• تعداد بازديد :
  • سه شنبه 1386/06/06
  • تاريخ :

"باسمه تعالی"

 

زیباترین باور..

 ابتدای کلام  را با نام و یاد زیبایش، آغاز می کنیم.او که تنها یار و یاور ماست.او که برترین نعمت ها را به ما بخشیده و سپس راه بهره بردن از آن نعمات را هم به ما نشان داده است.او که در کتاب آسمانی اش قصه قوم بنی اسرائیل را مو به مو برایمان شرح داد، تا ما خوب بدانیم که بنی اسرائیل چه کردند....و خوب نگاه کردیم و گوش کردیم قصه بنی اسرائیل را،که:

                       خداوند بنی اسرائیل را برگزیده بود. اما افسوس! آنان بنی اسرائیل بودند.

زیباترین باور...1

خداوند برای آنان مائده  آسمانی فرو فرستاد. گفتند: «غذای پروردگارت را نمی‌خواهیم. سیر می‌خواهیم و پیاز و از این قبیل...»

وقتی تشنه شدند. خداوند دوازده چشمه برایشان جاری کرد و چنان غرق نعمتشان کرد که موجب حسرت و غبطه جهانیان شدند.

 هر کدام از آنها منبع خوراکش را می‌شناخت و خوب می دانست از کجا آذوقه اش را فراهم سازد.

 شاید تصور آن نعمتها بسیار سخت باشد و باور آن برای ذهن ما کمی دشوار به نظر رسد.

بنی ‌اسرائیل باز ظلم پیشه کردند. خداوند  راه توبه وبازگشت را دوباره برای آنان باز نمود. گفت: « در این سرزمین آرام گیرید، هر چه می‌خواهید، بخورید.» آنان آسوده خاطر شدند و مدت زمانی را با آرامش خیال سپری کردند.اما آنچه  آزارشان می‌‌داد، ستمکاری هایشان، بود . خداوند برای آن هم چاره ای کرد.

فرمود: «با تواضع وفروتنی به سوی من بیائید و بگوئید: گناهان ما را فرو ریز.» آنان نیامدند. یا آمدند و نگفتند. یا گفتند، ولی به طنز و سخره واژگانش را دیگرگون کردند.

خداوند بر آنان رحمت آورده بود. آنان غصب می‌خریدند.

افسوس خوردیم که چرا خداوند آنها برگزیده بود. شاید...شاید اگر ما بودیم!؟

زیباترین باور...2

 اندکی نگذشت و ما قصه بنی اسرائیل را هم شنیدیم.

...و اما خداوند ما را برگزید. اما افسوس  که برگزیدگان ، ما بودیم! مایی که قرار بود بنی اسرائیل نباشیم.

خداوند هدایتش را برای ما فرو فرستاد. گفتیم، اکتفا کردن به همین راه سرسختی است و تعصب. سخن دیگران را نیز باید چشید و تجربه کرد. دهانمان به عطر کلام خاندان وحی خوشبو بود،انگار ما هم گفتیم، سیر می‌خواهیم و پیاز!

...و ما رفتیم. تشنه کام باز گشتیم. خداوند دوازده چشمه همیشه جوشنده را بر ما عرضه کرد.

به ما گفت :آنها بشناسید تا سعادتمند شوید.آمدیم ،در حالیکه اندکی سیراب شده بودیم  ولی باز فراموش کردیم و رفتیم .

گناهکار و آشفته حال ،در بیابان‌های گمراهی ذوب می‌شدیم

 خداوند  ما را بر بهشت آرامش فرو آورد. لقمه لقمه خورا کمان داد و جرعه  جرعه به ما آب نوشاند.

گفت به این سو بیایید. فروتنی کنید، تا شما را ببخشایم.

گفت: بیائید!می خواهم بخشیده شوید. گفت: «این علی(ع) است، نزد او آئید» ...وخداوند متعال به وسیله  پیامبر به ما شناساند و معرفی کرد امیر المومنین را. تا بدانیم به کدامین سمت اقتدا کنیم تا مسیر سبز سعادت را گم نکنیم.
زیباترین باور...3

 پروردگار گفت: «فضائلش را بگوئید. زبانتان را پاک می‌کنم، بشنوید، گوش‌هایتان را می‌شویم، بخوانید چشمانتان را تطهیر می‌کنم.» و ما نکردیم. یا کردیم و باور نکردیم. یا کردیم ولی ...

می خواهیم دوباره ببینیم و بهتر بشناسیم نعمت های عظیمی را که خدای متعال به ما بخشیده است.آمدیم تا دوباره باور کنیم خودمان را و یاد بگیریم چگونه بودن را.که ما در جستجوی بهترین ها هستیم و ...شما !در این مسیر زلال ،همراهمان باشید تا در کنار ، و دست در دستان هم ، دوباره پیدا کنیم این سرچشمه های جوشان را و از گوارا بودنش، سیراب شویم ...و باور کنیم همین است تنها چشمه همیشه جوشان عالم و عالمیان...و اکنون،بهترین بهانه برای این آغاز،میلاد تنها منجی عالم بشریت،را به همراه یکدیگر جشن می گیریم و با هم دعا می کنیم برای آمدنش...

فاطمه ناظم زاده

بخش کودک و نوجوان-سایت تبیان

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName