مثلا وقتی در اردو هیچ كس حق ترك اردو را ندارد، یك مرتبه ساعت 10 شب بازیكن سر از جای دیگری درآورد كه صدایش هم بعد در می آید. به نظر تو این ها حاشیه نیست.

بله. صددرصد!

حالا فكر می كنی وقتی روزنامه ها این موضوع را می نویسند به جرم نوشتن حقایق آنها مقصر هستند یا بازیكنی كه ده شب اردو را ترك می كند؟

بازیكن مقصر است. اما مطبوعات هم باید شفاف سازی كنند.

باید برنامه طوری باشد كه بازیكن را بسازند نه تخریبش كنند!

فكر می كنی رابطه خبرنگاران با بازیكنان چطور باید باشد؟

به اعتقاد من نباید طوری باشد كه دیگران بگویند فلان بازیكن چون رفیق فلان خبرنگار است پس ساپورت می شود یا مثلاً خدای ناكرده بازیكن به پرداخت پول به خبرنگار متهم شود. طوری هم نباید باشد كه رابطه ها خیلی سرد و سطحی باشد باید یك تعادل برقرار باشد هر چه هست به نظر من باید در احترام كامل و متقابل طرفین در كنار هم باشند.

چرا بعضی از ورزشكاران تا از آنها انتقاد می شود فكر می كنند مطبوعات قصد تخریب او را دارند؟

این بستگی دارد به بازیكن كه چقدر توانسته پیشرفت كند و چقدر از خودش و آینده اش مطمئن باشد . از خود من، اگر از فوتبالم انتقاد شود خیلی بهتر می توانم بازی كنم. از آن سالی كه به استقلال آمدم و مطبوعات می گفتند نیكبخت سانترهایش بد است و نفوذهایش خوب رفتم و آنقدر تمرین كردن تا نقطه ضعفم را برطرف كردم چه الان كه مثلاً می نویسید نیكبخت فقط از لب خط حركت می كند آنقدر تمرین كردم تا از عمق هم بتوانم به دروازه حریف نزدیك شوم. خب این انتقادها برای خود من سازنده بوده و نقاط قوتم را بالا برده است.

حالا اگر انتقادات به زندگی شخصی برگردد چه اتفاقی می افتد؟

وقتی می گویند مصاحبه با ورزشكار، خب باید سوالها ورزشی باشد نه این كه مثلاً فلانی ازدواج كردی یا نه و قصد ازدواج داری، نداری؟ این می شود دخالت در زندگی شخصی و من فكر نمی كنم كسی از آن خوشش بیاید. نمی گویم هیچ سوال غیر ورزشی نباید پرسیده شود مثلا چند خواهر و برادر داری تحصیلاتت چقدر است،  كجا به دنیا آمدی... اشكالی ندارد اما این كه گیر می دهند به یكسری مسائل مثل ازدواج اصلاً خوش آیند نیست و برای شخص من خیلی دردسرساز شده است.

چرا مگر ازدواج بد است؟

بد نیست اما شرایط دارد، موقعیت مناسب می خواهد . من فكر می كنم هنوز به شرایطی كه بتوانم یك خانواده را اداره كنم، نرسیده ام و فكر نمی كنم الان بتوانم مسئولیت سنگین یك خانواده را به دوش بكشم! كسی كه می خواهد ازدواج كند باید یك چیزهایی از خودش داشته باشد من فعلاً آن شرایط و امكانات را ندارم.

گفتی ازدواج" سن" خاص خودش را دارد. فكر می كنید چه سنی برای ازدواج مناسب باشد؟

حالا سن خیلی هم ملاك نیست. یكی زود عاشق می شود و می خواهد با طرف مورد علاقه اش ازدواج كند و یكی هم شاید روی احساس نیاز تن به ازدواج دهد بیشتر شرایط ملاك است.

چه شرایطی را مناسب می دانی؟

خواهان یك زندگی راحت هستم. می خواهم اگر روزی فوتبال را گذاشتم كنار، خانواده ام در سختی نباشد. باید از همین حالا شرایط رفاه خانواده ام را فراهم كنم تا روزی كه از فوتبال خداحافظی می كنم دچار مشكل نشوم و برای فراهم كردن رفاه و آسایش خانواده خلافی مرتكب نشوم!!

حتماً برای سالهای بعد از دوران بازیگری ات برنامه ریزی كرده ای. اگر فوتبال را كنار بگذاری چه كاری را پیش می گیری؟

برنامه ریزی به آن شكل كه نه! اما خب فكر می كنم كار پدرم را ادامه بدهم . پدرم در مشهد تولیدی پوشاك دارد. در حال حاضر كه تمام كار و زندگی ام شده فوتبال و حتی برای سال آینده هم برنامه خاصی ندارم اما اگر خدا بخواهد و از ایران به یك تیم خوب اروپایی بروم و بتوانم قرارداد خوبی ببندم در آن صورت می توانم برای آینده ام تصمیمی بگیرم و برنامه ریزی كنم!

موقعیت های زیادی برای خارج رفتن برایت پیش آمد. آخرین مورد هم تركیه بود، چرا این انتقال عملی نشد؟

سال اولی كه آمدم استقلال از تیم گلادباخ دعوتنامه داشتم. اما شرایط طوری بود كه من نمی توانستم در غربت زندگی كنم. هر چند از نظر مسكن، مسائل مالی هم شرایط خوبی مهیا بود اما می دانستم اگر با آن وضعیت و موقعیت سنی به آلمان می رفتم به جای پیشرفت در فوتبال پسرفت می كردم. ولی موضوع فنرباغچه فرق می كرد. من برای اولین بار بود كه خیلی دوست داشتم لژیونر شوم . پنجاه درصد راه را رفته بودم. كسی كه می خواهد لژیونر شود اول و قبل از هر چیز باید بتواند نظر مربی را جلب كند كه من توانسته بودم. پنجاه درصد مابقی هم بستگی به تلاش و تمرین خودم داشت. حتی آن زمان كه بحث این انتقال پیش آمده بود چهارشنبه كارتITC من را هم بفرستند تركیه!

چرا نشد. فكرمی كنی كم كاری از جانب كدام طرف بود؟

فكر می كنم بیشتر از طرف فنرباغچه بود. استقلال تیم بزرگ وپرافتخاری است تیم كوچكی نیست كه ترك ها به خود اجازه بدهند رفتاری مناسب نداشته باشند. مسئولین فنرباغچه طوری رفتار كردند كه به استقلال برخورد. به هر حال مشكل از یك موضوع كوچك پیش آمد كه اگر طرفین سعه صدر نشان می دادند، قضیه حل شده بود!

اما ظاهراً بیشتر مشكلات از سوی مسئولین استقلال بود، چون تا آنجا كه ما می دانیم فنرباغچه حتی اسم شما را برای اولین بازی خود به فدراسیون داده بود؟

با مدیر برنامه تركیه ای كه صحبت می كردم صحبت از دو بازیكن ترك تبار و یك بازیكن برزیلی بود، كه مدیریت فنرباغچه ظاهراً روی آنها نظرداشت ولی كریستف دام و كخ اصرار به جذب من داشتند. از این رو رقابتی بین مربی و مدیر باشگاه صورت گرفت كه مدیرباشگاه فنر باغچه در نهایت موفق شد بهانه خوبی بتراشد. سه بار پای میز مذاكره رفتیم و سه بار آنها قرارداد عوض كردند. مسئولین باشگاه استقلال هم ناراحت شدند و گفتند با این وضعیت برگردی ایران بهتر است.

مثل این كه طالبی هنوز دنبال فراهم كردن شرایط برای انتقال شما به یك كه تیم خارجی است؟

مدتها است با ایشان ارتباط چندانی ندارم و رابطه مان فقط به یك تلفن و سلام و احوالپرسی كوتاه، محدود شده، اما من فعلا با استقلال قرارداد دارم وقتی قراردادم تمام شد اول باز با استقلال مذاكره می كنم.

الان دوست داری در یك تیم اروپایی بازی كنی؟

الان بله. فكر می كنم شرایطم طوری هست كه بتوانم در خارج از كشور بازی كنم. بازی در لیگ ایتالیا و اسپانیا را هم خیلی دوست دارم اول باید از جایی شروع كنم كه سكوی پرتابم شود. فكر می كنم تركیه می توانست سكوی پرتاب من باشد. چون مربی حامی ام بود مرا قبول داشت!

بعد ازاین كه رفتنت به تركیه منتفی شد و دوباره برگشتی استقلال و بازی كردی عده ای معتقد بودند دل تو دیگر با استقلال نیست؟

اگر علیرضا دلش با استقلال نبود جلو سپاهان گل نمی زد وبرای گلزنی این قدر تلاش نمی كرد سه تا بازی كردم و سه گل زدم و این نشان می دهد نه بی تعصب هستم و نه كینه ای! این آمار شاید آمار خوبی برایم نباشد اما حداقل می توانم از خودم دفاع كنم كه بی تعصب نیستم!

امسال تعداد اخطارها و اخراج هایت زیاد شده؟

نمی خواهم خودم را تبرئه كنم اما من هم انسان هستم و مشكلات روی من تاثیر می گذارد به هر حال یكسری مشكلاتی داشتم كه همه دست به دست هم داد تا من قدری عصبی شوم هر چند در این شرایط هم باز حركت زشت من قابل توجیه نیست و من همان موقع عذرخواهی كردم.

تو در تیم ملی خیلی راحت تر بازی می كنی اما در استقلال...!؟

پستی كه در تیم ملی بازی می كنم خیلی خوب است. از زمان آقایان بلانزویچ در آن پست بازی می كنم یعنی یك خط جلوتر! من هر موقع جلو بازی می كنم موفق تر بوده ام ضمن آنكه در تیم ملی در كنار بازیكنانی هستم كه چند سال است با هم بازی می كنم. ولی در استقلال یار كناری ام در هر بازی عوض می شود.

با مربی استقلال در این زمینه صحبت كرده ای؟

بله. ولی خب مربی هم چاره ای ندارد وقتی مهره ندارد و دستش خالی است او هم مجبور است . مثلاً وقتی من نیستم سید عباسی مجبور است جای من بازی كند. داود بازیكنی نیست كه عقب بتواند بازی كند اما وقتی مهره نیست او هم تابع است!

كدام تیم ملی دوره خودت را قوی تر می دانی؟

زمان بلاژویچ تا قبل از بازی با بحرین بهترین نفرات و مهره ها را داشتیم!

واقعاً چه اتفاقی در بحرین افتاد كه تیمی با آن شرایط خوب آن گونه مغلوب شد؟

نمی دانم! واقعاً نمی دانم چه اتفاقی افتاد كه منجر به آن باخت مسخره شد. ما خیلی از بحرین " سرتر" بودیم. اما شرایطی ایجاد كردند كه ببازیم. یك هفته زودتر رفتیم! در بازی بحرین با تایلند هم ورزشگاه بانكوك سوخت و بازی ما هم عقب افتاد...

بحث همین جا است كه چرا شما یك هفته زودتر رفتید؟

ما كه نمی دانستیم بازی عقب می افتد. وقتی ما رفتیم در واقع دو روز قبل از بازی بود اما به خاطر آتش سوزی ورزشگاه شد یك هفته!

الان وضعیت تیم ملی چطور است. راستی برانكو را چطور می بینی؟

الحمدالله وضعیت تیم خوب است. برانكو هم همین طور. او از تیم ما شناخت دارد و فكر می كنم بتوانیم تیم موفقی داشته باشیم.

چرا در بازی با كره شمالی تعویض شدی؟

نظر مربی بود شاید به درد این بازی نمی خوردم.

خودت فكر می كردی تعویض شوی؟

نه! اما وسط دو نیمه برانكو با من صحبت كرد و گفت فكر نكن كه ضعیف بودی و تعویضت كردم . تعویض تو به خاطر فضای كوچك این بازی بود و تو نمی توانی در فضای محدود بازی كنی تعویضت كردم كه اذیت نشوی!
UserName