• تعداد بازديد :
  • دوشنبه 1386/05/08
  • تاريخ :

داستان اسلام آمریکایی 

داستان اسلام آمریکایی
 

برت در کتابش تا جایی که توانسته قشر مسلمان کشورش را موفق ارزیابی می‌کند و می‌نویسد در حقیقت بر خلاف تصور مردم جهان، آمریکایی‌ها بیشتر از آنکه از تروریست بودن مسلمانان جامعه‌ی خود هراس داشته باشند، از "پیشرفت و تعالی" این قشر نگران هستند.

 

 

بر اساس اکثر آمار و ارقام موجود "اسلام" در حال حاضر بعد از مسیحیت، دومین دین رسمی ایالات متحده محسوب می‌شود و طبق همین آمارها حدود 60 درصد از مردم آمریکا مدعی هستند تاکنون هیچ مسلمانی را ملاقات نکرده‌اند. اگرچه این ادعا از لحاظ آماری نمی‌تواند معنایی داشته باشد، ولی جای هیچ شکی نیست که هنوز هم تصورات غلط و پیش‌داوری درباره مسلمانان آمریکا، نزد مردم این کشور حرف اول را می‌زند.

در نظرسنجی موسسه تحقیقاتی گالوپ در سال 2006 حدود یک سوم آمریکایی‌ها فکر می‌کردند که مسلمانان آمریکا با گروه القاعده ارتباط مستقیم دارند و حالا بعد از یک سال هنوز هم این مسئله بدون نتیجه‌گیری و ارائه اسناد و مدارکی دال بر این مدعا، تنها در میان مردم و سیاستمداران زمزمه می‌شود.

 

به گزارش کتاب‌نیوز "پل برت" در کتاب جدید خود،"اسلام آمریکا" با روایت و به تصویر کشیدن زندگی مسلمانان آمریکا و مبارزه آنها برای عدالت؛ پس از حادثه‌ی یازدهم سپتامبر، سعی کرده تا حدودی از این تصورات غلط بکاهد. برت که سالهای متمادی به عنوان خبرنگار در روزنامه وال استریت ژورنال فعالیت کرده است و هم اکنون در روزنامه‌ی "بیزینس ویک" مقاله‌ی اقتصادی می‌نویسد، با استفاده از استعداد خود در زمینه‌ی خبر و تحلیل اوضاع و احوال جامعه، خود را وارد زندگی سوژه‌های کتابش می‌کند. کاری که به نظر می‌رسد کار ساده‌ای نبوده است.

در این کتاب برت زندگی هفت مسلمان آمریکایی با طرز تفکرهای جداگانه را زیر ذره بین قرار می‌دهد. از "ویلی دربورن" ناشر و ساکن میشیگان و "اسامه سیبلانی" سیاستمدار گرفته تا "اسرا نومانی" خبرنگار و مدافع حقوق زنان. همه به عنوان مسلمانان جامعه‌ی آمریکایی، در این کتاب به تصویر کشیده ‌شده‌اند.

"برت" سوژه‌های خود را طوری انتخاب کرده که نماینده و تصویری از شش میلیون مسلمان ساکن آمریکا باشند که به جرات می‌توان این افراد را به تمام مسلمانان جهان تعمیم داد. به نوشته‌ی برت، مسلمانان آمریکا از لحاظ مذهب، اخلاق و مسائل قومی و فرقه‌ای با دیگر مسلمانان جهان تفاوتی ندارند و حتی مانند مسلمانان اروپا مجبور نیستند برای حفظ هویت اسلامی خود و هماهنگی با دیگر اقشار جامعه، تلاش کنند.

 

برت در کتاب خود می نویسد مسلمانان اروپا اکثرا جز‌ء مهاجرانی هستند که در شرایط سختی زندگی می‌کنند و از بیشتر خدمات اجتماعی محرومند، در حالیکه مسلمانان آمریکا از این وضعیت مستثنی هستند. برت اعتقاد دارد مسلمانان در این کشور جزء قشر تحصیل کرده‌ی جامعه هستند و از پشتوانه‌ علمی و اخلاقی بالایی برخوردار هستند.

برت در حالی‌که سعی می‌کند در این کتاب حس داستان‌گونه‌ مطالب خود را حفظ کند و از این طریق روند ثابتی را در روایت داستان زندگی شخصیت‌هایش بکار ببرد، ولیکن در بعضی از فصول مربوط به داستان زندگی "خالد ابو فادل" استاد دانشگاه ucla از مسیر خود منحرف می‌شود.

برت بدون داشتن پیش زمینه و اطلاعات قبلی، وارد مباحث عمیق خالد به عنوان استاد فقه و فلسفه می‌شود و از نتیجه‌گیری صحیح در قوانین و شریعت اسلامی در برخورد با تعاملات اجتماعی مدرن، عاجز می‌شود.

این عجز وقتی به صورت کامل خود را نمایان می‌کند که مخاطب با خواندن روایت زندگی "سراج وهاج" امام جماعت مسجدی در بروکلین، تاریخ پیچیده‌‌ای برای مسلمانان آفریقایی مهاجر به آمریکا تداعی می‌کند که در آن عداوت دیرینه‌ای میان آنها با مسلمانان خاورمیانه دیده می‌شود[!].

 

با وجود این نقطه ضعف‌ها، "اسلام آمریکا" به خوبی سعی کرده با بیان زندگی معمولی شخصیت‌های مسلمان خود، پادزهری برای آفت اسلام گریزی که در پنج سال گذشته و بعد از حادثه‌ی یازده سپتامبر جامعه آمریکا را آلوده کرده، کشف کند و آن را در بدنه‌ اجتماعی ایالات متحده تزریق کند.

برت در کتابش تا جایی که توانسته قشر مسلمان کشور خود را موفق ارزیابی می‌کند (احتمالا بر اساس اسناد و مدارک معتبر مدعی این امر است) و می‌نویسد در حقیقت بر خلاف تصور مردم جهان، آمریکایی‌ها بیشتر از آنکه از تروریست بودن مسلمانان جامعه‌ی خود هراس داشته باشند، از "پیشرفت و تعالی" این قشر نگران هستند.

 

در پایان کتاب برت گزارش دستگیری "سامی عمرالحسین"، دانشجوی دانشگاه آیداهو توسط پلیس آمریکا را ضمیمه‌ کتابش می‌کند تا با تحلیل این اتفاق، هم اعتبار کتابش را افزایش داده باشد و هم کمکی برای نتیجه‌گیری داستان‌های مختلف از شخصیت‌های متفاوت داشته‌باشد.

سامی‌ عمرالحسین در فوریه سال 2003 به "اتهام" همکاری با یک سایت اینترنتی عرب زبان در اشاعه‌ی فرهنگ تروریسم و بمب گذاری‌های انتحاری دستگیر شد و به سرنوشت هزاران مسلمان قربانی سیاست‌های آمریکا بعد از یازدهم سپتامبر دچار شد. با وجود تلاش فراوان برای اثبات بی‌گناهی و جنجال بسیار در رسانه‌ها، سیستم و سیاست‌گذاری جدید دولت آمریکا بعد از سقوط برج‌های دوقلوی تجارت جهانی به گونه‌ای است که افرادی مثل سامی حسین "باید" به جرم خود اعتراف کنند.

هر چند یک سال بعد، بی‌گناهی حسین ثابت می‌شود؛ ولی وی از این کشور اخراج می‌گردد تا سیاست‌های ضد تروریستی دولتمردان آمریکایی روند طبیعی خود را طی کرده باشد[!].

البته شاید با خواندن فعالیت‌های آشکار و پنهان دولت علیه مسلمانان، که به جای یافتن راه حل به دنبال ایجاد مشکل برای آنهاست، مخاطب مسلمان از زندگی در این کشور احساس ناامیدی کند؛ ولی همانطور که نویسنده نیز خاطر نشان کرده، جای امیدواری همیشه باقی است. چرا که با وجود تمام این مشکلات، شهروندانی مثل حسین بر عقیده و کسب حقوق خود راسخ و ثابت قدم هستند.

"رضا اصلان" تحلیل‌گر روزنامه "سی بی اس" و نویسنده‌ی کتاب "لااله الاالله" (no god but GOD ) برای تداوم این عقیده و ایمان، در بین نسل جدید مسلمانان آمریکا، اظهار امیدواری می‌کند و می‌نویسد:

"انشاءالله خدا مسلمانان را در این امر یاری کند تا خود را در میان قوانینی مثل "جنگ علیه تروریسم ایالات متحده" که صفحات بیشتری از تاریخ این کشور را سیاه کرده است، محافظت و بار دیگر حقانیت خود را ثابت کنند.

 

 

UserName