• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • دوشنبه 1386/05/29
  • تاريخ :

نمی خواهم خودم را سانسور کنم
گفت و گو با کیومرث مرادی کارگردان نمایش های"الکترا" و"رومئو و ژولیت"

نمی خواهم خودم را سانسور کنم

مهرداد ابوالقاسمی:

کیومرث مرادی از کارگردانان جوان اما با تجربه ای است که تاکنون نمایش هایی چون"افسون معبد سوخته"، "شکلک"، "رازها و دروغ ها"، "ژولیوس سزار به روایت کابوس"، "مرگ و شاعر" و... را با همکاری نغمه ثمینی، همراه با گروه تئاتر"تجربه ایران" روی صحنه برده است.

او هم اینک دو نمایش"الکترا" و"رومئو و ژولیت" را با دراماتورژی نغمه ثمینی در تالار سایه مجموعه تئاترشهر با حضور دانشجویان رشته تئاتر روی صحنه دارد.

به بهانه حضور این نمایش ها در جشنواره تئاتر سینایا و همچنین اجرای عمومی با کیومرث مرادی گفت و گویی انجام داده ایم که می خوانید:

انتخاب این دو نمایشنامه برای اجرا، تناسب چندانی با انتخاب های پیشین شما برای اجرای نمایش ندارد. برای نخستین بار است که سراغ یک متن کلاسیک رفته اید و رویکرد جدیدی را با حفظ اصالت اثر به نمایشنامه روی صحنه بره اید. حضور در جشنواره تئاتر سینایا باعث این اتفاق شد؟

البته، پیش از این هم یک بار با نگاه و اقتباس جدید نغمه ثمینی به نمایشنامه"ژولیوس سزار" شکسپیر نمایش"ژولیوس سزار به روایت کابوس" را اجرا کرده بودیم، اما همان طور که گفتید انتخاب این نمایشنامه ها برای اجرا، انتخاب مشخص من نبود و در واقع پیشنهاد جشنواره بود که ملزم به اجرای این دو نمایشنامه شدم.

حضور در جشنواره سینایا بنا به درخواست شما بود؟ چرا از ایران فقط گروه شما موفق به حضور در این جشنواره شد؟

پس از اعلام فراخوان شورای تئاتر دانشگاهیان مبنی بر شرکت در جشنواره، براساس پیشنهاد رحمت امینی از سوی دانشکده هنر و معماری متقاضی شرکت در این جشنواره شدیم. از همین رو با انتخاب بهترین شاگردانم مشغول کار کردن روی این متن شدم. سپس در یک رپرتوار، کارگردانانی که متقاضی شرکت در این جشنواره بودند، در حضور اعضای شورای تئاتر دانشگاهیان به عنوان بازبین، نمایش های خود را اجرا کردند که در نهایت گروه ما به عنوان گروه برگزیده این رپرتوار برای شرکت در جشنواره سینایا انتخاب شد.

چند گروه نمایشی متقاضی شرکت در این جشنواره بودند.

از دانشکده هنر و معماری، سپیده نظری پور، مجید جوزانی، از دانشگاه تهران هما جدیکار و شیوا مسعودی متقاضی شرکت در جشنواره بودند.

گویا برخلاف اعلام های پیشین گروه ها، جشنواره سینایا اصلاً رقابتی نیست! درباره نحوه برگزاری و کلیت این جشنواره توضیح می دهید؟

درست می گویید. جشنواره سینایا رقابتی نیست. اما سه ورک شاپ برگزیده از سوی جشنواره انتخاب می شد، که در این زمینه هرگز اعلام رسمی صورت نمی گرفت. در این دوره هم از گروه های شرکت کننده ایران، استرالیا و چین به عنوان کارهای برگزیده نام برده شد. اما در کل، هدف اصلی از برگزاری این جشنواره، رقابت نیست و آموزش اولویت اصلی جشنواره است. تبادل آراء و اندیشه و شیوه های آموزشی کارگردانی و بازیگری ملاک و معیار اصلی این جشنواره است.

سطح کیفی جشنواره امسال چطور بود؟

برای اولین بار بود که من در این جشنواره شرکت می کردم، بنابراین نمی توانم قیاسی از این جشنواره نسبت به سال های قبل داشته باشم، اما در کل جشنواره امسال از نظر من به عنوان یک کارگردان تئاتر دارای ویژگی های بارزی بود. مشترک شدن زبان گروه های شرکت کننده در جشنواره، برقراری ارتباط گروه ها با یکدیگر و انرژی هایی که بین گروه ها رد و بدل می شد و... از بارزترین خاصیت های جشنواره امسال بود که به خوبی توسط مدیران جشنواره، مدیریت می شد. کیفیت آثار حاضر در جشنواره هم بستگی به فرهنگ کشور شرکت کننده داشت. به عنوان مثال گروه مکزیک روی مقوله"زبان بدن" متمرکز شده بود. گروه روسیه بر زبان تأکید داشت و با شیوه ای کاملاً کلاسیک نمایش خود را اجرا می کرد و... در واقع تنوع شیوه های اجرایی جشنواره امسال بسیار زیاد بود. اما خود مسئولان جشنواره رضایت چندانی از آثار نداشتند و معتقد بودند نمایش های سال های گذشته از عمق و غنای بیشتری بر خوردار بوده اند.

وَجه فولکلور بودن آثار تا چه حد در این جشنواره نمود داشت؟

اغلب حاضران در جلسه نقد و بررسی نمایش از من می پرسیدند چگونه به این زبان جهانی دست پیدا کردید. اما نگاه ما اصولاً این گونه نبود. ما هیچ گونه وجهه فولکلور به نمایش خود ندادیم و شیوه اجرایی مدرنی را که مبتنی بر کار کارگاهی بود، برای اجرا مد نظر قرار دادیم. در حالی که بسیاری از نمایش ها مبتنی بر دیالوگ بودند. در واقع هر نمایشی با زاویه دید خاص کشور شرکت کننده، نگریسته می شد و رنگ و بو و فضای بومی آن کشور را در خود نهفته داشت، اما لزوماً عناصر بدیهی به خودی خود به جهانی شدن نمایش ها کمک نمی کرد.

مخاطبان جشنواره با مخاطبان امروز شما تفاوت های زیادی دارند. آیا نمایش ها برای اجرای عمومی دچار تغییر و تحول شده اند؟ از بازخورد مخاطب با نمایش با این شکل و شمایل هراسی نداشتید؟

برای حضور در جشنواره سینایا و به دلیل این که تمام گروه ها همین نمایشنامه را آماده اجرا کرده بودند، تأکید ما روی تصاویر بود تا دیالوگ، اما باید این مقوله را به بحث اجرای عمومی نمایش بسط و گسترش داد. در اجرای عمومی نمایش دو نگرانی عمده داشتم. اول این که می ترسیدم مخاطب با نمایش ارتباط برقرار نکند؛ چرا که مطمئنم عده زیادی نمایشنامه"الکترا" را نخوانده اند، بنابراین ارتباط با این نمایش دشوار است. اما درباره"رومئو و ژولیت" این مصداق، نمودِ کمتری داشت؛ چرا که مخاطبان شناخت بیشتری از داستان و شخصیت های این نمایشنامه دارند. بنابراین یادداشتی را پیش از اجرا در اختیار مخاطبان قرار می دهیم که مطمئن هستم مخاطب پس از خواندن آن یادداشت در ارتباط گیری با نمایش موفق تر خواهند بود.

نمایش های"الکترا" و"رومئو و ژولیت" با توجه به ساختار کلاسیک شان فضای غریبی برای مخاطب دارند. برخورد مدرن با نمایشنامه پذیرفتنی است، اما برخورد اولیه تماشاگر با دکور نمایش بسیار غیر منتظره است و تماشاگر شاهد نوعی تضاد بین فرم و محتوا می شود. به نظر شما این سرمای حاکم بر فضا لازم بود؟

به طور قطع این سردی و غرابت لازم بود، اما درباره اتفاق غیر منتظره ای که برای تماشاگر رخ می دهد، به نظر من این اتفاق، حُسن محسوب می شود و تأکیدی بر این مدعاست که می توان به همین سادگی با یک نمایشنامه کلاسیک برخورد کرد و با شیوه ای مدرن آن را اجرا کرد و بار معنایی اثر را به سادگی به نمایش بخشید.

همچنین معتقدم که به هیچ عنوان نمی توان سلیقه مخاطب را تغییر داد و ما هم این نمایش را برای اجرای عمومی آماده نکرده بودیم و این مطلب را در یادداشتی که به آن اشاره کردم یادآور شده ام. این نمایش در حقیقت حکم تجربه ای است در یک ورک شاپ برای رسیدن به اهدافی چون تمرکز بازیگر روی صحنه، کار بازیگر در مسیر کارگردان براساس تحلیل متن و رسیدن به اجرایی مدرن از یک نمایشنامه کلاسیک که براساس تم عشق و نفرت شکل می گیرد. در نهایت تماشاگر باید بگوید که این روند با موفقیت طی شده یا نه.

نگاه و رویکردتان به نمایشنامه"رومئو و ژولیت" نسبت به نمایشنامه "الکترا" خیلی امروزی تر است. دیدگاهی که نسبت به عشق در این نمایش مطرح می شود، کاملاً معاصر است. آیا این رویکرد باور خود شماست؟ آیا باور دارید که عشق های معاصر نوعی دور باطل هستند؟

نه! قطعاً این گونه نیست. نمی خواهم خودم را سانسور کنم. در تمام نمایش های من"عشق" جایگاه مهمی داشته است. در تمام آثارم عشق تعریفی دارد که ماحصل نگاه من و نغمه ثمینی به عنوان نمایشنامه نویس است. هنگامی که روی نمایشنامه"رومئو و ژولیت" تمرکز کرده بودم، در صفحه حوادث روزنامه ایران درباره عشق یک دختر و پسر مطلبی خواندم که به دلیل مخالفت خانواده، هر دو از خانه فرار کرده و با هم ازدواج می کنند، اما یک ماه بعد از این اتفاق پسر توسط دختر به قتل می رسد و با چاقو تکه تکه می شود... این داستان برای من بسیار عجیب بود و با خود فکر می کردم قبل و بعد از فرار آن دو واقعاً چه اتفاقاتی رخ داده که نتیجه این عشق و ازدواج به آنجا ختم می شود و این انگیزه ای برای رویکرد جدید به متن"رومئو و ژولیت" شد. معتقدم آدم های امروز عملگرا نیستند و بیشتر سخن می گویند. به نظر من در دنیای مدرن امروز، همه منتظرند تا یک اتفاق رخ دهد، اما برای رخ دادن آن اتفاق هیچ کس تلاش نمی کند! در حالی که در"رومئو و ژولیت" هر دوی آن ها دست به اقدام خاصی می زنند، اما انسان معاصر اصلاً این گونه نیست. نیاز به یک فرد واسطه در دنیای امروزی کاملاً احساس می شود و این رویکرد ما به "عشق" بود.

من معتقدم که عشق و علاقه باید در قلب وجود داشته باشد و این مقوله در نمایشنامه شکسپیر به طور کامل وجود دارد، اما در دنیای امروز این حس چندان وجود ندارد و دیده نمی شود.

نمی خواهم خودم را سانسور کنم
نمی خواهم خودم را سانسور کنم
نمی خواهم خودم را سانسور کنم
نمی خواهم خودم را سانسور کنم
نمی خواهم خودم را سانسور کنم
نمی خواهم خودم را سانسور کنم
نمی خواهم خودم را سانسور کنم
نمی خواهم خودم را سانسور کنم
نمی خواهم خودم را سانسور کنم
نمی خواهم خودم را سانسور کنم
نمی خواهم خودم را سانسور کنم

 

UserName