• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • سه شنبه 1386/05/16
  • تاريخ :

اپرای سنتی و مذهبی ما هنر تعزیه است

اپرای سنتی و مذهبی ما هنر تعزیه است

برای هنر تعزیه جایگاه ویژه ای قائلم چراکه معتقدم اپرای سنتی و مذهبی ما همان هنر تعزیه است که با دارا بودن موسیقی حماسی و عزاداری که اغلب آن در موسیقی ردیف دستگاهی جای می گیرد می تواند به اپرا تبدیل شود.

بهروزغریب پور کارگردان اپرای عروسکی "مکبث" با بیان این مطلب درباره جایگاه هنر نمایشی اپرا در ایران گفت : موسیقی مذهبی ما به دلیل ویژگی های تراژدی و یا حماسی که دارد به شدت قابلیت تبدیل به اپرا را دارد .

 وی افزود:گرایش به موسیقی نمایشی و یا نمایش موسیقایی در مشرق زمین به ویژه در چین ، هند و ایران بسیار زیاد است و خوشبختانه به دلیل داشتن ادبیاتی غنی به طور بالقوه پتانسیل برنامه ریزی و اجرای هنر اپرا را داریم که به نظرمن برای قوت گرفتن این هنر وهمراهی آن با موسیقی کلاسیک و یا موسیقی  ایرانی و همچنین استفاده از سازهای بومی در مناطق مختلف سرزمین مان باید این هنر هم از سوی مسئولان در وزارت ارشاد و هم از سوی خود هنرمندان جدی گرفته شود.

وی در ادامه خاطر نشان کرد : به نظرمن در درجه اول با جدی گرفتن اپرا بود یا نبود این هنرهم برای دست اندرکاران امور فرهنگی نیز جدی گرفته می شود بنابراین به همان اندازه که این هنر جدی گرفته شود سرمایه گذاری های دولتی و یا خصوصی هم این محصول فرهنگی فراموش شده را جدی می گیرند .

کارگردان اپرای عروسکی رستم و سهراب در ادامه به مضامین موجود در ادبیات  ایران برای اجرای صحنه ای اشاره کرد و گفت : گنجینه های ارزنده ای درشعر کلاسیک ایرانی و جود دارد که با استفاده از کسانی که در این زمینه کار کرده اند به راحتی می توان آن را به روی صحنه برد ولی این در حالی است که که در همه جای دنیا برای تبدیل متنی به اپرا در ابتدا باید آن را به شعر بکشند و بعد از روی آن ساختار اپرا را طراحی و کارگردانی کنند و خود این کار که به عنوان اساس اپرا محسوب می شود مدت ها زمان می برد اما خوشبختانه ما چنین مشکلی را نداریم و با داشتن شاعرانی چون نظامی گنجوی ، عطار و فردوسی می توان برنامه ریزی درستی برای احیاء این هنر کرد به عنوان نمونه حدود 18 داستان در شاهنامه وجود دارد که با خلاصه کردن آن می توان هنر اپرا بار دیگر زنده کرد و به همین پتانسیل موجود بود که برای اجرای اولین اپرا (رستم و سهراب) سراغ شاهنامه رفتم .

وی درباره گذشته اپرا در ایران گفت : در گذشته موسیقدان هایی مانند لوریس چکناوریان و حسین دهلوی کارهایی را نوشتند اما به دلیل اینکه کارگردان و میزانسن درستی برای اپرا نداشتیم وغالبا رهبر ارکستر مجبور بود این نمایش موسیقایی را رهبری کند هیچ یک از آن اپراها آثار مطلوبی از آب در نیامدند بنابراین برای شروع مجدد باید نگاهی جدی به این هنر می شد و زمانی که ساخت اپرای رستم و سهراب را شروع کردم خیلی از دوستانم پیشنهاد دادند که این اپرا به عنوان اولین اپرای زنده بعد از انقلاب ارائه دهم که من مخالفت کردم چراکه معتقد بودم هنوز بستر مناسب برای این هنر موسیقی فراهم نیست چون اپرا به دلیل خصلت و ویژگی هایی که دارد باید به طور محدود در 5 یا 10 شب اجرا شود و امکانات و نیروی موجود در این زمینه جوابگو نبود به همین دلیل شیوه اجرای عروسکی را انتخاب کردم تا هم امکان این را داشته باشد به کرات اجرا شود و هم بتوانیم در این زمینه مخاطب پروری کنیم چون یکی از ضروریات رشد اپرا مخاطب پروری و آموزش این هنر به مخاطب است.

بهروزغریب پور مدیرعامل سابق خانه هنرمندان در پایان به فعالیت های موسیقی که در این مرکز فرهنگی و هنری در طول سال ها مدیریت وی انجام شده اشاره کرد و گفت : پیشرفت هنر موسیقی در دوره های مختلف مدیریت همیشه مد نظرم بوده است  خوب یادم هست زمانی که مدیریت فرهنگسرای بهمن را به عهده داشتم ارکسترسمفونیک فرهنگسرای بهمن را به وجود آوردم چون معتقد بودم برای پیشرفت ارکستر سمفونیک تهران باید رقیبی به وجود آید که این رقیب می توانست ارکستر فرهنگسرای بهمن باشد گو اینکه بسیاری این ایراد را به من می گرفتند که برخی از نوازنده های ارکستر فرهنگسرا از نوازنده های ارکستر سمفونیک هستند اما اینطور نبود شیوه کار و برنامه ای که من ریخته بودم بسیار متفاوت بود و تا زمانی که مدیریت این مرکز را داشتم این ارکستر هم بر پا بود.     

وی در پایان گفت : در خانه هنرمندان هم به همین شکل اما به دلیل محدود بودن فضا نمی توانستیم اجراهای زنده با ارکسترهای بزرگ داشته باشیم اما از آن فضای محدود هم تا آنجا که امکان داشت استفاده مفید کردیم به عنوان مثال دوره آموزش و آشنایی با اپرا برای علاقه مندان گذاشتیم که خیلی طرفدار پیدا کرد و واقعا یک نسلی با اپرا آشنا شدند برخی دیگر از این فعالیت ها مقاله های پژوهشی بود که مرکز موسیقی انجام داده بود و خروجی آنها در خانه هنرمندان عرضه می شد و درراستای این برنامه باشگاه موسیقی مقامی را با هدف شناخت نسل جوان از گنجینه های پربار موسیقی را تاسیس کردیم ؛ بخش دیگر از فعالیت ها برگزاری کنسرت هایی که برای پرورش گروه های آماتوری و گروه هایی تازه کار ترتیب داده شد و یا بخشی از اجراهای جشنواره موسیقی فجر مانند تکنوازی ها را درسالن بتهوون خانه برگزار کردیم به هر تقدیر تا آنجا که در توان داشتم در زمانی که میزبان خانه هنرمندان بود از مهمانان و هنرمندان در حوزه های مختلف به خوبی پذیرایی کردم که هنر ارزشمند موسیقی هم از جمله آن بود.   

منبع : خبرگزاری مهر

 

UserName