• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 348
  • سه شنبه 9/5/1386
  • تاريخ :

سینمای ایران در هفته ای که گذشت

سینمای ایران در هفته ای که گذشت

1- جلوی نمایش سنتوری (داریوش مهرجویی) به راحتی آب خوردن گرفته شد و کسی از بین مسوولان سینمایی این زحمت را به خود نداد که دراین باره توضیح خاصی بدهد و علت این عدم نمایش را برای مخاطبان سینمای ایران روشن کند. در این بین کانون تهیه کنندگان و کارگردانان بیانیه صادر کردند و اعتراض خود را به این عمل نشان دادند. از طرف دیگر سکان معاونت سینمایی که از همیشه بی ملوان تر به نظر می رسد (بعد از استعفای علیرضا رضاداد و محمود اربابی) در قبال این قضیه سکوت پیشه کرد تا برای همه مشخص شود که توقف نمایش سنتوری از جای دیگری آب می خورد. این برای اولین بار نیست که در راه نمایش فیلمی از مهرجویی مشکل به وجود می آید. پانزده سال قبل هم بانو با این مشکل مواجه شد. تنها به این دلیل که معنا و تمثیل به فیلم الصاق کردند و به این نتیجه رسیدند که فیلم نباید اکران شود. فیلم هفت سال بعد و در دوره اصلاحات (دوره پویایی سینمای بعد از انقلاب) به نمایش درآمد و مشکلی هم پیش نیامد. نمایش باتاخیر بانو نشان داد که سلایق شخصی فلان آدم و خواست فردی بهمان مدیر تنها مشکل در راه اکران فیلم بوده، وگرنه مشکل خاصی در فیلم وجود نداشته که بخواهد هفت سال خاک بخورد. حالا تاریخ تکرار شده و سنتوری به خاطر معانی و تمثیل هایی که به آن سنجاق شده، حق نمایش عمومی ندارد. حقی که معلوم نیست از چه کسی باید آن را طلب کرد و خواستار شد.

2- در اوایل هفته گذشته منیژه حکمت در واکنش به اتفاق پیش آمده برای پگاه آهنگرانی، نامه پر از گله و شکایتی را نسبت به عوامل فیلم آتش سبز (محمدرضا اصلانی) منتشر کرد. نامه ای که حق طبیعی او به نظر می رسید. هر چه نباشد او دخترش را سالم به عوامل فیلم تحویل داده بود و انتظار نداشت که چنین حادثه ای پیش بیاید. حادثه ای که بار دیگر به همه نشان داد عوامل سینمای ایران سر صحنه از امنیت جانی برخوردار نیستند. در اواسط هفته هم در هنگام فیلمبرداری فیلمی کوتاه، یکی از بازیگران فیلم دچار برق گرفتگی شد و دو دست خود را از دست داد. متوجه هستید که داریم درباره چه چیزی صحبت می کنیم. به دلیل سهل انگاری یا هر چیز دیگری آدمی دو دست خود را از دست داده و دستش به هیچ جا بند نیست،

در پی این دو حادثه متصدیان جلوه های ویژه در بیانیه ای اعلام کردند که این دو اتفاق به دلیل رعایت نکردن استانداردهای جلوه های ویژه روی داده و خواستار این شدند که جلوه های ویژه به شکل درست و اصولی انجام شود. این بیانیه مربوط به بعد است. حالا که مهره های کمر پگاه آهنگرانی دچار مشکل شده و جوان بازیگر دو دست خود را از دست داده چه کار باید کرد؟ چه کسی پاسخگوی این دو نفر و خانواده هایشان خواهد بود؟ سوال اصلی اینجا است که با توجه به نبود ایمنی لازم در سر صحنه، آیا گروه فیلمبرداری از طرف تهیه کننده بیمه حوادث می شوند که در صورت بروز مشکلات این چنینی به داد آنها برسد؟ دو دست بازیگر جوان دیگر برنمی گردد و خاطره تلخ سقوط از ارتفاع همیشه با پگاه آهنگرانی خواهد بود. این دو مورد نشان می دهد که مساله ایمنی باید هر چه جدی تر سر صحنه ها اعمال شود تا از بروز مشکلات احتمالی جلوگیری شود. مشکلاتی که سینمای ایران آنها را خیلی ساده فرض کرده است.

3- از چهارشنبه هفته گذشته نمایش عمومی پاداش سکوت (مازیار میری) و محاکمه (ایرج قادری) آغاز شد تا بلکه سینمای ایران از نظر اقتصادی تکانی بخورد و فیلم ها فروششان بیشتر شود. فروشی که تا به حال رضایتبخش نبوده و انتظارات را برآورده نکرده است. سال گذشته در همین روزها سینمای ایران وضعیت بهتری داشت. اکران آتش بس (تهمینه میلانی) با فروش میلیاردی اش به پایان رسیده بود و شام عروسی (ابراهیم وحیدزاده)،کافه ستاره (سامان مقدم) و به نام پدر (ابراهیم حاتمی کیا) در شروع نمایش شان با اقبال مواجه شده بودند. این در حالی است که از ابتدای امسال به غیر از اخراجی ها (مسعود ده نمکی) هیچ فیلمی به فروش بالا و خیره کننده نرسیده و 400 میلیون سقف فروش فیلم ها بوده است.

در مورد فیلم مازیار میری (که بر اساس داستان من قاتل پسرتان هستم (احمد دهقان) ساخته شده) با توجه به سینماهای کمی که در اختیار دارد، به نظر می رسد نباید انتظار فروش بالایی برای آن متصور بود. فیلم میری می تواند تماشاگران خاص خود را داشته باشد و از طریق آنها به فروش معقولی دست یابد. این قضیه در مورد فیلم ایرج قادری فرق دارد. فیلم قادری فقط و تنها فقط برای رسیدن به یک فروش بالا ساخته شده و اگر غیر از این باشد باید در موردش شک کرد. محاکمه عوامل لازم را برای اینکه پرفروش ترین فیلم تابستان شود، دارد. از قصه عامه پسند و گروه بازیگران اش گرفته تا توانایی همیشگی ایرج قادری و سعید

مطلبی در جذب مخاطب.

منبع : شرق

مطالب مرتبط :

از آمدن "الیور استون" تا نیامدن "سنتوری"

UserName