• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3564
  • پنج شنبه 26/2/1387
  • تاريخ :

فتح خرمشهر نزديک است، عقبه عراق بايد نابود شود 

آزاد سازي خرمشهر

18 ماه از شروع جنگ تحميلي مي گذشت. در اين زمان کشور بعثي عراق با حمايت دول غربي بسيار قدرتمند شده بود و خرمشهر عزيز در چنگال عراق بود. نيروهاي نظامي عراق فقط از لحاظ تجهيزات قوي بودند، درحالي که نيروهاي ايراني به سلاح تقوي و ايمان مسلح بودند. غيور مردان ايراني با غيرتي مثال زدني خود را در برابر دشمني مي ديدند که هر روزه با کمک هاي نقدي و غير نقدي دول غرب حمايت مي شد. ولي اين پايان قضيه نبود. بسياري از کشورهاي حوزه خليج هميشه فارس نيز به حمايت همه جانبه از صدام پرداخته بودند.

نيروي هوايي عراق نيز به دليل تحويل گرفتن جديدترين جنگنده ها از کشورهاي فرانسه و شوروي سابق، جان تازه اي گرفته بود ولي بازهم با تمامي تجهيزات پيشرفته نمي توانستند دربرابر شجاع دلان تيزپرواز ارتش جمهوري اسلامي ايران ايستادگي کنند.

داشتن جنگنده پيشرفته ملاک نبود، بلکه داشتن خلبانان جسور و با تجربه، نقش اصلي را بازي مي کرد. که در اين سوي ماجرا نيروي هوايي با داشتن خلبانان جسور و شيردل، در برابر هر تهديدي ايستادگي مي کرد.

عمليات بزرگ بيت المقدس در پيش است

بعد از شکسته شدن حصر آبادان به فرمان امام خميني (ره)، و آزاد سازي اين شهر، عراقي ها بايد متوجه مي شدند که ايراني اجازه تجاوز به خاک کشورش را نمي دهد.

ولي اين بار نوبت فتح بزرگ تري بود. آزادسازي خرمشهر و رها ساختن آن از دست دشمن.

کارهاي ابتدايي عمليات بيت المقدس آغاز شده بود، ولي بايد براي نيروها و تجهيزات کمکي عراق که در آن سوي مرز مستقر و آماده بودند که در صورت حمله به خرمشهر، به نيروهاي شان بپيوندند، نيز بايد چاره اي انديشيده مي شد.

نيروي هوايي دست بکار مي شود

هيچ راه کاري نبود غير از استفاده از هواپيماهاي بمب افکن نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران. لذا دستور کوبيدن عقبه عراق به نيروي هوايي صادر شد.

از حدود يک ماه مانده به نوروز سال 1361 با ابلاغ دستور نيروي هوايي در پروازهاي متعدد اقدام به بمباران عقبه دشمن مي نمود. هر روز اين کار انجام مي شد ولي به دليل حجم بالاي پدافند عراق، تا اواخر اسفند خلبانان نيروي هوايي موفق به بمباران قسمت اصلي نيروهاي دشمن نشده بودند. لذا براي انهدام اين قسمت بايد از تعداد جنگنده بيشتري استفاده مي شد. همچنين بايد جنگنده ها به بمب هاي قوي تري مجهز مي شدند. تا آن زمان براي سبک بودن جنگنده از بمب هاي 1000 پوندي استفاده مي شد.

آزاد سازي خرمشهر

طرح عملياتي بزرگ عليه عقبه عراق

طرح عملياتي ضربتي با استفاده از بمب هاي قوي در قلب نيروهاي عقبه دشمن، ريخته شد که بر مبناي آن در يک عمليات بي سابقه، 16 خلبانان براي 8 هواپيما بمب افکن اف 4 انتخاب شدند.

ماموريت بدين شکل طراحي شد که 8 فروند فانتوم، هر کدام مسلح به بمب هاي قوي و سنگين 3000 پوندي، از پايگاه شکاري همدان در قالب دو دسته چهار فروندي به پرواز در مي آيند و در ارتفاع 45000 پايي و نزديک به هم، تا محل هاي اصلي تجمع عراقي ها در پشت جبهه پيش بروند و در يک اقدام غافلگيرانه، از ارتفاع بالا آن جا را بمباران کنند و سپس بازگردند. روز عمليات هم 29 اسفند سال 1360 تعيين شد و انتخاب اين تاريخ به اين جهت بود که با توجه به نزديکي نوروز، نيروهاي عراقي فکر اين را نمي کردند که چنين عمليات بزرگي در آستانه سال نو پارسي، توسط نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران انجام شود.

شرح عمليات

صبح زود روز بيست و نهم اسفند سال 1360 در اتاق بريفينگ، تمامي خلبانان شرکت کننده در عمليات به دور هم جمع شدند و افسر اطلاعات و عمليات شروع به تشريح عمليات نمود. با توجه به سنگين بودن عمليات و تعداد بالاي نقاطي که سايت هاي موشکي و پدافندي در آن مستقر بود، کار بريفينگ(توجيه) بيش از يک ساعت به طول انجاميد و افسر اطلاعات و عمليات به تمامي سوالات خلبانان پاسخ داد.

ليدر (فرمانده) اين عمليات سرلشکر خلبان شهيد "عباس دوران" بود. وي نيز با مهم توصيف کردن اين عمليات گفت:

- اين عمليات بايد تحت هر شرايطي انجام شود.

و سپس از خلبانان مي خواهد که بعد از تحويل گرفتن تجهيزات و لباس ضدفشار، به سمت هواپيماها حرکت کنند و آخرين چک هاي لازم را پاي هواپيما انجام دهند.

پرسنل فداکار فني که در اين روزها به دليل پروازهاي متعدد جنگي مجبور بودند شبانه روز آماده باشند، با زحمت فروان در طول شب گذشته توانسته بودند 8 فروند هواپيما را بعد از عيب گيري، مسلح و آماده پرواز کنند.

جنگنده ها با تاکسي بر روي باند، اجازه پرواز مي گيرند و سپس با فرمان شهيد دوران به پرواز در مي آيند و در کم تر از چند ثانيه در آسمان قرار مي گيرند. به دليل پرواز در ارتفاع بالا، احتمال هدف قرار گرفتن خلبانان توسط موشک هاي زمين به هواي سام بسيار بود. لذا کار کمک خلبانان در اين پرواز بسيار حساس بود. آنها بايد با استفاده از اخلالگرهاي الکترونيکي هواپيماي خود، در رادار هدايت موشک هاي سام اختلال بوجود مي آوردند. هواپيماها در فرميشن چهار فروندي و با فاصله کم از يکديگر دل آسمان را مي شکافتند و پيش مي رفتند. با نزديک شدن به ارتفاعات الوند کوه، جنگنده ها کم کم افزايش ارتفاع دادند و ارتفاع خود را به حدود 45000 پايي رساندند.

تهديدها آغاز مي شود

در همين هنگام ناگهان رادار زميني اطلاع مي دهد که دو فروند جنگنده ميگ 25 در فاصله 60 مايلي و از روبه رو به سمت شما مي آيند.

تهديد جنگنده اف 4 توسط ميگ 25 تهديدي جدي بود. جنگنده هاي پيشرفته ميگ 25 که توسط شوروي در اختيار عراق گذاشته شد بود، توانايي پرواز در ارتفاع بالا، با سرعت بسيار زياد را دارا بود. همچنين از رادارها و تجهيزات بهتري نسبت به اف 4 ها برخوردار بود.

همگي خلبانان منتظر اعلام نظر شهيد دوران بودند چون او فرمانده عمليات بود تصميم نهايي را مي گرفت. ولي شهيد دوران آدم شجاع و نترسي بود و با بي اعتنايي به تهديد ميگ ها اعلام کرد:

- اشکالي نداره. ادامه مي دهيم همه هواپيماها ارتفاع 45000 پا.

خلبانان با فرمان شهيد دوران همگي ارتفاع خود را تصحيح کرده و ارتفاع را به 45000 پا مي رسانند. ديگر هواپيما ها نزديک مرز شده بودند لذا همگي دستگاه هاي ECM (اخلالگر و يا دستگاه جنگ ضد الکرونيک) خود را روشن کرده تا بتوانند امواج رادارهاي جستجوگر و موشک هاي دشمن را شناسايي کنند.

آزاد سازي خرمشهر

آتش سنگين پدافند عراق در نزديک مرز آغاز شد

 هواپيماها ديگر به مرز رسيده بودند که پدافند زميني عراق شروع به شليک انوع و اقسام موشک ها و گلوله هاي ضد هوايي به سمت آنها نمود که البته فقط تهديد از جانب موشک ها بود. در همين موقع چندين موشک سام به سمت فانتوم ها شليک شد که با مهارت خلبان و کمک خلبان ها، همگي به خطا رفتند.

موشک هاي سام بسيار عظيم بودند. تعدادي از خلبانان تا به حال آن را از نزديک نديده بودند. شايد به بزرگي يک هواپيماي جنگنده اف 5 !

فانتوم ها با موفقيت مواضع دشمن را بمباران مي کنند ولي...

در همين زمان شهيد دوران اعلام مي کند:

- همگي آماده فروريختن بمب ها باشيد.

پنجاه دقيقه از شروع پرواز مي گذشت. به ترتيب ابتدا 4 فروند اول بمب هاي خود را رها کردند و سريعا به سمت ايران گردش کردند. سپس چهار فروند دوم نيز با فشار دادن کليد رها سازي بمب ها، هرکدام 6 بمب 3000 پوندي را بر سر صداميان فرو ريختند و شروع به گردش کردند که ناگهان...

صداي انفجار مهيبي شنيده مي شود. يک تير موشک سام با هواپيماي آخر دسته دوم برخورد کرد. موشک با برخورد به موتور سمت راست، آن را از بين برده بود. موتور سمت راست در آتش مي سوخت. هواپيما دچار تکان هاي شديدي شده بود. خلبان در يک لحظه متوجه مي شود که بر اثر انفجار کاناپي خلبان عقب (طلقي که بالاي سر خلبانان است) تکه تکه شده و از جا کنده شده است. تمامي چراغ هاي هشداردهنده هواپيما روشن شده بود و هواپيما تا لحظاتي قابل کنترل نبود. ولي بلافاصله خلبان هدايت هواپيما را که بسياري از سيستم هاي خود را از دست داده بود به عهده مي گيرد.

در اولين اقدام خلبان موتور سمت راست را که در آتش مي سوخت خاموش مي کند و شير بنزين آن را مي بندد تا آتش به نقاط ديگر هواپيما سرايت نکند. بعد از چند لحظه خوشبختانه چراغ اخطار آتش گرفتن موتور سمت راست در کابين خلبان خاموش مي شود.

کمک خلبان دستش را به علامت پيروزي بالا برد

در اين هنگام خلبان از آيينه به کابين عقب نگاه مي کند و با تعجب مي بيند که کمک در هواپيما نيست. احساس غريبي مي کند و پيش خود فکر مي کند که چه شده است؟ آيا او زنده است يا شهيد شده است ؟

در همين اصناف به ياد حرفي که کمک خلبان قبل از پرواز به او زده بود مي افتد:

- من تحت هيچ شرايطي هواپيما را ترک نمي کنم چون دوست ندارم بدست عراقي ها اسير شوم و تا آخرين لحظه در داخل هواپيما باقي مي مانم.

خلبانان بايد مطمئن مي شد که دوست خلبانش در کابين هست يا نه؟ اما چطور بايد اين کار را انجام مي داد؟

به علت ارتفاع زياد و شکسته شدن کاناپي خلبان عقب، فشار هوا در داخل کابين از دست رفته بود. به طوري که به علت نداشتن فشار، خلبان قادر به سخن گفتن نبود. ولي با زحمت زياد خلبان شروع به صدا زدن کمکش مي کند. بعد از چند لحظه با شگفتي تمام دست همکارش را که به علامت پيروزي بالا گرفته بود، مشاهده مي کند.

به دليل سرماي بيش از حد و باد شديد، کمک خلبان سرش را زير کابين برده بود تا از گزند سرما در امان بماند. خلبان خوشحال از اين قضيه به او مي گويد که نگران نباشد سعي مي کند هواپيما را به پايگاه برساند.

خلبان که خوشحال از زنده بودن دوستش است، با سرعت سعي مي کند ارتفاع را کم کند.

هواپيماي ديگر عمق خسارت وارده را تشريح مي کند

همزمان با ليدر دسته نيز تماس مي گيرد و اعلام مي کند که مورد اصابت قرار گرفته است. فرمانده هم به يکي از هواپيما ها دستور مي دهد تا در کنار هواپيماي آسيب ديده تا پايگاه پرواز کند.

هواپيماي فانتوم ديگر چند لحظه بعد در کنار فانتوم آسيب ديده قرار مي گيرد و وضعيت هواپيما را براي خلبان تشريح مي کند و به او خاطرنشان مي کند حجم آسيب ديدگي بالاست. قسمتي از دم هواپيما، قسمت هاي از هر دو بال و قسمت دماغ هواپيما کنده شده و به کلي از بين رفته است، قسمت زير هواپيما هم تمام سوراخ سوراخ مي باشد بهتر است در يک فرودگاه کمکي نزديک مرز به زمين بنشيند و همچنين خاطرنشان مي کند که فرود سختي را خواهد داشت. خلبان با شنيدن توضيحات تصميم مي گيرد به علت آسيب ديده گي کلي که هواپيما دارد، آن را به هر طريق ممکن به پايگاه اصلي برساند زيرا در آن جا امکانات فرود اضطراري بيشتر و بهتر از فرودگاه هاي کمکي است، پس اين مطلب را به اطلاع هواپيماي ديگر که اکنون در کنار او پرواز مي کرد مي رساند. خلبان هواپيماي ديگر وقتي از تصميم خلبان اف 4 ديگر مطلع مي شود به او مي گويد:

- تصميم گيرنده خودت هستي ... هر طور صلاح مي داني عمل کن.

سپس با پايگاه تماس مي گيرد و به آنها اطلاع مي دهد که خود را براي فرود اضطراري آماده کنند.

مشکلات يکي از پس از ديگري

هواپيما به حدود 100 کيلومتري پايگاه رسيده بود. کنترل هواپيما به سختي انجام مي شد و سوخت نيز درحال اتمام بود.

در پايگاه غوغايي به پا بود. پرسنل آتش نشاني و اورژانس پايگاه همگي در کنار باند حضور داشتند. پرسنل فني نيز مشغول نصب کابل بارير بودند. (کابل ضخيمي که سرتا سر باند را از عرض مي گيرد. هواپيما در اين شرايط قلابي در انتهاي دم دارد که آن را به پايين مي دهد و با درگير شدن اين قلاب با کابل هواپيما متوقف مي شود).

هواپيما با نزديک شدن به باند فرودگاه به تدريج از سرعت و ارتفاع خود مي کاهد. اهرم چرخ ها توسط خلبان پايين داده مي شود. ولي چرخ ها باز نمي شوند. اضطراب دوباره حکم فرما مي شود. خلبان هرکاري مي تواند انجام مي دهد ولي موفق نمي شود. بلافاصله به کمکش که در کف کابين بود مي گويد توسط اهرم اضطراري سعي کند چرخ ها را پايين بدهد ولي او هم موفق نمي شود. سرانجام با کلنجار زياد و ياري جستن از ائمه اطهار چرخ ها بازمي شوند.

هنگام فرود نزديک است ولي دوباره مشکل ...

ناگهان هواپيما به علت استفاده از يک موتور آن هم با سرعت کم کنترل خود را از دست مي دهد و در آستانه سقوط قرار مي گيرد. خلبان که چاره اي ندارد با سرعت دستگيره گاز هواپيما را فشار مي دهد و با افزايش سرعت هواپيما دوباره کنترل خود را بدست مي آورد ولي اين پايان کار نبود، به علت بکارگيري از تمام قدرت موتور براي بدست آوردن تعادل، سرعت هواپيما بيشتر از حد مجاز نشستن شده بود و اين درحالي بود که باند هم اکنون در مقابل خلبان قرار داشت. با چنين سرعتي نشستن بر روي باند آن هم با وضعيتي که هواپيما داشت بسيار خطرناک بود ولي چاره اي نبود. خلبان بايد هواپيما را به زمين مي نشاند. با نزديک شدن به باند چرخ ها باند فرود را لمس کرد همه چيز تا اين لحظه خوب پيش مي رفت ولي...

ناگهان برج کنترل پايگاه فرياد زد:

- کابل بارير پاره شد و لاستيک راست هواپيما نيز ترکيد.

بالاخره هواپيما از حرکت ايستاد

سرعت زياد و غير قابل کنترل هواپيما کابل بارير را پاره کرده بود. هواپيما درميان بهت همگان با سرعت به سمت انتهاي باند مي رفت.

خلبان با توکل به خداوند آخرين کاري را که مي توانست انجام دهد آغاز کرد و با قدرت هرچه تمام تر پاهايش را بر روي پدال ترمز فشار داد. هواپيما با شگفتي تمام انگار کسي آن را متوقف کرده باشد، در انتهاي باند متوقف شده بود. ولي خطر هنوز خلبانان را تهديد مي کرد. شعله هاي آتش موتور سمت راست هواپيما که به دليل فشار شديد باد فرصت بيشتر شدن پيدا نکرده بود به ناگه شعله ور شد، ولي بلافاصله اين آتش توسط پرسنل مستقر مهار شد.

خلبانان بعد از پياده شدن از هواپيما تازه به عمق فاجعه پي بردند و متوجه شدند که با چه معجزه اي بر زمين نشسته اند. خلبانان اذعان مي داشتند که شايد اگر درحال پرواز هواپيما را از اين زاويه ديده بودند اقدام به خروج اضطراري مي کردند.

چه نيرويي خلبانان را نجات داده بود

براستي چه نيروي فوق بشري، اين هواپيما را تا زمين هدايت کرده بود؟ چه کسي به ياري خلبانان شتافته بود؟ آيا اين مصداق بارز امداد غيبي نبود؟ هواپيمايي که کابل ضخيم بارير را پاره کرده بود و يک چرخ هم نداشت توسط چه نيروي در انتهاي باند متوقف شد؟

هواپيماي فانتوم فوق به دليل خسارات وارده شديد، به قسمت بازسازي منتقل شد و پس از گذشت سي ماه کار شبانه روزي پرسنل فني پايگاه، آماده پرواز شد و به خدمت مجدد نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در آمد.

منبع:ساجد

 

خرمشهر از اسارت تا رهايى

خرمشهر از اسارت تا رهايى

خرمشهر آزاد شد. اين خبر نتيجه عمليات بزرگى با عنوان بيت المقدس بود كه با نيرويى متشكل از دليرمردان نيروى زمينى ارتش جمهورى اسلامى ايران، جان بركفان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، سلحشوران بسيجى و با پشتيبانى نيروهاى هوايى و دريايى ارتش، جهاد سازندگى به مدت
گالری عکس فتح خرمشهر(4)

گالری عکس فتح خرمشهر(4)

گالری عکس فتح خرمشهر (1) گالری عکس فتح خرمشهر (2) گالری عکس فتح خرمشهر (3)...
ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر؟

ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر؟

فتح خرمشهر به عنوان یک حادثه تاریخی و سرنوشت‌ساز، پایان‌بخش دوره اول جنگ است که با تجاوز عراق به ایران در تاریخ 31 شهریور سال 1359 آغاز شد و با آزادسازی مناطق اشغالی به پایان رسید. ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر به مدت شش سال و تحولاتی که در این مرحله از جنگ
UserName